وبلاگ شخصی فرهاد داودوندی
 
فروشگاه لوازم یدكی اتومبیل ، نجوم ، ورزش ، شطرنج، هنر و علم در بروجرد
tabligh
tabligh




آیا یک معتمد و بزرگ در این شهر نیست

با "شورای شهری" ها صحبت کند؟!


فرهاد داودوندی- بروجرد:

همه شهرها در حال پیشرفت هستند، بروجرد در حال پسرفت است!

بیشترین وقت گرانبهایی که خداوند در اختیار مسوولین، مدیران و روسای شهر ما قرار داده در حاشیه های بی پایان طی می شود.

یک روز ارنج و جناح بندی شورای شهر پنجم 3+3+2+1 اعلام می شود و روز دیگر 3+3+3 و یک روز دیگر جناح ها  4+5  می شود.

ظاهرا ما شهروندان هم در این جناح بندی ها اصلا  ابدا به حساب نمی آئیم  و به واقع ما فقط موظف بودیم رای بدهیم تا 9 انسان بالغ و عاقل با دریافت حق و حقوق کامل ماهانه برای خودشان، چهار سال وقت این شهر را صرف جناح جناح بازی بکنند و هر کدام هم خود را کاملا بر حق بدانند!


البته در حال حاضر خواجه حافظ شیرازی هم از اختلافات عمیق اعضا این شورا خبر دار شده است و دیگر چشم ما هم آب نمی خورد در طول عمر شورای پنجم، کِشتی به گِل نشسته شهرداری بروجرد خود را از این همه مشکلات ریز و درشت وارهاند.

اما آنچه نگارنده را متعجب کرده این است که در این شهر که بسیاری خود را بزرگ می دانند و مدعی بزرگی هستند، یک معتمد بزرگ که طرفین از وی حرف شنوی داشته باشند پیدا نمی شود تا با برگزاری یکی دو نشست، باعث وفاق و همدلی بین اعضای پراکنده شورای شهر بروجرد بشود تا ما مردم بروجرد هم بالاخره پس از وجود چند شورای ناموفق قبلی، آرزو به دل از دنیا نرویم و بالاخره چشم مان به جمال یک شورای شهر یکدست و فعال  روشن شود!

ختم کلام اینکه دوستان عزیز در شورای شهر دوره پنجم، با این همه اختلاف که بین شما وجود دارد، رویای ما علاقمندان به رشد بروجرد را بر باد دادید، چی فکر می کردیم؟ چی شد؟! والسلام.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: شورای شهر بروجرد، نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی، شورای شهر، معتمد، شورای شهر پنجم،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 16 تیر 1397 توسط فرهاد داودوندی

چرا  از خودم عکس می گذارم

و چرا اصلا شفاف سازی می کنم؟


فرهاد داودوندی- بروجرد:

روزانه صدها پیام دلگرم کننده از طرف مردم شریف و عزیزمان دارم که مرا به ادامه راهی که در زمینه فعالیت های رسانه ای و "جمعی" عام المنفعه و کمک به نیازمندان در پیش گرفته ایم تشویق می کنند.

گاهی اوقات نیز یکی دو پیام برایم ارسال می شود که در آنها بیان می شود که  نباید از نیازمندان عکس حتی شطرنجی در سایتم بگذارم، نباید در چک های نوشته شده برای رفع مشکل نیازمندان توضیحات بنویسم، نباید از خودم عکسی بگذارم و ....

در همین پیام های اندک گاهی اوقات مرا به خودنمایی و ریا کاری هم متهم می کنند.

اما.....

اما با توجه به اعتماد عمومی که با لطف بیکران خدای مهربان به دست آمده و در واقع به مرحله کار جمعی بین خیرین عزیز رسیده ایم و از آنجا که سایت فرهاد داودوندی فقط پل ارتباطی می باشد،  معتقدم باید در هر زمینه ای شفاف سازی کنم.

برایم مهم نیست که متهم به خودنمایی بشوم، اما اگر با خودنمایی من، بیمار قطع نخاعی دارای ویلچر برقی بشود و بتواند پس از سالها از منزل بیرون برود و دنیای پیرامون خودش را بدون کمک از دیگران ببیند، حتما خودنمایی خواهم کرد!

برایم مهم نیست که به ریاکاری متهم بشوم، اما اگر با "ریا کاری" من، بیش از 30 میلیون تومان جمع آوری بشود تا چشمان دختر 27 ساله تخلیه نشود که خدا را شکر، با کمک مردم عزیز و شریف،  هم اکنون همان دختر خانم پس از دو سه عمل جراحی سنگین،دارای چشمان سالم است و دختر خردسالش را سرپرستی می کند.، حتما ریا کاری خواهم کرد.

برایم مهم نیست که مرا به عکس گرفتن های بیش از حد از خودم متهم کنند، اما اگر با عکسهای من، خانواده نیازمندی دارای ماشین پژو روآ می شود و یا خانواده دیگری موتور سه چرخ برای دستفروشی مرد خانه نصیب شان می شود و یا  پول چندین میلیون تومانی پول رهن منزل نیازمند دیگر فراهم می شود و یا نوجوان 10 ساله ای که پایش قطع شده و حتی توان خرید داروهای ارزان قیمت را هم ندارد با عکس های من، مشکلات شان توسط خیرین رفع می شود، حتما بیش از پیش عکس از خودم خواهم انداخت! 

به گواهی تمامی مسوولین محترم شهر و استان، روسا و مدیران شهری و تمامی دوستان و آشنایان، تاکنون  حتی یک مورد خواسته شخصی نداشته و حتی یک حبه قند هم از هیچ مسوولی برای خودم درخواست نکرده ام.

مهم نیست سایت مردمی فرهاد داودوندی را با چه انگی متهم کنند، اما مهم است که همین سایت شخصی با کمک همین مردم شریف و خیر در یک فعالیت دستجمعی بتواند برای نوعروسان جهیزیه، برای بی خانمانان سرپناه، برای نیازمندان آذوقه، برای بیماران کمک هزینه، برای بیکاران شغل، برای معلولین ویلچر، و.... تهیه کند.

ختم کلام اینکه تا روزی که در قید حیات باشم و کارهای عام المنفعه انجام بدهم چکهای بانکی را با توضیحات خواهم نوشت، عکسهای بسیاری از خودم در موقع انجام وظیفه در سطح شهر خواهم گرفت، چهره نیازمندان را با رعایت شطرنجی کردن صورت، رسانه ای خواهم کرد و در یک جمله اینکه ریز و درشت فعالیت های عام المنفعه ام را شفاف سازی، شفاف سازی و شفاف سازی خواهم کرد.

و در آخر ذکر یک نکته اصلی را فراموش نکنم که در واقع من در این فعالیتهای عام المنفعه فقط و فقط و فقط وظیفه رسانه ای شدن فعالیت های خیرین عزیز را انجام می دهم، کار اصلی را خیرین گرامی انجام می دهند و من به واقع کاره ای نیستم

و حتی به نیازمندانی که پس ار دریافت کمک های مختلف، دست به دعا بر می دارند،  تاکید می کنم که به خیرین عزیزی که به شما کمک کرده اند باید دعا کنید و حتی بارها تماس تلفنی بین فرد نیازمند و فرد خیر برقرار می کنم تا با همدیگر ارتباط کلامی هم داشته باشند.

بسیاری از دوستان شهادت می دهند که تقریبا در 99 درصد فعالیت ها، دوستان عزیزی را در روز یا شب همراه خود می برم و جالب اینکه بسیاری از این عزیزان حاضر نمی شوند جلوی دوربین قرار بگیرند، اما مطمئنا این دوستان شهادت می دهند که زندگی بعضی از نیازمندان چگونه با کمک های خیرین عزیز متحول شده است.

اگر به پیرامون خود با دید زیبا نگاه کنیم و در پی متهم کردن دیگران نباشیم و خودمان هم آستین همت برای کمک به نیازمندان را بالا بزنیم،

به راحتی می توانیم دستان مهربان خدا را ببینیم، همان دستان زیبایی که از آستین خیرین  عزیز بیرون آمده و برای کمک به نیازمندان از طریق مراکز مختلف نیکوکاری در سطح شهر و حتی سایت شخصی فرهاد داودوندی، در حد توان به یاری مستمندان می شتابند.


ختم همه زنان و مردان "خیر" عالم بخیر، یا علی، دست حق نگهدارتان





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، فرهاد داودوندی، عکس فرهاد داودوندی، نقد اجتماعی، شفاف سازی،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 28 خرداد 1397 توسط فرهاد داودوندی



نکند خودمان هم فتوکپی خودمان باشیم؟


فرهاد داودوندی- بروجرد:

مطمئنا همه ما ایرانیان با سونامی " فتوکپی" در زندگی مان برخورد داشته ایم.

از همان لحظه اول که به دنیا می آئیم تا سالیان بعد که از دنیا رخت بر می بندیم "فتوکپی" مدارک ما در زندگی خود و بازماندگان مان نقش اساسی دارد.

عجیب اینکه مثلا در بعضی ادارات، هر سال برای درج در پرونده مان یک یا چند فتوکپی از مثلا شناسنامه و یا کارت ملی ما در خواست می کنند!

بعضی وقت ها به شک می افتم که نکند اصلا خود ما هم اصل نیستیم و فتوکپی خودمان هستیم!

و یا نکند ادارات ما فتوکپی های ارائه شده ما را به کشور های دیگر صادر می کنند و با این راه اقدام به ارز آوری می کنند؟!

نگارنده معتقد است کامپیوتر هم نتوانست گره کور کاغذ بازی در سیستم اداری ما را حل و فصل کند و همچنان پوشه های کاغذی که پر است از کاغذ های رنگ و رو رفته با صد ها فتوکپی از تمامی مدارک زندگی مان نقش اول فیلم زندگی اجتماعی ما را بازی می کند.

همیشه از این وحشت دارم که با این روشی که برای مراجعه به هر اداره و ارگانی  باید یک گونی فتوکپی از مدارکت را که قبلا هم تحویل داده ای را مجددا برای بار هزارم! ارائه بدهی، نکند در آینده فتوکپی حرف زدنت را هم درخواست کنند؟!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد اجتماعی، نکند خودمان هم فتوکپی خودمان باشیم؟، نقد، طنز، طنز تلخ، فتوکپی، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 20 خرداد 1397 توسط فرهاد داودوندی


آنجا آنطور، اینجا اینطور

تودیع معارفه های نامتعارف



فرهاد داودوندی- بروجرد:


آنجا آنطور است که: هر مسوول، رئیس و یا مدیری دوران مدیریتش تمام می شود با احترام کامل و طی مراسمی زیبا و خاص با اهداء یادبودهای ارزشمند، برایش جشن تودیع می گیرند و برای مدیر بعدی در همان مراسم معارفه،  آرزوی موفقیت می کنند

و در مراسمی بیاد ماندنی در حضور خانواده های دو رئیس جدید و قبلی و خبرنگاران و اصحاب رسانه، لحظات شاد و فراموش نشدنی را برای مسوول قبلی و مسوول بعدی فراهم می کنند!


اما....  اینجا اینطور است که: یکی را ساعت 3 و 47 دقیقه بعد از ظهر از کار برکنار می کنند! دیگری را در نمازخانه و موقع ادای نماز ظهر حکم برکناریش را می دهند! مدیر دیگر را وسط سخنرانی اش جلوی جمع خلع ید می کنند! برای برکناری مدیر دیگر طاقت نمی آورند پنج شنبه دَم ظهر را به شنبه صبح موکول کنند! و ....

ختم کلام اینکه اینجا در شهر تخیلی " درجورب" کره مریخ! رسم و قاعده احترام به مدیر قبلی در مراسم تودیع و خوش آمد گویی به رئیس جدید در مراسم معارفه را به جا نمی آورند

و به همین خاطر است که اینقدر تودیع و معارفه های نامتعارف! به روی این پاشنه برای بیشتر مدیران تاریخ شهر چرخیده، که به شهر " خوش استقبال کننده و بد بدرقه کن" مشهور شده اند! والسلام!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: تودیع معارفه، آنجا آنطور اینجا اینطور، نقد، نقد اجتماعی، طنز، فرهاد داودوندی، شهر درجورب مریخ،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 9 بهمن 1396 توسط فرهاد داودوندی



سیستم غلط بانکی، ضد تولید



فرهاد داودوندی- بروجرد:

سیستم غلط بانکی، امروز یکی از بزرگترین سرمایه گزاران بروجردی  را به زندان انداخت


متاسفانه صبح امروز در اقدامی غیر قابل قبول ، حکم جلب یک سرمایه گذار بروجردی که از افراد خوش نام عرصه تولید نیز می باشد  توسط یکی از بانکها در بروجرد اجرا شد و این سرمایه گذار محترم روانه زندان شد

بارها علمای  بزرگ تاکید کرده اند سیستم بانکی با سودهای غیر متعارف که بیشتر به رباخواری  نزدیک است ، اقتصاد و بخصوص تولید را فلج خواهد کرد و به مانند خوره به جان  کارخانه های معتبر ما خواهد افتاد

متاسفانه شنیده ها حاکیست  برای تنی چند از سرمایه گذاران نیز اخطارهای آخر صادر شده است

به جاست نمایندگان محترم بروجرد ورود پیدا کنند و مانع از یکه تازی سیستم بانکی در شهرمان برای سرمایه گذاران محترم بروجردی بشوند 




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: سیستم غلط بانکی ضد تولید، نقد، نقد اجتماعی، سیستم بانکی، بانک، زندان، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 6 بهمن 1396 توسط فرهاد داودوندی

قابل توجه مدیران شهری بروجرد

موضوع کودکان آدامس فروش را می شد

در همان دقایق اولیه ختم بخیر کرد،اما...


فرهاد داودوندی - بروجرد:

موضوع "کودکان آدامس فروش بروجردی" که توسط شهرداری دستگیر و تصاویرشان بطور "کاملا سهوی" رسانه ای شده بود، حالا دیگر از مرزهای شهرمان گذشته و در سطح کشور به خبر بسیار مهمی تبدیل شده و امروز و فرداست که خبر کاملا جهانی هم بشود!

متاسفانه هر گاه اصحاب رسانه مستقل در شهر ما خواستند به موضوع مدیریت شهری ورود پیدا کنند با هزار! تهمت و تهدید به شکایت و ... مواجه می شوند!

بعضی از مدیران شهری هیچگونه تعاملی با رسانه های مستقل ندارند، با اینکه خودشان هم حداقل از گوشی های مجهز به تکنولوژی دنیای مجازی استفاده می کنند، اما به آن مرحله نرسیده اند که عصر عصر ارتباطات است

و در این عصر، حرکت دستجمعی پنگوئن های قطب شمال، کتک کاری دو نفر در خیابان های سانفرانسیسکو، آتش سوزی یک کلبه در وسط بیابان های آفریقا و ... در کمتر از یک ثانیه در نقاط دیگر زمین قابل مشاهده است.

با تمامی این تفاصیل، اما در بروجرد، همچنان درب به روی پاشنه " مصلحت نیست شهروندان در جریان قرار بگیرند" می چرخد، اینجا هنوز "رسانه های مستقل را غیر دوست می دانند" غافل از اینکه در این عصر، هیچ چیز در دنیا از چشمان تیز بین تکنولوژی های پیشرفته ارتباطات دور نیست!

و با اطمینان می توان گفت: به دوره ای از عصر ارتباطات رسیده ایم که حتی اگر رسانه های بومی بروجرد هم به هر دلیل چشمشان را بر روی موضوعی شهری ببندند، اما رسانه های وسیع کشوری را نمی توان به هر دلیل به بی تفاوتی فرا خواند!

دستگیری چند نوجوان آدامس فروش در بروجرد اینک سوژه اول رسانه های داخلی شده و نام بروجرد متاسفانه در این مورد هم "بد" دررفته است و اینک پای هنرمندان و سازمان های اجتماعی و حتی معاونین وزرا  هم به میان آمده است،

اما هنوز در بروجرد، عده ای در عرصه مدیریت، خود را تافته جدا بافته می دانند و فکر می کنند می توان با سر پوش گذاشتن بر مشکلات بی پایان این شهر، طوری رفتار کرد که دیگران متوجه نشوند!

مطمئنا بعضی مدیران شهری از این تجربه تلخ، بازهم درس نخواهند گرفت!

همین معضل پیش آمده در رابطه با کودکان دستگیر شده آدامس فروش، در همان دقایق اولیه می شد با یک عذر خواهی رسمی از طرف مدیران ارشد شهری ختم بخیر شود، اما از آنجا که بعضی مدیران شهری ما با فرهنگ عذر خواهی کاملا بیگانه هستند و چشم دیدن "رسانه های مستقل بروجردی" خودمان را هم ندارند، یک موضوع  آنچنان پیچیده می شود که پای بزرگان کشور را هم به موضوع باز می کند!

موضوعی که می شد با کمترین هزینه منفی برای شهرمان در همان دقایق اولیه رفع شود، اینک آنچنان در سطح کشور بصورت گسترده رسانه ای شده که حتی دیگر نمی شود، جمعش کرد! والسلام .  





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: قابل توجه مدیران شهری بروجرد، نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی، کودکان آدامس فروش، شهرداری بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 1 بهمن 1396 توسط فرهاد داودوندی


نقد اجتماعی

 "انتصاب به جا و شایسته فعلی"

یعنی

 "انتصاب نابجا و ناشایست قبلی"

فرهاد داودوندی- بروجرد:

با یک تغییر و تحول مدیریتی بناگهان در سطح شهر شاهد نصب بنرهای بسیاری هستیم که در آنها به رئیس جدید تبریک و تهنیت گفته می شود!

اینکه چه کسانی و با چه اهدافی تبریک می گویند را فعلا مجال سخن نیست، اما........

اما در بنرهای تبریک و تهنیت نوشته شده در سطح شهر نوعی توهین بسیار ظریف دیده می شود.

" جناب آقای .... انتصاب شایسته و به جای شما را که نشان از لیاقت شما دارد را به ریاست ..... تبریک می گوئیم"

در همین چند کلمه می توان پی برد که به شخص جدید تبریک گفته شده و وی را شخصی لایق، شایسته که انتخابش کاملا به جا می باشد، توصیف شده است! در حالیکه اگر از دید دیگری به این نوشته نگریسته شود یعنی اینکه رئیس قبلی شخصی نالایق، ناشایست و نا به جا بوده است!!!

اما از اینها جالب تر اینکه با توجه به ریاست دوره ای عده ای در این شهر، همین بنر ها بعد از کنار رفتن رئیس جدید برای رئیس بعد هم در سطح شهر زده می شود و افرادی که امروز با نصب بنر، رئیس جدید را تا عرش بالا برده اند، با آمدن رئیس بعدی در واقع رئیس امروز را با سر به فرش می کویند!

به هر حال جا دارد این بنر بنر بازی! بالاخره یک روزی در این شهر ختم بخیر شود و روسای جدید آنقدر جسور و پر دل و جرات باشند که با شدت هر چه تمامتر جلوی اینگونه تبریکات مصنوعی را بگیرند و یاد بگیرند که بهترین جای نصب بنر تشکر، قلب مردمی است که قدر دان مسوولین واقعی و زحمت کش هستند، و همین مردم همیشه و در همه حال به نیکی از مسوولین واقعی یاد می کنند.

روسای جدید بد نیست در جریان قرار بگیرندکه مدتهاست نصب این بنر ها ضد تبلیغ به حساب می آید و در واقع ختم کلام اینکه  بنرهای نصب شده تقدیر و تشکر از روسای جدید در سطح شهر، فقط پول دور ریختن است و بس! والسلام!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد اجتماعی، "انتصاب به جا و شایسته فعلی" یعنی "انتصاب نابجا و ناشایست قبلی"، نقد، نقد انتصاب، نقد انتخاب، انتصاب، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 30 آبان 1396 توسط فرهاد داودوندی


من اگر در این شهر مسوولیتی داشتم....

فرهاد داودوندی- بروجرد:

تا کنون از خودتان پرسیده اید اگر شما هم این امکان را داشتید که مسوولیتی در زادگاه مان به شما محول شود، چه کار خواهید کرد؟ و چه فعالیت هایی را برای مردم انجام خواهید داد؟

برای نمونه شما اگر در این شهر به هر عنوان مسوولیتی چه دولتی و چه غیر دولتی داشتید، در قبال زلزله مهیب استان کرمانشاه چه عکس العملی بعنوان یک مسوول یا یک مدیر شهری  انجام می دادید؟

دوستی می گفت: اگر من مدیر شهری بودم، با وقوع زلزله کرمانشاه، شعار زندگیم می شد، "با تمام توان و تمام قدرت در خدمت هموطنانم"!

این دوست می گفت: اگر مسوولیتی داشتم، شب و روز برای جمع آوری کمک برای زلزله زدگان تلاش می کردم، از خواب و خوراک خودم در چند روز اول وقوع زلزله می گذشتم و به شهرمان شور و حال مضاعف می دادم تا مردم هم ببینند که مدیران شان در کنار آنها هستند.

من اگر در این شهر کاره ای بودم: پز مدیریتی و اینکه من چون مدیر شهری هستم باید دستانم در جیبم باشد و از راه دور دستور بدهم را کنار می گذاشتم و اصطلاحا لباس رزم می پوشیدم و خودم تمام شهر را رصد می کردم تا در کف جامعه حضور داشته باشم و با چشمان خودم ببینم چرا مردم شریف ما در مواقع بحرانی چندین قدم از بعضی مدیران که در مواقع اضطراری حوادث غیر مترقبه حضورشان اصلا و ابدا ملموس نیست، جلوتر هستند؟!

من اگر مسوولیتی در این شهر داشتم برای کمک به زلزله زدگان هموطنم، کرکره دکان جناح و جناح بازی را پائین می کشیدم و آنقدر برای جمع آوری کمک های مردمی تلاش می کردم که به بالاترین احساس خوشایند بی پایان کمک به همنوعان دست پیدا کنم.

این دوست در خاتمه اشاره کرد: من اگر به هر نوعی مسوولیت کم یا زیادی داشتم در چنین شرایطی که هموطنانم در استان کرمانشاه غرق در مشکلات ریز و درشت هستند،  به دیگرانی که نور خیره کننده اما بی خاصیت میز ریاست چشم شان را کور کرده، فرق عمل و شعار را نشان می دادم.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، فرهاد داودوندی، نقد اجتماعی، زلزله، من اگر در این شهر مسوولیتی داشتم، مسوولیت،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 29 آبان 1396 توسط فرهاد داودوندی


مشکلات بروجرد کلا حل شد!!!

فقط مانده بود بستن زورخانه و سالن کشتی که آنها هم  به لطف شهرداری انجام گرفت


آقای فرماندار لطفا ورود پیدا کنید


فرهاد داودوندی- بروجرد:

متاسفانه اتفاقاتی در این شهر رخ می دهد که  اصلا جای بحث و گفتگو ندارد

در یک اقدام بی سابقه و تعجب برانگیز شهرداری بروجرد غروب امروز با بستن در زورخانه و سالن کشتی جنب آن ، به بهانه دریافت شهریه مانع ورود  کودکان و نوجوانان ورزشکار مناطق محروم بروجرد به این دو سالن ورزشی شده است

خدا را شکر تمامی مشکلات شهر توسط شهرداری و شورای شهر حل شده!!!،

فقط مانده بود بستن اماکن  ورزشی  مورد استفاده  اقشار آسیب پذیر، که آنهم امروز رخ داد!

نگارنده از مهندس کورانی فر فرماندار محبوب بروجرد  درخواست دارد که اینک که شهرداری وشورای شهر بروجرد با بستن در زورخانه و سالن کشتی  ناخواسته  شرایطی را پیش آورده اند که  نوجوانان و جوانان آن محل به سمت و سوی  خلاف پیش بروند،

 لذا  اینک  که  بعضی ها در این شهر شرایط  مالی بسیار ضعیف جوانان و نوجوانان مستضعف بروجرد را درک نمی کنند، فرماندار محترم به این مورد ورود پیدا کرده و مانع از ظلم به جوانان و نوجوانان ورزشکار خیابان جعفری و خیابانهای اطراف شود




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: مشکلات بروجرد کلا حل شد، نقد، نقد اجتماعی، زورخانه، سالن کشتی، فرهاد داودوندی، شهرداری بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 24 آبان 1396 توسط فرهاد داودوندی

تعطیلات یک شهری در کره مریخ! تمام شد

((( امروز و صبح است برای انتخاب شهردار،

خواجه حافظ شیرازی هم خبردار بشود)))




فرهاد داودوندی- بروجرد:

جوونم واستون بگه، حکایت آتش زیر خاکستر را که شنیده اید؟! حکایت آرامش قبل از طوفان را چی؟

شهری در کره مریخ! تعطیلاتش تموم شد! امروز و صبح است برای انتخاب شهردار شهرشان، زمین و زمان خبردار بشوند و خواجه حافظ شیرازی هم در زیر خاک تنش به لرزه بیفتد!

می گویند بعضی از روسا و مدیران ارشد آن شهر در کره مریخ! استاد پیچیده کردن معادلات ساده هستند تا جائیکه برای جمع بستن 2+2 آنچنان قضیه را پیچیده می کنند که صد تا انیشتین و ادیسون هم به ذهنشان نخواهد رسید که حاصل جمع 2+2 می شود پنج!

به هر حال هفته ای که در پیش است، آن شهر در کره مریخ برای انتخاب شهردارش در صدر خبرهای رسانه ای قرار خواهد گرفت! می گوئید نه! یک کمی دندان روی جگر بگذارید خیلی چیزها دستگیرتان خواهد شد!

 البته حکایات آتش زیر خاکستر و آرامش قبل از طوفان را بی خیال شوید، فقط خدا کند در آن شهر کره مریخ! به مناسبت انتخاب شهردار جدید، شورای شهرشان بخاطر تفرقه بیش از حد مجاز، منحل نشود!!!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: طنز، انتخاب شهردار، تعطیلات یک شهری در کره مریخ! تمام شد، شهر کره مریخ، فرهاد داودوندی، نقد، نقد اجتماعی،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 19 آبان 1396 توسط فرهاد داودوندی

زیر پوست شهر شنیده می شود که:


( قسمت 8 )

فرهاد داودوندی- بروجرد:



زیر پوست شهر شنیده می شود که: یک بروجردی طلبکار، وقتی شنید فرد بدهکار به زندان افتاده و زن و بچه فرد بدهکار گرفتار مشکلات بسیاری شده اند و خیرین قرار است برای جلب رضایت وی پول جمع کنند، بدون درنگ با حضور در دادگستری رضایت کامل خود را اعلام نمود و از 17 میلیون تومان حق و حقوق کامل خودش برای رضای خدا گذشت کرد.

 
زیر پوست شهر شنیده می شود که: یک بانوی روشنفکر واقعی بروجردی وقتی شنید شوهر سابقش برای تهیه مهریه مشکل دارد و حتی در خرج و مخارج روزمره هم به مشکل خورده، تمامی مهریه دریافتی خود طی دو سه سال اخیر را تا ریال آخر، به حساب شوهر سابقش برگرداند.


زیر پوست شهر شنیده می شود که: صد ها بروجردی  از خرد و کلان، پیر و جوان، در طرح جمع آوری "در نوشایه" برای تعویض با ویلچر جهت معلولین نیازمند، تعداد بسیار زیادی "درنوشابه" را به سایت فرهاد 90 تحویل داده اند و هفته آینده ویلچری به همین مناسبت به یک معلول نیازمند اهدا خواهد شد.


زیر پوست شهر شنیده می شود که: یک خانم جوان و خیر بروجردی برای کمک به نیازمندان یک عدد ماشین لباسشویی مدل جدید و مدرن حدودا دو میلیون تومانی خود را بصورت کاملا بسته بندی شده و نو، به سایت فرهاد 90 بخشید تا در اختیار نیازمندان واقعی قرار بگیرد.




زیر پوست شهر شنیده می شود که:
"مهرخانه غریب بروجرد"به همت یکی از خانواده های خیر بروجردی افتتاح شد و تعداد 11 کودک و نوجوان بی سرپرست  به جای خیابان خوابی، در این خانه به مانند دیگر فرزندان این شهر در رفاه نسبی، مشغول زندگی و تحصیل هستند.


زیر پوست شهر شنیده می شود که: بسیاری از جوانان بروجردی بصورت خود جوش در طول هفته و به مناسبت های مختلف اقدام به پاکسازی طبیعت از زباله های موجود می کنند.


زیر پوست شهر شنیده می شود که: بروجردی ها در هر کجای ایران و دنیا باشند، عشق به زادگاه شان را فراموش نمی کنند، به همین خاطر است که بروجردی های خیر، از کشورهای مختلف جهان در پی هر فراخوان به یاری نیازمندان شهرشان می شتابند.


زیر پوست شهر شنیده می شود که: فرهاد داودوندی خبرنگار و وبلاگ نویس بروجردی در مصاحبه با یک نشریه معتبر کشوری در رابطه با زادگاهش چنین گفته:

مردم بروجرد، مردم بسیار شاد و سرزنده‌ای هستند.
مردم مان بسیار مبادی آداب هستند، به گردش و تفریح و مسافرت اهمیت می‌دهند. بسیار شوخ و بذله‌گو هستند. مردان و زنان این شهر در شیک پوشی در تمام ایران زبانزد هستند.

ما بروجردی‌ها به طبیعت علاقه بسیار زیادی داریم. در اکثر خانه‌های مردم گل و گلدان دیده می‌شود. مردم شهر من به تغذیه بسیار اهمیت می‌دهند و در این میان به نان خیلی زیاد علاقه دارند. در کنار تمام غذاها، حتی غذاهای برنجی، باید نان باشد.

مردم مهمان‌پذیری داریم تا جائیکه بهترین ظروف و امکانات منزل در اطاق پذیرایی را که در طول سال برای میهمانان بصورت دست نزده کنار می گذاریم، برای رفاه  بیشتر در اختیار میهمان قرار می دهیم.

بروجرد هنوز یک بافت قدیمی دارد و زندگی آپارتمان‌ نشینی کم‌تر در بین مردم رسوخ کرده. نه‌ این‌ که کلاً نباشد... اما زمین در بروجرد زیاد است. مردم هم خانه‌های حیاط‌دار را ترجیح‌ می‌دهند.

عامه مردم به ورزش علاقه دارند. در رشته‌هایی مثل والیبال و فوتسال و بسکتبال، بوکس، وزنه برداری، ورزش سه گانه و دوچرخه‌سواری و... اهالی بروجرد خوش درخشیده‌اند.

زیر پوست شهر شنیده می شود که: فرهاد داودوندی خبرنگار و وبلاگ نویس بروجردی در ادامه همان مصاحبه اش گفته: مردم بروجرد به موسیقی فاخر بسیار علاقمند هستند و بزرگانی به مانند استاد لوریس چکناواریان را به دنیا معرفی کرده اند.

مردم کتابخوانی داریم. در هر خانواده‌ای، در هر خانه‌ای، حتماً یک کتابخانه‌ وجود دارد. از کتابخانه‌ای با 5 جلد گرفته تا 500 جلد به بالا. قشر فرهنگی زیادی در بروجرد زندگی می‌کنند. در بین اعضای هر فامیل و خانواده، حتماً یک دبیر یا معلم وجود دارد.


بروجرد شهری است که در بسیاری از زمینه‌ها نخبه دارد. مثلاً در 8 سال جنگ تحمیلی نخبگانی مانند شهید محمد بروجردی و بیش از 1500 شهید قهرمان از بروجرد حضور داشتند که سرآمد دوران بودند. در رشته‌های علمی و پزشکی پرفسور پارسا را داریم که دبیر انجمن سرطان ایران است.


بروجرد شهری است که در برگزاری مراسم های منحصر بفرد مذهبی به مانند: بستن سقاخانه در ایام ماه محرم و مراسم خَره گیری صبح عاشورا در سراسر ایران بی همتا هستند.


در یک جمله با بودن بزرگانی به مانند: حضرت آیت الله العظمی بروجردی(ره)، آیت الله صاحب زمانی(ره)، آیت الله نجفی(ره)، آیت الله مولانا بروجردی، علامه شهیدی، دکتر زرینکوب، استاد مهرداد اوستا، صامت بروجردی، حزین بروجردی، استاد عبدالمحمد آیتی، علامه بحرالعلوم، دکتر محمد رضا حافظی، و ............   باید گفت: بروجرد شهر فرزانگان و استعداد های درخشان است.



زیر پوست شهر شنیده می شود که: شاید خیلی از خوانندگان عزیزمان توقع داشتند در این قسمت به حاشیه هایی که مدتهاست بروجرد را در زمینه مدیریتی دچار مشکلات عدیده کرده اشاره کنم

اما وقتی مردمی داریم که  صد در صد و همه جوره با عشق و علاقه برای رفع مشکلات نیازمندان و حتی رفع مشکلات شهر خودشان پای کار هستند، و نشان داده اند که بی دلیل نیست که مقام معظم رهبری بروجرد را " شهر فرزانگان و استعداد های درخشان" نامگذاری کرده، پس بنابراین، این مردم لایق بهترین ها هستند

به همین دلیل به جای نوشتن از حاشیه های بی ارزش و پوچ مدیریتی در این شهر، اینقدر از خوبی های واقعی که همشهریانم در وجود خود دارند و خود من روزانه شاهد تعداد زیادی از  موارد مثبت به مانند نمونه های قید شده در بالا هستم را خواهم نوشت تا دنیا بداند: بدون شک، بروجردی های فهیم، در بین بهترین مردم دنیا جای دارند. والسلام.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: زیر پوست شهر شنیده می شود که، فرهاد داودوندی، نقد، نقد اجتماعی، زیر پوست شهر، بروجرد، زیر پوست شهر شنیده می شود که: قسمت 8،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 29 مهر 1396 توسط فرهاد داودوندی



بروجرد بخاطر نداشتن افراد " معتمد " رنج می برد


فرهاد داودوندی- بروجرد:

قدیمی ها که نور به قبرشان ببارد به درستی می گفتند: اگر بزرگ نداری برو یک تکه سنگ را گوشه خانه ات بعنوان بزرگ قرار بده!

متاسفانه مدتهاست در این شهر، روی همه به هم، باز شده و کوچک و بزرگی دیگر معنا ندارد!

به واقع بروجرد در شرایط حساس فعلی از نداشتن افراد "معتمد واقعی" بسیار ضربه  می خورد.

بروجرد به مردان و زنان بزرگی احتیاج دارد که از منافع خود بگذرند و برای رفع مشکلات شهر بزرگی کنند، وجود این افراد در مواقع حساس می تواند بسیار گره گشا باشد.

خوشبختانه مدتی است از دل خاکستر وضعیت فعلی شهر، افرادی در حال سر برآوردن هستند که تلاش برای رفع مشکلات شهر را سر لوحه فعالیت های خود قرار داده اند.

نگارنده معتقد است این افراد می توانند در آینده نقش بسیار مثبتی برای برون رفت بروجرد از وضعیت نامطلوب فعلی ایفا کنند.

بنابر این می توان امیدوار شد که در آینده ای نه چندان دور افرادی که صاحب نفوذ کلام و اعتبار در میان مردم هستند بتوانند بعنوان معتمدین شهر، نقش تاریخی خود را برای رشد بروجرد به کار بگیرند و اختلافات موجود در فضای فعلی را به بهترین نحو به حداقل خود برسانند.

در آینده بیشتر و صریح تر در این زمینه خواهم نوشت....




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: معتمد، معتمدین، بروجرد، معتمدین بروجرد، نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 11 مهر 1396 توسط فرهاد داودوندی


نامه ای به شورای محترم شهر بروجرد


فرهاد داودوندی  - بروجرد :

اعضای محترم شورای اسلامی شهرستان بروجرد

با سلام

محترما بعرض می رساند:

متاسفانه از زمان آغاز فعالیت شورای شهر دوره چهارم، شاهد افول بروجرد زیبا بودیم تا جائیکه بنا به گفته تمامی علاقمندان بروجرد دچار مشکلات عدیده شهری شد.

اینک که چندی است شورای اسلامی دوره پنجم آغاز به کار نموده، بارقه های امید در دل شهروندان روشن شده است که در کوتاهترین زمان ممکن شاهد تغییرات اساسی در سطح شهر باشند.

اما آنچه که دیده می شود اینکه تغییرات آنچنانی در سطح شهر دیده نمی شود و می رویم که شاهد روزمرگی در مدیریت شهری باشیم.

بازهم حقوق های معوقه شش ماهه پرسنل شریف شهرداری، بازهم پراکندگی زباله ها در سطح کوچه ها و خیابانها، باز هم وعده به اینکه در آینده چنین خواهد شد و چنان خواهد گردید، باز هم شنیدن خبر بدهکاریهای میلیاردی شهرداری بروجرد، باز هم وضعیت نامعلوم تعداد پرسنل مازاد شهرداری بروجرد، بازهم وضعیت نامناسب آسفالت کوچه ها و خیابانها و ...... باعث شده شهروندان به شدت دل نگران باشند.

نگارنده بعنوان یک شهروند بسیار فعال در عرصه دعوت از مردم برای حضور در پای صندوق های آراء انتخابات شورای شهر، انتظار دارد که شورای محترم شهر دوره پنجم هر چه سریعتر تغییرات اساسی در سطح مدیریت شهری را استارت بزند،

شهروندان به شدت از وعده و وعید های شوراهای قبلی خاطرات بدی در ذهن دارند، به جاست که شورای شهر فعلی با تمام وجود روح هوای تازه را به فضای مدیریت شهری بدمد. مردم از تکرار مکررات خسته هستند. والسلام.

بروجرد --- فرهاد داودوندی   19/6/1396




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نامه ای به شورای شهر بروجرد، فرهاد داودوندی، شورای شهر بروجرد، شورای شهر دوره پنجم، نقد، نقد اجتماعی،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 20 شهریور 1396 توسط فرهاد داودوندی

شورای شهری که به مشکل خورد

و اختلافاتی که رسانه های مستقل

در بروجرد می توانستند

آنرا به راحتی آب خوردن حل کنند!




فرهاد داودوندی- بروجرد:

از روز اول گفتیم بگذارید رسانه ها در نشست های رسمی و غیر رسمی تان حضور داشته باشند تا با شفاف سازی،  مردم هم در جریان ریز و درشت موضوعات شهرشان قرار بگیرند

متهم شدیم به دوزیست رسانه ای! متهم شدیم به  اینکه با آنوری ها هستیم! متهم شدیم به اینکه لازم نکرده شما در جریان باشید! متهم شدیم به اینکه ما نمی فهمیم و دوستان عزیز  بیشتر از ما می دانند!

گفتیم بگذارید بیائیم در نشست با یوسفی شهردار سابق ما هم در جریان  4 سال  روند رو به عقب شهر قرار بگیرم، گفتند جای شما پشت در است!

گفتیم  نقش رسانه ها را در رفع اختلافات تان دست کم نگیرید، به ما خندیدند!

گفتیم یا نگفتیم؟!.......

گفتیم، اما گوش شنوایی  ندیدیم!

اما امروز  تمامی تصمیم های پشت درهای بسته  از  پرده بیرون افتاد! و حالا دیگر فقط خواجه حافظ شیراز در جریان نیست!

ما رسانه های مستقل تمام هدف مان این بود کار به اینجا نکشد، اما به جای گفتن دستتان درد نکند  .....

و صد البته حالا کار به جایی رسیده که بازی بهم خورده است! و مطمئنا به این سادگی ها هم، قطعات پازل جای خودشان قرار نخواهند گرفت!

 گرهی را که رسانه های مستقل می توانستند به راحتی آب خوردن  با دست باز کنند، حالا دیگر با دندان هم باز نمی شود

روز اول شورای شهر با خروج 4 عضو رسما پا نگرفت!

اعضای شورا در اوج اختلافات داخلی در دو گروه مجزا به زیارت قبور شهدا و دیدار با امام جمعه محترم رفتند

اختلافاتی که سعی می شد ظاهر  آنرا با راه ندادن رسانه ها به بازی،  در معرض قضاوت مردم نگذارند، اینک دیگر به دُهل خورده است.

.....و در قدیم مرد دنیا دیده ای چنین گفت :  تا غروب دیشب حاضر بودم تمام دارایی  و ثروتم را بدهم فرزندم شب را بیرون از خانه نخفتد، حالا دیگر برای فرزندی که دیشب به خانه نیامد یک دینار هم نمی دهم!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، نقد اجتماعی، شورای شهر، شورای شهر بروجرد، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 1 شهریور 1396 توسط فرهاد داودوندی


بروجرد، بدبخت شده دروغ است!


فرهاد داودوندی- بروجرد:

امام حسن عسكرى (ع) مى‏فرماید: «جعلت الخبائث كلها فى بیت و جعل مفتاحها الكذب» تمام پلیدیها در اطاقى قرار داده شده، و كلید آن دروغ است" .(
جامع السعادات جلد 2 صفحه 233)


همه در به در به دنبال علل عقب ماندگی بروجرد هستیم.

شهرهای دیگر با شدت هر چه تمامتر در حال رشد روزافزون هستند و بروجرد انگار در زمانهای ماقبل تاریخ "استپ" کرده و شاید بتوان گفت چرخ دنده های حرکت زمان در این شهر آنچنان زنگ زده که بنوعی روند رو به رشد در این شهر به مانند چرخ دنده های شکسته ،درهم قفل شده است.

 در حالیکه در شهرهای دیگر کشور عزیزمان، آنچنان زنگ پیشرفت به صدا در آمده که حتی پروژه های بسیار بزرگ عمرانی در آن شهرها ناچیز شمرده می شود، 
سطح توقع شهروندان بروجرد آنقدر پائین آمده که با برش یک بلوار به دو قسمت، همه از فرط خوشحالی کلاه مان را بالا می اندازیم!

به هر حال راه دور نرویم، به نظر نگارنده، عامل تمامی بدبختی های بروجرد، دروغ است و بس! دروغ هایی که مثل نقل و نبات بر زبان بعضی ها جاری می شود.

کافی است نگاهی به دور و بر خودمان بیندازیم و نقش دروغ هایی که توسط بعضی ها مثل آب خوردن بیان می شود را در مسائل روزمره اطراف مان مشاهده کنیم

 و صد البته باید در این گونه موارد انگشت اتهام مشکلات شهری و عدم رشد شهر را زیاد به سمت دور دست ها نشانه نرویم و بدانیم آنوقت که یک انگشت دست را به سوی دیگران نشانه می رویم چهار انگشت دیگر به سمت خودمان اشاره دارد، آنوقت در رابطه با علل عقب ماندگی بروجرد، خیلی چیزها دستگیرمان می شود.

پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمودند:« خیانت بزرگی است که با برادرت سخنی بگویی که او تو را تصدیق کند و تو به او دروغ گفته باشی (عبدالله شبر، اخلاق عبادی ص 232) والسلام.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: بروجرد بدبخت شده دروغ است!، نقد، نقد اجتماعی، منتقد، بروجرد، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 30 مرداد 1396 توسط فرهاد داودوندی

وقت چلو مرغ خوردن! بذاریدخبرنگارا بِخفتند

وقت "دعوا و زاری" برید خبرنگارا را بیارید

فرهاد داودوندی- بروجرد:

متاسفانه بعضی روسا در یک شهری در کره مریخ! وقتی "جیک جیک مستان شان" است اسم خبرنگار و وبلاگ نویس که می آید اخم های شان را در هم می ریزند و برای اینکه کسی سر سفره روزانه، موقع نوش جان کردن چلو مرغ و کباب سلطانی مزاحم شان نشود، در حالیکه دو لپه مشغول خدمت! هستند با اشاره دست می فهمانند که وبلاگ نویس و خبرنگار کیلویی چند؟!!!

اما....

اما همین روسا در کره مریخ! وقتی به مشکل بر می خورند، "کاسه چکنم چکنم" در دست می گیرند و با التماسی که در چشمانشان دیده می شود، ندا می دهند که این خبرنگاران و وبلاگ نویسان "عزیز دل" مان کجا هستند، تا بیایند وسط دعوا بین ما و طرف روبروی مان بنفع ما!!! قضاوت کنند؟!

صد البته وقتی هم با "لابی گری" های پشت صحنه، بعدا فیلم هندی می شود و همه دست در گردن هم عکس یادگاری می گیرند، بازی "کی بود کی بود من نبودم" شروع می شود و طبق معمول، تمام کاسه کوزه ها سر خبرنگاران و وبلاگ نویسان بی نوا شکسته می شود! و دوباره آنکه غریبه به حساب می آید اصحاب رسانه هستند و بس!


به همین خاطر باید گفت: خدا پدر و مادر قدیمی ها را بیامرزد که در ضرب المثل های مختلف با ظرافت می گفتند:


« وقت گریه و زاری، برین خاله رو بیارین /  وقتی خاگینه کلفته، بزارین خاله بِخُسبِه.»

« وقت گریه و ناله، برین دنبال خاله /  وقت نقل و نواله، حالا نیست جای خاله.»

« وقت سیب وستاره خاله خبر نداره /  وقت گریه زاری برید خاله رو بیارید.»


حالا شده حکایت درگیری های بین بعضی روسای شهر در کره مریخ!

بعضی های شان وقت خوش خوشان! می گویند خبرنگار نامحرم است و به هیچ وجه نبایددر جلسات مان حضور داشته باشد.

اما وقتی که به مشکل بر می خورند و جنگ مغلوبه می شود و طرف روبرو هم دیگر کوتاه بیا نیست، می فرمایند: پس این خبرنگاران نور چشم مان! کجا هستند؟!

البته در این موقع باید به طریقی دیگر و متناسب با شرایط موجود در آن شهر در کره مریخ! ضرب المثل جدیدی ساخت که:

""وقت چلو مرغ خوردن، بذارید خبرنگارا بخفتند

وقت "دعوا و زاری" برید خبرنگارا را بیارید""





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، طنز، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی، وقت چلو مرغ خوردن!بذاریدخبرنگارا بِخفتند، ضرب المثل، وقت "دعوا و زاری" برید خبرنگارا را بیارید،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 27 مرداد 1396 توسط فرهاد داودوندی

رُک، صریح و بی رودربایستی


شرایط رئیس شدن برای تمامی 9 عضو


شورای شهر باید بصورت یکسان باشد


فرهاد داودوندی- بروجرد:

بی رودربایستی و رُک و صریح بعنوان یک شهروند بروجردی می گویم که برایم خیلی عجیب است که چرا باید در شبکه های مجازی برای کسب میز ریاست شورای شهر، فقط دو سه نفر مانور تبلیغاتی بدهند؟

ما مردم بروجرد به 9 نفر رای داده ایم، تمامی این 9 نفر حالا به هر صورتی وارد شورای شهر شده اند در حال حاضر عضو شورای شهر بروجرد می باشند و به همین دلیل برای کسب مقام ریاست شورا، شرایط شان باید یکسان باشد.

تمامی دلسوزان شهر به خوبی واقفند که بدون تعارفات بی فایده رایج، چیدمان فعلی شورای شهر در حال حاضر 5 + 4 است، اما سوالی که برای نگارنده پیش آمده چرا فقط دو سه نفر در بورس خبری بعضی کانال های تلگرامی برای کسب موقعیت ریاست شورای شهر و یا احیانا شهردار شدن می باشند؟

 پس  شش هفت نفر بقیه اعضای شورای شهر چرا نامی ازشان برده نمی شود؟

اگر در پشت صحنه، اعضای شورای شهر با هم برای تقسیم وظائف قراردادی امضا کرده اند، بد نیست ما شهروندان هم که به آنها رای داده ایم در جریان باشیم، اگر هم قراردادی بسته نشده، پس چرا از بقیه اعضا برای گرفتن تصدی ریاست شورای شهر نامی برده نمی شود؟! والسلام.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: شرایط رئیس شدن برای تمامی 9 عضو شورای شهر باید بصورت یکسان باشد، شورای شهر بروجرد، شورای شهر پنجم، فرهاد داودوندی، نقد، نقد اجتماعی،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 25 مرداد 1396 توسط فرهاد داودوندی
رُک، صریح و بی رودربایستی

خبرهای خوش از شورای شهر جدید بروجرد

به گوش نمی رسد

فرهاد داودوندی- بروجرد:

بیش از آنکه خبرهای امیدوار کننده از شورای شهر جدید به گوش مان برسد، متاسفانه خبرهای دلسرد کننده ای که به احتمال زیاد حتی ممکن است به انحلال شورا منجر شود، شنیده می شود.

لابی گری ها، نشست های پشت پرده، یار و یارکشی ها، تمایل شدید به رئیس شدن، عدم شفاف سازی، مسافرت های بی فایده، برنامه خواستن از بیش از 40 نفر برای شهردار شدن( تهران با آن بزرگی اش این همه کاندیدا برای شهردار شدن نداشت!) فرصت سوزی، فرصت ندادن به رسانه ها برای حضور از اولین نشست غیر رسمی تا کنون و ....... باعث شد فقط هاله ای از تعارفات بی فایده و بی ثمر را بین اعضای جدید شورای شهر شاهد باشیم.

هنوز که هنوز است پس از چند ماه از انتخاب شدن شورای جدید، این افراد نتوانسته اند بین خودشان تقسیم وظیفه کنند!

هنوز که هنوز است مشخص نیست که از بین این 9 نفر کدامیک مسوولیت کدام کمیسیون را متقبل خواهد شد.

متاسفانه آن روزی که نگارنده اصرار داشت که در تمامی نشست های حتی غیر رسمی، اصحاب رسانه حضور داشته باشند، دوستان، حضور رسانه ها را بعنوان دخالت تلقی کردند در صورتیکه اگر از همان روز اول  رسانه ها بعنوان یار یازدهم شورا ( یار دهم شهردار است ) در کم و کیف قضایا قرار می گرفتند و بعنوان نماینده افکار عمومی شفاف سازی می کردند، شاید کار به اینجا کشیده نمی شد که متاسفانه اینک سخن از انحلال شورا پیش کشیده شود.

آنچه که عیان است و قابل کتمان نیست، جناح بندی ها هم اکنون بصورت 5 و 4 می باشد، از بین این 9 نفر تعدادی معتقد به حفظ شهردار فعلی می باشند و تعدادی قصد دارند شهردار جدیدی برای بروجرد انتخاب کنند، اما جالب است که بعضی ها هم به جای ارائه برنامه فعلا سکوت پیشه کرده اند و منتظرند " هر چه پیش آید خوش آید، ما که سرخوش می رویم" و بدون در نظر گرفتن شرایط نامساعد شهری بروجرد، در رویاهای خود شورا را سکوی پرتاب خود در دو سال دیگر برای ورود به مجلس شورای اسلامی می دانند!

نگارنده به شدت دل نگران وضعیت شورای شهری است، شورای شهری که قرار بود باری از روی دوش شهر بردارد.

ما مردم رای دادیم که منتخبین مان برای رفع مشکلات شهر قدم بردارند، ما رای دادیم که این افراد شب و روز شور و نشاط کار و فعالیت را به شهرمان تزریق کنند، هر چند که برای حضور در شورای شهر به در خانه هیچ کدام از این افراد نرفتیم و این دوستان خودشان این توان را در خود می دیدند که باری از روی دوش شهر بردارند.

به واقع از روز اول قرار شد که تمامی اعضای جدید تفکرات جناحی را پشت در شورا بگذارند، اما متاسفانه اینک چیزهای دیگری را می بینیم و می شنویم!!!

به هر حال هنوز هم امید داریم که تا چند روز فرصت باقی مانده به مراسم رسمی شدن شورای پنجم، این 9 نفر برگزیده، در یک نشست صمیمی دور هم جمع بشوند و به جای تعارفات بی فایده، بروند سر اصل مطلب و هر چه سریعتر با انتخاب نفرات مورد نظر، پرونده تقسیم وظائف بین اعضای جدید را ببندند.

در خاتمه لازم به ذکر است سایت فرهاد 90 آمادگی دارد نظرات ارسالی اعضای محترم شورای شهر جدید را در محیطی بیطرفانه پوشش خبری بدهد.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: خبرهای خوش از شورای شهر جدید بروجرد به گوش نمی رسد، نقد، نقد شورای شهر، شورای شهر بروجرد، فرهاد داودوندی، نقد اجتماعی، رُک و صریح و بی رودربایستی،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 22 مرداد 1396 توسط فرهاد داودوندی

سخنی با منتخبین محترم شورای شهر دوره پنجم


شرایط را برای تمامی

کاندیداهای شهردار شدن یکسان کنید



فرهاد داودوندی- بروجرد:


خوشبختانه شورای شهر جدید با اینکه هنوز رسمیت نیافته اما با تمام توان در پی یافتن شخص لایقی برای سپردن سکان شهرداری بروجرد به وی می باشد.

شنیده های موثق حاکیست 9 عضو محترم شورای شهر، هر کدام سه کاندیدا را بعنوان نامزدهای خود برای معرفی به شورا جهت انتخاب نهایی شهردار جدید بروجرد معرفی نموده اند.

با توجه به اینکه روز اول ارنج شورای شهر 3، 3، 2، 1 بود و بعد از مدتی به 4 به 5 تبدیل شد و اینک زمزمه هایی مبنی بر تغییر مجدد ارنچ این شورا به گوش می رسد، همه این فعل و انفعالات را به فال نیک گرفته و بعنوان شهروندانی که خودمان این شورا را برگزیده ایم تا مدت زمانی چندین ماهه! از منتخبین خود حمایت لازم را بعمل خواهیم آورد و سپس بعد از گذشت چند ماه پس از یک بررسی از فعالیت های مثبت این شورا، ما شهروندان در ادامه راه حمایت از شورای شهر پنجم، تصمیم گیری مجدد خواهیم نمود!

به هر حال شنیده های موثق حاکیست که کاندیداهایی که توسط اعضای شورای شهر برای کسب تصدی گری شهردار شدن معرفی شده اند قرار است به ترتیب در جلسات شورا حضور پیدا کرده و نظرات و برنامه های خود را به سمع و نظر اعضای محترم شورای شهر برسانند تا بالاخره یکی از این کاندیداها بصورت رسمی و قانونی شهردار بروجرد بشود.

اما .....

اما نگارنده معتقد است، ایکاش تمامی کاندیداها شرایط برایشان طوری فراهم شود که در موقع حضور در شورا برای بیان برنامه های شان، بصورت یکسان رسانه ای شوند.

در خوشبنانه ترین حالت اگر 9 عضو شورا هر کدام سه کاندیدای کاملا مجزا معرفی کرده باشند، بنوعی 27 کاندیدا باید به نوبت در صحن شورا حضور بهم برسانند، حال اگر تعدادی از اعضای محترم شورا کاندیداهای مشترک داشته باشند که طبعتا تعداد کاندیداهای احراز پست شهردار شدن کمتر خواهد شد.

طی دو سه روز گذشته حضور یکی از کاندیداهای محترم برای بیان برنامه هایش در صحن شورا خیلی رسانه ای شد و عکسهای این نشست همراه با توضیحات در کانال تلگرامی تنی چند از اعضای شورا بسیار جلب توجه می کرد که این شائبه به حق را در بین مردم پیش می آورد که کفه ترازو بنفع فلان کاندیدای دعوت شده برای تصدی گری شهردار شدن در بروجرد سنگین تر است!

لذا نگارنده از اعضای محترم شورای شهر درخواست می کند که شرایط عکس دستجمعی گرفتن و رسانه ای کردن این گونه نشست ها در کانال های تلگرامی اعضای محترم شورای شهر، برای تمامی 27 کاندیدای احراز پست شهرداری بروجرد بصورت یکسان فراهم شود تا به این ترتیب هم انصاف برای بقیه کاندیداها رعایت شده باشد و هم اینکه ما شهروندان بصورت کاملا شفاف در جریان اسم و رسم دیگر کاندیداها نیز قرار بگیریم، ضمن اینکه به این ترتیب راه بر هر گونه شایعه ای در سطح شهر نیز بسته خواهد شد.

باقی بقای شما، والسلام.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: سخنی با منتخبین شورای شهر دوره پنجم، نقد، نقد اجتماعی، شورای شهر پنجم، فرهاد داودوندی، شهردار بروجرد، نقد شورای شهر،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 6 مرداد 1396 توسط فرهاد داودوندی


مردم ما با فرهنگ ترین مردم دنیا هستند


لطفا فرهنگ سازی را

از بعضی مدیران شهری آغاز کنیم





فرهاد داودوندی- بروجرد:

چند سالی است که "بعضی" روساء یا مدیران شهری برای توجیه کم کاری خود و زیر مجموعه شان، از جمله " باید فرهنگ سازی کرد و فرهنگ مردم را بالا برد" استفاده می کند، غافل از اینکه آنکه فرهنگش پائین است نه مردم، که خود آن رئیس و مدیر فلان اداره در شهر است که نمی تواند به اوضاع زیر مجموعه اش احاطه کامل داشته باشد.

وقتی خیابانهای شهر در زیر بار ترافیک در حال جان کندن هستند و روسای شهری توان مدیریت ترافیک ندارند، وقتی روسای شهری نمی توانند پس از سالها حرافی، یک پل ساده عبور و مرور عابر پیاده در خیابانهای پرتردد شهر ایجاد کنند، وقتی بعضی مدیران شهری عاجزند از اینکه به حرفها و وعده های داده شده خود، جامه عمل بپوشانند، آیا باید گفت که " فرهنگ مردم را باید بالا برد؟!!!

به واقع مردم شریف و با فرهنگ شهر و استان ما آنقدر فهیم هستند که فرق دوغ و دوشاب را کاملا تشخیص بدهند و اگر در بسیاری موارد با بعضی مدیران شهری هماهنگ نیستند این نه مشکل شهروندان،  که مشکل از نداشتن فرهنگ مدیریتی نزد بعضی از روسای شهری می باشد که بنا حق جایگاه مدیریتی بعضی ادارات را قبضه کرده اند.

کدام مدیر شهری را دیده اید که هر روز غروب باتفاق خانواده اش در پیاده رو  خیابان های شهر قدم بزند تا از نزدیک با مشکلات شهری آشنا بشود، کدام مدیر شهری را دیده اید که در یک ساندویچ فروشی ساده شهر مشغول خوردن یک فلافل 1000 تومانی باشد؟ کدام مدیر شهری را در صف نانوایی دیده ایم؟ کدام  رئیس فلان اداره را در سمینارها و نشست ها دیده ایم که برای نشستن در ردیف اول سر و دست نشکند؟

((( نگارنده طی این چند سال اخیر فقط یک مسوول را مشاهده کرده است که چه در زمان مسوولیت و چه اینک، همچنان بعنوان یک شهروند معمولی در میان مردم گشت و گذار داشته و دارد و گاهی اوقات حتی با منتقدین خود در معابر عمومی به جر و بحث می پردازد)))

به هر حال مشکل عقب ماندگی شهر و دیار ما در این نیست که  باید برای مردم فرهنگ سازی کرد که زباله های شان را به جای ساعت 10، ساعت 9 شب بیرون از منزل بگذارند، مشکل از این نیست که در خیابانهای پرترافیک، ناچارا مردم باید برای عبور از عرض خیابان با هزار جان کندن، از میان خودروها عبور کنند، مشکل از این نیست که مردم برای پرداخت عوارض خود باید چندین بار از فلان اداره به فلان بانک در سه  خیابان آنطرفتر در حال رفت و آمد باشند،

 بلکه  مشکل از آن رئیس شهری است که چند سال است نمی تواند برای جمع آوری زباله شهری مدیریت صحیح داشته باشد، مشکل از آن رئیس شهری است که چندین سال است نمی تواند برای عبور مردم از عرض خیابان با نصب پل عابر پیاده اقدام کند، چند سال است مشکل از آن رئیسی است که به خودش زحمت نمی دهد  یک دستگاه کارت خوان ساده در اداره اش نصب کند، مشکل از آن رئیسی است که برای انتخاب در شورای شهر خود را به هر در و دیواری می زند و وعده های آنچنانی می دهد، اما پس از انتخاب شدن به جای انجام وظیفه در قبال شهر، سریعا بار خود و اطرافیانش را می بندد.....

بله، مشکل از فرهنگ سازی برای مردم نیست، مشکل از این است که روز اول در کنار حکم مدیریتی برای بعضی ها، بر روی بالا بردن فرهنگ اینگونه مدیران کار نشده است!!!

" باید فرهنگ سازی کرد و فرهنگ مردم را بالا برد" یک جمله کلی بدون مصرف! است که برای فرار از زیر بار مسوولیت بعضی روساء و مدیران شهری توسط خود آنها بر سر زبانها انداخته شده تا دیگر کسی جرات نکند از آنها سوال کند که "بر فرض محال"، ما شهروندان فرهنگ مان پائین است، اگر فرهنگ بعضی از شما مدیران شهری بقول خودتان بالا است!!! چرا به وظیفه روزمره تان در قبال رشد شهر که برای آن حقوق می گیرید، عمل نمی کنید؟!!!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی، مردم ما با فرهنگ ترین مردم دنیا هستند، فرهنگ سازی را از بعضی مدیران شهری آغاز کنیم، فرهنگ سازی، آتش به اختیار،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 27 تیر 1396 توسط فرهاد داودوندی


پرچم خرم آباد همیشه بالاست

تا ده سال آینده خرم آباد

پایتخت فرهنگی، هنری

 ایران خواهد شد

فرهاد داودوندی- بروجرد:

سه شنبه همین هفته ( 20 تیر ماه 1396) در مراسمی که در خرم آباد مرکز لرستان به مناسبت تجلیل از دانش آموزان و پیشکسوتان ورزشی آموزش و پرورش برگزار شد، توسط مسوولین محترم این اداره کل و بخصوص دوست عزیزم آقای دکتر فرید بهرامی از اینجانب (فرهاد داودوندی) روزنامه نگار، وبلاگ نویس و خبرنگار منتقد بروجردی بخاطر
نوشتن نقدهایی بر ورزش آموزش و پرورش، با اهدا لوح و جایزه تجلیل بعمل آورده شد!

بله درست خوانده اید، بخاطر "نقدهای" تند و تیزی که سال گذشته خطاب به ورزش آموزش و پرورش لرستان  نوشته بودم در مرکز استان از من که یک بروجردی هستم تجلیل بعمل آوردند!

مورد دیگر...سال قبل مطلب  بسیار تندی در رابطه با دو و میدانی لرستان و ربط آن به یک ورزشکار نوجوان دو و میدانی بروجرد نوشته بودم، آقای سید علی کریمی ریاست محترم هیات دو و میدانی لرستان و معاون اداره کل ورزش و جوانان طی دیداری که همین سه شنبه در خرم آباد با هم داشتیم بسیار با روی باز با من برخورد نمود و حتی موقع خداحافظی وقتی به ایشان گفتم که از توضیحات شان قانع نشده ام، تاکید نمود که برای رشد دو و میدانی لرستان به اینگونه نقدهای ورزشی احتیاج داریم و درخواست نمود که ارتباط مطبوعاتی و ورزشی مان قوی تر از قبل بشود.

مطلب انتقادی صریحی نسبت به خواهر گرامی مان، سرکار خانم فیضی مسوول محترم روابط عمومی اداره کل ورزش و جوانان لرستان سال قبل نوشته بودم، اما این خواهر گرامیم، سه شنبه گذشته در محل اداره کل ورزش و جوانان استان، آنچنان مرا شرمنده لطف بیکران خود نمود که همانجا در حضور ریاست محترم اداره کل ورزش استان از خانم فیضی بخاطر حسن برخوردشان تشکر کردم.

طی چند مرحله انتقاداتی رُک و بی رودربایستی به  نوع مدیریت ورزش لرستان در نشریات و سایت ها داشته ام، اما دکتر عزیز پور سه شنبه همین هفته در خرم آباد با روی باز و بدون اینکه مرا پشت در معطل کنند، پذیرای من شد و وقتی برای دقایقی همصحبت شدیم دانستم که انتقادات بسیار تند من از ورزش لرستان که حتما قبلا به سمع و نظر ایشان رسیده، خللی در روابط ایشان بعنوان یک مسوول ورزشی بلند مرتبه با من بعنوان  یک خبرنگار منتقد پیش نیاورده است

 در یک جمع بندی بسیار کوتاه، وقتی موارد بالا در خرم آباد برای من پیش آمد، به واقع دانستم موارد بالا نمی تواند "اتفاقی" باشد.

برای فردی به مانند من که در سال شاید یک یا دو بار به خرم آباد می روم، تغییرات مثبت شهری آن کاملا محسوس است، شهری که تاریخ معاصرش  را با دقت بسیار استاد سید فرید قاسمی به نگارش در آورده، شهری که هر هفته در آن کنسرت بزرگان موسیقی ایران برگزار می شود، شهری که مردمش برای اعتراض به کمبود امکانت پزشکی بیمارستان مطرح شهرشان با به همراه داشتن یک بنر اعتراضی، بسیار متمدنانه ناراحتی خود را  نشان می دهند و به مانند بعضی جاهای دیگر! شیشه و در و پیکر بیمارستان را خرد و خاکشیر نمی کنند،

شهری که مدیران ارشدش کینه خبرنگار منتقد را به دل نمی گیرند، شهری که مردمش به آن سطح از آگاهی رسیده اند که برای انتخاب اعضای شورای شهر به فردی ساده اما خدمتگزار به شهرشان با 40 هزار رای بیشتر از نفر دوم رای می دهند و اسیر دوست و رفیق بازی و فامیل بازی نمی شوند، شهری که خبرنگارانش به آن مرحله از سواد می رسند که به نویسندگی و تاریخ نگاری روی می آورند،

شهری که در خیابانهایش آکواریوم ماهی طبیعی نصب می شود، کتابخانه باز نصب می شود،  شهری که فضای سبز خیابانهایش زیباست، شهری که 55 هکتار آثار تاریخی اش را با چنگ و دندان حفظ می کند، شهری که حتی در خیابانهای تنگ قدیمی اش ترافیک روان دارد، شهری که مردمی مهربان دارد، شهری که نمی خواهد اسیر درگیری های جناح جناح بازی های افراطی بشود،

خوب معلوم است که باید رشد کند.

تاکید بسیار دارم که موارد مثبت بالا نمی تواند اتفاقی باشد،

 روی تک تک اینها کار شده، نمی خواهم بگویم خرم آباد در حال حاضر بسیار ایده آل شده، اما همین شهر وقتی مسوولینش به منتقد ورزشی شهری دیگر که آنها را نقد کرده، لوح تقدیر و جایزه می دهند، حرکت به جلو را با سرعت بسیار باور نکردنی آغاز کرده اند.

خرم آباد در حال حاضر شاید زیباترین شهر ایران نباشد، اما در آینده نه چندان دور بسیار زیبا خواهد شد، شاید این شهر فرهنگی ترین شهر کشور عزیزمان نباشد، اما تا چند سال آینده یکی از تاثیر گذارترین شهر های ایران در عرصه فرهنگی خواهد شد.

فیلسوفی می گوید: تو یک جمله بگو تا من در رابطه با شخصیت تو یک کتاب قطور بنویسم.

برخوردهای با جاذبه بسیار قوی از سوی مسوولین خرم آباد نشان می دهد که این شهر برای آینده برنامه دارد،  شاید خود خرم آبادی های عزیز بخاطر پروسه زمانبر تغییرات اجتماعی فرهنگی،  برای شان بطور محسوس  این تغییرات ملموس نباشد، اما واقعیت این است که این رخدادهای بسیار مثبت در این شهر زیبا و تاریخی به بهترین نحو رخ داده است.

مردم شریف، خونگرم، میهمان نواز و بسیار عزیز خرم آباد، تصمیم گرفته اند نسبت به آینده شهرشان بی تفاوت نباشند، مطالبه گر باشند، برای سرعت در تغییرات، هر مدیری نتوانست برای شان خوب کار کند را سریعا تغییر بدهند،

خرم آبادی های دوست داشتنی، به رمز و رموز پیشرفت شهری دست یافته اند و با تمام وجود قصد دارند شهرشان را تا چند سال آینده سرآمد شهرهای منطقه کنند، هر چند که با این روندی که در این شهر زیبا با مردمی خونگرم و پیگیر آغاز شده، انجام این پروسه تا 10 سال آینده قطعا،خرم آباد را بعنوان یکی از قطب های فرهنگی هنری ایران به کشورمان خواهد شناساند.

شهری که خواسته یا ناخواسته به "منتقد" احترام می گذارد، روند رو به رشد خود را آغاز کرده، همانگونه که این شهر در دیگر قدم های مثبت برداشته شده اش، خود را از بندهای دست و پاگیر بازی با الفاظ و لغات رهانیده و اینک در قید و بند اینکه آنرا پاریس بزرگ یا کوچک بنامند نیست، همانگونه که در زمان گذشته نیز توقف نکرده و از مشاهیر و مفاخر قرن های قبلی شان بعنوان افتخار کنونی شان نام نمی برد!

 ختم کلام اینکه  برای چشم انداز های چند سال آینده که در خرم آباد زیبا بر اثر وجود مردمی خونگرم و مطالبه گر و همیشه "در صحنه نظارت بر اوضاع شهرشان"، تعریف شده، بزودی در واقعیت، این شهر تاریخی، یکی از قطب های فرهنگی هنری ایران خواهد شد. 




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: خرم ایاد، فرهاد داودوندی و خرم آباد، نقد، نقد اجتماعی، علی یاور عزیزپور، فرید بهرامی، سید علی کریمی،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 22 تیر 1396 توسط فرهاد داودوندی


من اگر عضو شورای شهر می شدم...



فرهاد داودوندی- بروجرد:


من اگر عضو شورای شهر می شدم: با خدای خود عهد می بستم که سر سوزنی به فکر خودم نباشم.

من اگر عضو شورای شهر می شدم: برای خود و اطرافیانم هیچ حقی قائل نمی شدم.

من اگر عضو شورای شهر می شدم: آینده را در گذشته بسیاری از اعضای شورای شهرهای قبلی می دیدم که بخاطر عدم درک شان از هوش و دقت نظر ویژه مردم ، اینک در بین شهروندان هیچ پایگاهی ندارند.

من اگر عضو شورای شهر می شدم: برای تک تک آراء مردم که به نام من در صندوق ریخته شده، نماز شکر می خواندم و تمام وجودم را ترس می گرفت از اینکه نکند کفران نعمت کنم و در آینده نزدیک بخاطر حق و حقوقی که خودم برای خودم تعریف کرده ام، حق حتی یک شهروند صغیر یا کبیر را پایمال کنم.

من اگر عضو شورای شهر می شدم: 4 سال تمام دست به سینه و تمام قد خودم را خادم مردم می نامیدم و  شب و روز کمک می کردم شهرم ساخته شود، نه اینکه فقط به فکر آبادانی خانه خود و اطرافیانم باشم.

من اگر عضو شورای شهر می شدم: هر گاه می دیدم نمی توانم صد در صد برای شهر و شهروندان کار کنم، استعفا می دادم که نه دنیای خودم را بسوزانم و نه آخرتم را.

من اگر عضو شورای شهر می شدم: هیچگاه به دنبال کسب قدرت برای خودم در شورا نمی رفتم، از "چشم مردم افتادن" را دقیقا از زاویه همین "خود بزرگ بینی" نگاه می کردم.

و ختم کلام اینکه: من اگر عضو شورای شهر می شدم، برای اینکه شهروندان را از انتخاب شان " شاد پشیمان" نکنم، مخفیانه به دنبال یار کشی نمی رفتم، زیرا حدس می زدم که در عصر ارتباطات هیچ چیز از مردم پنهان نیست، چه برسد به اینکه بخواهم با ظاهر سازی برای خودم وجهه درست کنم و به اشتباه احساس کنم که شهروندان نخواهند فهمید...




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، فرهاد داودوندی، نقد شورای شهر، شورای شهر بروجرد، من اگر عضو شورای شهر می شدم، نقد اجتماعی، شورای شهر،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 18 تیر 1396 توسط فرهاد داودوندی


مرد باش و به وقتش حرفت را بزن!



فرهاد داودوندی - بروجرد:


بعضی ها با دیدن بعضی رئیس و روساء برای عرض یک سلام ساده، آنچنان تا کمر خم می شوند که پیشانی شان بر زمین می خورد، تا جائیکه می گویی الان است که خون ریزی مغزی کنند!

همین افراد وقتی می شنوند آن رئیس از کار برکنار شده در ظرف "میلیونم ثانیه"، آنچنان بر علیه آن رئیس، تغییر رنگ می دهند که باید بگویی صد رحمت به بوقلمون!

در واقع باید گفت: نه به این شوری شور و نه به آن بی نمکی!

برادر عزیز، دوست گرامی، رفیق شفیق، شاهکار نکرده ای که بعد از رفتن فلان رئیس یکدفعه زبانت باز می شود و مثل افراد حق به جانب در افاضات خود رئیس قبلی را مورد نوازش زبانی آنچنانی قرار می دهی، اگر مرد باشی همان موقع که طرف در اوج است و پشت میز ریاستش جولان می دهد، برو مرد و مردانه با رعایت احترام و ادب، حرف دلت را در انتقاد از ریاستش بیان کن، نه اینکه در زمان بودنش چاکرم مخلصم کنی و بعد از رفتنش یکدفعه مثل قناری زبان باز کنی!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: مرد باش و همان زمان حرفت را بزن، نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی و نقد، بوقلمون،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 17 تیر 1396 توسط فرهاد داودوندی


خاطرات یک وبلاگ نویس

(36)

وقتی می خواهند وارد حاشیه ات کنند!




فرهاد داودوندی - بروجرد:


در اینکه مردان بزرگ سیاسی شهرمان بروجرد با هم اختلاف نظر اساسی دارند هیچ شکی وجود ندارد.

راستش من بعنوان یک شهروند و یک وبلاگ نویس برای تمامی مسوولین و مدیران شهری از هر جناح و گروه فکری احترام خاصی قائلم، ضمن اینکه با افتخار تمام برای اینجانب، تقریبا با تمامی این عزیزان دوستی بسیار صمیمانه دارم و همیشه در دیدارهای حضوری مشکلات شهر را رُک، صریح و بی رودربایستی با آنها در میان گذاشته ام.

 و اعتراف می کنم که به شهادت تمامی این مردان تاثیر گذار شهرم، تا کنون هیچگاه درخواست شخصی از آنها نداشته و به امید خدا هم در آینده نخواهم داشت و حتی تاکنون یک حبه قند هم از این دوستان عزیز برای شخص خودم نگرفته ام.

و اما، متاسفانه عده ای در این شهر به اشتباه فکر کرده اند که اگر با یکی از مردان بزرگ سیاسی شهر دوست شدی باید با بقیه قهر کنی!!! و یا اینکه برای خوشایند این، آن دیگری را بکوبی!!!

اینگونه افراد بدون اینکه به ذهن شان برسد! که شرایطی را فراهم کنند تا سبب دوستی مدیران ارشد شهری بشوند، حتی یک گام دیگر به پیش برداشته و هر کسی را که با هر کدام از این مقامات دوست و رفیق می باشد را به طرق مختلف و با شدیدترین شیوه های ناجوانمردانه موجود، نزد دیگران تخریب می کنند.

.... جالب اینکه خود من با هر شخصیتی که دیدار می کنم برای تهیه کامل خبر، شخصا اقدام به گرفتن عکس دو نفری هم نموده و بلافاصله و بدون درنگ آنرا در سایت و حتی کانال تلگرامی ام قرار می دهم.

اما موضوع وقتی در دنیای خاطرات وبلاگ نویسی جالب می شود که بدانیم: همین عکس هایی را که خودم تهیه می کنم( توجه کنید عکسهایی را که خودم می گیرم) را بعضی ها به زعم خودشان بعنوان مدرک علیه شخص من! برای شخصیت های جناح های دیگر می فرستند که : چه نشسته اید که فلانی که با شما سلام علیک صمیمانه دارد با آنطرفی ها هم رفیق گرمابه و گلستان است!!!

خدا آخر عاقبت همه ما را ختم بخیر کند و آن گروه از افرادی را هم که قصدا شیطنت می کنند و آتش بیار معرکه شده اند که بین شخصیت های سیاسی شهر را با نیت "سوء استفاده شخصی" بهم بزنند تا برای خودشان "کلاهی از این نمد درست کنند" و در این بین افراد مستقل رسانه ای را هم با ترفند های مختلف وارد بازی های ناجوانمردانه کنند را، به راه راست هدایت کند. والسلام.





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: خاطرات یک وبلاگ نویس، نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی، مسوولین بروجرد، مدیران بروجرد، فعالترین وبلاگ ایران،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 4 تیر 1396 توسط فرهاد داودوندی


ای ملت! ایهاالناس!

2700 تومان شارژ دارم

برایم قبض نداشتن شارژ پارکبان صادر کرده اند!



فرهاد داودوندی - بروجرد:


ایهاالناس! اسم من فرهاد داودوندی است! شماره خودرویی که در قبض پارکبان می بینید مربوط یه خودروی من می باشد.

همین الان ( ساعت 22.30 شنبه شب) از شارژ هفته های قبل، حداقل 2700 تومان شارژ توی کارت پارکبانم ذخیره دارم،  یکی به من بگوید این قبض که امروز زیر شیشه ماشین گذاشتندبه چه معناست؟

امروز ساعت 9 صبح خیابان حافظ جنوبی پارک کردم از پارکبان محترم پرسیدم چقدر شارژ دارم؟ دستگاه را روی شیشه ماشین گرفت و گفت بیش از 3000 تومان

خودم هم می دانستم حدودا 3300 تومان شارژ دارم.

برای ارائه اظهار نامه مالیاتی رفتم اداره دارایی و حدودا ساعت 10 برگشتم (حدودا یکساعت رفت و برگشتم زمان برد)، ساعت 9.50 قبضی زیر شیشه خودرویم قرار داده بودند مبنی بر نداشتن شارژ کارت پارک الکترونیک! جل الخالق!!!!

واقعا دیگر درمانده شده ایم دردمان را در  این شهر به چه کسی بگوئیم؟

ای ملت! ایهاالناس!  همین الان بیش از 2700 تومان شارژ پارکبان دارم، درد احترام نگذاشتن به حقوق شهروندی ام  را در این شهر به که بگویم؟

( هر مسوولی در این شهر مایل است صحت گفته های مرا از نزدیک تائید کند حاضرم همین الان ماشینم را برای تائید گفته هایم نزد آنها ببرم)




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، فرهاد داودوندی، پارکبان، جریمه، قبض، قبض پارکبان، نقد اجتماعی،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 20 خرداد 1396 توسط فرهاد داودوندی


سخنانی رُک و بی رو دربایستی

با منتخبین محترم شورای شهر پنجم بروجرد



فرهاد داودوندی- بروجرد:


متاسفانه بسیاری از اعضای شوراهای شهر قبلی در مقابل هر خبر ریز و درشتی که بنا به میل شان نبود سریعا جبهه گیری می کردند و بعد ها ثابت شد که در دراز مدت آنکه ضرر کرد، همان اعضای شورای شهر گریزان از نقد منصفانه بودند.

به هر حال با توجه به وضعیت حال حاضر شهرمان لازم است با منتخبین جدید و محترم شورای شهر دوره پنجم کمی رُک و صریح صحبت کنیم و آنچه شرط  بلاغ است را برای ثبت در تاریخ شهرمان با این عزیزان در میان بگذاریم، خواه از سخنان ما ناراحت شوند و خواه پند بگیرند!

دوستان عزیز ضمن عرض تبریک به مناسبت انتخاب شما بعنوان خدمتگزاران مردم بروجرد در شورای شهر دوره پنجم لازم است بعرض برسانیم که:

دوره ماه عسل رقابت های شیرین و توام با هیجان انتخابات شورای شهر به پایان رسید، این مردم نبودند که برای به میدان آوردن شما به در منازل تان آمدند، بلکه این خود شما بودید که با توجه به اینکه در خود توان بسیاری برای خدمت به بروجرد و بروجردی ها می دیدید قدم پیش نهادید.

شاید برای نمونه تاکنون اگر از چراغ قرمز رد می شدید فقط  یک جریمه معمولی برای شما در نظر گرفته می شد، اما از حالا به بعد در تمامی زمینه ها، زندگی شخصی و اجتماعی شما تغییر خواهد کرد.

از حالا به بعد چه بخواهید و چه نخواهید چشمان تیزبین همشهریان عزیز کاملا شما را زیر نطر خواهند گرفت.

 نشست و برخاست تان، وضعیت مالی، شخصیت دوستان تان، نوع مدل خودروی مورد استفاده شما، نوع پوشش، حضور و غیابت تان در مراسم های مختلف شهری، وضعیت شغلی اطرافیان تان، مدرک تحصیلی تان، دانشگاهی که در آن درس خوانده اید، آسفالت کوچه تان، نانوایی که از آن نان تهیه می کنید و  ....... و حتی مسافرت های شما به شهرهای دیگر توسط شهروندان بصورت بسیار دقیق رصد خواهد شد.

مطمئنا خود شما قبل از انتخاب شدن تان، در جریان خیلی از مسائل ریز و درشت شهر به مانند: تاریخ سند خوردن خودروی گرانقیمت "در پارکینک خفته" فلان رئیس شهر در فلان محضر بالای شهر تهران، مسافرت های فلانی برای سرکشی به ساختمان سازی اش در فلان شهر مهم، استخدام فامیل های  بسیار نزدیک فلانی در فلان اداره، مبلغ دقیق پاداش های میلیونی فلانی ها در شب عید، مبلغ هر متر مربع منزل مسکونی در تهران و اصفهان و مشهد و کیش و ..... قرار گرفته اید! خوب طبیعی است که این روند نظارت مردمی برای خود شما هم ادامه خواهد داشت.

بنابر این اگر مردم از شما در هر موردی گلایه داشتند نباید عصبانی و ناراحت بشوید، خود شما قبول کرده اید خادم این مردم باشید، به جای تند حرف زدن و عصبانیت و مغرض دانستن دیگران، لطفا با روی باز، شفاف سازی کنید.

اگر خبر، فیلم و یا عکسی از نشست و برخاست شما به هر دلیل  رسانه ای شد، لطفا در کمال خونسردی، این را حق مردم بدانید و بصورت کاملا شفاف پاسخگو باشید تا جلوی هر گونه حاشیه سازی را نیز گرفته باشید.

دانستن و مطالبه گری را حق شهروندان بدانید.

 از همین روزهای نخست انتخاب تان، با تمام وجود خود را وقف برون رفت  بروجرد از این وضعیت نابسامان کنید، با هر گونه انتقاد ریز و درشتی از طرف مردم، "از کوره در نروید" و خود را در "جای حق" قرار ندهید و دیگران را متهم به کج اندیشی نکنید، شما با میل خودتان قبول کرده اید که پا در میدان بگذارید و در ضمن وعده داده اید که شب و روز برای بروجرد کار کنید.

عصر عصر ارتباطات است، همین ارتباطات باعث شد شورای ناکارآمد قبلی نتواند در این دوره آراء مردمی را جذب کند، بنابر این شرایط حال حاضر را تجزیه و تحلیل کنید و بدانید قضاوت مردم  بر اثر تجربه به دست آمده و همین تجربه گرانقیمت مردمی خطای بسیار بسیار کمی دارد.

بنابر این از حالا به بعد که عضو شورای شهر بروجرد شده اید، در هر جلسه علنی و غیر علنی برای هر موضوع شخصی یا جمعی که به موضوع شهری ربط داشته باشد حاضر بشوید، با این تکنولوژی های ارتباط جمعی که در اختیار همه مردم است "
قبل از خروج شما از هر جلسه ای"، تمامی مردم شهر از مفاد ریز و درشت "وعده وعیدها" و صحبت های رد و بدل شده در اینگونه جلسات، کاملا با خبر خواهند شد. والسلام.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، نقد اجتماعی، نقد شورای شهر، فرهاد داودوندی، سخنانی رُک و بی رو دربایستی با منتخبین شورای شهر پنجم بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 16 خرداد 1396 توسط فرهاد داودوندی


شهرداری که با 13 آمد و با 13 رفت


فرهاد داودوندی- بروجرد:


امروز از میان تمامی خیل عظیم "لشکر سلم و توری" که همیشه به ظاهر با شهردار "رفیق گرمابه و گلستان" بودند، فقط یک زن، جانانه پای هیچ کاغذی را برای برکناری مهندس منوچهر یوسفی امضا نکرد.

بروجرد و بروجردی ها به مرحله ای رسیده اند که خواهان گذر سریع از شرایط فعلی بغرنج زادگاه شان می باشند.

طی سالیان اخیر بسیاری از شهرهای کشور در حال رشد روز افزون بوده و عجیب اینکه مسوولین آن شهرها همچنان به وضعیت شان راضی نبوده و خواهان امکانات بیشتر برای رشد بیشتر شهرهای شان هستند

در این شرایط که دیگران در حال پیشرفت هستند،  چند سالی است که تعدادی از روسای شهری بروجرد نمی خواهند شرایط پیشرفت کشورمان را در نظر بگیرند و حداقل تکانی به خود بدهند

از عجایب اینکه، اینگونه روسای شهری حضور دلسوزان واقعی شهر را نیز بر نمی تابند و قصد دارند با حفظ شرایط نامناسب وضعیت فعلی شهری در بروجرد، به هر ترفندی که شده برای حفظ موقعیت میز ریاست خود، پیشرفت بروجرد قربانی کنند.

امروز پس از استیضاح و برکناری شهردار، عده زیادی  از فرط شادی سر به آسمان سائیدند و برای همدیگر پیام تبریک فرستادند و تعدادی نیز از فرط  اندوه  برکناری شهردار شان زانوی غم به بغل گرفتند.

شهردار در دفاعیه اش به نکته ای اشاره کرد که کاش از روز اول، فعالیتهای عمرانی اش در سطح شهر را پوشش رسانه ای در دنیای مجازی می داد، وی غیر مستقیم اعتراف کرد که نتوانسته تیم قوی مطبوعاتی در کنار خود داشته باشد.

 شهردار سابق بروجرد ناخواسته به قدرت سایت های مستقل اعتراف کرد، هر چند که طی دو سه سال اخیر ارتباط خودش را با شبکه های مستقل دنیای مجازی در بروجرد با مشورت تعدادی از اطرافیان نا آگاه، کاملا قطع کرده بود.

سرنوشت مدیریتی شهردار سابق بروجرد مطمئنا  در آینده نیز برای تمامی روسای شهری که ارتباط خود را با مردم قطع می کنند رخ خواهد داد.

روسایی که  دلخوش به " به به و چه چه " عده ای از لشکریان همیشه  جان نثار! خود می باشند، غافل از اینکه در روز حساس و موعود، همان  اطرافیان به ظاهر دوست، زیر پای طرف را خالی خواهند کرد، اتفاقی که امروز رخ داد و از آن همه اطرافیان به ظاهر دوست! تنها یک زن، تمام قد و جانانه  از وی دفاع کرد.

ایرانیان در باور عمومی خود، عدد 13 را نحس می دانند و عجیب اینکه شهردار سابق بروجرد 13 شهریور 1392 آمد و 13 خرداد 1396 برای همیشه از صحنه مدیریت شهری خداحافظی کرد.

آیا  بدهی بیش از 80 میلیاردی شهرداری باعث شد که این شهردار بومی از مدیریت شهری بروجرد خداحافظی کند؟ آیا آنانکه طی چند ماه اخیر در نشست های شان در تاریکی شب، قول داده بودند رای بر ماندن وی بدهند، در روز روشن خلف وعده کردند؟ و یا اینکه بر باور عمومی مردم، این عدد 13 و گره خوردنش بر تاریخ آمدن و رفتن شهردار سابق بود که روی ناخوش خود را به شهردار نشان داد؟

هر چه که بود، مطمئنا تاریخ عادلانه قضاوت خواهد کرد که کجای کار ایراد داشت که، شهرداری که در روزهای نخستین مسوولیتش وقتی شنید تعدادی از فوتبالیست های نوجوان بروجردی هزینه حضور در مسابقات ورزشی کشوری را ندارند، علاوه بر تهیه توپ و لباس و هزینه های جانبی، با چشمان اشکبار سوئیچ خودرویش را نیز برای فروش و صرف هزینه بیشتر آن تیم، با رغبت کامل در اختیار آنها قرار داد، اما طی همین مدت کوتاه 4 ساله چه اتفاقی افتاد که همین شهردار در پایان دوران مدیریتی اش هیچکس را بعنوان حامی در کنار خود ندید؟!





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: شهرداری که آمد و رفتش با 13 گره خورد، منوچهر یوسفی، نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی، شهردار بروجرد، مهندس منوچهر یوسفی،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 14 خرداد 1396 توسط فرهاد داودوندی


افراد تاثیر گذار

و نقشش شان در تاریخ معاصر بروجرد


فرهاد داودوندی- بروجرد:

با دوست بسیار عزیزی تلفنی صحبت می کردم، واقعا متوجه نشدم که به شوخی یا جدی سخن از نقش افراد تاثیر گذار در بروجرد به میان آورد!!!

 بعد از آن تماس به فکر فرو رفتم که به راستی چرا بروجرد افراد صاحب نام و تاثیر گذاری که برای همه مردم شهر حکم بزرگ را داشته باشد، ندارد؟!

بارها گفته و نوشته ام، بروجرد از نداشتن مردان و زنان معتمد در رنج است و به همین خاطر  شهر ما بسیار ضرر کرده است.

متاسفانه بسیاری از کسانی که می خواهند بزرگی کنند و تاثیر گذار باشند نمی دانند که یک شبه نمی توان جایگاه بزرگی به دست آورد و نمی شود با ادعای بزرگ بودن، بر روی اطرافیان و همشهریان خود  تاثیر مثبت گذاشت.

اینگونه افراد غافلند از اینکه برای پوشیدن لباس معتمد مورد احترام همه آحاد مردم باید وقت گذاشت، نسبت به حساسیت های رایج در شهر قواعد بازی را رعایت کرد، از وقت و زندگی شخصی زد و از همه مهمتر اینکه همه اقشار مردم را بدون در نظر گرفتن اینکه با ما خوب هستند یا نه، عاشقانه دوست داشت.

اینگونه افراد در جریان نیستند که باید بر طبل دوستی ها کوبید و به هر طریقی پلی شد برای اینکه دست همه دلسوزان شهر را در دست یکدیگر قرار داد.

متاسفانه در حال حاضر افراد تاثیر گذار و معتمدی که بتوانند در مواقع ضروری قدم پیش بگذارند و حتی اختلافات کوچک و بزرگ مردم در بروجرد را رفع کنند و با نفوذ کلام و عمل به موقع، سخنان شان مورد قبول قاطبه مردم باشد در بروجرد بسیار کم داریم.

بسیاری از بزرگان را می شناسیم که در دام طرفداری از یک جریان فکری افتاده اند و به این طریق بسیاری از مخاطبین خود از جناح های دیگر را از دست داده اند.

بسیاری از افراد تاثیر گذار را می شناختیم که با ترجیح دادن منافع شخصی بر منافع جمعی و بستن بار خود از منابع مالی بی حساب و کتاب شهر، نتوانستند نقش خود را در تاریخ معاصر این شهر بخوبی ایفا کنند و به یکباره از چشم مردم افتادند.

وجود افراد تاثیر گذار که مورد اعتماد مردم باشند می تواند بسیاری از گره های کور این شهر را باز کند.

 شاید در یک جمع بندی ساده بتوان گفت که در حال حاضر فرد یا افراد تاثیر گذاری که بتوانند نقش "بزرگ" و " دلسوز" را بدون استثناء برای همه مردم شهر بازی کند، یا دیده نمی شود و یا اینکه بسیار کمرنگ است که البته  صمیمانه امیدواریم  در آینده نزدیک شاهد حضور افراد تاثیر گذار بسیاری، در سطح شهر باشیم.





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: افراد تاثیر گذار و نقشش شان در تاریخ معاصر بروجرد، نقد، نقد اجتماعی، افراد تاثیر گذار، فرهاد داودوندی، معتمد، تاثیر،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 9 خرداد 1396 توسط فرهاد داودوندی


عشق بعضی از اعضای شوراهای قبلی شهر

 به ریاست،

 اشتباه بزرگی که کردند و ذکر یک حکایت


فرهاد داودوندی- بروجرد:

بعضی از آنها  در شوراهای قبلی عاشق ریاست بودند!

آنچنان که تمام وقت شان را صرف این کردند که کدامیک چگونه بر شورای شهر ریاست کنند، غافل از اینکه تمامی اعضای شورای شهر برای تصویب هر قانونی، هر کدام فقط یک رای دارند و بس!

بر خلاف بسیاری از ما ایرانی ها که عاشق القابی به مانند: رئیس، مدیر، مدیر کل و .... هستیم در تمامی دنیا معادلات و کلمات مسوولیت های شهری را بسیار ساده کرده اند تا جائیکه حتی به جای عناوینی به مانند رئیس، از کلماتی به مانند " سخنگو " استفاده می کنند.

گفتیم که بعضی از اعضای شوراهای قبلی شهر در بروجرد عاشق رئیس شدن بودند و بیشتر وقت شان را صرف لابی گری برای به دست آوردن مقام ریاست بر شورای شهر و یا ریاست بر کمیسیون های مهم شورا می کردند و نتیجه همان رفتارشان را در انتخابات بعدی که با عدم استقبال مردم روبرو شدند مشاهده نمودند.

خوشبختانه شورای شهر جدید بروجرد از افرادی تشکیل شده که اینگونه عناوین برایشان مهم نیست و از روز اول قول داده اند که بدون در نظر گرفتن عناوین ریاستی، کمر همت را برای بیرون بردن بروجرد از وضعیت ناگوار فعلی به کار بگیرند.

دوستی می گفت: زمان جنگ تحمیلی خود شاهد بوده که بسیاری از رزمندگان از پذیرفتن عناوین، گریزان بوده اند، بارها شنیده ایم که در آنزمان فرماندهان بزرگی وجود داشته اند که در اوقات فراغت در ایستگاه های صلواتی حتی اقدام به واکس زدن کفش و پوتین دیگران می کرده اند.

 بعد ها نام این افراد که هدف شان از حضور در جبهه های جنگ، بدون در نظر گرفتن ریاست بر دیگران، خدمت کردن و تلاش برای حفظ دین و میهن و ناموس این مملکت بوده را تاریخ به نیکی برده است.

هدف از ذکر خاطراتی از رزمندگان جنگ تحمیلی در بالا این بود که گریزی داشته باشیم به این نکته که ریاست بر دیگران افتخار ندارد، خادم مردم بودن افتخار دارد، اگر کسی توانست با تمام توان به این دیار و حتی شهر زادگاه خود خدمت کند هنر است وگرنه دعوا بر سر ریاست را،  افرادی که به هیچ عنوان دیگر در اذهان مردم هم نیستند را سالیان قبل در شوراهای قبلی شهر انجام داده اند!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، نقد شورای شهر، شورای شهر بروجرد، فرهاد داودوندی، انتخابات شورای شهر، نقد اجتماعی،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 2 خرداد 1396 توسط فرهاد داودوندی

زیر پوست شهر شنیده می شود که:


( قسمت 7 )

فرهاد داودوندی- بروجرد:



زیر پوست شهر شنیده می شود که: از شب گذشته رایزنی های بسیار جدی برای انتخاب یک شهردار جدید کاربلد، در چند محفل بسیار با نفوذ برای معرفی به شورای شهر جدید آغاز شده است.

زیر پوست شهر شنیده می شود که:
ائتلاف اعضای شورای شهر جدید( 6+1) و ( 2 ) تقریبا در حال شکل گرفتن می باشد.

زیر پوست شهر شنیده می شود که:
مردم بروجرد که از دروغگویی و عدم صداقت بعضی روسای شهری خسته شده اند با انتخاب یک شورای شهر جدید پیام شان مبنی بر تغییر و تحولات اساسی در سطح مدیریت شهری را علنی کرده اند.

زیر پوست شهر شنیده می شود که:
حضور بسیار گسترده و غافلگیر کننده شهروندان بروجردی از ساعت 4 بعد از ظهر به بعد در پای صندوق های رای گیری، تمامی معادلات بسیاری از اعضای فعلی شورای شهر ( شورای چهارم) که خود را از قبل پیروز رقابت ها می دانستند را به هم ریخت.


زیر پوست شهر شنیده می شود که:
یکی دو نفر از کاندیداهای شورای شهر در بروجرد اسیر دنیای مجازی ( دنیای غیر واقعی ) شده بودند و تعداد اعضای چهار پنج هزار نفری کانال های تلگرامی خود ( ممبر ) را مبنای انتخاب صد در صد خود می دانستند!


زیر پوست شهر شنیده می شود که:
بزرگان جناح های اصولگرایان و اصلاح طلبان بروجردی همزمان با ارسال پیام های تبریک غیر رسمی برای همدیگر، تاکیدشان بر همکاری برای برون رفت بروجرد از وضعیت نامطلوب فعلی بوده،  که بلافاصله مورد موافقت دو طرف قرار گرفته است.


زیر پوست شهر شنیده می شود که:  لیست های کاندیداهای شورای شهر اصولگرایان و اصلاح طلبان در بروجرد توسط مردم با مقبولیت بسیار خوبی مواجه شده است تا جائیکه می توان امیدوار بود در آینده هم لیست های حزبی و حتی شبه حزبی در انتخابات مختلف در سالهای بعد در بروجرد حرف اول را خواهند زد.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: زیر پوست شهر شنیده می شود که، فرهاد داودوندی، نقد، نقد اجتماعی، زیر پوست شهر، بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 31 اردیبهشت 1396 توسط فرهاد داودوندی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظ