وبلاگ شخصی فرهاد داودوندی
 
فروشگاه لوازم یدكی اتومبیل ، نجوم ، ورزش ، شطرنج، هنر و علم در بروجرد
tabligh
tabligh




طنز اجتماعی


رفتار مدرن پدران در منزل


نوشته: فرهاد داودوندی - بروجرد


آقا اجازه؟! از آنجا كه از ما خواسته اید كه در رابطه با رفتار پدران مان در منزل انشا بنویسیم، لذا با اجازه تان مثل همیشه برای نوشتن این انشا خواستیم از بابا جونمون كمك بگیریم اما نشد!

 بابا جونمون دیگه مثل قدیم نیست كه شبها بنشیند و شاهنامه و یا كتاب بخواند.

 از سر شب تا موقع خواب، گوشی موبایلش را طوری كه ما نتوانیم صفحه اش را ببینیم در دست می گیرد و با خواندن پیامك های "تلگرام" و "واتس آپ" و هزار كوفت و زهر مار دیگر خودش با خودش هِر و هِر می خندد.

بعضی وقتها رنگ رویش سرخ و سفید می شود و بدون اینكه حواسش  باشد در حالیكه لبخندی می زند ناگهان از زبانش در می رود و خودش با خودش می گوید: خدا بگم چكارت كنه ، با این جوكی كه فرستاده ای!

آقا اجازه! اون اوایل مادر بزرگمان فكر می كرد كه بابا جونمون زده به سرش كه خودش با خودش حرف می زند و بعضی وقتها قاه قاه می خندد! حتی یك شب با چاقو دور بابا جونمون را خط كشید و برای شفای باباجونمون دعا می خوند!

غافل از اینكه  مادر بزرگ مان نمی دانست كه بابا جونمون دیگه به جای شاهنامه خوندن، پیامك های ارسالی دوستانش را كه تمامی هم ندارند می خواند و بعضی وقتها هم بعد از دیدن یك پیامك، زیر لب غُر می زند و می گوید: اَه، اَه، این كه تكراری است!

 آقا اجازه؟! بابا جونمون بعضی وقتها هم از كوره در می رود و می گوید: سگ به گور پدر... این گوشی كه هنگ می كند!

در این مواقع مادرمان خودش را سریعا از آشپزخانه به ما می رساند و می گوید: تا دو سه ساعت آینده با باباجونتون حرف نزنید وگرنه برق هنگ شدن گوشی اش شما را خواهد گرفت.

آقا اجازه؟! در این مواقع من و خواهر برادرهایم برای اینكه جلوی چشم بابا جونمون نباشیم، سوراخ موش می خریم صد هزار تومان!

البته یكی دو دقیقه بعد بابا جونمون درحالیكه سعی می كند خود را خونسرد نشان بدهد با صدا زدن نام من یا یكی از خواهران و برادرانم عاجزانه درخواست كمك می كند و می گوید: عزیز دل پدر! نمی دونید چطور می شود ویروس این گوشی صاحب مُرده را از بین ببرم؟!

آقا اجازه؟! اگر در اینگونه مواقع بگوئیم بلد نیستیم! منزل مان به صحنه جنگ جهانی دوم شبیه می شود! و در حالیكه پدرمان از فرط عصبانیت اینكه چند دقیقه ای است نتوانسته در "تلگرام" و "واتس آپ" پیامك های دوستانش را بخواند به مرز زبانم لال سكته قلبی رسیده! نعره زنان فریاد می زند: پس این چه درس است كه شما می خوانید كه بلد نیستید این گوشی من را درست كنید؟!

در اینگونه مواقع بازهم مادرمان با چشم و ابرو به ما می فهماند كه بهترین راه، همان فرار به سوراخ موش های مان است و اینكه جلوی چشم پدرمان نباشیم!

آقا اجازه؟! البته بعد از اینكه بابا جونمون گوشی اش را بعد از دو سه بار  روشن و خاموش كردن مثل ماشین های هندلی قدیمی راه انداخت: در حالیكه لبخند عمیقی بر لبانش نقش می بندد، باز هم خودش با خودش حرف می زند كه: هنوز هم خودم! كه هنر از دست و پایم می بارد! ادعا ندارم، اما از هر انگشتم یك هنر می بارد!

 و بعد در حالیكه دنبال بهانه ای است دق و دلی اش را بر سر ما خالی كند، ادامه می دهد: خیر سرشان درس خوانده اند! بلد نیستند گوشی موبایل پدرشان را درست كنند، حیف این همه پول كه برای كودكستان و مدرسه شما می پردازم!

آقا اجازه؟! البته یكی دو دقیقه بعد بابا جونمون كه سرگرم خواندن پیامك های دوستانش می شود، فراموش می كند كه حرف هایش را ادامه بدهد و حتی موقع شام خوردن هم كه مامان مان برای هزارمین بار به بابا جونمون می گوید: مرد، غذا سرد شد بیا شامت را بخور!  در حالیكه سرش تا روی صفحه موبایلش خم شده، جواب می دهد: می آم، می آم، یه دقیقه صبر كن زن! بذار اینو ارسالش كنم، می آم، می آم!  




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: رفتار مدرن پدران در منزل، طنز، نقد، تلگرام، واتس آپ، فرهاد داودوندی، پدر،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 13 آبان 1396 توسط فرهاد داودوندی

نیکی به پدر و مادر



وَقَضَىٰ رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِیَّاهُ وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا ۚ إِمَّا یَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلَاهُمَا فَلَا تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ وَلَا تَنْهَرْهُمَا وَقُلْ لَهُمَا قَوْلًا كَرِیمًا

و پروردگارت مقرر داشته است که : جز او را نپرستید، و به پدر و مادر نیکی کنید، هرگاه یکی از آن دو، یا هر دوی آنها نزد تو به سن پیری رسند، به آنها اُفّ ( کمترین کلمه رنج آور) نگو، و بر آنها فریاد نزن، و با نیکی (و بزرگوارانه) با آنها سخن بگو .

سوره اسرا - آیه 23







طبقه بندی: آقای حسین پارسائی( فعالیت های قرآنی در بروجرد)، 
برچسب ها: نیکی به پدر و مادر، پدر، مادر، قرآن،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 1 دی 1395 توسط فرهاد داودوندی
برای نخستین بار در جهان یک نوزاد در مکزیک با روش جدید " انتقال میتوکندری" از سه والد – دو مادر و یک پدر - متولد شده است.

به گزارش عصر ایران پزشکان بیمارستانی در مکزیک به یک پدر و مادر اردنی که نقص ژنتیک داشتند امکان به دنیا آوردن فرزندی سالم دادند.

 آنها برای رفع نقیصه ژنتیک مادر نوزاد، برای نخستین بار در جهان ،با روش انتقال آزمایشگاهی، " میتوکندری" یک مادر اهدا کننده دیگر را نیز به این نوزاد منتقل کردند تا نقیصه ژنتیک مادر به نوزاد منتقل نشود.

در این روش جدید که به سرپرستی دکتر "جان ژانک " انجام شده است، هسته تخمک زن اهداکننده بیرون آورده و بجای آن مواد ژنتیکی مادر واقعی قرار داده می‌شود، در واقع با این کار، ژن های مادر واقعی به فرزند منتقل می شود و تنها از میتوکندری مادر اهدا کننده استفاده می شود.

دکتر جان ژانگ و نوزاد متولد شده

تولد نوزاد
این عمل با موفقیت انجام شده و نوزاد پسر " سالم " به دنیا آمده است.

این مادر و پدر اردنی دو نوزاد قبلی خود را به دلیل نقیصه ژنتیک مادر از دست داده بودند. به دلیل موانع قانونی در آمریکا این زوج که ساکن آمریکا هستند برای انجام این لقاح و زایمان به مکزیک رفتند و نوزاد خود را نیز آنجا به دنیا آوردند.

رسانه ها در دو روز گذشته تولد این نوزاد جدید را "انقلابی" در عرصه درمان بیماری های مادرزادی توصیف کرده اند.

مساله دستکاری ژنتیک جنین انسانی – پیش از تولد - از موضوعاتی است که بسیار حساسیت برانگیز بوده و با موانع مختلف عرفی – دینی در جوامع مختلف روبرو است. این موضوع در بسیاری از کشورهای جهان ممنوع است.





طبقه بندی: اجتماعی، 
برچسب ها: تولد نوزاد " اصلاح ژنتیک شده" با سه والد، ژنتیک، بچه با سه پدر و مادر، پدر، مادر، بچه،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 8 مهر 1395 توسط فرهاد داودوندی




حاج رضا ستاری در جوار حق آرمید


باسلام با آرزوی سلامتی برای همه همشهریانم

 پدر من لحظات پایانی عمر گرانمایه خودش قرار دارد
واقعا سخت ترین روزها و دقیقه های زندگی خانوادگی مان راتجربه میکنیم

 در صورت امکان لطفا در یک پست  در این لحظات پایانی برای شادی روح پدرم دعا کنید

 او نمونه یک مرد بروجردی و همشهری بااصالت وانسان فوق العاده اجتماعیست

واقعا دیگه نمیدونم چکار باید کنم دکترها دیگر از او قطع امید کرده اند ببخشید که ناراحت تان کردم .

ممنونم از شما.ممنون

علی ستاری

@@@@@@@


لحظاتی قبل خبر دار شدیم مرحوم حاج رضا ستاری جان به جان آفرین تسلیم نمود.

با عرض تسلیت به خانواده محترم ستاری و بخصوص علی آقای عزیز برای روح آن مرحوم از خداوند مهربان علو درجات و برای بازماندگان صبر آرزومندیم





طبقه بندی: اجتماعی، 
برچسب ها: برای پدر آقای علی ستاری دعا کنیم، علی ستاری، پدر، فرهاد داودوندی فعالترین وبلاگ نویس ایران، فعالترین وبلاگ ایران، پر بازدید ترین وبلاگ ایران، پر بیننده ترین وبلاگ ایران،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 27 دی 1394 توسط فرهاد داودوندی


 سپاس از بیننده عزیزی بنام "علیرضا"



هیچکس در دنیا نمی تواند

 جایگاهی رفیع مانند پدر داشته باشد.



سلام و ادب

حاج فرهاد آقا واقعاً اشک مرا با پست استاد شفیعی كدكنی درآوردید...

در تمام زندگیم بارها و بارها این نکته را بوضوح احساس کرده ام که دعای خیر پدر و مادر همیشه گره گشای مشکلات است

شاید آنقدر که به مادران عزیز سفارش میشویم برای نیکی به پدرانمان آموزش ندیده ایم

خدا رحمت کند همه رفتگان را....

مرحوم پدرم با وجودیکه عمری از مدیران صنعت سیمان کشور بود و همیشه چهارچوب خاصی در ارتباطمان با ایشان داشتیم ولی همیشه با بذل محبتش مرا قرین آرامش عجیبی می کرد

الان که این مطلب را خواندم یاد ایامی افتادم که ماه های آخر بیماریش بود و من هر هفته مسیر تهران به بروجرد را می پیمودم که او را شخصاً استحمام کنم یا صورتش را اصلاح کنم یا... و چقدر اینکار را با دقت و وسواس انجام میدادم تا قصوری نباشد و او با نگاه هایش بخوبی درک میکرد

فارغ از تمام مصایب بیمار داری قلباً دوست داشتم او بماند و سالها با همان وضعیت فقط سایه اش بر سرم باشد

اما....

راضی هستیم همیشه به رضای خدای بزرگ

توصیه می کنم همه کسانی که از نعمت پدر بهره مندند قدر بدانند

باورکنید هیچکس ، تاکید میکنم هیچکس در دنیا نمی تواند جایگاهی رفیع مانند پدر داشته باشد.
هرچند بحمدالله خیلی زود استقلال مالی پیدا کردم و البته پدرم نیز نیاز مالی بمن نداشت اما، شیرینترین لحظه زندگیم خریدن هدیه تولدش، بزرگداشت روز پدر و یا تهیه سوغاتی بهنگام مسافرت هایم برای ایشان بود.

زیباترین لحظه پایان سال، خرید یک جفت کفش نو برای پدرم بود . چون دوست داشتم شخصاً کفش عیدش را تهیه کنم

عزیزان بیایم با محبت واقعی، و رفتارهای عاشقانه و احترام به جایگاه رفیعشان پدرانمان را شاد یا روح بزرگشان را خشنود سازیم....


@@@@@@

توضیح فرهاد داودوندی: بیننده عزیزمان آقای علیرضا معرف حضور بینندگان دائمی سایت می باشد، اما بنا به دلایلی در این پست نام خانوادگی ایشان درج نشد.




طبقه بندی: اجتماعی، 
برچسب ها: هیچکس در دنیا نمی تواند جایگاهی رفیع مانند پدر داشته باشد.، فرهاد داودوندی فعالترین وبلاگ نویس ایران، فعالترین وبلاگ ایران، پر بازدید ترین وبلاگ ایران، پر بازدید ترین سایت شخصی ایران، بروجرد، پدر،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 6 اسفند 1393 توسط فرهاد داودوندی









با هنرمندان بروجردی

استاد محمود رسولی



نی نواز بروجردی


استاد محمود رسولی متولد سال 1320 بروجرد است، برادر، عمو، پدر و پدر بزرگش همگی در بروجرد نی نوازان صاحب نامی بوده اند.

استاد رسولی از سن 12 سالگی نی نوازی را آغاز نموده است، اوایل زیر نظر استاد حسن کسائی در اصفهان فراگیری این موسیقی را آغاز می نماید و بعد ها زیر نظر موسوی حتی طریقه ساخت نی ادامه می دهد.

از سال 1356 زیر نظر استاد اسدپوریان با گروه صبا فعالیتش را آغاز می نماید و تا کنون برنامه های متنوعی در صدا و سیما و بخصوص صدا و سیمای همدان داشته است. استاد محمود رسولی حتی در تالار وحدت نیز به اجرای برنامه پرداخته است.

برای این نی نواز محجوب بروجردی آرزوی موفقیت و تندرستی داریم.




طبقه بندی: فرهنگ و ادبیات بروجرد،  هنری، 
برچسب ها: استاد محمود رسولی نی نواز بروجردی، برادر، عمو، پدر، جد، نی، نی نواز،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 10 بهمن 1391 توسط فرهاد داودوندی

  به صلامتی همه کلاس اولی ها

اگه ما بچه ها لیوان بشکنیم : ای دست و پا چلفتی
***

*اگه مامانه بشکنتش : قضا بلا بود***

*-اگه باباهه بشکنتش : این لیوان اینجا چیکار میکنه...***

*به سلامتی همه مامان باباها و بچه های
دست و پا چلفتی*

* ************

*به صلامتی همه کلاس اولی ها*

*که تازه امسال یاد میگیرن سلامتی درسته نه صلامتی!*

* * ***********
به سلامتی کسی که بهش زنگ میزنی.....خوابه....*

*ولی واسه این که دلت رو نشکنه*

*میگه:خوب شد زنگ زدی....باید بیدار میشدم.*




طبقه بندی: هنری، 
برچسب ها: به سلامتی، کلاس اولی ها، پدر، مادر، زنگ،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 17 فروردین 1391 توسط فرهاد داودوندی


به سلامتی اون که ......


به سلامتی‌ اون بچه‌ای که شیمی‌ درمانی کرده همه ی موهاش ریخته
به باباش میگه بابا من الان شدم مثل رونالدو یا روبرتو کارلوس؟
باباش میگه قربونت برم از همه اونا تو خوش تیپ تری . . .
-
-
-
به سلامتی اونایی که
درد دل همه رو گوش میدن
اما معلوم نیس خودشون کجا درد دل میکنن . . .
.
.
.
به سلامتی اونایی که به پدر و مادرشون احترام میذارن و میدونن تو خونه ای که
بزرگترها کوچک شوند؛ کوچکترها هرگز بزرگ نمیشوند . . .






برچسب ها: به سلامتی، به سلامتی اون که، پدر، مادر،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 21 اسفند 1390 توسط فرهاد داودوندی

دیالوگ زیبائی از فیلم جدائی نادر از سیمین است ، از سکانس

  پدری که بیماری آلزایمر دارد و پسرش می گوید
:

اون نمی دونه من پسرشم ، من که می دونم
 اون پدرمه.





طبقه بندی: هنری، 
برچسب ها: جدائی نادر از سیمین، پدر، پسر،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 29 دی 1390 توسط فرهاد داودوندی

سلامتیه اون پسری که...

سلامتیه اون پسری که...

10
سالش بود باباش زد تو گوشش هیچی نگفت...

 20
سالش شد باباش زد تو گوشش هیچی نگفت....

 30
سالش شد باباش زد تو گوشش زد زیر گریه...!!!

باباش گفت چرا گریه میکنی..؟

گفت: آخه اونوقتا دستت نمیلرزید...!





طبقه بندی: هنری، 
برچسب ها: سلامتی، پدر، پسر،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 22 دی 1390 توسط فرهاد داودوندی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظ