وبلاگ شخصی فرهاد داودوندی
 
فروشگاه لوازم یدكی اتومبیل ، نجوم ، ورزش ، شطرنج، هنر و علم در بروجرد
tabligh
tabligh



مراسم کلنگ زنی باشگاه سوارکاری

و سالن تیراندازی

مجموعه ورزشی کارگران بروجرد


 مهندس بازوند معاون محترم وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی ایران



































طبقه بندی: بروجردی ها، 
برچسب ها: مراسم کلنگ زنی باشگاه سوارکاری و سالن تیراندازی مجموعه ورزشی کارگران بروجرد، کلنگ، کلنگ زنی، فرهاد داودوندی، ورزشگاه کارگران، عباس گودرزی، صید علی کورانی فر،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 30 فروردین 1397 توسط فرهاد داودوندی
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 28 مرداد 1394 توسط فرهاد داودوندی


سپاس از استاد محمد گودرزی بروجردی ( الف. فرهیخته)

 

جریان زندگی

عمو فرهاد عزیز

   خبر گلنگ زنی ساختمان «هتل پنج ستاره» خبری بسیار مسرت بخش بود و باور بفرمایید ذره ذره وجود مرا نیز مانند وجود مبارک شما، به وجد آورد؛

وقتی شهر از امکانات رفاهی و اقامتی خوبی برخوردار باشد، حتماً سیل گردشگر داخلی و خارجی به سمتش سرایز خواهد شد و اوضاع نامطلوب کسب و کار، رونق خواهد گرفت. حتماً می دانید که «آسمان صاف و هوای پاکیزه» در ایران، از اصلی ترین جاذبه های گردشگری سرزمین باستانی ما بوده است.

لرد کُرزُن، از مشهورترین سیاستمداران انگلیس که در سالهای پایانی قرن نوزدهم به ایران سفر کرده است، در این باره می نویسد:

«در نزد ما اروپاییان، آن چشم ­اندازهای بی­ مانع و حصار و چمنزارها و کشتزارها چه اندازه تازه و بدیع است در جایی که در هوای صاف و شفاف آن ریزترین چیزها از فاصلة چندین میلی قابل تشخیص است. - من از مسافت تقریباً 20 میلی شئ ریزی مانند کلبه یا بنایی را مشاهده کرده­ام و هر مسافری در ایران، منظرة مداوم سراب و حرمان رسیدن به آن را اعتراف دارد.- در سامانی که شهرها از دود محصور نشده است و بامهای هموار، لولة بخاری یا دودکش ندارند و چه سکوت محض و مقاومت ناپذیری که در پهنای آن هست که با سر و صدای بی شمار روستایی که در کشور ما دیده می شود تفاوت بسیار دارد و چه هوای قابل ستایشی که هرگز از پردة مه و بخار پوشیده نیست، همان سرزمینی که خورشید از فراز سر، راست بر تن انسان می­تابد.»

اما نمی دانم با وجود ریزگردها و گردوغبارهایی که اینک به گردشگران دائمی دیار ما تبدیل شده اند، باز هم خصوصاً گردشگران خارجی حاضرند به شهر، استان یا کشور ما بیایند؟! شاید ساده انگارانه بگوییم که هجوم ریزگردها از کشورهای همسایه به ما چه ربطی دارند و یا مگر هزینة نابسامانی دیگر مملکتها را هم ما باید پرداخت کنیم؟! 

 اتفاقاً اینها همان پرسشهای اصلی و مهمی است که ظاهراً پاسخهای آنها را به درستی نمی دانیم یا می دانیم و به روی خودمان نمی آوریم! کافی است که در همین محیط مجازی به متن مصاحبه های مسئولان و دست اندرکاران محیط زیست کشورمان در ماههای اخیر مراجعه کنیم و بخوانیم که مثلاً «کانون بسیاری از ریزگردها در داخل کشور است!» یا «خشک کردن هورالهویزه در استان خوزستان برای انجام حفریات نفتی، آن مرداب وسیع را به یکی از اصلی ترین کانونهای تولید گردوغبار در کشور تبدیل کرده است» یا «سیاست به اصطلاح خودکفایی تولید گندم باعث نابودی منابع آب کشور شده است» یا « 600 سفرة موجود آب زیرزمینی در ایران به شدت تهدید می شوند» یا «570 شهر کشور در مرحلة تنش آبی قرار دارند» و ... !!!

با این همه، در همین شهر خودمان می بینیم و می شنویم که باغها را به بهانة خیابان کشی ویران می کنند، یا آب شرب شهری صرف ساخت و سازهایی در حجم انبوده می شود، یا به رغم ممانعتهای زیاد، حفر چاههای عمیق و نیمه عمیق به هر شکل ادامه دارد و ... !!!

اما خوشبختانه اعتماد به نفس ما چنان بالاست که با وجود چنین اوضاعی - بی خیال دنیا و مافیها - به «شهر هزار و یک حاشیه» تبدیل شده ایم و خوشحالیم که «زندگی» در شهر و دیار ما «جریان» دارد و چه جریانی!!!





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: استاد محمد گودرزی بروجردی ( الف. فرهیخته)، کلنگ زنی، کلنگ، فعالترین وبلاگ ایران، پر بازدید ترین وبلاگ ایران، ریز گرد، گرد و غبار،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 12 خرداد 1394 توسط فرهاد داودوندی

طنز اجتماعی




مراحل ساخت

یک پروژه در شهر ما




فرهاد داودوندی- بروجرد:




1 - با شنیدن خبر کلنگ زنی یک پروژه در شهرمان گروهی خواهند گفت:  ای بابا، ببین پول بی زبان ما را چگونه به دل زمین می زنند!

2 - با شنیدن خبر 20 درصد پیشرفت کار همان پروژه، همان افراد خواهند گفت: به جان بچه ام! فقط پول بیت المال را دارند نابود می کنند، این پروژه به سرانجام نخواهد رسید!

 3 - با شنیدن خبر 50 درصد پیشرفت کار همان پروژه، همان افراد باز هم خواهند گفت:اصلا این پروژه برای شهر ما به درد نمی خورد، خدایا ما حرفمان را به چه کسی بگوئیم؟!

4 - با شنیدن خبر 80 درصد پیشرفت کار همان پروژه، همان افراد خواهند گفت: چه پول هائی در این شهر به هدر می  رود! خدا آخر و عاقبت مان را بخیر کند!

5 - با شنیدن خبر راه اندازی پروژه مورد نظر، همان افراد در اولین جمله به زن و بچه شان خواهند گفت: اَی یَر بَفَمی  ای چی کِه ساختن چَنی قَشنگه؟ اِمشُو  که آمائم خُونَه، ماشینه نمیارم تُو، بَچانِه آماده کُو، بَریم چَن تا عکس یادگاری  تِه اینچِه که ساختن بَنازیم، اااااای قشنگه! خدا پدرشُونِه بیامرزه که چینی جا قَشنگینِه ساختن!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: طنز اجتماعی مراحل ساخت یک پروژه در شهر ما، طنز، طنز اجتماعی، بروجرد، فرهاد داودوندی، پروژه، کلنگ زنی،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 13 بهمن 1392 توسط فرهاد داودوندی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظ