وبلاگ شخصی فرهاد داودوندی
 
فروشگاه لوازم یدكی اتومبیل ، نجوم ، ورزش ، شطرنج، هنر و علم در بروجرد
tabligh
tabligh



به

کمپین حذف هزینه

مراسم های چهلم و سالگرد   

بپیوندید





به قلم: فرهاد داودوندی




غذایش اصلا خوب نبود!

برای من که میوه نیاوردند!

برنجش هندی بود!

بگو شما که ندارید چرا مراسم می گیرید....


اینگونه جملات را از زبان دوستان و آشنایانی که پس از صرف غذای مراسم چهلم و سالگرد درگذشتگان از تالارهای پذیرایی بیرون می آیند بسیار می شنویم


میلیون ها میلیون تومان به بهانه مراسم های چهلم و سالگرد توسط وراث هزینه می شود تا جائیکه  حتی دیده شده بسیاری از خانواده ها تا سالیان سال  باید بدهی های  اینگونه مراسم ها را پرداخت کنند

در حالیکه یکی دو خانه آنطرفتر از ما ممکن است خانواده های بسیار نیازمندی وجود داشته باشند که  برای  هزینه مدرسه فرزندان شان به مشکل برخورده اند، بری تهیه داروی مادر خانواده  کفگیر شان به ته دیگ خورده، برای خرید یک ویلچر برای جوان معلول خانواده آهی در بساط ندارند و.......

به واقع وقتش رسیده خانواده های داغداری که در غم از دست دادن عزیزان شان عزادارند، کمی به خود بیایند و به جای اینکه  در اینگونه موارد اختیار را برای خرج کردن های کلان و بیفایده  به دست دیگران بسپارند،

 هزینه های مراسم هایی به مانند " شب شام" و موارد مشابه را حذف کنند و به جای آن با اهدای مبلغی معقول به خیرین و موسسات خیریه  معتبر به یاری نیازمندان بشتابند

امیدواریم #کمپین_حذف_هزینه_مراسم_های_چهلم_و_سالگرد  با استقبال مردم روبرو شود تا به جای هدر رفت سرمایه های خانواده های داغدار، گل لبخند را بر لبان خانواده های نیازمند بنشانیم






طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: حذف هزینه مراسم های چهلم و سالگرد، نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی، مراسم سالگرد، مراسم چهلم، کمپین،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 18 مرداد 1398 توسط فرهاد داودوندی

اخیراً شیخ ناطق نوری گفته است " به من آیت‌الله نگویید تا باورم نشود که آیت‌الله هستم!". بارها در رسانه‌هایی که در این دو دهه بوده‌ام با این معضل مواجه بوده‌ام که نکند لقبی که برای فردی پارسنگ گذاشته‌ایم هم‌وزن ایشان نباشد و طرفه آن‌ها که تماس می‌گرفتند چرا مرا دکتر نگفته‌ای! و یا: وامصیبتا! چرا من را حجت‌الاسلام خوانده‌ای و نه آیت‌الله!
شیخ کلینی صاحب اثر سترگ اصول کافی «ثقه‌الاسلام» نامیده می‌شد که امروزه لقب طلبه‌های تازه‌کار است. این القاب عموماً برای این‌یکی دو سده است و گرنه، نه آخوند ملا محمدباقر مجلسی را آیت‌الله‌العظمی می‌گفتند و نه شیخ انصاری را! حتی کسانی مانند شیخ اسدالله بروجردی حداکثر به "حجت‌الاسلام" معروف‌اند.
جدیدتر این که جریان علامه سازی راه افتاده است! در صد سال اخیر حداکثر ده نفر به لقب علامه نامورند مانند علامه جعفری، علامه طباطبایی، علامه حسن‌زاده آملی و یا علامه قزوینی و علامه دهخدا و یا افراد معدودی با لقب استاد معروف‌اند مانند استاد مطهری و استاد شهیدی.
جامعیت علمی و شخصیت متعالی این افراد این القاب را حقاً برازنده کرده بود اما دریغ که در سال‌های اخیر نو قلم ِتازه محقق هم علامه نامیده می‌شود!
همین یکی دو سال پیش بود که به خواسته آیت‌الله سیستانی مرجع شیعیان عراق القاب معمول ایشان از پایگاه خبری‌اش حذف شد.
اگر این لقب سازی‌ها به قصد مداهنه است که به فرمایش مولا باید به صورت مدیحه‌گو خاک پاشید و اگر لقلقه زبان و تعارف است که با توهین فرقی ندارد. لقب باید بامسمی باشد.
چندی پیش دوستی را که دانشجوی سال سوم دکتری ارتباطات است و امتحان جامع را هم گذرانده بود به جناب مولانا با لقب "دکتر" معرفی کردم ولی مولانا برآشفت که ایشان که تز و تدریسی ندارد این چه لقب ناروایی است که به کار می‌برید!
به لحاظ علمی کسی که با PhD عضو هیات علمی می‌شود استادیار است و نه استاد! و تنها بعد از گذراندن مرحله دانشیاری و سال‌ها فعالیت علمی می‌تواند به مرحله استادی ارتقاء یابد. کار به چنان مرحله‌ای رسیده است که به تعبیر ظریفی اگر در میدان انقلاب بلند لفظ مهندس را به کار ببری بیشتر جمعیت برمی‌گردند ببینند چه کسی صدایشان زده بقیه هم که بر نمی گردند لابد دکتر هستند!
ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه بیان می دارد که زوال بنی‌عباس در صدور بی‌رویه القاب به اعوان‌وانصار بود مانند ذوالریاستین و ذوالکفایتین! در عصر قاجار هم که این معرکه تبدیل به مضحکه شد و هر طفل نورسیده‌ای فلان الدوله و بهمان السلطنه شد تا آن جا که حتی صدای ظل السلطان هم از این لقب فروشی درآمد و نوشت: "دیگر شخصی از سی کرور اهل ایران باقی نمانده که لقبی نداشته باشد" و بیان می‌دارد "تا حالا 20 هژیر الملک، 50 موید السلطنه و 60 ظهیرالملک شخصاً رقم زده‌ام!"
مهندس و دکتر بودن در جامعه‌ای که صندلی‌های خالی مانده دانشگاهش را برای جذب دانشجوی مهندسی به حراج گذاشته‌اند چندان شق‌القمر نیست. شگفت آن که برخی منتظر دیگران نمانده و خود این القاب را در کارت ویزیت اعلای خود درج می‌کنند و یا پشت تلفن خود را دکتر فلانی و مهندس بهمانی معرفی می‌کنند!
در همه جای دنیا لفظ دکتر را تنها یا برای پزشک به کار می‌برند و یا در محیط های علمی در حوزه‌های خاص نه در کوی و برزن و صف نانوایی!
پس برای رهایی از این معضل، شاید پویشی لازم باشد برای نه گفتن به القاب الحاقی، نه گفتن به پیشوند دکتر مگر برای اطباء و متخصصین برجسته و نه گفتن به آیت‌الله سازی مگر برای علمای مبرّز و مراجع مسلم.
باور کنیم سواد به مدرک نیست؛ سواد به لقب نیست!
کمپین نام بدون لقب می‌تواند ایجاد فرهنگ و تولید رفتار کند تا نهضتی برای حذف القاب زائد و مطنطن و دهن پرکن ایجاد کند تا جامعه از این طبقه‌بندی مضحک که تبدیل به طنز و گروتسک شده است رهایی یابد.

 
ساسان والی‌زاده/ روزنامه‌نگار



طبقه بندی: اجتماعی، 
برچسب ها: کمپین نام بدون لقب، ساسان والی‌زاده، نام بدون لقب، فرهاد داودوندی، کمپین، والی زاده،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 23 آذر 1395 توسط فرهاد داودوندی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظ