وبلاگ شخصی فرهاد داودوندی
 
فروشگاه لوازم یدكی اتومبیل ، نجوم ، ورزش ، شطرنج، هنر و علم در بروجرد
tabligh
tabligh




هشتم تیرماه 1346 زمین چمن فوتبال استادیوم باغشمال تبریز مسابقات فوتبال آموزشگاه های کشور ایستاده از چپ:آقای ماشااله باعزم، آقای استاد پرویز جایدری مربی فوتبال لرستان، مرحوم استاد کاروان سرپرست تیم لرستان و آقای عبدالمحمد حجتی

استاد پرویز جایدری

افتخار ورزش بروجرد و لرستان:


اولین نشریه ورزشی لرستان را

در سال 1337 در بروجرد چاپ کردیم

 
فوتبال در دهه 1310 توسط نظامیان غیربومی لشکر پنجم ارتش و فرهنگیان غیر‌بومی به خرم‌آباد آمد. اواخر دهه 20 تیم منتخب (کُلُنی) خرم‌آباد با تلفیقی از بازیکنان بومی و غیر‌بومی شکل گرفت و از حدود سال 1340 فوتبال محلات خرم‌آباد رونق یافت.
فوتبال لرستان مرهون و مدیون تلاش‌های خالصانه پیشکسوتانی است که به‌رغم همه کاستی‌هایی که در آن دوران موج می‌زد، با عشق و تعصب مثال‌زدنی در پرورش استعداد‌های ناب ورزش استان جان‌فشانی کردند. اگر چه کمبود امکانات مشکلات بسیاری ایجاد می‌کرد، اما این مربیان دلسوز خم به ابرو نیاورده و با صعه صدر در پیشرفت فوتبال و ورزش لرستان متحمل زحمات زیادی شدند.
یکی از این پیشکسوتان زحمتکش و مورداحترام همه، استاد "پرویز جایدری" است که باید وی را پدر فوتبال نوین لرستان دانست. بسیاری از بزرگان کنونی و گذشته فوتبال استان در عرصه‌های داوری و مربی‌گری، موفقیت خود را مرهون هدایت و معلمی به نام جایدری بوده‌اند و پیشرفت کسانی چون مرحوم ناصر میرزایی‌، مرحوم عبدالرضا نصرالهی‌، فتح‌الله کریمی‌، قدرت‌الله کاوه‌، بهمن محمدی‌پور‌، سهراب مالمیر‌، شمس‌الله خنجری و ... با آموزش و رهنمودهای استاد جایدری میسر گشته است.
پرویز جایدری متولد 1315 بازیکن سابق تیم‌های منتخب خرم‌آباد و آموزشگاه‌های بروجرد در دهه 30، مربی تیم‌های آموزشگاه‌ها و جوانان لرستان در دهه‌های 40 و 50، مربی تیم پاس خرم‌آباد در مسابقات زیرگروه لیگ تخت‌جمشید در دهه 50، اولین داور لرستانی است که در مسابقات جوانان و باشگاه‌های کشور در دهه‌های 40 و 50 به قضاوت پرداخت.
وی به عنوان اولین داور و مربی رسمی فوتبال خرم‌آباد طی سال‌های 1343 و 1347 دوره‌های مربی‌گری و داوری فوتبال را زیر نظر مرحوم حسین فکری، مرحوم اصغر تهرانی و مرحوم داوود نصیری با موفقیت گذراند. اگر چه پیش از وی برخی دیگر نیز در این زمینه فعالیت می‌کردند، اما جایدری نخستین کسی بود که موفق به گرفتن مدارک رسمی داوری و مربی‌گری در آن زمان شد که اخذ چنین مدارکی در آن دوران، کار هر کسی نبود و شرایطی از جمله فعالیت مستمر، داشتن صلاحیت اخلاقی و حداقل مدرک تحصیلی دیپلم و ... را می‌طلبید.
جایدری از سال 1353 تا 1355 مسوول تربیت‌بدنی آموزش و پرورش لرستان بود و پس از آن نیز تا سال 1373 مسوولیت انجمن فوتبال آموزشگاه‌های استان را بر عهده داشت و در این سال پس از 35 سال خدمت در آموزش و پرورش لرستان بازنشسته شد.
وی بازیکنان بسیاری تحویل جامعه فوتبال لرستان داد که از آن جمله می‌توان به مرحوم ناصر میرزایی، غلام زینی‌وند، عبدالرضا عطاری و ... که در لیگ تخت جمشید توپ زدند و به عضویت تیم‌های ملی، امید و جوانان ایران درآمدند، اشاره کرد.
 


خبرگزاری برنا گفت‌وگویی با این پیشکسوت دوست‌داشتنی و با اخلاق ترتیب داده است که در پی می‌خوانید:
 
آقای جایدری، چگونه به دنیای ورزش پای نهادید‌؟
 
ورزش را از حدود 10 سالگی و به سال 1325 در کنار افرادی چون هوشنگ جباری‌، مرحوم منوچهر رهبری‌نژاد‌، مرحوم پنج‌شنبه (فریدون) کمالیان‌، مرحوم ابراهیم معنوی‌، طهمورث رستمی‌، باقر سلطانی و ... در زمین خاکی شهنوازی (پارک شهر کنونی خرم‌آباد‌) و محله دو برادران آغاز کردم. مربی ما آقای برنجی در دبستان 15 بهمن بود. بیش‌تر به فوتبال و دو و میدانی می‌پرداختم‌. مرحوم پدرم (حاج محمد‌علی جایدری) مشوق اصلی من در امر تحصیل و ورزش بود‌. هر وسیله‌ ورزشی که نیاز داشتم برایم سریعا فراهم می‌کرد. برای مثال سال 1332 یک جفت کفش فوتبال چرمی استوک‌دار از آبادان برایم هدیه آورد‌. هم‌چنین وسایلی نظیر وزنه و هالتر را برایم فراهم می‌کرد.

امکانات ورزشی خرم‌آباد در آن موقع به چه شکلی بود‌؟
امکانات ما در آن زمان بسیار کم بود. زمین‌های ورزشی خاکی و مملو از علف‌های هرز و سنگ و کلوخ بود و از خط‌کشی زمین نیز در آن دوران خبری نبود‌. توپ چرمی فرسوده (ویسی) نیز تنها وسیله بازی فوتبال و یا والیبال عده‌ای عاشق به شمار می‌رفت که برای فعالیت در این عرصه از جان و دل مایه می‌گذاشتند. گاهی نیز روی شن‌های کنار رودخانه شهر (گلال) یا چمن باغ فلاحت (کشاورزی) و پارک شهنوازی به کشتی گرفتن و دو و میدانی مشغول بودیم.
 
استاد چون شما را بیش‌تر با رشته ورزشی فوتبال می‌شناسند‌، در مورد آغاز فعالیت خود به عنوان بازیکن این رشته توضیح دهید.
اوایل دهه 30 با وجودی که نوجوان بودم، همراه با آقایان غلام‌حسین برنجی، غلام ترابی‌نژاد، سیروس شجاع، مرحوم مکه (محمدحسن) طولابی و چند نفر دیگر عضو تیم منتخب خرم‌آباد بودم که اکثر نفرات تیم را نظامیان غیربومی و گاه فرهنگیان غیربومی تشکیل می‌دادند. همراه این تیم به شهرهای مختلف مثل کرمانشاه، دزفول، بروجرد، دورود و ... برای انجام بازی‌های دوستانه می‌رفتیم چون آن زمان مسابقات رسمی و منظمی در کشور ما برگزار نمی‌شد و لیگ کشوری نداشتیم.
پس از آن در اواسط دهه 30 جهت ادامه تحصیل به دانش‌سرای کشاورزی بروجرد رفتم و از سال 1336 تا 1338 آن‌جا مشغول تحصیل بودم. چون به دو ومیدانی، وزنه‌برداری، دوچرخه‌سواری، کشتی و فوتبال علاقه داشتم و در دانش‌سرا عنوان اول را کسب کردم، از سوی آقای دهقان رئیس دانش‌سرا به عنوان مسئول ورزش آن‌جا منصوب شدم. در این مدت به همراه آقای یدالله امیدزاده اولین نشریه ورزشی لرستان که مختص اخبار ورزشی دانش‌سرا بود را در اردیبهشت 1337 منتشر کردیم.

قبلاً که عضو تیم منتخب خرم‌آباد بودم و برای انجام بازی‌های دوستان با بروجرد روبه‌رو شده بودیم، با مرحوم غلام‌رضا کاروان دوستی و آشنایی پیدا کرده بودم، لذا ترتیب برگزاری مسابقات مختلفی با همکاری ایشان می‌دادیم و من نیز در زمان حضورم در بروجرد به عضویت تیم منتخب این شهر و آموزشگاه‌های بروجرد درآمدم و حتی در مسابقات استان ششم که در مسجدسلیمان برگزار شد، همراه تیم بروجرد مقابل خرم‌آباد بازی کردیم که یک بر صفر پیروز شدیم و فقط در بازی نهایی مغلوب تیم آبادان شدیم که از بازیکنان مطرحی مثل مرحوم پرویز دهداری بهره می‌برد.






طبقه بندی: ورزشی، 
برچسب ها: استاد پرویز جایدری افتخار ورزش بروجرد و لرستان، پرویز جایدری، رضا جایدری، محمود داودی نژاد، استاد پرویز جایدری افتخار ورزش بروجرد و لرستان، استاد پرویز جایدری، ورزش لرستان،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 8 بهمن 1396 توسط فرهاد داودوندی


هشتم تیرماه 1346 زمین چمن فوتبال استادیوم باغشمال تبریز مسابقات فوتبال آموزشگاه های کشور ایستاده از چپ:آقای ماشااله باعزم، آقای استاد پرویز جایدری مربی فوتبال لرستان، مرحوم استاد کاروان سرپرست تیم لرستان و آقای عبدالمحمد حجتی

استاد پرویز جایدری

افتخار ورزش بروجرد و لرستان:


اولین نشریه ورزشی لرستان را

در سال 1337 در بروجرد چاپ کردیم

 
فوتبال در دهه 1310 توسط نظامیان غیربومی لشکر پنجم ارتش و فرهنگیان غیر‌بومی به خرم‌آباد آمد. اواخر دهه 20 تیم منتخب (کُلُنی) خرم‌آباد با تلفیقی از بازیکنان بومی و غیر‌بومی شکل گرفت و از حدود سال 1340 فوتبال محلات خرم‌آباد رونق یافت.
فوتبال لرستان مرهون و مدیون تلاش‌های خالصانه پیشکسوتانی است که به‌رغم همه کاستی‌هایی که در آن دوران موج می‌زد، با عشق و تعصب مثال‌زدنی در پرورش استعداد‌های ناب ورزش استان جان‌فشانی کردند. اگر چه کمبود امکانات مشکلات بسیاری ایجاد می‌کرد، اما این مربیان دلسوز خم به ابرو نیاورده و با صعه صدر در پیشرفت فوتبال و ورزش لرستان متحمل زحمات زیادی شدند.
یکی از این پیشکسوتان زحمتکش و مورداحترام همه، استاد "پرویز جایدری" است که باید وی را پدر فوتبال نوین لرستان دانست. بسیاری از بزرگان کنونی و گذشته فوتبال استان در عرصه‌های داوری و مربی‌گری، موفقیت خود را مرهون هدایت و معلمی به نام جایدری بوده‌اند و پیشرفت کسانی چون مرحوم ناصر میرزایی‌، مرحوم عبدالرضا نصرالهی‌، فتح‌الله کریمی‌، قدرت‌الله کاوه‌، بهمن محمدی‌پور‌، سهراب مالمیر‌، شمس‌الله خنجری و ... با آموزش و رهنمودهای استاد جایدری میسر گشته است.
پرویز جایدری متولد 1315 بازیکن سابق تیم‌های منتخب خرم‌آباد و آموزشگاه‌های بروجرد در دهه 30، مربی تیم‌های آموزشگاه‌ها و جوانان لرستان در دهه‌های 40 و 50، مربی تیم پاس خرم‌آباد در مسابقات زیرگروه لیگ تخت‌جمشید در دهه 50، اولین داور لرستانی است که در مسابقات جوانان و باشگاه‌های کشور در دهه‌های 40 و 50 به قضاوت پرداخت.
وی به عنوان اولین داور و مربی رسمی فوتبال خرم‌آباد طی سال‌های 1343 و 1347 دوره‌های مربی‌گری و داوری فوتبال را زیر نظر مرحوم حسین فکری، مرحوم اصغر تهرانی و مرحوم داوود نصیری با موفقیت گذراند. اگر چه پیش از وی برخی دیگر نیز در این زمینه فعالیت می‌کردند، اما جایدری نخستین کسی بود که موفق به گرفتن مدارک رسمی داوری و مربی‌گری در آن زمان شد که اخذ چنین مدارکی در آن دوران، کار هر کسی نبود و شرایطی از جمله فعالیت مستمر، داشتن صلاحیت اخلاقی و حداقل مدرک تحصیلی دیپلم و ... را می‌طلبید.
جایدری از سال 1353 تا 1355 مسوول تربیت‌بدنی آموزش و پرورش لرستان بود و پس از آن نیز تا سال 1373 مسوولیت انجمن فوتبال آموزشگاه‌های استان را بر عهده داشت و در این سال پس از 35 سال خدمت در آموزش و پرورش لرستان بازنشسته شد.
وی بازیکنان بسیاری تحویل جامعه فوتبال لرستان داد که از آن جمله می‌توان به مرحوم ناصر میرزایی، غلام زینی‌وند، عبدالرضا عطاری و ... که در لیگ تخت جمشید توپ زدند و به عضویت تیم‌های ملی، امید و جوانان ایران درآمدند، اشاره کرد.
 


خبرگزاری برنا گفت‌وگویی با این پیشکسوت دوست‌داشتنی و با اخلاق ترتیب داده است که در پی می‌خوانید:
 
آقای جایدری، چگونه به دنیای ورزش پای نهادید‌؟
 
ورزش را از حدود 10 سالگی و به سال 1325 در کنار افرادی چون هوشنگ جباری‌، مرحوم منوچهر رهبری‌نژاد‌، مرحوم پنج‌شنبه (فریدون) کمالیان‌، مرحوم ابراهیم معنوی‌، طهمورث رستمی‌، باقر سلطانی و ... در زمین خاکی شهنوازی (پارک شهر کنونی خرم‌آباد‌) و محله دو برادران آغاز کردم. مربی ما آقای برنجی در دبستان 15 بهمن بود. بیش‌تر به فوتبال و دو و میدانی می‌پرداختم‌. مرحوم پدرم (حاج محمد‌علی جایدری) مشوق اصلی من در امر تحصیل و ورزش بود‌. هر وسیله‌ ورزشی که نیاز داشتم برایم سریعا فراهم می‌کرد. برای مثال سال 1332 یک جفت کفش فوتبال چرمی استوک‌دار از آبادان برایم هدیه آورد‌. هم‌چنین وسایلی نظیر وزنه و هالتر را برایم فراهم می‌کرد.

امکانات ورزشی خرم‌آباد در آن موقع به چه شکلی بود‌؟
امکانات ما در آن زمان بسیار کم بود. زمین‌های ورزشی خاکی و مملو از علف‌های هرز و سنگ و کلوخ بود و از خط‌کشی زمین نیز در آن دوران خبری نبود‌. توپ چرمی فرسوده (ویسی) نیز تنها وسیله بازی فوتبال و یا والیبال عده‌ای عاشق به شمار می‌رفت که برای فعالیت در این عرصه از جان و دل مایه می‌گذاشتند. گاهی نیز روی شن‌های کنار رودخانه شهر (گلال) یا چمن باغ فلاحت (کشاورزی) و پارک شهنوازی به کشتی گرفتن و دو و میدانی مشغول بودیم.
 
استاد چون شما را بیش‌تر با رشته ورزشی فوتبال می‌شناسند‌، در مورد آغاز فعالیت خود به عنوان بازیکن این رشته توضیح دهید.
اوایل دهه 30 با وجودی که نوجوان بودم، همراه با آقایان غلام‌حسین برنجی، غلام ترابی‌نژاد، سیروس شجاع، مرحوم مکه (محمدحسن) طولابی و چند نفر دیگر عضو تیم منتخب خرم‌آباد بودم که اکثر نفرات تیم را نظامیان غیربومی و گاه فرهنگیان غیربومی تشکیل می‌دادند. همراه این تیم به شهرهای مختلف مثل کرمانشاه، دزفول، بروجرد، دورود و ... برای انجام بازی‌های دوستانه می‌رفتیم چون آن زمان مسابقات رسمی و منظمی در کشور ما برگزار نمی‌شد و لیگ کشوری نداشتیم.
پس از آن در اواسط دهه 30 جهت ادامه تحصیل به دانش‌سرای کشاورزی بروجرد رفتم و از سال 1336 تا 1338 آن‌جا مشغول تحصیل بودم. چون به دو ومیدانی، وزنه‌برداری، دوچرخه‌سواری، کشتی و فوتبال علاقه داشتم و در دانش‌سرا عنوان اول را کسب کردم، از سوی آقای دهقان رئیس دانش‌سرا به عنوان مسئول ورزش آن‌جا منصوب شدم. در این مدت به همراه آقای یدالله امیدزاده اولین نشریه ورزشی لرستان که مختص اخبار ورزشی دانش‌سرا بود را در اردیبهشت 1337 منتشر کردیم.

قبلاً که عضو تیم منتخب خرم‌آباد بودم و برای انجام بازی‌های دوستان با بروجرد روبه‌رو شده بودیم، با مرحوم غلام‌رضا کاروان دوستی و آشنایی پیدا کرده بودم، لذا ترتیب برگزاری مسابقات مختلفی با همکاری ایشان می‌دادیم و من نیز در زمان حضورم در بروجرد به عضویت تیم منتخب این شهر و آموزشگاه‌های بروجرد درآمدم و حتی در مسابقات استان ششم که در مسجدسلیمان برگزار شد، همراه تیم بروجرد مقابل خرم‌آباد بازی کردیم که یک بر صفر پیروز شدیم و فقط در بازی نهایی مغلوب تیم آبادان شدیم که از بازیکنان مطرحی مثل مرحوم پرویز دهداری بهره می‌برد.





طبقه بندی: ورزشی، 
برچسب ها: پرویز جایدری، رضا جایدری، محمود داودی نژاد، استاد پرویز جایدری افتخار ورزش بروجرد و لرستان، استاد پرویز جایدری، ورزش لرستان،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 26 دی 1395 توسط فرهاد داودوندی
تا ساعاتی دیگر تصاویر

مسابقات طناب کشی و کشتی نوجوانان لرستان

 در بروجرد در این سایت.....

























طبقه بندی: بروجردی ها، 
برچسب ها: مسابقات طناب کشی و کشتی نوجوانان لرستان در بروجرد، کشتی، طناب کشی، لرستان، بروجرد، ورزش لرستان،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 26 آذر 1395 توسط فرهاد داودوندی

عکس تزئینی است

مهاجرت ورزشکاران بروجردی

به تیمهای ورزشی استانهای دیگر



فرهاد داودوندی- بروجرد:


انگار نه انگار که ما عضو تیمی از این استان در مسابقات رسمی بوده و هستیم!

نه هزینه ای، نه پاداشی، نه یک حمایتی، فقط و فقط ما را برای کسب مدال می خواهند، زحمتش مال ماست و  افتخارش نصیب کسانی می شود که حداقل قدردان ما نیز نمی باشند!

از این دست سخنان که در بالا گفته شد روزانه بارها از زبان ورزشکاران بروجردی شنیده می شود.

ورزشکارانی که نه در استان و نه در کشور حریف و رقیبی ندارند.

این ورزشکاران که با حمایت خانواده و مربیان خود به این مرحله از قهرمانی در ورزش کشور رسیده اند، از اینکه قدر شان را در استان نمی دانند بسیار آزرده خاطر هستند.

با عدم حمایت از ورزشکاران بروجردی توسط بعضی از هیات های ورزشی استان، مدیران و مسوولین تیمهای ورزشی استانهای دیگر، سریعا با ترفند های مختلف ورزشکاران موفق بروجردی را جذب خود می کنند و ورزشکاری که باید برای شهر و استان خود افتخار آفرینی کند، با پوشیدن لباس تیمهای دیگر علیرغم میل باطنی باید رو در روی ورزشکاران شهر و استان خود بایستد.

بارها دیده ایم که با حضور ورزشکاران بروجردی در رشته های مختلف در قالب تیم استان، موفقیت های قابل توجهی حتی در کسب مقام های سه تیم اول ایران برای استان کسب شده است و با مهاجرت ورزشکاران بروجردی به استانهای دیگر، همان تیمهای استان  در مسابقات بعدی حتی در بین 25 تیم اول ایران هم قرار نگرفته اند!

به هر حال مهاجرت ورزشکاران بروجردی به استانهای دیگر با شدت هر چه تمامتر ادامه دارد.

مهاجرتی که  در دراز مدت باعث خواهد شد این ورزشکاران ضرر نکنند.

 اما برای ثبت در تاریخ این استان باید گفته شود  آن که بخاطر بی توجهی بعضی هیات های ورزشی استان به ورزشکاران بروجردی ضرر می کند، ورزش استان لرستان است و بس!   




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: مهاجرت ورزشکاران بروجردی به تیمهای ورزشی استانهای دیگر، نقد، نقد ورزشی، ورزشکاران بروجردی، بروجرد، ورزش لرستان، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 13 مهر 1395 توسط فرهاد داودوندی





آمار ورزشکاران سازمان یافته بروجرد،

 رتبه اول در لرستان


طبق نامه شماره 222/3618 مورخ 2/4/95 اداره کل ورزش و جوانان استان لرستان در خصوص ِآمار ورزشکاران سازمان یافته استان،اداره ورزش و جوانان بروجرد در سال 94 موفق به کسب رتبه اول استان در تعداد ورزشکاران سازمان یافته گردید.

متاسفانه با این تعداد ورزشکار بروجردی که بسیاری از آنان نیز در سطوح بالای ورزش کشور و آسیا حضوری فعال دارند، اما آنچنان که باید و شاید امکانات ورزشی استان سهم شهرستان بروجرد نمی شود که جا دارد روسای محترم ورزش استان، در این رابطه تجدید نظر نمایند.




طبقه بندی: ورزشی، 
برچسب ها: آمار ورزشکاران سازمان یافته بروجرد رتبه اول در لرستان، ورزش لرستان،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 3 تیر 1395 توسط فرهاد داودوندی
نقد ورزشی

اول تحقیق کرده، بعد مسئولیت هیات ورزشی

در
استان لرستان را قبول کنید!

روسای هیئات ورزشی استان در مقابل

تمامی شهرها و روستاهای لرستان باید پاسخگو باشند

فرهاد داودوندی- بروجرد:

 ذات هر انسانی به سمت و سوی ترقی و پیشرفت علاقه دارد! هیچکس در این جهان نیست که بخواهد با تلاش و فعالیت و عشق و علاقه به یک رشته بخصوص، در نهایت عقب گرد داشته باشد و به جای پیشرفت، پسرفت نماید! اما این پیشرفت تا کی و کجا؟

 از آنجا که در جهان هستی هرچه در طبیعت وجود دارد ضد خودش را در خودش پرورش می دهد! بعضی وقتها بعضی پیشرفت ها در واقع در دراز مدت مانع از بالا رفتن از نردبان ترقی خواهد شد! شاید بگوئید چرا نگارنده در این بحث ورزشی خواسته است درس اخلاق بدهد؟!

 اما در اینجا منظور به دوستان عزیزی است که قبول می نمایند رئیس هیات ورزشی خاصی در سطح استان لرستان باشند.

 مواقعی دیده شده که شخص علاقمندی به رشته خاصی در ورزش در وجود خود می بیند که بیشتر از محیط زندگی خود در محله، روستا و شهر محل زندگی اش با خدمت به ورزش استان کمک نماید! که باید از اینگونه افراد که بدون هیچگونه چشمداشتی، با عشق و علاقه با تلاش و فعالیت خود، چرخ ورزش استان و بالطبع کشور را به حرکت در میآورند تقدیر ویژه ای بشود!

 اما در اینجا سخن با دوستانی است که ریاست بر فلان هیات ورزشی مرکز استان را با ریاست بر کل آن هیات در استان لرستان به اشتباه گرفته اند! هر کسی در مرکز استان می تواند رئیس هیات ورزشی خاصی برای همان مرکز استان باشد، زیرا بخاطر سر و سامان دادن به گروه هائی از ورزشکاران شریف خرم آبادی با گذاشتن وقتی هر چند اندک، می تواند هیات مربوطه خود را نیز هدایت کند!

  اما اگر هر لرستانی در هر شهری قبول نمود رئیس هیات فلان هیات ورزشی در سطح استان باشد، باید قبول کند که از اینجا به بعد کاملا بحث مقوله هدایت هیئت ورزشی خرم آباد با تمامی استان فرق خواهد نمود!

 زیرا در اینجا دیگر نمی توان در مرکز استان نشست و بر سراسر استان زیبا و پهناور لرستان ریاست نمود!

باید وقت گذاشت، باید هر ماه و چه بسا در هر ماه چندین بار به هیات های زیر مجموعه خود سرکشی نمود!

 در بحث ریاست بر هیات های ورزشی استان لرستان، دوستانی که قبول می نمایند رئیس باشند باید در جریان قرار بگیرند که اگر برای گرفتن  سهم یا سهمیه ورزشی برای   فلان ورزشکار روستاهای دور دست لرستان نیز کوتاهی نمایند، باید روزی حداقل در مقابل وجدان خود پاسخگو باشند.

 اگر شخصی قبول نمود که  رئیس هیات خاصی در ورزش استان لرستان بشود باید از روز اول بداند که قرار نیست از این مسئولیت پرستیژی برای خود مقابل خانواده، دوستان و همشهریانش درست کند!

باید دانست اینگونه افراد خواسته یا ناخواسته با پذیرش ریاست فلان هیات ورزشی در سطح استان، قبول کرده اند  که برای رشد ورزش استان لرستان و گرفتن حق ورزشکاران این استان محروم حتی از وزارت ورزش و جوانان سنگ تمام بگذارند.

 استان لرستان  از مرکز این استان یعنی خرم آباد شروع میشود تا بروجرد و الشتر، ازنا، دورود، الیگودرز و پلدختر، کوهدشت، بیرانشهر و اشترینان و ....و همچنین صدها و چه بسا هزاران روستای دور و نزدیک  و بخش های مختلف را شامل میشود!

 پس لازم است کسانیکه قبول زحمت می نمایند و  برای ریاست بر هیات های ورزشی استان لرستان داوطلب میشوند در جریان باشند که متاسفانه در این استان حتی درخرم آباد نیز ورزشکاران در کمبود مسائل مالی و فضای ورزشی می سازند و می سوزند! چه برسد به شهرها و روستاهای دور و نزدیک! که جای خود دارد!

 پس اگر بخواهیم به سخنان اول بحثم برگردیم ، باید گفت بعضی از افرادی که با عشق و علاقه برای ریاست هیات های ورزشی در سطح استان لرستان کاندیدا میشوند، ممکن است با توجه به حجم گسترده استان لرستان نتوانند آنچنان که باید و شاید به  پیشرفت ورزش استان کمک نمایند! آنوقت است که یک عمر فعالیت ورزشی خود را نیز، زیر سوال برده  و به جای پیشرفت ورزشی، پسرفت داشته باشند!

همان سخنی که در اول نوشته نیز به آن اشاره شد!





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد ورزشی، اول تحقیق کرده بعد مسئولیت هیات ورزشی در استان لرستان را قبول کنید!، روسای هیئات ورزشی لرستان، ورزش لرستان، روسای هیئات ورزشی استان در مقابل تمامی شهرها و روستاهای لرستان باید پاسخگو باشند،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 16 آذر 1394 توسط فرهاد داودوندی



طنز ورزشی

آخرین استعفای ورزشی در لرستان

مربوط به چه تاریخی بوده است؟!



فرهاد داودوندی - بروجرد:

حالا ما هی می خواهیم بعضی وقتها جدی حرف بزنیم، بعضی ها فکر می کنند  حرف ما  شوخی و طنز است!

 هر چی اصرار کنیم و اخم هایمان را برای جدی بودن درهم کنیم، بازهم مورد قبول دوستان قرار نمی گیرد!

 اصل قضیه این است که چند روز پیش، ناگهان فکری به ذهن اینجانب آقای خوش خیال رسید که راستی آخرین استعفای ورزشی در لرستان مربوط به چه تاریخی و به چه رشته ورزشی بوده است؟

اگر متوجه منظورم نمی شوید، یک کمی قضیه را بازتر مینمایم.

 تا حالا پیش خودتان یک حساب دو دو تا چهار تا کرده اید که آیا سابقه دارد یک مسئول هیات ورزشی در استان لرستان، با تمامی حساب و کتاب هائی که پیش خودش نموده، به این نتیجه برسد که دیگر برای رشد ورزش استان مثمر ثمر نیست و خودش با دست مبارک خودش استعفا بدهد و دست مسئولین ارشد ورزش شهر یا استان را برای جایگزین نمودن فرد دیگری باز بگذارد؟!

 راستی سابقه داشته چنین شخصی پیدا بشود و در آرامش کامل و با درخواست خودش از مسئولیت ورزشی کنار برود؟!

به جان عزیزتان، جدی جدی، جواب این سوال را نمی دانم! البته این را می دانم که اکثر اوقات کار به آژان کشی کشیده شده است و هر مسئولی را می خواهند برکنار نمایند زمین و زمان خبردار می شوند و حاشیه هائی بوجود می آید که در این مقاله جای گفتن شان نیست!

 به هر حال من که تاکنون ندیده و یا نشنیده ام که یک مسئول هیات ورزشی با روی باز و خنده بر لب کلید مسئولیت ورزشی اش را دو دستی تقدیم مقام مافوق خودش در ورزش استان لرستان بنماید!

البته امیدوارم که من اشتباه کرده باشم و چنین افراد جسور و بلند اندیشه ای در ورزش ما بوده و همچنین باشند که هر گاه دیگر به وجودشان در پست مسئولیت ورزشی احتیاجی نبود، بدون هیچگونه مشکلی خودشان کنار بروند و برای نفر بعد نیز آرزوی موفقیت بنمایند!

 البته از هر کسی این سوال را می پرسم، اول چپ چپ نگاهم می کند و بعد خطاب به من می گوید دست مان انداخته ای؟! بازهم می خواهی طنز بنویسی؟!

راستی شما نمی دانید چرا همه در جواب سوال من که در رابطه با کنار رفتن داوطلبانه مسئولین ورزشی از پست و مقام ورزشی شان می پرسم، به من می گویند شوخی می کنی یا طنز می گوئی؟!!!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: طنز ورزشی آخرین استعفای ورزشی در لرستان مربوط به چه تاریخی بوده است؟!، طنز، طنز ورزشی، ورزش لرستان، فرهاد داودوندی فعالترین وبلاگ نویس ایران، فعالترین وبلاگ ایران، پر بازدید ترین وبلاگ ایران،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 10 تیر 1394 توسط فرهاد داودوندی

اختلافات ورزشی حل نشود، جویبار



لحظه های ورزش لرستان هم خشک خواهد شد!

فرهاد داودوندی- بروجرد:  در این استان دو میلیون نفری ورزشگاه استاندارد نداریم، تیمهای مان در لیگ های معتبر ورزشی را نمی توانیم حفظ کنیم،دیدمان به ورزش کشور تا جلوی پای مان را می بیند، و از همه مهمتر خودمان هم  با همدیگر خوب نیستیم!

در حالیکه جامعه ورزش و مسئولین ورزشی  دیگر استانهای کشور اگر هم با هم اختلاف دارند بخاطر رشد ورزش استان خودشان است، در این استان اختلاف ورزشی هم اگر وجود دارد، که صد البته وجود دارد، برای خشکاندن ریشه طرف مقابل است!

جای تاسف دارد دید جامعه ورزشی ما،  جویبار ورزش لرستان را دریا می بیند، در حالیکه باید بدانیم که اگر در این رقابت نفس گیر با دیگر استانهای کشور، هر چه سریعتر اختلافات عمیق ورزشی در لرستان خاتمه نیابد، جویبار فعلی هم خشک خواهد شد.

 در آینده بیشتر و بازتر خواهم نوشت، باقی بقای شما!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: ورزش لرستان، اختلاف،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 16 مرداد 1391 توسط فرهاد داودوندی

شی نورانی در آسمان بروجرد


 بشقاب پرنده ها در فضای بروجرد


 آدم فضائی ها از سیاره زهره

آمده بوده اند !


به دنبال رویت اشیاء نورانی در آسمان بروجرد که تعداد بسیاری توانسته اند دیشب ( 18 خرداد 1391 ) آن را در آسمان شهر ببینند  ،  اتفاق جالبی به شرح زیر افتاد:

 دیشب حوالی نیمه شب برای بار دوم سفینه فضائی بالای خانه ما ظاهر شد ! از آنجا که نور این سفینه بسیار زیاد بود ، سراسیمه از خواب پریده و خودم را به حیاط رسانیدم ، صدائی شبیه آدم فضائی ها  از بالای سرم ، خطاب به من گفت : ما بلد بود زبان فارسی یک کم !  وی سپس در ادامه افزود ما آمد از سیاره زهره به شما سر زد !

من که زبانم بند رفته بود ، بعد از اینکه آب دهانم را قورت دادم ، گفتم تشریف بیاورید پائین ، کلبه محقری داریم مربوط به خودتان است ، یک لیوان چای در خدمت تان باشیم !

که باز آدم فضائیه گفت ، ما بود تشکر از تعارف بروجردی شما ! همین الان شد صرف ! فقط آمد گفت از اینکه دو سه روز پیش شما کرد رویت سیاره ما ( زهره ) ، ما هم آمد برای عرض تشکر بازدید از شما ، زیرا جواب هر دیدی ، بازدید است  !

وی سپس در حالیکه از طریق یک طناب لیزری نامه ای را برای من انداخت توی حیاط گفت ما کرد خداحافظی تا 105 سال دیگر ، فقط خواند لطفا نامه ما ! و اگر داشت وقت ، در تعطیلات سری به ما زد در سیاره زهره !

 و سپس در کمتر از یک ثانیه ، موتورهای سفینه روشن شدند و در حالیکه اصلا صدا نداشتند  ، سفینه از جلوی چشم من غیب شد ! سریعا رفتم درون منزل چراغها را روشن نمودم  و نامه را خواندم ، متن نامه چنین بود :

کرد سلام به فرهاد آقا

ما در سیاره زهره بود هوا بسیار گرم ، آنجا بود فضای گلخانه ای ، آنجا هر موجود مثل شما شد بریان در کمتر از ثانیه ، هوا بود خیلی خیلی داغ ! داشت ما بهانه برای اینکه با شما شد دوست ، تا اینکه شما چند روز پیش صبح زود با تلسکوپ آمد کرد نگاه سیاره زهره در حال گذر از جلوی خورشید ، دید خوب شد بهانه برای ارتباط با شما !

البته ما در آنجا داشت یک وبلاگ نویس مثل شما ، اما از آنجا که بود خبر های حاشیه ای ورزش در آنجا در حد صفر ، آن بنده خدا در سیاره ما هر صد سال نوشت یک مطلب ورزشی .

 اما وقتی دید در استان شما و در ورزش شما بود خبر ها داغ تر از هوای ما در سیاره زهره ، دانست که باید با شما داشت ارتباط !

 راستی قبل از اینکه خواست رفت سر اصل مطلب ، باید پرسید از شما که چرا برای خود آوردید سرگیجه ! مگر شما نداشت زبان سرای فارسی ، چرا به ما گفت ، ناهید ، زهره ، ونوس ؟ لااقل کرد رحم بر شاگرد تنبل هایتان که باید حفظ کرد سه نام مختلف برای سیاره ما  در امتحانات !

اما در رابطه با ورزش لرستان ، وقتی دید  هوای ورزش لرستان شما بود داغ داغ ، و از هوای ما هم بود داغ تر ، گفتیم که آمد سری به شما زد ، در سیاره ما بود هر رئیس هیات ورزشی دو سه سال ( هر سال سیاره زهره 225 روز زمینی است ) رئیس ، بعد خود رفت کنار با دست عزت ، در سیاره ما هیچ ورزشکار نزد حرف پشت سر ورزشکاران دیگر ، آنجا نکرد زیر پای همدیگر را خالی ، در سیاره ما بود همه با هم دوست و مثل شما نبود همه با هم دشمن .

 در سیاره زهره ، همه برای رشد ورزش کمک کرد و نبود زیاد مهم که چه کسی بود رئیس هیات !

 در سیاره ما درست است که بود هوای گلخانه ای ، اما شنید که در ورزش شما همه خود را گل خانه ای پنداشت ! و نرفت کنار سر سوزنی از ورزش کنار ، شنید که در ورزش شما همه دانست ریاست ورزشی را ارث پدر خود ! اما در سیاره ما ریاست نداشت معنا !

ما در سیاره مان خود را دانست خواهر زمین ! دل مان برای ورزش زمین که بود برادرمان سوخت ، اما وقتی شنید که ورزش شما و بخصوص در لرستان داشت اینهمه خبر های داغ ، ما کرد داغ و به جای اینکه از غرب به شرق چرخید ، از شرق به غرب چرخید و بود تنها سیاره ای که گردشش هست بر عکس !

اینقدر در رابطه با ورزش شما  ، ما خورد حرص و جوش که در سیاره ما ، خورشید کرد طلوع از غرب !

بیشتر از این نبود صلاح که آورد سر شما درد ! اما باید گفت که چون دید چند روز پیش شما سیاره ما را در جلوی خورشید کرد رصد ، بود وظیفه که ما برای عرض ادب رسید خدمت شما ! و  گفت از اینکه داشت چنین هم منظومه ای ، ( منظومه شمسی ) کرد افتخار.

 اما تو را به وجدان تان قسم ، کرد کمتر حاشیه های ورزشی در لرستان ، ما از آن بالا دید که شما نداشت بدون استثناء برای هیچ کار ورزشی  با هم اتفاق نظر ، ما هم خورد هی دق ، هی حرص ، هی جوش !

                                                            بود دوستدار شما
                                                       آدم زهره ای شماره  008   




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: اشیاء نورانی در آسمان بروجرد، نورانی، آدم فضائی، لرستان، ورزش لرستان، فرهاد داودوندی، بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 19 خرداد 1391 توسط فرهاد داودوندی

طنز ورزشی


لطفا تاریخ ورزش استان را جعل نکن !

فرهاد داودوندی - بروجرد : بالاخره ما نفهمیدیم ، یعنی راستش فهمیده ایم ، اما فعلا خودمان را به کوچه علی چپ زده ایم و خودمان را به نشنیدن زده ایم تا ببینیم دوستان تا کجا می خواهند پیش بروند !

حتما می پرسید چرا چنین مبهم حرف می زنم ؟!  باشه ، حق با شماست  ! یک کمی موضوع را باز خواهم کرد .

 راستش مدتیه که بعضی ها در ورزش استان ادعای پدر فلان ورزش بودن را دارند ، یعنی معتقدند که فلان ورزش توسط این دوستان به استان آورده شده است . بعد نگاه قیافه طرف می کنی میبینی چهل پنجاه سال سن دارد !!! جل الخالق ! یعنی تا چهل سال پیش توی این استان به این بزرگی هیچکس از این رشته ورزشی خبر نداشته ؟ !

 تاریخ ورزش استان را مرور می کنی ، میبینی شصت ، هفتاد سال پیش گروهی از ورزشکاران قدیمی این استان ، در همان ورزش مورد نظر تیم که داشته اند ، هیچ ! برای استان هم در مسابقات کشوری افتخار آفرینی نموده اند !

 اینجاست که کلاه از سرمان می افتد و دود از کله مان بلند میشود که این دوستان نسبتا جوان چگونه ادعای پدر فلان ورزش را بودن را دارند ؟ ، یعنی راستش ، چگونه رویشان میشود ، چنین ادعاهای بزرگی را بنمایند ؟! در حالیکه صغیر و کبیر در جریان هستند که این ورزش قدمت بسیار طولانی تر از کل عمر این شازده ها ! را دارد !

البته یا  اینگونه دوستان واقعا تاریخ ورزش استان را نمی دانند یا اینکه می دانند ، اما با زرنگی خودشان را به کوچه علی چپ زده اند و می خواهند تاریخ ورزش استان را به نام خودشان جعل کنند !

به همین خاطره که در اول عرایضم گفتم ، 
بالاخره ما نفهمیدیم ، یعنی راستش فهمیده ایم ، اما فعلا ما هم خودمان را به کوچه علی چپ زده ایم و همچنین خودمان را  به نشنیدن زده ایم تا ببینیم دوستان تا کجا می خواهند پیش بروند !!!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: جعل تاریخ ورزش، لطفا، طنز ورزشی، فرهاد داودوندی، بروجرد، ورزش لرستان، پدر ورزش،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 11 خرداد 1391 توسط فرهاد داودوندی

حکایت ورزش ما ،

 نه به آن شوری شور و نه به این

بی نمکی !

فرهاد داودوندی - بروجرد : متاسفانه بعضی روسای هیات های  ورزشی ، وقتی یک مسئول زیر دست شان را نمی خواهند ، چنان با بی توجهی طرف را از خود و هیات مربوطه شان می رانند که دیگر جای بازگشتی برای طرف باقی نگذارند ! به اصطلاح یک شبه تمامی پل ها که سهل است ، جاده منتهی به پلها را نیز خراب و شخم می زنند !

همین مسئولین محترم بعد از اینکه یک دور کامل روسای زیر دست شان را تعویض نمودند ، دوباره فیل شان یاد هندوستان می کند و یادی از همان رئیسی می کنند که با خفت و خواری کنارش گذاشتند !

قدیمی ها ضرب المثلی دارند که بنظر من در کل ورزش ما  و بخصوص ورزش استان ما ممکن است کاربرد بسیاری داشته باشد و آنهم این است که نه به آن شوری شور و نه به این بی نمکی !

 نه به آن بی احترامی نمودن در برکناری رئیس قبلی و نه به اینکه حالا بعد از چند سال که با رئیس فعلی به مشکل خورده اید ، دوباره پیغام پسغام می دهید که فلانی برگرد !

اینگونه برخوردها بسیار جای تاسف دارد ، و باید گفت یکی از دلایلی که ورزش در استان لرستان همیشه دارای حاشیه است ، می تواند اینگونه برخوردهای سلیقه ای و دمدمی مزاجی باشد ! امروز فردی را کنار می گذاریم بدون مراسم تودیع ، و چند صباح دیگر که کارها بدتر از قبل شد بیادش می افتیم بدون برگزاری مراسم معارفه !

 به هر حال لازم است مسئولین ارشد هیات های ورزشی استان ، برای برکناری و جایگزین نمودن افراد زیر مجموعه خود بخصوص در شهرستانهای استان احساسی برخورد ننمایند تا بعدا پشیمان نشوند ! کاری که متاسفانه بعضی وقتها شاهدش هستیم !




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نه به آن شوری شور، نه به این بی نمکی، ورزش لرستان، فرهاد داودوندی، بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 8 خرداد 1391 توسط فرهاد داودوندی

اندر حکایت فرار داود مهابادی از ورزش لرستان

آهای ، تاریکی کیستی ؟ بایست !

فرهاد داودوندی - بروجرد :



- آهای تاریکی کیستی ؟ به ایست !

-من ...من  ...!

-چیه به پت و پت افتادی ! زود بگو کیستی که مرموزانه در تاریکی در حال حرکتی؟

-من ... من داود مهابادی  هستم !

-این اسم خیلی برایم آشناست !

-من تا روز قبل سرمربی  تیم گهر زاگرس دورود بودم  !

-بیا جلو تر توی این روشنائی تا ببینم تو کیستی !

-سلام !

-اِه ! داود خودتی ؟

-آره !

-مهابادی جان ، اینجا چیکار می کنی ؟

-دارم شبانه از فوتبال شما فرار می کنم !

-پس این گونی چیه رو دوشت انداختی ؟

-اینها هم خرت و پرت هایم هستند!

-اما مهابادی جان چرا شبانه ؟ و اینطور غریبانه ؟

-راستش روزی که می خواستم بیایم در فوتبال شما  فعالیت کنم ، خیلی ها من را از این کار منع کردند و گفتند نرو ! توی ورزش لرستان حرمت کوچک و بزرگی از بین رفته ! انگ زدن و تهمت زدن و باند بازی و بازیکن سالاری و عدم رسیدگی به ورزشکاران  غوغا می کند ! گفتند و گفتند و گفتند ! اما انگار توی این گوش من سیمان تیپ 5 از نوع سیمان کارخانه دورود ریخته بودند ، نشنیدم ! اما حالا که دارم شبانه از ورزش شما فرار می کنم تازه فهمیدم که آنچه که برای من گفته اند یک از هزار هم نبوده ! لذا تا بیشتر از این دیر نشده الوداع دارم میروم !

-پس حق و حقوقت چی میشه ؟

-کدام حق و حقوق ! ما را به خیر تو امید نیست شر مرسان ! تو این مدت که توی تیم گهر زاگرس دورود  بودم انگار  این تیم گوشت قربانی بود تا روزی که با بازیکنانم گرسنگی کشیدیم هیچکس سر سوزنی به فکر ما نبود ، تازه روزی که رفتیم لیگ برتر ، جامعه ورزش لرستان  به فکر افتاد که دست در جیب کند و با دادن یکی دو تا لوح سپاس ، دین خود را به استان خودشان ادا کنند ، حقوق من پیشکش ! شما بروید فکری برای ورزش خودتان بکنید !

-راستی داود جان ، حالا که داری میری پول مول چی داری یه چند روزدستی بدی به ما ! البته به جون خودت چند روز دیگه بهت پس میدم !

-ای داد ای بیداد ! به من گفته بودند که روز آخر یک چیزی هم باید دستی بدهی و مهر حلال و جان آزاد کنی ! اما گوش نکردم ! البته مطمئنم که یک مدتی دیگر بدهکار جامعه ورزش لرستان هم خواهم شد !!! اما بگذارید در این دم آخر شعری را در وصف حال جامعه ورزشی تان برایت بخوانم :

ما که رفتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی

تو بمان و دگران وای به حال دگران !

 





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: فرار، داود مهابادی، ورزش لرستان، گهر زاگرس دورود،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 3 خرداد 1391 توسط فرهاد داودوندی

کسب مدال هائی که دست ورزش لرستان و

 بروجرد  را از مدال های جهانی دور می کند


فرهاد داودوندی - بروجرد : شاید جالب باشد بدانیم بیشتر استعداد های ناب ورزشی که در استان لرستان و شهر ما بروجرد در دراز مدت به هدر می روند ، بخاطر کسب مدال های ورزشی پیش از موعد داشتن ظرفیتی است که باعث میشود ورزشکار مستعد مورد نظر ما بعد ها برای همیشه دستش از مدال جهانی کوتاه شود !!! تصور کنیم نوجوانی با هزار ایده و آرزوئی که خانواده و مربیانش برایش در نظر دارند در مسابقات رده نوجوانان یا جوانان ایران یا  آسیا موفق به کسب مدال های رنگارنگی شود ، و همین مدال باعث شود که بعضی ها در گوش این ورزشکار کم سن و سال بخوانند که تو دیگر از قاره اسیا هم فراتر هستی ! و همین اعتماد بنفس کاذب ، نابود کننده عمر ورزشی ورزشکار مورد نظر ما خواهد شد ! بارها دیده شده که نوجوان تازه از مسابقات کشوری یا آسیائی برگشته در حضور جمع ، مدعی حضور در المپیک شده و مسابقات آسیائی را برای خود کسر شان می داند ! همین چند روز پیش ، نگارنده شاهد بود که جوانی که می توانست تا یکی دو سال پیش در یکی از ورزشهای تخصصی پایه نام خودش را در تاریخ رکورد زنی های ایران ثبت نماید ، در جواب یک مسئول ورزشی ، مدعی شد که برنامه های من برای المپیک است ! جالب اینکه  کمتر از نیم ساعت بعد در حین مسابقه بین پنج نفر سوم شد !!! بین پنج نفر در شهری به مانند بروجرد سوم شدن یعنی پایان عمر قهرمانی این ورزشکار ! که صمیمانه امیدوارم چنین نشود ! اما همان مدال های کسب شده در دوران نوجوانی ، باعث می گردد که اکثر ورزشکاران جوان ما ، احساس کنند که جایگاهشان بالاتر از ورزش ایران است ! در صورتیکه باید توجیه شوند که کلاس حضور در المپیک یا مسابقات جهانی  با مسابقات رده های نوجوانان و جوانان ایران یا  آسیا زمین تا آسمان فرق دارد ! وکسی می تواند در المپیک موفق شود که میوه نارس ورزش نمودن خود را قبل از رسیدن ، از درخت ورزش کشور جدا نکند ! بر مربیان و دست اندرکاران هیات های ورزشی لازم است که بعد از کسب هر مدال رنگین از مسابقات نوجوانان و جوانان ایران یا آسیا ، شاگردان ورزشکار خود را توجیه نمایند که کسب این مدال ، درواقع پا گذاشتن به پله اول نردبانی است که پله آخرش را تنها معدودی ورزشکار در جهان موفق به فتحش گردیده اند ، ورزشکارانی که تلاش مستمر ، هیچگاه مدال های دوره نوجوانی و جوانی سیراب شان ننموده است ! 




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: مدال، ورزشکار نوجوان، ورزشکار جوان، فرهاد داودوندی، بروجرد، لرستان، ورزش لرستان،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 11 اردیبهشت 1391 توسط فرهاد داودوندی
اولویت در حفظ سرمایه های فعلی بخش خصوصی

 ورزش لرستان است !


فرهاد داودوندی - بروجرد :  تیمهای فوتبال حال حاضر استان در لیگ های معتبر کشور در رده های دسته سوم ، دوم و اول به ناگهان سر از این لیگ ها در نیاورده اند ، هیچگونه دعوتنامه ای هم برای حضور در لیگ های مختلف ایران ، بخاطر چشم و ابروی زیبا برایشان ارسال نشده است ! خوشبختانه از آنجا هم که ما در این استان هنر رایزنی برای تیمهای مان در لیگ های معتبر را نداریم ، هیچگونه سفارشی هم برای  حضور تیمها و باشگاه هایمان نیز نشده است ! همه فکر می کنیم که اگر یک تیم فوتبال در استان لرستان توانسته جواز صعود به لیگ دسته سوم ، دوم و یا اول را بگیرد بر حسب اتفاق بوده است !!! هیچگاه نخواسته ایم خودمان را جای مسئولین و دست اندرکاران اینگونه تیمها بگذاریم و از سختی کارشان با خبر بشویم ! برای برگزاری هر مسابقه در هر رده ، مسئولین اینگونه باشگاه ها خون دلها خورده اند ، از عدم حمایت خودی ها ، ناداوری های سهوی ، مقابله با باند و باند بازی های رایج ، خرج و مخارج کمر شکن انتقال بازیکنان تیمها به شهر های مختلف ، از انتظارات بیجای عده ای چسبیده به تیم و...... که فقط قسمتی از مشکلات بیشمار تیمداری در استان لرستان است ، سخن گفتیم ! اما شنیده ها حاکی از این است که تنی چند از مسئولین باشگاه های خصوصی در استان نیز از شرایط موجود عدم حمایت همه جانبه ، گلایه مندند و حتی تهدید به کناره گیری از ورزش لرستان نموده اند ! زیاد نمی خواهیم وارد بحث در این رابطه بشویم   ، اما به شخصه معتقدم حفظ سرمایه های موجود در ورزش استان مهمتر از جذب سرمایه های جدید است ، زیرا با حفظ  سرمایه های کنونی ورزشی بخش حصوصی  ، اطمینان خاطری به حامیان مالی جدید نیز داده ایم که برای سرمایه گذاری در امر گسترش ورزش  به این دیار بیایند ! اما اگر خدای ناکرده سرمایه گذاران فعلی در امر تیمداری ورزشی را از استان فراری بدهیم ، دو ضرر اساسی نموده ایم ، اول اینکه داشته های مان را به دست خود نابود نموده ایم و دیگر اینکه  برای نفرات جدیدی که بخواهندبا سرمایه هایشان به یاری ورزش استان ما بیایند هیچگونه انگیزه ای  نخواهیم گذاشت ! پس تا بیشتر از این دیر نشده ، با حفظ سرمایه گذاران فعلی ، در باغ سبز !!! را به دیگر سرمایه گذاران بعدی ورزش استان لرستان نیز نشان دهیم !     




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: اولویت، بخش خصوصی، ورزش لرستان، سرمایه گذاران بخش خصوصی، بروجرد، فرهاد داودوندی، باشگاه های خصوصی، باند و باند بازی،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 26 فروردین 1391 توسط فرهاد داودوندی
سال 1391 ، و حکایت ورزش لرستان  !

فرهاد داودوندی - بروجرد : برای همه ما در استان لرستان از روز هم روشن تر است که  ورزشکاران این خطه کاملا از امکانات به روز و فضای سرانه مناسب به دور می باشند ، در واقع شاید بتوان گفت اگر علاقمندی شخصی ! گروهی از مسئولین ورزشی استان ، مربیان ، سرپرستان ، حامیان مالی ، ورزشکاران و دوست داران به ورزش نباشد ، سیر قهقرائی ورزش ما روند رو به رشد تری خواهد گرفت ، در زمانه ای که در ورزش  ، پول و هزینه حرف اول و آخر را می زند و دیگران در استانهای دیگر، هنر در آمد زائی از ورزش را بخوبی یاد گرفته اند ، ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم ! زیرا هنوز طریقه استفاده از استعداد های ورزشی و حتی پولهای باد آورده در ورزش را نداریم ! برای اینکه از بحث اصلی دور نشوم باید گفت  با همه این کمبودها ، خبر را که می خوانی انگشت تحیر به دندان می گزی ! 1400 مدال رنگارنگ در سال گذشته از میادین مختلف داخلی و برون مرزی نصیب ورزش لرستان شده است ! دعوت 502ورزشکار لرستانی به اردوی تیم ملی و حضور 176 نفر لرستانی در ترکیب تیمهای ملی نیز بر تعجب ما بیشتر می افزاید ، که با این بی امکاناتی و چنین استعداد هائی ! و چنین آمار دلگرم کننده ای ، وای اگر برای ورزش دیار لرستان و گوشه گوشه این استان بهشت گونه امکانات کافی  ورزشی مهیا شود !  تصور کنیم اگر ورزشکاران ما از ورزشگاه ها ، سالن های ورزشی مجهز ، مربیان کاربلد ، حامیان مالی علاقمند و بخصوص از طرف مسئولین ورزشی  هیات های ورزشی استان ، حمایت همه جانبه شوند ، آنگاه آمار این مدال ها و بازیکنان رده های تیمهای ملی ما در این استان به چه آمار فوق العاده ای خواهد رسید !  براستی با این همه استعدادهای خدادادی به جاست که مسئولین ورزش استان از تمامی نفوذ قانونی و رابطه ای خود در ورزش کشور استفاده نموده و در خواست امکانات و بودجه های کافی  را بنمایند ، هر چه سریعتر با تشکیل تیمهای ورزشی در رده های بالای ورزش کشور و حمایت همه جانبه و ویژه از باشگاه های خصوصی ، تنور ورزش استان را گرمتر از سال قبل بنمایند ! استعداد های ورزشی خدادادی در این استان به وفور و فراتر از تفکر ما یافت میشود ، فقط کافیست در سال 1391 با هدایت این استعداد ها ، ورزش این خطه و دیار را شکوفاتر نمود ! 





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: سال 1391، 1391، ورزش لرستان، شکوفائی، باید، فرهاد داودوندی، بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 4 فروردین 1391 توسط فرهاد داودوندی
با روز پیش نرفته ایم ، مشکل بزرگ ورزش لرستان
 
فرهاد داودوندی - بروجرد : ورزش کشور ما با یک مشکل بسیار بزرگ زندگی می کند به نام زندگی با خاطرات گذشته ! اما این مشکل در استان لرستان و بخصوص بروجرد به طرز بسیار چشمگیری گره کوری شده است که به این سادگی و حتی به این زودی ها امیدی نیست که بتوان از دست آن خلاصی پیدا نمود . بیست سی سال است که استانهای دیگر کشور  با برنامه ریزی یا حتی بطور اتفاقی خودشان را به علم روز ورزش تجهیز نموده اند اما متاسفانه ما هیچ تکانی به خودمان نداده ایم ! سالیان سال است که دیگر استانها گوی رقابت در امر پیشرفت ورزشی را از همدیگر ربوده اند ، اما ما فقط نظاره گریم ،  از همه مهمتر اینکه دیگران پیشرفته اند و ما عقب رفته ایم ، دیگران  کم یا زیاد در ورزش به تولید ثروت رسیده اند ما هنوز بهترین هیات های ورزشی مان برای اهداء چند لوح و لباس ارزان ورزشی به قهرمانانشان ، اندر خم یک کوچه اند ، دیگر استانهای کشور کم و بیش در راه توسعه ورزش قدم برداشته اند ، ما هنوز نای بلند شدن را نداریم ! دیگران در استانهای دیگر ، رشد روز افزون خود را هر روز جشن می گیرند و ما هنوز زورمان به همدیگر می رسد و تقلب و تخلف در میادین ورزشی را هنر می پنداریم !  این است که ورزش لرستان  هیچگاه به جائی نخواهد رسید تا این گونه فکر می کنیم ! راه برون رفت از این بن بست ورزشی الگو برداری از ورزش دیگر استانها و مناطق کشورمان که موفق شده اند می باشد ، باید هر چه سریعتر دست به کار شد ، ممکن است فردا بسیار دیر باشد ! زیرا ما باید در دو جبهه  توان خود را محک بزنیم ، رقابت با دیگران و مبارزه با افکار ورزشی سالیان قبل خودمان ، که مثل خوره بر جان ورزش لرستان و بروجرد سایه انداخته است !




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: روز، ورزش روز، مشکل ورزش لرستان، دیگران، توسعه، رشد، تولید ثروت، لرستان، بروجرد، ورزش بروجرد، ورزش لرستان، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 11 بهمن 1390 توسط فرهاد داودوندی
اگه بشه ، ورزش لرستان چی میشه !!!
فرهاد داودوندی - بروجرد : خدایا ! یعنی میشه توی لرستان اینقدر ورزشگاه های استاندارد ریز و درشت درست بشه که دیگه حسرت ورزشگاه های بقیه جاها را نخوریم ؟! یعنی میشه یه روزی برسه که حق هیچ ورزشکار لرستانی را در سطح کشور مثل یک لیوان آب نخورند ؟! یعنی میشه یه زمانی اینقدر همدلی در ورزش استان زیاد بشه که همه انگشت به دهن بمونند ؟! یعنی میشه آن روز بیاد که اینقدر در آمد زائی در ورزش مان باشه که رسما به حامیان مالی بگوئیم خیلی ممنون ! دیگه لازم نیست از تیمی حمایت کنید ، ما خودمون در امر درآمد زائی خود کفا شده ایم ؟! یعنی میشه هر رشته ورزشی در لرستان برای خودش یک مجموعه ورزشی مجهز داشته باشه ؟! یعنی میشه بین هیات های شهرستانها و هیات های استان وفاق و همدلی موج بزند ؟! یعنی میشه لرستانی ها از ورزشکاران و مربیان خودشون در تیمهای ملی حمایت همه جانبه کنند ؟! یعنی میشه هیچکس نتونه نگاه چپ به ورزشکاران لرستانی در سطح کشور بیندازه ؟! یعنی میشه روزی برسه که آموزش و پرورش استان دسته دسته قهرمان ورزشی پرورش داده و تحویل اداره تربیت بدنی بده ؟! یعنی میشه برای دیدن مسابقات ورزشی آموزشگاه ها جای خالی برای تماشاگران پیدا نشه ؟! یعنی میشه کدورت در ورزش لرستان از بین بره ؟!
راستی اگه بشه چی میشه ؟!!! بنظر شما چی ؟ یعنی واقعا میشه ؟!!!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: یعنی میشه، اگه بشه، ورزش لرستان، چی میشه،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 9 بهمن 1390 توسط فرهاد داودوندی
اسپانسر کجائی که بیائی کمک ورزش لرستان  ؟!

فرهاد داودوندی - بروجرد : بچه می گوید اسپانسر ! بزرگ می گوید اسپانسر ! مرد می گوید اسپانسر ! زن می گوید اسپانسر ! همه با هم دم میگیریم اسپانسر ! بعضی وقتها اینقدر در ورزش استان مان همه از بی پولی می نالیم و ورد زبان مان میشود گفتن کلمه اسپانسر ، که پیش آمده که فکر کرده ام اسپانسر باید موجودی باشد فرا زمینی ! یا اینکه اگر زمینی باشد ، انسانی است که راه که میرود باید از جیب کتش ، دلار ، ببخشید هزار تومانی بیرون بریزد ! همه در بدر دنبال اسپانسر هستند بدون اینکه کسی سعی کند پای درد دل اسپانسر بنشیند ! بعضی وقتها به حامیان مالی اسپانسر هم می گویند! البته واضح و مبرهن است  که کسی میشود اسپانسر تیمهای ورزشی در لرستان ، که سرمایه ای را که برای رشد ورزش این استان هزینه می کند ، حالا اگر نگوئیم سود آوری برایش داشته باشد ، اما حتما برگشت سرمایه اولیه اش را همان ورزش مورد نظر تضمین کند ! هیچگاه از خود نپرسیده ایم که آخر مگر کسی پولش زیادی کرده که بیاید در ورزش ما ، سرمایه گذاری کند بدون اینکه در این ورزش دیمی ! تره ای به ریشش خرد کنند ! تجربه حامیان مالی قبلی برای سرمایه گذاران فعلی درس بزرگی شده است که مسئولین تیمهای ورزشی ، در برخورد اول درباغ سبز نشان می دهند ، اما رفته رفته در کوران مسابقات حتی ضعف مربیان تیم را نیز بر دوش اسپانسرها می اندازند !! به هر حال اینها نیز که در اطراف خود و یا در شهر های استان لرستان میبیند که هنوز برای رشد ورزش لرستان کمک مالی می نمایند و یا اینکه خودشان تیمداری می کنند ، راستش ، پیش کسی نگوئید ! اینها عاشق هستند ! آره داداش  ! عشق به ورزش هم یک نوع عشق است که کوچک و بزرگ نمی شناسد و اگر آتشش در وجود کسی پا بگیرد ، از خرج خانواده و  زندگی روزمره اش می زند تا هزینه ورزش مورد علاقه اش کند ! به هر حال چی می گفتم به کجا رسیدم ! اینها که میبینید همچنان خرج ورزش می کنند آخرین نسل عاشقهای ورزش لرستان هستند و خدا نکند از طرف مسئولین ورزش استان بی مهری ببینند ! آنوقت دیگر نام اسپانسر یا همان حامیان مالی ورزش استان لرستان را فقط باید در کتابهای تاریخ خواند !!!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: اسپانسر، حامی مالی، ورزش، ورزش لرستان، عاشق، عاشق ورزش، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 7 بهمن 1390 توسط فرهاد داودوندی
ما که گفتیم ،اگر نمیتونی،رئیس هیات ورزشی نشو !
فرهاد داودوندی - بروجرد : تا وقتی سر طرف به سنگ نخورد ! در جریان قرار نمی گیرد که چرا یک ورزشی نویس منتقد  به مسئول جدید هیاتی که قرار است ، مسئولیت قبول نماید ، می گوید اگر نمی تونی نیا جلو !  متاسفانه روز اول ، به بعضی افراد ،  برای قبول مسئولیت هیات های ورزشی در استان لرستان یا همین بروجرد خودمان ، یک تعارف یا یک بفرما ی خشک و خالی می زنند ! از فرط عجله در قبول مسئولیت ، چنان با سر جلو می آید که هر که نداند فکر می کند داخل فلان هیات ورزشی حلوا ی خیرات می دهند ! بعد که آمد و مسئولیت قبول نمود تازه می فهمد ای دل غافل ! در باغ سبزی که از دور می دید سرابی بیش نبود و حالا باید برای تک تک ورزشکاران زیر مجموعه اش در استان لرستان آستین همت را بالا بزند و سر سوزنی از حق و حقوق ورزشکارانش کوتاه نیاید ! آنها که انرژیک هستند تا مدتها خودشان را درگیر گرفتن حق و حقوق هیات خودشان می نمایند ، اما آنها که زود قافیه را می بازند ، دیگر نه راه پس دارند و نه راه پیش ! اگر ورزشی نویسی هم بخواهد نقدشان کند ، تمام کاسه کوزه  ضعف مدیریت خود را  بر سر روزنامه نگاران ورزشی خواهند شکست !  در حالیکه اگر روز اول به دقت بیندیشند که آیا وقت ، بودجه ، هنر جذب بودجه ، روابط عمومی قوی و پشتکار در وجودشان هست یا نه ؟! این همه مشکل در کوتاه مدت و دراز مدت برای اینگونه افراد و هیات های زیر مجموعه شان پیش نخواهد آمد و روز آخر هم منتقدین ورزشی لرستانی خطاب به اینگونه افراد نخواهند گفت : ما که گفتیم اگر نمیتونی  ، رئیس هیات ورزشی نشو !!!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: رئیس هیات ورزشی، لرستان، ورزش لرستان، نقد ورزشی، ورزشی نویسان لرستان،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 29 دی 1390 توسط فرهاد داودوندی
سپاس از آقای رضا طولابی
( جوابیه ای به آقای سینا احدی )
سلام بر دوست و همکار ارجمندم آقا فرهاد عزیز در خصوص این جوابیه ی آقای سینا احدی چند نکته رو قابل ذکر میدانم که خدمت شما و هم استانی های محترم ارائه میکنم : 1- خواهشا این بحث خرم آبادی و بروجردی رو تموم کنید دنیا تبدیل به دهکده ی جهانی شده و مرزها برداشته شدن - دنیا به سرعت نور در حال پیشرفت و رشد در تمام زمینه هاست ولی ما درگیر قومیت و ... 2- من به عنوان کسی که 8 دوره در مسابقات قهرمانی کشور در رده های نوجوانان - جوانان و امید لرستان به همراه لرستان شرکت کردم در هر دوره ی اعزام چند بازیکن شایسته و خوب بروجردی در تیم منتخب لرستان عضویت داشتند - هیچ مربی در هیچ تیمی از بازیکن خوب و تاثیر گذار چشم پوشی نمیکند اگر بازیکنان بروجردی توانایی و لیاقت حضور در تیم منتخب را داشته اند بدون تردید انتخاب شده اند به طور مثال در مسابقات قهرمانی امیدهای کشور در سال 79 در شهر آبادان کاپیتان تیم ما محسن دیناروند بازیکن محجوب و با کیفیت بروجردی بود و مثال هایی این چنین فراوان است که متاسفانه برخی به دلیل عدم آگاهی و اطلاعات درست با اظهار نظرهای نسنجیده درصدد تخریب و یا ایجاد فاصله بین مردم شریف بروجرد و خرم آباد هستند - امیدوارم با تغییر نگرشمان نسبت به هم با مهربانی و عطوفت بیشتری بنگریم - ما قبل از اینکه خرم آبادی یا بروجردی و یا .... باشیم باید انسان باشیم .




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: رضا طولابی، بروجرد، سینا احدی، خرم آباد، ورزش بروجرد، ورزش لرستان،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 26 دی 1390 توسط فرهاد داودوندی
جوابیه آقای وحید كاظمی ذهابی به آقای سینا احدی
vahidkazemizahabi@gmail.com
جناب آقای سینا احدی من هم به شما خسته نباشید میگم. بنده به خاطر اینكه دوران دانشجوییم رو اونجا گذروندم برخلاف شما با شهر شمابروجرد و مردمان اون آشنایی كامل دارم. جهت استحضار جنابعالی باید عرض كنم بنده دبیر ورزشی روزنامه استانی آفتاب لرستان هستم دارم. اگر شما تلنگری به روزنامه ما زده باشید متوجه میشید كه بنده همواره از بروجرد و ورزشكاران اون به نیكی یاد كردم. خود من هر شماره از تیم شهرداری بروجرد مطالبی در راستای تشویق و حمایت می نویسم. می تونی روزنامه ما رو كه در بروجرد هم توزیع می شه بخونی و یا از خود كادر فنی تیم شهرتون بپرسی!البته در مورد سایر رشته های ورزشی همین كارو كردم كه اگه خواستی مثال می زنم.در خصوص بحث دلال بازی و جانب گرایی در مركز استان باید عرض كنم اگر این چنین می بود چطور شهرداری قهرمان لیگ استان می شه تا الان در دسته سوم كشور حضور داشته باشه؟یعنی اگر بحث جانب گرایی بود اینا نمی تونستن نذارن شهرداری بره بالا؟ یا این كه چطور شد تیم فوتسال پولادگسترش بروجرد به لیگ دسته دو كشور صعود كرد آیا به جز با حمایتهای كمیته فوتسال و شخص آقای عزیز سلیمانی بود؟ شما می تونید از خود آقای كردی رئیس هیات فوتبال بروجرد یا مسئولان این تیمها بپرسید!از شما و سایر دوستانی كه به این سایت دسترسی دارید انتظار دارم به جای این بحثهای تنش زا به فكر ایده هایی برای ارتقا ورزش در استان باشید.البته حق مسلم شماست كه برای زادگاهتان ارزش ویژه قائل شوید وبایداین تعصب را شدید تر كرد اما حداقل بدون آگاهی دیگران را محكوم نكنیم. من فكر می كنم همین دیدگاههای تفرقه برانگیز بوده كه در طول سالها باعث محروم ماندن استان لرستان شده اند.در خصوص آقای داودوندی هم باید یادآور شوم بنده ایشان را چند سالی هست كه می شناسم به ویژه زمانی كه صفحه مربوط به بروجردو تو نشریه لرستان ورزشی می نوشتن خدا وكیلی آقا فرهاد با این فعالیت رسانه ایش ورزش بروجرد رو تو این چند سال به همه معرفی كرده.آقا فرهاد ممنونم كه مطلب منو تو صفحه اصی زدی. http://vahidkazemizahabi.blogfa.com




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: جوابیه آقای وحید كاظمی ذهابی به آقای سینا احدی، بروجرد، لرستان، خرم آباد، ورزش لرستان،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 26 دی 1390 توسط فرهاد داودوندی
طنز ورزشی
خوشبختانه برای پیشرفت ورزش لرستان پول رسید !


فرهاد داودوندی - بروجرد : خوشبختانه امروز بعد از ظهر در حالیکه هوا بر خلاف فصل زمستان که درونش هستیم  ، بهاری بود و بلبلان هم بر سر درختان چهچهه ! می زدند ، این آقائی که در عکس می بینید با پول آمد ، وی که نمی خواست عکسش مورد شناسائی قرار بگیرد در حالیکه از گوشه پولها یواشکی به دوربین می نگریست گفت : مُردیم از بس شنیدیم که این تیمهای ورزشی لرستانی و بخصوص بروجردی از بی پولی نالیدند ! این بود که با توجه به اینکه گوش خیلی از سرمایه داران لرستانی و بعضی از  مسئولین ورزشی به شنیدن نام پول و معضل بی پولی تیمهای ورزشی در این استان حساسیت دارد و هر وقت به یک سرمایه دار می گوئی چرا کمک ورزش استان مان نمی کنی ؟ در حالیکه خودش را به کوچه علی چپ می زند ، بعد از یک لبخند کم رنگ ، می گوید ورزش کیلوئی است یا متری و قیمتش چند است ؟  این بود که تصمیم گرفتم کمک ورزش کنم و بخاطر اینکه یک ضرب المثل مکزیکی !  می گوید ، امروز نقد ، فردا نسیه ! به همین خاطر با دست پر آمده ام ! البته از آنجا که می دانم تیمهای لرستانی اینقدر بدهی و گرفتاری و هزار مشکلات نگفته دیگر دارند که هزار تا از این پولها هم چاله چوله تیمهایشان را پر نخواهد کرد و صد البته این پولهای درون عکس به تیمهای ورزشی استان و بخصوص بروجرد کفاف نخواهد داد !  بنابر این از آنجا که مطمئنم ، ورزشکاران استان ، با دیدن عکس این همه پول در حالیکه در تخیلاتشان توپ و تور و زمین چمن استاندارد و خوابگاه گرم و نرم و غذای درجه یک و هتل 5 ستاره و اردوی درجه یک ورزشی را تصور خواهند کرد،  مطمئنا قند هم  حتما توی دلشان آب خواهد شد  ! و البته با توجه به  ضرب المثل معروف اسپانیائی ! که می گوید وصف العیش ، نصف العیش !  خوب منهم خواسته ام با دیدن اینهمه پول درون عکس تا می توانند نصف العیش داشته باشند !!!   




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: ورزش، پول، پول رسید، ضرب المثل مکزیکی، ضرب المثل اسپانیائی، ورزش لرستان، مشکل بی پولی، مردیم،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 17 دی 1390 توسط فرهاد داودوندی



نمره مثبت به فرهاد نیکو خصال مدیر کل اداره ورزش و جوانان استان لرستان
فرهاد داودوندی : به دنبال انتشار متنی که یکی دو ماه قبل توسط اینجانب فرهاد داودوندی نوشته شده بود مبنی بر اینکه هر رئیس هیات ورزشی استانی نمی تواند به شهرهای دور و نزدیک استان سرکشی بنماید بهتر است خودش محترمانه کنار برود و اعلام فرق ریاست بر هیات ورزشی در خرم آباد با استان در همان مقاله که خوشبختانه در نشریات استان لرستان نیز به چاپ رسید ، مطلع گردیدیم که توسط آقای فرهاد نیکو خصال مدیر کل محترم اداره ورزش و جوانان استان لرستان ابلاغیه ای برای کلیه هیات های ورزشی شهرستانهای استان لرستان در اقصی نقاط استان مان ارسال گردیده که در آن تاکید گردیده ! توجه کنید تاکید گردیده ! روسای هیاتهای استان لازم است حداقل ! هر سه ماه یکبار جهت سرکشی و بررسی مشکلات به شهرستانهای استان عزیمت نمایند ! در این ابلاغیه آمده است ضمنا باید وجوه پرداختی به هیات های شهرستانها توسط مسئولین هیاتها در سال 1389 را نیز به اداره کل ، اعلام نمایند ! نتیجه درخواست های منطقی از مسئولین ورزشی توسط نشریات در سطح استان باید همین شود که شده است ! یعنی پاسخگوئی مسئولی که خودش از جنس ورزش است ! بنابر این ضمن تقدیر از آقای فرهاد نیکو خصال مدیر جوان ورزش استان بخاطر اقدام به موقع در رابطه با رفع مشکل عدم سرکشی مسئولین ورزش استان به شهرستانها ،  نمره مثبتی در کارنامه ایشان ثبت می گردد و امیدواریم که سه ماه یکبار خود ایشان طی دستور العملی از مسئولین هیات های شهرستانها در رابطه با سرکشی مسئولین هیات های استان به نقاط دور و نزدیک لرستان ،  کم و کیف قضیه را جویا شوند  . 
##########################################
متنی که توسط اینجانب فرهاد داودوندی نوشته شد و یکی دو ماه قبل توسط دوستان بسیار خوب و بزرگوارم در نشریات مهم استان به مانند اقتصاد لرستان و طلوع ورزش به چاپ رسید .
اول تحقیق کن ، بعد مسئولیت هیات ورزشی در
استان لرستان را قبول نما !
فرهاد داودوندی : ذات هر انسانی به سمت و سوی ترقی و پیشرفت علاقه دارد ! هیچکس در این جهان نیست که بخواهد با تلاش و فعالیت و عشق و علاقه به یک رشته بخصوص ، در نهایت عقب گرد داشته باشد و به جای پیشرفت ، پسرفت نماید ! اما این پیشرفت تا کی و کجا ؟ از آنجا که در جهان هستی هرچه در طبیعت وجود دارد ضد خودش را در خودش پرورش می دهد ! بعضی وقتها بعضی پیشرفت ها در واقع در دراز مدت مانع از بالا رفتن از نردبان ترقی خواهد شد ! شاید بگوئید چرا در این بحث ورزشی خواسته ام درس اخلاق بدهم ! اما در اینجا منظورم را می خواهم به دوستان عزیزی که قبول می نمایند رئیس هیات ورزشی خاصی در سطح استان لرستان باشند بگویم ! مواقعی دیده شده که شخص علاقمندی به رشته خاصی در ورزش در وجود خود می بیند که بیشتر از محیط زندگی خود در محله ، روستا و شهر محل زندگی اش با خدمت به ورزش استان کمک نماید ! که باید از اینگونه افراد که بدون هیچگونه چشمداشتی ، با عشق و علاقه با تلاش و فعالیت خود ، چرخ ورزش استان و بالطبع کشور را به حرکت در میآورند تقدیر ویژه ای بشود ! اما در اینجا سخن با دوستانی است که ریاست بر فلان هیات ورزشی مرکز استان را با ریاست بر کل آن هیات در استان لرستان به اشتباه گرفته اند ! هر کسی در مرکز استان می تواند رئیس هیات ورزشی خاصی برای همان مرکز استان باشد ، زیرا بخاطر سر و سامان دادن به گروه هائی از ورزشکاران خرم آبادی با گذاشتن وقتی هر چند اندک ، می تواند هیات مربوطه خود را نیز هدایت کند ! اما ، اما اگر هر لرستانی در هر شهری قبول نمود رئیس هیات فلان هیات ورزشی در سطح استان باشد ، باید قبول کند که از اینجا به بعد کاملا بحث مقوله هدایت هیئت ورزشی فرق خواهد نمود ! زیرا در اینجا دیگر نمی توان در مرکز استان نشست و بر سراسر استان زیبا و پهناور لرستان  ریاست نمود   ! باید وقت گذاشت ، باید هر ماه و چه بسا در هر ماه چندین بار به هیات های زیر مجموعه خود سرکشی نمود ! در بحث ریاست بر هیات های ورزشی استان لرستان ، دوستانی که قبول می نمایند رئیس باشند باید در جریان قرار بگیرند که اگر برای گرفتن  سهم یا سهمیه ورزشی برای   فلان ورزشکار روستاهای دور دست لرستان نیز کوتاهی نمایند ، باید روزی حداقل در مقابل وجدان خود پاسخگو باشند ، اگر شخصی به مانند من قبول نمودم که  رئیس هیات خاصی در ورزش استان لرستان بشوم باید از روز اول بدانم که قرار نیست از این مسئولیت پرستیژی برای خودم مقابل خانواده ، دوستان و همشهریانم درست نمایم ! قبول کرده ام که برای رشد ورزش استان لرستان و گرفتن حق ورزشکاران این استان محروم از وزارت ورزش و جوانان سنگ تمام بگذارم . استان لرستان   از مرکز این استان یعنی خرم آباد شروع میشود  تا بروجرد و الشتر ، درود ، الیگودرز و پلدختر ، کوهدشت و اشترینان و ....و همچنین صدها و چه بسا هزاران روستا ی دور و نزدیک  و بخش های مختلف را شامل میشود ! پس لازم است کسانیکه قبول زحمت می نمایند و  برای ریاست بر هیات های ورزشی استان لرستان داوطلب میشوند در جریان باشند که متاسفانه در این استان حتی درخرم آباد نیز ورزشکاران در کمبود مسائل مالی و فضای ورزشی میسازند و میسوزند ! چه برسد به شهرها و روستاهای دور و نزدیک ! که جای خود دارد ! پس اگر بخواهیم به سخنان اول بحثم برگردم ، باید گفت بعضی از افرادی که با عشق و علاقه برای ریاست هیات های ورزشی در سطح استان لرستان کاندیدا میشوند  ، ممکن است با توجه به حجم گسترده استان لرستان نتوانند آنچنان که باید و شاید به  پیشرفت ورزش استان کمک نمایند ! آنوقت است که یک عمر فعالیت ورزشی خود را نیز ، زیر سوال برده  و به جای پیشرفت ورزشی ، پسرفت داشته باشند ! همان حرفی که در اول نوشته ام به آن اشاره نمودم !






طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: فرهاد نیکو خصال، فرهاد داودوندی، ورزش لرستان، اداره ورزش و جوانان لرستان،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 27 آذر 1390 توسط فرهاد داودوندی


هفته نامه اقتصاد لرستان توزیع شد

این هفته نیز هفته نامه اقتصاد لرستان در سطح استان لرستان توزیع گردید . به مانند هفته های گذشته ، مطالب متنوعی از ورزش لرستان و بخصوص بروجرد از اینجانب فرهاد داودوندی نیز در این هفته نامه چاپ گردیده است . ازنکات جالب توجه خبری در این شماره نشریه می توان به خبری در رابطه با هیات عزاداران حسینی محله بزرگ پشت بازار خرم آباد با قدمت 400 ساله اشاره نمود .




طبقه بندی: نشریات، 
برچسب ها: اقتصاد لرستان، نشریات، خرم آباد، فرهاد داودوندی، ورزش لرستان،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 19 آذر 1390 توسط فرهاد داودوندی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظ