وبلاگ شخصی فرهاد داودوندی
 
فروشگاه لوازم یدكی اتومبیل ، نجوم ، ورزش ، شطرنج، هنر و علم در بروجرد
tabligh
tabligh



کفش مزایده، به موزه فرهاد 90 اهدا شد


کفشی که توسط سایت فرهاد 90 در مزایده برای کمک به نیازمندان به مبالغ 3.000.000 ریال و  5.000.000 ریال ( جمعا 8.000.000 ریال) فروخته شده بود

توسط "خریدار خیر"  به موزه فرهاد 90 اهدا شد





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: کفش مزایده به موزه فرهاد 90 اهدا شد، کفش، کفش مزایده، موزه فرهاد 90، موزه،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 23 آبان 1396 توسط فرهاد داودوندی
سپاس از "همشهری بروجردی"

کفش مزایده به موزه منتقل شود


سلام وقت بخیر

من پیشنهاد میكنم این كفش بعنوان سمبل بشر دوستی ونوع دوستی بروجردی ها درموزه یا منزل حاج افتخارالاسلام نگهداری بشه

ومبالغی كه همشهریان گرانقدر می پردازند به نیازمندان عزیز اهدا شود .

باتشكر از شما وهمه عزیزان اهدا كننده

" یک همشهری"





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: کفش مزایده به موزه منتقل شود، کفش، مزایده، پا، قطع پا، خیر، نیازمند،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 17 آبان 1396 توسط فرهاد داودوندی

"کفش نوجوان قطع پا شده "،

 جمعا به مبلغ 800 هزار تومان

 توسط سایت فرهاد 90 به فروش رفت



در نهایت بین ده ها پیشنهاد،  خیر عزیزی این کفش را  500 هزار تومان خریداری نمود که روز شنبه این کفش به این  خیر گرامی تقدیم خواهد شد

لازم به ذکر است بیننده  و خیر گرامی دیگری نیز مبلغ 300 هزار تومان روز گذشته به همین مناسبت به حساب واریز کرده بود

به این ترتیب  برای کمک به نیازمندان از طریق فروش این کفش توسط سایت فرهاد 90 مبلغ 800 هزار تومان جمع آوری شد

برای تمامی  خیرین عزیز  صمیمانه آرزوی موفقیت روز افزون داریم






طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: "کفش نوجوان قطع پا شده "، "کفش نوجوان قطع پا شده " جمعا به مبلغ 800 هزار تومان توسط سایت فرهاد 90 به فروش رفت، کفش، پا، قطع پا، مزایده،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 17 آبان 1396 توسط فرهاد داودوندی

 مزایده فروش کفش اهدایی به

"نوجوان قطع پا شده"

با بالاترین قیمت برای کمک به نیازمندان


خانواده محترم و خیری یک جفت کفش برای نوجوان نیازمندی به سایت فرهاد داودوندی هدیه دادند

متاسفانه نمیدانستند که چندروز قبل یک پای این نوجوان نیازمند بخاطر بیماری قطع شده است

تصمیم گرفته شد این کفش را به بالاترین قیمت به خیرین علاقمند بفروشیم و در آمد آنرا صرف کمک به  نیازمندان و بخصوص این نوجوان نیازمند  کنیم

سایت فرهاد 90 تا ظهر فردا ( سه شنبه 16 آبان)  مبالغ  پیشنهادی را رسانه ای خواهد کرد و کفش را به  بالاترین  پیشنهاد دهنده قیمت تقدیم خواهد کرد

@@@@

تمامی خیرین عزیزی که مایلند در امر خدا پسندانه کمک به نیازمندان واقعی برای ""خرید کفش  نوجوان قطع پا شده""،  آستین همت را بالا بزنند می توانند کمک های هر چند اندک مادی خود را نیز به حساب  کارت بانک تجارت  شماره :

  5859831008771817

 بنام فرهاد داودوندی واریز کرده و پیامک ارسال مبلغ خود را نیز به شماره تماس 09161622595  ارسال نمایند.

######


مبالغ پیشنهادی برای کفش توسط خیرین


1 -  سلام آقافرهاد عزیز

 کفشی که در کانال اعلام کردین رو 150 هزار تومن خریدارم.

ضمنا همین الان در نجف اشرف نائب الزیارة هستم.

" ر "


2 - آقای داودوندی

من کفش " نوجوان قطع پا شده را 180 هزار تومان خریدارم

لطفا نامی از من برده نشود


3 - جناب داودوندی

 وضع مالی من خوب نیست، شرمنده ام که بگویم توان من  برای خرید این کفش 50 هزار تومان است /

 می دانم مبلغ من کم است، اما  دوست دارم  به مانند آن پیرزن که با دو بسته نخ قصد خرید حضرت یوسف را داشت نام منهم در این کار خیر  ثبت شود


4 - آقای داودوندی
مبلغ پیشنهادی من ۳۰۰ هزار تومان است

مبلغ را هم به حسابتان وا ر یز کردم

حتی اگر شخص دیگری مبلغ بالاتری داد و کفش ها به من نرسید  ۳۰۰ هزار تومان واریزی مرا خرج نیازمندان کنید
روح اله ...


5 - با سلام و عرض احترام خدمت شما

مبلغ پرداختی بنده حقیر بابت كفش ها٥٠٠هزار تومان میباشد

با تشكر  A.M





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: مزایده، کفش، قطع پا، مزایده کفش، نیازمند، نیازمندان، خیر،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 15 آبان 1396 توسط فرهاد داودوندی

کفشی که به پای صاحبش نخواهد رفت

خانواده ای یک جفت کفش برای نوجوان نیازمندی به سایت فرهاد ۹۰ هدیه دادند

متاسفانه نمیدانستند که چندروز قبل یک پای این نوجوان نیازمند بخاطر بیماری قطع شده





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: کفشی که به پای صاحبش نخواهد رفت، کفش، کودک نیازمند، قطع پا، پا،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 14 آبان 1396 توسط فرهاد داودوندی


کمک هایی که به نیازمندان تقدیم خواهد شد


با سلام خدمت عزیزان پروانگی،

امروز با کمک شما دوستان، نزدیک به 778 قلم البسه شامل 116 عدد کاپشن، پالتو، کت و مانتو، 521 عدد پیراهن، تی‌شرت، بلوز و شلوار، 47 جفت کفش مردانه و زنانه 94 عدد شال، روسری، کیف و دستکش زنانه جمع آوری شد،

 لازم به ذكر است كه مهلت این كمك ها تموم نشده و شما در طول سال هر روز از ساعت نه صبح تا قبل از اذان ظهر میتونین با مراجعه به مسجد جامع واقع در میدان جعفری كمك های خودتون رو به دست نیازمندان برسونید،

 در جایگاه كلام آخر از همه عزیزانی كه مارو چه با قلب هاشون چه دعاهاشون و چه كمك های مالی و انسانی چه با اطلاع رسانی تو این راه یاری میکنن كمال تشكر رو داریم،

 فراموش نکنیم گاهی تو زندگی همه ی ما گره های كوری میوفته كه به شكل عجیبی باز میشه و همه یا بخشی از این حل مسئله، حاصل دعاها و انرژی های مثبتیه كه از طرف همین نیازمندان به سمت ما میاد





طبقه بندی: اجتماعی، 
برچسب ها: کمک هایی که به نیازمندان تقدیم خواهد شد، پروانگی، کمک به نیازمندان، البسه، کفش،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 29 مهر 1395 توسط فرهاد داودوندی
جا کفشی







طبقه بندی: هنری، 
برچسب ها: جا کفشی، کفش، جا کفشی مسجد،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 20 اسفند 1394 توسط فرهاد داودوندی


سپاس از آقای " ن "

اهدا ده جفت کفش دخترانه برای نیازمندان

 بیننده عزیزی بنام آقای " ن " محبت نموده و تعداد ده جغفت کفش دخترانه بسیار شیک جهت اهدا به نیازمندان در اختیار سایت ما قرار داده است.

صمیمانه برای این بیننده عزیز و خانواده محترمش آرزوی سلامتی و موفقیت روز افزون داریم.

کفش ها طی یکی دو روز آینده بین نیازمندان واقعی تقسیم خواهد شد.










طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: اهدا ده جفت کفش دخترانه برای نیازمندان، کفش، نیازمندان، کفش دخترانه،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 13 اسفند 1394 توسط فرهاد داودوندی

به بهانه واردات 110 میلیون دلارکفش از چین

کدام بهتر بود؟ کارخانه ای به ارزش 110 میلیون دلار و با 8 هزار کارگر و کارمند و تولید در حد 25 میلیون جفت و صادرات به شوروی یا همان 110 میلیون دلار را بدهیم و 11 میلیون جفت کفش از چین وارد کنیم؟!
عصر ایران؛ مهرداد خدیر- گمرک چین از صادرات 110 میلیون دلاری کفش به ایران - طی 5 ماه اول سال 2015 - خبر داده است. هر چند انتشار این خبر در ایران می‌تواند با انگیزه های سیاسی نیز صورت پذیرفته باشد اما از واقعیت تلخی هم خبر می‌دهد که همانا ادامه اضمحلال صنعت کفش ایران است.

  در واقع هم ایرانیان پا در کفش چینی می‌کنند و هم چین پای خود را در صنعت کفش ایران کرده است! اگر صنعت کفشی باقی مانده باشد.

  تبادل کالا و صادرات و واردات اقلام مختلف البته فی‌نفسه امر قبیح و مذمومی نیست و در دنیای امروز شعار خودکفایی نیز جاذبه گذشته را ندارد و کشورها بیشتر با مزیت نسبی خود شناخته می شوند و تنها بر روی اقلام استراتژیک سرمایه گذاری خاص و حتی غیر اقتصادی صورت می پذیرد. به بیان دیگر همان انگیزه‌ای که فی‌المثل برای خودکفایی در تولید گندم و اجتناب از واردات آن وجود دارد قابل تعمیم به عرصه های دیگر نیست.

  با این مقدمه و طرح نکات به ظاهر تناقض آمیز احتمالا این پرسش پدید می‌آید که انگیزه این گفتار پس چیست؟

  واردات 110 میلیون دلاری کفش از چین در سال 1394 خورشیدی یادآور نکته‌ای است و این نوشته به این بهانه تحریر می‌شود.

  می دانیم که کفش چینی ارزان است و اساسا واردات آن برای رقابت با کفش های دست‌دوز یا گران غیر دست‌دوز داخلی است و چنانچه قیمت هر جفت کفش چینی را 10 دلار در نظر بگیریم - حال آن که قطعا با بهایی بسیار کمتر وارد می شود- 110 میلیون دلار به معنی 11 میلیون جفت کفش است.(البته کفش چینی 100 دلاری هم داریم و تاکید اصلی بر عدد 110 میلیون دلار است اما همان کفش 100 دلاری هم جای کفش دست دوز داخلی را گرفته است).

از صادرات کفش ملی به شوروی تا پای ایرانی در کفش چینی

  برای این که عمق این فاجعه را دریابیم به 40 سال قبل بازمی‌گردیم. در سال 1355 خورشیدی که کفش ایران با برند جهانی شده «کفش ملی» شناخته می‌شد و کودکان ایرانی دبستان را با شعار «ما می ریم به مدرسه / با الفانتن شوهه» آغاز می کردند و «الفانتن شوهه» همان «فیل» کفش ملی بود و شک ندارم همین جملات برای خوانندگانی که کودکی خود را در آن دوران گذرانده اند خاطره انگیز است. مالک کفش ملی هم «محمد رحیم متقی ایروانی» بود.

  یکی از مجلدات تحقیقی که درباره موقعیت تجار و صاحبان صنایع در سال های پیش از انقلاب انجام شده به «محمد رحیم متقی ایروانی» اختصاص دارد و در فصل چهاردهم آن چنین آمده است:

  «در دهه 50 شمسی با رشد بهای نفت و افزایش حجم سرمایه گذاری در صنایع ایران، از جمله گروه صنعتی ملی توجه جهانیان به ایران بیش ازپیش جلب شده بود. مجله معروف بیزینس ویک در شماره 29 ژوئن 1976 خود نوشت:  

  گروه صنعتی ملی به ارزش یکصد و ده میلیون دلار با بیش از 8 هزار کارگر و کارمند و با تولید تقریبی 25 میلیون جفت کفش نه تنها برای ایرانیان بلکه برای کشورهای عربی و اتحاد جماهیر شوروی نیز کفش تولید می کرد. همچنین در پی دست یافتن به بازار کفش آلمان بود که جریان آب تغییر کرد و مدیری که خود را به چوب پنبه ای تشبیه می کرد که روی آب شناور است گرفتار شد.»

  نمی دانیم اگر کفش ملی مصادره نشده بود چه موقعیتی داشتیم و هرگز نمی‌خواهیم بگوییم یک انقلاب مردمی با صاحبان صنایع- که بعضا از سر اجبار یا اختیار سر و سرّی هم با برخی مقامات رژیم گذشته داشتند - نباید هیچ کاری می‌داشت اما آیا هیچ راه دیگری جز مصادره همه آن نبود؟ آیا هیچ راهی وجود نداشت که به نوعی خود کفش ملی را  به مفهوم ملی و نه مصادره ای و دولتی نگاه می داشتند تا کفش چینی جای آن را نگیرد؟ممکن است بگویند نگاه داشتیم اما چگونه؟ کجایند کارگران قدیمی؟ کو آن اعتبار و اشتهار؟ آیا یک صندوق بازنشستگی و مدیران دولتی می توانند مانند بخش خصوصی مدیریت و نوسازی و نوآفرینی کنند؟ در کشوری با نزدیک به 80 میلیون جمعیت سالانه به چند جفت کفش نیاز است؟ کدام تولید از این مطمئن تر و قابل پیش بینی تر؟
 
کدام بهتر بود؟  شرکت و کارخانه ای به ارزش 110 میلیون دلار و با 8 هزار کارگر و کارمند و تولید کفش در حد 25 میلیون جفت و صادرات حتی به شوروی یا همان 110 میلیون دلار را بدهیم و 11 میلیون جفت کفش از چین وارد کنیم؟!

  سال ها پیش در روزنامه ای نوشتم کاش کفش ملی به جای «مصادره»، «مشاطره» شده بود. این دومی شیوه‌ای بود که مدتی در دوران خلیفه دوم اجرا شد. به این معنی که کل مال شخص را نمی‌گرفتند. نصف آن مصادره می‌شد و نصف را برای خود او باقی می‌گذاشتند تا چنانچه مدعی است با استعداد و  ابتکار کار آفرینی کرده خلاقیت خود را باز هم نشان دهد.

  اگر نصف کفش ملی را برای ایروانی باقی گذاشته بودند شاید با همان نصف باقی مانده، رویای احداث شهر کفش را محقق می‌کرد و امروز به جای این که در 5 ماه 110 میلیون دلار کفش وارد کنیم و بچه ها دوست نداشته باشند کفش ملی بپوشند و برند‌های خارجی را به رخ هم بکشند درباره صادرات کفش می‌نوشتیم.

  این حکایت وقتی تلخ تر می شود که بشنویم خود کفش ملی هم کفش چینی وارد می کند!

از صادرات کفش ملی به شوروی تا پای ایرانی در کفش چینی
  سهامدار اصلی کنونی کفش ملی (صندوق بازنشستگی کشوری) البته مدعی است که تولید کفش در این مجموعه ادامه دارد و به جای تولید در کارخانه‌ای واحد با کارگاه های متعدد قرارداد دارند و سوددهی هم داشته‌اند. این ادعا می تواند درست باشد اما کدام یک از ما کفش ملی به معنی واقعی کفش ملی به پا داریم؟




طبقه بندی: اجتماعی، 
برچسب ها: از صادرات کفش ملی به شوروی تا پای ایرانی در کفش چینی، کفش،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 6 اسفند 1394 توسط فرهاد داودوندی



سپاس از بیننده عزیزی بنام آقای  "ش"



کفش های نو تقدیم به یک نیازمند واقعی




بیننده عزیزی بنام آقای " ش " که نخواست نامش فاش شود یک جفت کفش نو برای اهدا به نیازمندان در اختیار سایت ما قرار داد.

به واقع خود من هم نمی دانم چگونه و به چه طریقی باید از این همه محبت مردم مان نسبت به نیازمندان واقعی تشکر کنم.

ضمن آرزوی بهترین ها برای جناب آقای " ش " به عرض می رسانم در اولین فرصت این کفش ها به یک نیازمند واقعی تقدیم خواهد شد.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: کفش های نو تقدیم به یک نیازمند واقعی، کفش،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 10 تیر 1394 توسط فرهاد داودوندی
  سپاس از دوست عزیزی که ، فرستنده مطالب "بهلول " است

بهلول و الاغ!!
جمعی در میدان بزرگ ده بر سر ماجرائی حقیر دعوا می کردند و دشنه وخنجر از چپ و راست بر همدیگر حوالت می نمودند.
در گوشه ی میدان الاغی ایستاده و خاموش در هیاهوی آنان مینگریست.
بهلول به آرامی سر در گوش الاغ برد و گفت:
اینان را ببخشائید كه نام خود را بر شما نهاده اند.

فلسفه كفشهای بهلول

بهلول روزی به مسجد رفت و از ترس آن كه مبادا كفش هایش را بدزدند یا با دیگری عوض شود ، آنها را زیر لباد ه اش پیچید و در گوشه ای نشست.

شخصی كه كنارش بود چون بر آمدگی زیر بغل او را دید گفت:

به گمانم كتاب پر قیمتی در بغل داری؟ چه نوع كتابی است؟

بهلول گفت: كتاب فلسفه.

غربیه پرسید: از كدام كتاب فروشی خریده ای؟

بهلول گفت: از كفاشی خریده ام
.

محتاج واقعی كیست!

روزی هارون الرشید مبلغی به بهلول داد که بین فقرا و نیازمندان قسمت کند. بهلول وجه را گرفت و لحظه ای بعد آنرا به خلیفه بازگرداند.
هارون دلیل این امر را سئوال کرد، بهلول گفت: هر چه فکر کردم از خلیفه محتاج تر و فقیرتر نیافتم. چرا که می بینم ماموران تو به ضرب تازیانه از مردم باج و خراج می گیرند و در خزانه ی تو می ریزند، از این جهت دیدم که نیاز تو از همه بیشتر است، لذا وجه را به خودت بازگرداندم
دوستی بهلول!
روزی هارون الرشید از بهلول پرسید:" دوست ترین " مردم نزد تو چه كسی است؟

بهلول گفت: همان كسی كه شكم مرا سیر كند.

هارون گفت: اگر من شكم تو را سیر كنم، مرا دوست داری؟
بهلول پاسخ داد: دوستی به " نسیه و اگر" نمی شود !

زند گی
شخصی از بهلول پرسید:
می توانی بگویی زندگی آدمیان مانند چیست ؟
بهلول جواب داد: زندگی مردم مانند نردبان دو طرفه است كه از یك طرفش سن آنها بالا می رود و از طرف دیگر زندگی آنها پائین می آید .






طبقه بندی: هنری، 
برچسب ها: بهلول، الاغ، کفش، فلسفه، دزد، خلیفه،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 22 آذر 1390 توسط فرهاد داودوندی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظ