وبلاگ شخصی فرهاد داودوندی
 
فروشگاه لوازم یدكی اتومبیل ، نجوم ، ورزش ، شطرنج، هنر و علم در بروجرد
tabligh
tabligh


ماجرای جالب هدیه ای که امشب

دست به دست شد

و همه  از  صمیم قلب خوشحال شدیم





  حدودا ساعت 11  شب


دوستان بسیار عزیزی امشب یک پلاستیک پر آجیل شامل  پسته و فندق و بادام و ... به من هدیه دادند

تاکنون هیچگونه هدیه ای "برای خودم" از هیچ دوست و یا هیچ مسوولی در این شهر  نگرفته ام

اما امشب از گرفتن این هدیه بسیار خوشحال شدم

در مسیر رفتن به منزل  در حالیکه از سرما می لرزیدم، همشهری شریفی را که کارگر شهرداری است و مشغول  تمیز کردن محله ای بود دیدم

به نیابت از طرف دوستان  هدیه دهنده، آجیلی را که هدیه گرفته بودم به آن " پاکبان" عزیزتقدیم دادم

با یک تیر سه هدف را زدیم

آن دوستانی که آجیل ها را به من هدیه دادند از اینکه من آنرا گرفتم بسیار خوشحال شدند،

خود منهم از اینکه دوستان  بسیار بسیار عزیزم به من هدیه دادند  بسیار خوشحال شدم،

 آن پاکبان عزیز هم از اینکه در این ساعت شب و در این سرمای سخت،  هدیه ای دریافت کرد بسیار خوشحال شد

خدا را شکر، نیت دوستان هدیه دهنده ، نیت بسیار خوبی بود

با این هدیه ارزشمند چندین نفر از صمیم قلب خوشحال شدیم





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: ماجرای جالب هدیه ای که دست به دست شد، آجیل، پسته، پاکبان، کارگر شهرداری، نیازمند،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 21 آذر 1396 توسط فرهاد داودوندی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظ