وبلاگ شخصی فرهاد داودوندی
 
فروشگاه لوازم یدكی اتومبیل ، نجوم ، ورزش ، شطرنج، هنر و علم در بروجرد
tabligh
tabligh



به فرماندار بومی هم فرصت بدهیم!


به قلم: فرهاد داودوندی

فرماندار غیر بومی می آید و تا بخواهد خیابانهای شهر را بشناسد، یکی دو سال وقت صرف خواهد شد، ضمن اینکه طی تمام مدتی که میهمان ما بروجردی هاست، در هر صورت در قبال فعالیت های کم یا زیادش، وعده های  عملی شده یا نشده اش،  بالاتر از گل  هم نمی شنود!

در مقابل تعجب برانگیز است، هرگاه یک نیروی همشهری سکان فرمانداری را طی این چند دوره  اخیر به دست گرفته، هنوز مرکب حکم فرمانداری یا سرپرستی اش خشک نشده، خیلی ها ذره بین به دست می گیرند و شب و روز به دنبال یافتن ضعفی از وی هستند تا هر چه سریعتر  و به هر طریق ممکن سکان هدایت شهر را از دست فرماندار بومی و همشهری مان بگیرند!

وقتی  مقایسه می کنیم تعجب مان بیشتر می شود  از اینکه ما بروجردی ها  به فرماندار غیر بومی نا آشنا به شهر، تا دل تان بخواهد فرصت می دهیم، اما  به همشهری خودمان ذره ای وقت و فرصت نمی دهیم و از همان روز اول منتظریم یک جای کار کوچک یا بزرگ را درست انجام ندهد تا شمشیرها را برایش از رو بکشیم

ختم کلام اینکه آیا وقتش نرسیده  به فرماندار بومی که زیر و بم و ریز و درشت  شهر را  هم می شناسد،  وقت و فرصت کافی بدهیم؟!





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: فرماندار بروجرد، فرهاد داودوندی، فرمانداری بروجرد، بروجرد، نقد، نقد اجتماعی،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 19 شهریور 1399 توسط فرهاد داودوندی

از امروز در رادیو بروجرد


در کنار فعالیت های رسانه ای در نشریات مختلف و سایت ها و کانال های تلگرامی در دنیای مجازی

برنامه های نقد و طنز ورزشی و اجتماعی و .... فرهاد داودوندی از امروز 25  خرداد 1399 پس از سه چهار سال دوری در رادیو بروجرد آغاز شد

جا دارد از مدیریت محترم رادیو بروجرد جناب آقای مهندس بهاروند و همچنین خواهران گرامی ام سرکار خانم اصغرزاده و سرکار خانم حیدری و دوست عزیزم جناب آقای نعمتی سپاس ویژه‌ای داشته باشم


برنامه های نقد و طنز ورزشی و اجتماعی و .... فرهاد داودوندی در رادیو بروجرد

در این برنامه که نویسندگی و اجرای آن بعهده اینجانب فرهاد داودوندی است و در هفته فعلا در دو قسمت پخش می شود

 از دوست عزیزم سید احسان طباطبایی نیز درخواست نمودم همراهی مان کند که این هنرمند بروجردی روی مرا زمین نینداخت

 و افتخاری نصیبم شد در کنار ایشان برنامه های متنوعی با گویش کامل "ووریردی" تهیه کنیم







طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: رادیو بروجرد، رادیو، فرهاد داودوندی، طنز، نقد، سید احسان طباطبایی، مهدی بهاروند،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 27 خرداد 1399 توسط فرهاد داودوندی

چرا ورزشکاران بروجردی این همه

دچار صدمات جسمی و جانی می شوند؟


به قلم: فرهاد داودوندی


تقریبا دیگر عادت کرده ایم که در هر چهار فصل سال در بروجرد و در زمینه ورزش، متاسفانه گاها خبرهای ناراحت کننده ای به مانند مصدومیت های شدید و حتی تاسف بار تر اینکه خبرهایی از جان باختن  عده ای از ورزشکاران عزیز بروجردی در بعضی رشته های ورزشی را بشنویم


فصل بهار و تابستان با شروع گرما بنوعی و با شروع پائیز و زمستان بنوعی دیگر، همیشه دل نگرانیم که نکند خدای ناکرده اتفاقی برای ورزشکاران مان بیفتد!


البته آنچه بسیار جلب توجه می کند اینکه: بسیاری از ورزشکاران بروجردی که طی چندین سال اخیر در حین تمرینات ورزشی جان باخته اند اتفاقا نه از افراد عادی، که از ورزشکاران بسیار کاربلد با کوله باری از تجربه بوده اند.


کوهنوردانی داشته ایم که تمامی کوه های ایران را به مانند کف دست می شناخته اند، دوچرخه سواری داشته ایم که مدال آسیایی در ویترین افتخاراتش وجود دارد، شناگرانی داشته ایم که هیچگاه حتی سر سوزنی حدس هم زده نمی شده که روزی در آب غرق شوند، سنگنوردان جوان و خبره ای داشته ایم که دچار حادثه سقوط بهمن شده اند، ورزشکارانی داشته ایم که بخاطر شرایط تنفسی دچار ایست قلبی شده اند


و به این جان باختگان که از با اخلاق ترین و بهترین ورزشکاران تاریخ معاصر ورزش این شهر بوده اند و بنوعی از سرمایه های اصلی و بدون جایگزین ورزش بروجرد می باشند، باید اضافه کنیم، تعداد بسیار بالای مصدومین ورزشی در بروجرد را که بعضی های شان بخاطر مصدومیت های شدید حتی مجبور شده اند برای مدتی طولانی و یا برای همیشه ورزش را کنار بگذارند!


شما دوست عزیز، اگر مربی ورزشی هستی، اگر ورزشکار حرفه ای یا آماتور می باشی و حتی اگر صرفا علاقمند ورزش می باشی، می توانی برای مان بنویسی که بنظر شما چرا تعداد زیادی از ورزشکاران بروجردی طی سالیان اخیر  این همه دچار صدمات جسمی و جانی شده اند و به واقع باید چه روشی را پیش گرفت که دیگر شاهد چنین رخدادهای ورزشی تاسف باری نباشیم


لطفا نظرات خود را به شماره  09161622595  فرهاد داودوندی در تلگرام یا واتس آپ ارسال کنید تا اگر مایل باشید بنام خودتان رسانه ای شود




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد ورزشی، فرهاد داودوندی، نقد، بروجرد، ورزش بروجرد، صدمات ورزشی،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 1 خرداد 1399 توسط فرهاد داودوندی


"بروجرد" بخاطر نداشتن افراد "معتمد "

رنج می برد



فرهاد داودوندی- بروجرد:

قدیمی ها که نور به قبرشان ببارد به درستی می گفتند: اگر بزرگ نداری برو یک تکه سنگ را گوشه خانه ات، بعنوان "بزرگ" قرار بده!

متاسفانه مدتهاست در این شهر، روی همه به هم، باز شده و کوچک و بزرگی دیگر معنا ندارد!

به واقع بروجرد در شرایط حساس فعلی از نداشتن افراد "معتمد واقعی" بسیار ضربه  می خورد.

بروجرد به مردان و زنان بزرگی احتیاج دارد که از منافع خود بگذرند و برای رفع مشکلات شهر بزرگی کنند، همچنین  باعث دوستی و مودت بین دیگران بشوند.

وجود این افراد در مواقع حساس می تواند برای شهر بسیار گره گشا باشد.

 مدتی است با توجه به شیوع بیماری کرونا، از دل خاکستر وضعیت فعلی شهر، افرادی در حال سر برآوردن هستند که خوشبختانه تلاش  شبانه روزی برای رفع مشکلات شهر و همشهریان  را سر لوحه فعالیت های خود قرار داده اند.

نگارنده معتقد است این افراد اگر وابستگی جناحی نداشته باشند و  به جای چسبیدن و آویزان شدن به افرادی که به عناوین مختلف سال هاست  از آنها  آبی برای بروجرد گرم نشده و مطمئنا در آینده هم نخواهد شد،
بالاخره به این باور برسند که باید بعنوان یک شهروند متعهد، آستین ها را برای پیشرفت بروجرد بالا بزنند، مطمئتا می توانند در آینده،  نقش بسیار مثبتی برای برون رفت بروجرد از وضعیت نامطلوب فعلی ایفا کنند.

ختم کلام اینکه افرادی که صاحب نفوذ کلام و اعتبار در میان مردم هستند باید بعنوان معتمدین شهر، نقش تاریخی خود را برای رشد بروجرد به کار بگیرند و دست در دست همدیگر بروجرد را از نو بسازند




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: فرهاد داودوندی، بروجرد، نقد، نقد اجتماعی، افراد معتمد، معتمد،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 18 اردیبهشت 1399 توسط فرهاد داودوندی

کرونا درمان دارد،

بیشعوری و حماقت درمان ندارد!


طرف شیشه ماشین هشتصد میلیون تومانی اش را پائین می دهد و ماسک استفاده شده اش را توی خیابان می اندازد،

آن دیگری سطل زباله در 50 قدمی است دستکش های دستش را بیرون می آورد و وسط کوچه می اندازد( ده ها مورد از این رفتارها را با چشم خودم دیده ام )

ختم کلام اینکه با این رفتار که بعضی از همشهریان انجام می دهند، بیماری کرونا که سهل است از بین برود، با شروع گرما مطمئن باشید هزار تا بیماری و درد بی درمان!  دیگر هم نصیب مان خواهد شد!

با این رفتاری که بعضی ها در رعایت نکردن مسائل بهداشتی از خودشان نشان می دهند بعید می دانم هیچ پزشک و روانشناسی برای درد بیشعوری و حماقت این افراد بتواند نسخه ای بپیچد!

در خاتمه سپاس ویژه ای از تعدادی از همشهریان ورزشکار و عزیزمان داریم که شبانه روز دارند سند حماقت، نادانی و بیشعوری دیگران را از روی زمین جمع می کنند









طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: کرونا، بیشعوری، بروجرد، نقد، نقد اجتماعی،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 21 اسفند 1398 توسط فرهاد داودوندی



طنز

در شهر "درجورب" کره مریخ

از هر که تعریف کنید "کله پا" خواهد شد


به قلم: فرهاد داودوندی


خبرگزاری " داهرف 90" از کره مریخ خبر داد که در شهری در این کره قرمز رنگ، بنام شهر "درجورب"، از هر که تعریف کنند طرف از نان خوردن خواهد افتاد و توسط عده ای " کله پا" خواهد شد!


این خبرگزاری در ادامه افزوده: شهر "درجورب" شهر بسیار عجیبی است، در این جا هر کسی که توانمند باشد و بتواند روی پای خودش بایستد و تحسین دیگران را برانگیزد، شب به صبح نرسیده مورد حسادت قرار خواهد گرفت و هر جور شده طوری "زیر آبش" زده خواهد شد که دیگر تا آخر عمر هوس نکند توی این شهر حتی دوچرخه سواری کند!


خبرنگار " داهرف 90" از کره مریخ در خاتمه نوشته: مخلص کلام اینکه در شهر "درجورب" کره مریخ از هر که تعریف کنید در یک چشم برهم زدن توسط عده ای از اطرافیان و به ظاهر دوستان "کله پا" خواهد شد!







طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: طنز، فرهاد داودوندی، کره مریخ، شهر درجورب، بروجرد، طنز اجتماعی، نقد،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 15 اسفند 1398 توسط فرهاد داودوندی

رکورد تاخیر در شروع 

بعضی نشست ها و همایش ها

در شهر " درجورب " کره مریخ!

شکسته شد!




به قلم: فرهاد داودوندی- بروجرد



-  دست نگه دارید تا "فلان" مدیر بیاید!

-  برنامه را شروع نکنید تا "بهمان" رئیس بیاید!

-  تا وقتی آقای .... بعنوان میهمان ویژه نیاید، من نمی گذارم برنامه شروع بشود!


ای بابا! دویست سیصد نفر توی یک جلسه باید منتظر ورود "فلان" مدیر یا "بهمان" رئیس باشند تا جلسه نشست و همایش آغاز بشود!

یواش یواش تاخیر در آغاز بعضی برنامه های رسمی، غیر رسمی و حتی دعوتی در شهر " درجورب " کره مریخ! از "شور و مزه" در آمده و کار به جایی رسیده که انگار نه انگار که "خلق الله" که راس ساعت به نشست آمده اند، کار و زندگی دارند

یکی نیست به میزبانان اینگونه نشست ها در شهر "درجورب" کره مریخ! بگوید: دوست عزیز! برادر گرامی! عزیز دل برادر! شما که اینقدر وقت مردم برایتان بی اهمیت است و جدیدا هم حتی با یکساعت تاخیر برنامه های تان را شروع می کنید:

 اول مشخص کنید این نشست ها را برای رضای خدا و احترام به عامه شهروندان برگزار می کنید یا برای "خود شیرینی" نزد "فلان" مدیر با "بهمان" رئیس؟!!!

اگر این همایش ها و نشست ها برای خدمت به مردم است، اگر در دعوت نامه های تان می نویسید شروع برنامه مثلا ساعت چهار، ما را آرزو به دل نکنید و برای یکبار هم که شده به حضار احترام بگذارید و برنامه را دقیقا راس ساعت چهار آغاز کنید

نه اینکه به خاطر یک میهمان "از ما بهترون"! کار را به جایی برسانید که جدیدا حتی تا یکساعت هم در آغاز برنامه های تان تاخیر داشته باشید

صد البته لازم به ذکر است که در طول تاریخ این شهر مریخی! این یک "رسم بد" شده که تعدادی از مدیران و روسای شهری در شهر "درجورب" کره مریخ! نیز، قصدا  و برای " کلاس گذاشتن "، با تاخیر در نشست ها و همایش ها حضور پیدا می کنند! و انگار نه انگار که صد ها نفر وقت گرانهای شان در حال هدر رفتن است تا این روساء برای حضور در مراسم "قدم رنجه" کنند!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی، همایش، نشست، بروجرد، طنز اجتماعی،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 19 بهمن 1398 توسط فرهاد داودوندی

‍ در شهر "درجورب" کره مریخ

قرار است بزودی خیلی ها، همه چیز را بگویند!



به قلم: فرهاد داودوندی :


شهر " درجورب" کره مریخ شهر بسیار عجیبی است

در این شهر قرار است همه یک روز حقایق را بگویند!

بازیکن از تیم ورزشی کنار گذاشته می شود، تهدید می کند که بزودی همه چیز را خواهم گفت !

داور حق یک تیم را بطور سهوی ضایع می کند، مربی تیم مورد نظر می گوید بزودی همه چیز را خواهم گفت!

 رئیس بانک، یکی دو روز دیرتر وام مراجعه کننده را می دهد، مراجعه کننده با صدای بلند می گوید بزودی همه چیز را خواهم گفت!

 زن می خواهد طلاق بگیرد در دادگاه می گوید بزودی همه چیز را خواهم گفت!

 مرد می خواهد اساس زندگی اش را با ندانم کاری از بین ببرد، برای توجیه می گوید بزودی همه چیز را خواهم گفت !

هر روز تا غروب دهها مورد از این جمله را به طرق مختلف از زبان کوچک و بزرگ، پیر و جوان، زن و مرد در شهر " درجورب" کره مریخ! می شنوند ! و عجیب اینکه هیچوقت هم هیچکس هیچ چیز را در این شهر مریخی نخواهد گفت !!!

برای نمونه، سالهاست منتظرند تا ورزشکاران نسل های گذشته این شهر در کره مریخ!  مواردی را که باعث ناکامی شان در آن زمان ها شده را بگویند! اما نگفته اند!

 البته اهالی "سیاره پلوتون"  که در همسایگی کره مریخ قرار دارد، معتقدند اهالی شهر "درجورب" کره مریخ! این جمله تهدیدی "خواهم گفت"! را بیشتر بعنوان یک عادت "ورد" زبان شان کرده اند!

سیاره پلوتونی ها" معتقدند، اگر کسی در شهر " درجورب" کره مریخ! یک سرسوزنی از نقاط ضعف کسی را بداند تا صبح نشده، در صد هزار شیپور  در کوی و برزن، جار خواهد زد! و طاقت ندارد حتی یک ثانیه هم نقاط ضغف دیگران را در دل خودش نگهدارد!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: طنز، شهر درجورب کره مریخ، فرهاد داودوندی، نقد، نقد اجتماعی، بروجرد، درجورب،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 13 بهمن 1398 توسط فرهاد داودوندی

صندلی هایی خالی از مسوولین!!!

آقای علی مرادی جوان دانشجوی بروجردی توانسته مقام بسیار مهمی ( مدال طلا ) در ورزش کشور را به دست بیاورد

قرار بوده مسوولین هم برای تشویق این جوان ورزشکار حضور داشته باشند

اما نام به آن نشان! که برنامه شروع شد و تمام شد و صندلی مسوولینی که باید ردیف جلو می نشستند خالی ماند

یعنی راستش برای این مراسم نیامدند

البته حکایت حضور همیشگی آقای فریبرز محسنی پیشکسوت ورزش بروجرد که در حال حاضر رئیس شورای شهر است و حجت الاسلام شیخ حسین بلبل زاده از حامیان ورزشکاران بروجرد که همیشه پای کار هستند، با بقیه فرق دارد

به هر حال گاهی اوقات فرق حمایت از ورزشکاران در  شعار و واقعیت را می توان در بعضی نشست ها از نزدیک رویت کرد. والسلام




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: صندلی هایی خالی از مسوولین!!!، نقد، نقد ورزشی، فرهاد داودوندی، علی مرادی، پرورش اندام بروجرد، صندلی،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 7 دی 1398 توسط فرهاد داودوندی

خاطرات یک وبلاگ نویس


( فرق مسوول با رئیس )

" من بودم و  یک وزیر

 و یک مسوول بروجردی "





به قلم: فرهاد داودوندی

همیشه گفته ام بین مسوول با رئیس فرق وجود دارد

رئیس عاشق میز است و مسوول عاشق خدمت به شهر و  مردم شهر

 می گویند: رئیسی که میز ریاست را ارث پدری خودش می داند و عاشق ریاست کردن بر مردم است بخاطر از دست دادن پست و مقام از فرط ترس جرات ندارد حتی به عکس و تصویر مافوقش هم چپ نگاه کند، چه برسد به اینکه بخواهد قدمی برای گرفتن حق و حقوق شهر بردارد و به موقع حرف بزند!

اما مسوول با شهامت، حتی در دیدار رو در رو صریح و بدون واهمه می گوید آنچه را که بنفع شهر است و باید بگوید .......

یک خاطره واقعی :

توی همین بروجرد خودمان؛  یک وزیر برای بازدید آمده بود، در یک لحظه  که همه سرگرم گفتگو بودند و کمی از ما فاصله گرفتند، ماندیم من و آن وزیر و یک مسوول بروجردی

مسوول مورد نظر حکایت ما، به آن وزیر گفت برویم از فلان پروژه دیدن کنیم،  وزیر بدون اینکه نگاهی به مسوول همشهری مان کند با نوعی لحن سرد و بی اعتنا و از موضع قدرت گفت: وقت ندارم باید بروم مرکز استان

مسوول  همشهری مان هم بدون مقدمه و با تحکم به آن وزیر گفت: اون چیزی که من بهت میگم رو گوش میکنی ! برو  سوار شو تا برویم فلان پروژه را ببینی وگرنه ..... !!! برو سوار شو!

تصور کنید چهره  آن وزیر را  در حالیکه خیلی تعجب کرده بود نیم نگاهی به آن مسوول همشهری مان انداخت  و با لحنی بسیار آرام گفت: باشه بریم!!!

صمیمانه اعتراف می کنم نه آن مسوول بروجردی و نه آن وزیر متوجه من که پشت سرشان بودم نشده بودند، اما وقتی شهامت حرف زدن را دیدم بسیار لذت بردم  و  پیش خودم گفتم: اگر  بعضی از شهرها به جای صد تا رییس محتاط و .... ده تا مسوول با شهامت داشته باشند ........  مطمئنا آن شهرها گلستان خواهند شد




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: فرق مسوول با رئیس، نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی، وزیر، بروجرد، مسوول بروجردی،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 26 آذر 1398 توسط فرهاد داودوندی

طنز ورزشی

اینجا همه رئیس ورزشی هستند!



نوشته: فرهاد داودوندی- بروجرد:

بسیار خوشحالم که موضوع انشای امروز مان در رابطه با چگونگی کمک به تیمهای ورزشی مان است!

آقا اجازه! از آنجا که ما عمری در میادین ورزشی بعنوان تماشاگر حضوری فعال داشته ایم تا جائیکه اگر یک روز در یک مسابقه ورزشی ما را نبینند دل آدم و عالم برای مان تنگ می شود!!! می توانیم در این رابطه نکات مهم و در واقع از مهم هم مهم تر را بعرض تان برسانیم!

آقا اجازه!خلاصه کلام اینکه، اینجا و در ورزش ما همه موقع برگزاری مسابقات ورزشی، رئیس می شوند! حتما می پرسید چگونه ممکن است یک جمعیت  زیاد در موقع برگزاری یک مسابقه ورزشی رئیس بشوند؟

جانم برایتان بگوید: منظور من از رئیس این است که همه دور و بری های یک تیم ورزشی دقیقا موقع مسابقه ورزشی یک دفعه عشق شان می کشد، به زمین و زمان دستور بدهند!

منظره بسیار جالبی می شود!

 آقا اجازه! تصور کنید یک تیم ورزشی ده بیست نفره خود را برای ورود به میدان آماده می کند، بیست سی نفر از مسئول و غیر مسئول در کنار تیم مثلا برای آوردن یک صندلی برای نشستن یک میهمان ویژه، با هم دستور می دهند!

این به آن می گوید، آن به آن یکی می گوید، آن یکی به این می گوید، این به نفر آخر می گوید، نفر آخر به کم سن و سال ترین می گوید و کم سن و سال ترین به دیوار می گوید!!! و صد البته آن صندلی مورد نظر هیچگاه آورده نمی شود!!!

آقا اجازه! دست آخر اگر تیم برنده شد، همه معتقد می شوند که با مدیریت و دستورات لازم الذکر آنان در رابطه با آوردن صندلی بوده که تیم موفق شده است و اگر تیم ناموفق شد،  آن تعداد سی چهل نفر دستور دهنده به یکباره غیب می شوند و انگار زمین دهان باز کرده و همه را بلعید است! نه خانی آمده و نه خانی رفته است!

بله! اینجا همه در ورزش می خواهند رئیس باشند و بخصوص موقع مسابقات ورزشی یک بنده خدای بی دست و پائی را گیر می آورند و همه با هم به مانند ارکستر سمفونیک، آهنگ دستور دادن را اجرا می کنند! و وای به حال آن بنده خدا اگر یک ثانیه دیر دستور آن سی چهل نفر رئیس ورزشی را اجرا کند! دودمانش بر باد است!

آقا اجازه! این بود انشای امروز ما، بریم بشینیم؟!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: طنز، نقد، نقد ورزشی، فرهاد داودوندی، منتقد، منتقد ورزشی،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 6 آبان 1398 توسط فرهاد داودوندی

چرا از اجرای هر پروژه بزرگ عمرانی در بروجرد

خوشحال می شوم؟


به قلم: فرهاد داودوندی

بسیاری از شهروندان از هر قشر و گروه و حتی بین بعضی از مدیران ارشد شهری در حد شعار، از برنامه ریزی جهت جذب سرمایه گذار برای شهرمان صحبت می کنند.

در اینگونه گفتگوها عنوان می شود که قدم اول برای رسیدن به یک شهر مطلوب، از جذب سرمایه و سرمایه گذار و شروع فعالیت های عمرانی آغاز می شود.


در حالیکه دیگر شهرهای کشور عزیزمان در حال رشد و توسعه شهری هستند و برای نمونه شهرهای اطراف بروجرد طی همین چند سال اخیر به یکباره چهره جدیدی از پیشرفت شهری را تجربه می کنند بالطبع شهر ما نیز باید استارت تغییر شهریت از قدیمی بودن به سبک نوین را از یکجایی آغاز کند و چه روشی بهتر از سرمایه گذاری بخش خصوصی در ساخت و ساز های بسیار بزرگ و غول پیکر در بروجرد.


بخش خصوصی واقعی که توان مالی بالایی داشته باشد باید به بخش ساخت و ساز بروجرد ورود پیدا کند، باید قبول کنیم دوران بودجه های قطره چکانی دولتی در تمام دنیا سرآمده است و اینک در تمام کشور های پیشرفته دنیا حرف اول و آخر توسعه شهری را بخش خصوصی می زند.


مدت زمانی است پروژه های بزرگ و بسیار قابل توجهی به مانند: ساختمان جواهری ( میدان بهار)، مجتمع ورزشی مهاجر شجاعی، مجتمع توریستی و بسیار زیبای عطرستان، مجتمع ورزشی شهید هدایتی، مجتمع ورزشی و استخر زیبای بسیج، آغاز ساخت بیمارستان فوق تخصصی دکتر فریدون پورپرویز و شرکا، هتل هالیس، هتل امیر کبیر، موسسه بزرگ الغدیر، و ده ها مرکز تفریحی توریستی و اقتصادی به مانند رستوران ها و اقامت پذیرهای مجلل و کارخانه هایی به مانند واحد صنعتی پلاستیک کاران اطلس زاگرس و در جدید ترین مورد ساخت مرکز بسیار مجلل خرید و تفریحی دیپلمات سنتر با وجود 4 سینما درون آن و .....در شهر ما نیز توسط بخش خصوصی در حال ساخت و یا مدتهاست برخی تکمیل و حتی بعضی از آنها در حال استفاده عموم مردم هستند.


اما چرا بعنوان یک شهروند از وجود چنین مراکزی در شهرمان باید خوشحال باشیم؟


به واقع وجود چنین مراکز نوینی در شهر باعث خواهد شد شهر روند رو به رشد را نه در شعار که در عمل آغاز کند.


تصور کنیم اگر چنین فعالیت های عمرانی که در نهایت باعث رونق شهر خواهد شد نیز نباشد، طبیعتا بروجرد و بروجردی ها بیش از پیش از دیگر شهرها عقب خواهند افتاد.


ختم کلام اینکه از حضور بخش خصوصی واقعی* که با خودش پول و فعالیت اقتصادی برای شهرمان به همراه خواهد آورد باید استقبال کنیم، منفی نگری و فراری دادن سرمایه گذار باعث خواهد شد شهر و شهروندان ضرر کنند.


نگارنده در هیچکدام از این مراکز نه سهمی دارم و نه شراکتی! بنا به گواهی تمامی کسانی که مرا می شناسند تا کنون با حفظ استقلال رسانه ای خود حتی یک حبه قند یا یک ریال هم از هیچکس و بخصوص از هیچ سرمایه گذاری در شهرمان بخاطر فعالیت های رسانه ای ام نگرفته و به امید خدا در آینده هم نخواهم گرفت،

اما اعتراف می کنم نمی توانم خوشحالی خودم را از ساخت و ساز های بزرگ عمرانی در بروجرد پنهان کنم، شاید سند ششدانگ این مراکز بنام من و شما نباشد، اما از آنجا که ساخت و ساز مراکز اقتصادی، تفریحی، فرهنگی و ...سرمایه هایی برای شهرمان به حساب می آیند، طبیعتا هر چه این سرمایه ها در قالب مراکز اقتصادی بیشتر بشوند بروجرد ثروتمندتر خواهد شد و در نتیجه همه ما شهروندان در یک شهر زیبا، مدرن و ثروتمند، منفعت خواهیم برد. والسلام.



*( لازم به ذکر است در این مقاله منظور از بخش خصوصی واقعی، سرمایه گذاران محترمی است که با خود پول و کار آفرینی می آورند، نه سرمایه گذاران کاذبی که فقط برای تملک زمینهای بروجرد و گرفتن وام های کلان از سیستم بانکی به شهرمان ورود پیدا می کنند و در نهایت هم هیچکدام از طرح های شان به ثمر نمی رسد)





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی، بروجرد، سرمایه گذار، بخش خصوصی، پروژه عمرانی،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 27 مهر 1398 توسط فرهاد داودوندی

قابل توجه جامعه ورزش لرستان

مسوولیت ورزشی حاشیه امن ندارد


به قلم: فرهاد داودوندی



شاید تا چهار پنج سال قبل می شد خیلی از خبرهای حاشیه ای ورزشی شهری و استانی را سرپوش گذاشت و یا اینگونه مسائل را با خواهش و تمنا و حتی تهدید در سطح بسیار محدودی رسانه ای کرد، اما از وقتی تکنولوژی آنچنان فراگیر شد که به درستی دنیا به این بزرگی را به دهکده ای کوچک تشبیه کردند، دیگر هیچ خبر یا حاشیه ورزشی را نمی توان پنهان کرد.

حالا دیگر هر مسوولی در هر پست و مقامی باید در جریان باشد که با قبول مسوولیت ورزشی، خود را نه تنها در مقابل دیدگان شهر و استان خود که در تیررس همه دنیا قرار داده است تا جائیکه با هر اشتباه هر چند ناچیز ممکن است به یکباره همه چیز به هم بریزد و بشود آنچه که سالیان قبل می شد آن را مهار کرد.

حالا دیگر هیچ مسوول ورزشی در هر هیات ورزشی چه شهری، چه استانی و چه کشوری با بودن چشمهای تیز بین رسانه های مجازی بسیار گسترده، حاشیه امن برای نشستن به صندلی ریاست را ندارند.

حتی آن گروه از روسا و مدیران ورزشی هم که برای خود مثلا حاشیه امن ساخته اند، باید از این اشتباه در آیند و بدانند توسط جامعه ورزش دقیقا رصد می شوند، دیر یا زود دارد اما سوخت ندارد که اگر اشتباهی را مرتکب و تکرار کنند هر آن ممکن است کنار گذاشتن شان به طرز نامطلوبی به دُهل بخورد تا جائیکه نام شان در صدر اخبار ورزشی قرار بگیرد.

ختم کلام اینکه صندلی مسوولیت در هر زمینه ورزشی شهری و استانی، صندلی بسیار داغی است که هر آن ممکن است دامان روسا و مدیران ورزشی که حتی کوچکترین خطایی  مرتکب شوند را به شدیدترین وجهی بگیرد.





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: فرهاد داودوندی، ورزش بروجرد، نقد، نقد ورزشی، منتقد ورزشی، منتقد، ورزش لرستان،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 20 مهر 1398 توسط فرهاد داودوندی

استخدام جوان بروجردی با "وعده سر خرمن"


پی "نخود سیاه" فرستادن جوان بروجردی که مثلا قرار بوده استخدامش کنند

دو سال است برای استخدام، این جوان تحصیل کرده بروجردی را از این اداره به آن اداره و از بروجرد به مرکز استان حواله می دهند!

فعلا که مثنوی استخدام این همشهری جوان هفتاد من کاغذ شده!!!

لازم به یاد آوری است این جوان، فرزند یک جانباز سرافراز است  که در مقطع دکترا نیز مشغول به تحصیل می باشد( اصل مدارک موجود است)




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: استخدام جوان بروجردی با "وعده سر خرمن"، نقد، منتقد، فرهاد داودوندی، جوان بیکار، وعده سرخرمن،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 19 مهر 1398 توسط فرهاد داودوندی

درخواست های کوچک غیرقانونی امروز

زمینه ساز فسادهای بزرگ فردا




به قلم: فرهاد داودوندی


شخصی تعریف می کرد که مدت زمان کوتاهی است مسوولیتی هر چند ساده در شهر به من محول شده است

وی  با تاسف عمیق اضافه می کرد که طی همین دو سه ماه اخیر بارها توسط  دوستان و آشنایان و حتی .... که اصلا فکرش را هم نمی کردم برای گرفتن نامه و امضاهایی که قانونی نیست درخواست هایی به من شده و می شود

 تا جائیکه وقتی جواب صد در صد منفی من را  برای اینگونه امضاها یا سفارش ها می شنوند بسیار ناراحت می شوند و حتی کار به دلخوری کشیده می شود


همه ما معتقدیم که عدالت برای همه مان باید یکسان باشد، حق و حقوق مان را ضایع نکنند و برای اینکه زندگی همگی مان بهتر شود، قانون حتی قانونی که موافق میل ما نباشد، در جامعه صد در صد اجرا شود

متاسفانه هرگاه یک مسوولیتی نصیب یک دوست یا رفیقی می شود بلافاصله همه  انتظار داریم که طرف نقش "جاده صاف کن " را برای شخص ما و اطرافیان مان ایفا کند و قانونی یا غیر قانونی  کارهای ما را در کمترین زمان ممکن روبراه کند!

ایکاش روزی برسد که با درخواست های ریز و درشت و بخصوص موارد غیر قانونی، افرادی را که مایل نیستند نام و امضای شان زیر نامه های غیر قانونی باشد را در رودربایستی قرار ندهیم

و در جریان قرار بگیریم که  خود ما هم امروز با یک درخواست نابجا و به ظاهر کوچک غیر قانونی، شاید در بوجود آمدن یک فساد بزرگ در آینده نقش بسیار پر رنگی داشته  باشیم


@farhad90news




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: درخواست غیر قانونی زمینه ساز فساد های بزرگ، نقد، منتقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی، فرهاد داودوندی منتقد، روزنامه نگار،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 15 مهر 1398 توسط فرهاد داودوندی





زندگی کارمندی در

شهر "درجورب" کره مریخ!


ماجرای جالب زندگی بعضی کارمندان

در شهر " درجورب " کره مریخ

 در سه قسمت




(یک روز قبل از استخدام) :

نذر می کنند! هر جور شده استخدام شوند تا به مدت  30 سال در یک اداره ای کار کنند!



(یک روز بعد از استخدام) :

نذر می کنند! هر جور شده مدت  30 سال کار در اداره هر چه زودتر  تمام شود، تا بازنشسته شوند!



(یک روز بعد از بازنشستگی) :

( با آه و ناله! خطاب به اطرافیان) ای داد بیداد، خدا شاهده اگر این سی سال را رفته بودم دنبال یک شغل دیگه، الان وضعم خیلی خیلی بهتر بود و پول هایم از پارو بالا می رفت!


این است حکایت زندگی بعضی کارمندان در شهر " درجورب" کره مریخ!



طنز به قلم: فرهاد داودوندی






طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی، زندگی کارمندی، کارمند، طتز،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 12 مهر 1398 توسط فرهاد داودوندی

بروجرد شهر مربیان ورزشی بدون تیم



به قلم: فرهاد داودوندی- بروجرد


1 - زن زیبا مقابل مرد نابینا 2 - علم در سینه مرد حسود 3 - نور چراغ مقابل تابش آفتاب 4 - غذای لذیذ پیش انسان سیر 5 -  باران در شورستان

قدیمی ها پنج مورد بالا را بی اثر دانسته اند.

ظاهرا در عصر حاضر و در ورزش ما، باید داشتن مدرک مربیگری بدون وجود تیم در این شهر را نیز به عنوان ششمین مورد به پنج مورد بالا افزود

در حالیکه در این شهر به اندازه انگشتان یک دست،  تیم ورزشی در بعضی هیات ها وجود ندارد

اما برگزاری کلاس های مربیگری و اهدا مدارک مربیگری با مبالغ فوق العاده بالا

این سوال را در ذهن جا می اندازد که: در حالیکه اصلا تیمی برای هدایت از روی نیمکت وجود ندارد به چه دلیل اینقدر اصرار برای برگزاری کلاس هایی است که خروجی از آنها دیده نمی شود و تعدادی از شرکت کنندگان برای تهیه مبلغ باید حتی دست به دامان وام گرفتن از بانک ها شوند

به راستی کسی سراغی از مربیان دوره دیده در کلاس های قبلی طی چند سال گذشته گرفته است تا بدانیم در حال حاضر چگونه از مدارک مربیگری شان استفاده می کنند؟

آیا تجربه غلط جذب بی رویه دانشجو در دانشگاه های ریز و درشت طی چند سال گذشته که اینک منجر به وجود میلیونها جوان تحصیل کرده بدون کار منجر شده  را نمی توان در یک قالب کوچکتر به کلاس های مربیگری پیاپی که در این شهر برگزار می شود مشابه دانست؟!

ایکاش متولیان ورزش و هیات های ورزشی که اینقدر اصرار به برگزاری کلاس های مربیگری آنهم با صرف هزینه های بسیار بالا و کمر شکن برای شرکت کنندگان دارند، توضیح می دادند که هدف شان از برگزاری چنین کلاس هایی چیست؟

اگر رواج علم روز ورزش مد نظر  است که به سادگی می توان با برگزاری کلاس های گاها بدون هزینه " دانش افزایی " به همین نتیجه رسید

به هر حال امیدواریم به جای دادن مدارک مربیگری که معتبر بودن بعضی از آنها هم در زمینه های داخلی یا بین المللی جای پرسش دارد، به بالا بردن کیفیت ورزش بهای لازم داده شود

 اینکه با برگزاری پیاپی کلاس های مربیگری کیفیت ورزش را فدای کمیت کنیم در دراز مدت هزار گرفتاری برای این ورزش نیمه جان! پدید خواهد آورد. والسلام


توضیح ضروری: سایت فرهاد داودوندی آمادگی دارد پاسخ تمامی هیات های ورزشی به نقد ورزشی فوق را رسانه ای کند




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: بروجرد شهر مربیان ورزشی بدون تیم، نقد، منتقد، نقد ورزشی، منتقد ورزشی، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 2 مهر 1398 توسط فرهاد داودوندی


مراسم استقبال آداب دارد


به قلم: فرهاد داودوندی- بروجرد

بزرگان دین و مذهب ما بارها تاکید داشته اند که کار بسیار پسندیده ای است اگر مسافری پس از مدتها دوری  وقتی به زادگاه خودش بر می گردد، به  استقبال آن فرد برویم

طبیعتا  با حضور استقبال کنندگان، فردی  نیز که وارد شهر و دیار خودش می شود ملزم است  مواردی را به احترام استقبال کنندگان رعایت کند

جدای از اینکه در عصر جدید باید برنامه ورود دقیقا برنامه ریزی شده باشد تا حوصله استقبال کنندگان سر نرود همه نکات ریز و درشت باید توسط برنامه ریزان اینگونه مراسم ها نیز مورد نظر قرار بگیرد که  طولانی شدن برنامه استقبال باعث خستگی و دل آزردگی و کدورت حضار نشود

از بچه خردسال تا پیرمرد و پیرزن 100 ساله ای که به مراسم استقبال آمده اند به یکسان باید مورد احترام واقع شوند

در ابتدای ورود، استقرار در جایگاهی ویژه و سپاسگزاری از مردم  در این مراسم ها کار بسیار بسیار پسندیده ای است که حتما باید در بدو ورود انجام بگیرد

قرار نیست با دیدن یک مقام ارشد در بین استقبال کنندگان از فرط ذوق زدگی!  همه حضار را فراموش کنیم

اگر جایگاهی برای استقرار مسافرین برگشته به زادگاه در نظر گرفته شده، حتما و حتما از صفر تا صد برنامه باید در جایگاه مورد نظر انجام بگیرد

اینکه صد ها متر جلوتر به صرف دیدن یک مقام شهری ، حضار را چشم انتظار بگذارند و در دور دست ها مشغول گرفتن عکس یادگاری با مقامات شهری شوند و پس از گرفتن عکس های یادگاری تازه متوجه مردمی بشوند که ساعتها منتظر بوده اند،  توهین به استقبال کنندگان به شمار می رود

مراسم استقبال آداب دیگری هم  دارد که در این مقوله نمی گنجد،  اما  بنظر نگارنده، مهمترینش احترام به تمامی حضار بدون فرق گذاشتن، توسط میزبانان جلسه است. والسلام




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: مراسم استقبال آداب دارد، استقبال، نقد، نقد ورزشی، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی، بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 2 مهر 1398 توسط فرهاد داودوندی

عجیب ترین پیست تارتان دنیا در بروجرد!


شنیده ها حاکیست قرار است حدود 100 متر از پیست دو و میدانی بروجرد برای دوندگان ترمیم شود

( پیست استادیوم شهید علی بیات حدودا 350 متر است)

آنوقتی که چند سال قبل با هزینه بیت المال، تمام پیست را مثلا درست کردند شش ماه  هم دوام نیاورد،

خدا بخیر کند پیستی که قرار است 100 مترش برای استفاده دوندگان ترمیم شود، احتمالا شش روز هم دوام نخواهد آورد!!!!

راستی حکایت تمرین  دوندگان بالای 100 متر به مانند: 400 متر، نیمه استقامت و .... در این پیست چگونه خواهد بود؟!!!

خدا کند شنیده های ما در حد شایعه باشد و بالاخره بروجرد هم دارای یک پیست تارتان کامل بشود




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: پیست تارتان، دو و میدانی بروجرد، پبست، نقد، نقد ورزشی،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 29 شهریور 1398 توسط فرهاد داودوندی

مثلا رفع خطر شده!!!


راه را به روی عابرین پیاده بسته اند تا بالاخره پل تاریخی!!! رودکی را تمام کنند

مثلا قرار است بخاطر خطر برای مردم، عبور عابرین  از این نقطه متوقف شود

اما..... دقیقا از همان نقطه ای که فوق العاده خطرناک است مردم تردد می کنند

همه کارهای مان همینطور است، باری به هر جهت!

خدا بخیر کند!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: مثلا رفع خطر شده!!!، نقد، نقد اجتماعی، پل رودکی بروجرد، خطر، عابر،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 29 شهریور 1398 توسط فرهاد داودوندی

علیرضا شریفی

چهره ورزشی هفته بروجرد


به قلم: فرهاد داودوندی


برگزاری مسابقات فوتبال بزرگداشت خاطره زنده یاد "قباد نظامی" یک روز بیاد ماندنی را در خاطرات پیشکسوتان و خانواده آن مرحوم به جای گذاشت


برای برگزاری این مسابقات که در ورزشگاه شهید شیرودی برگزار گردید آقای علیرضا شریفی مسوول ورزش آموزش و پرورش زحمات زیادی را متحمل شد

هر چند این زحمات در قبال نام مرحوم قباد نظامی فرهنگی بازنشسته و از قهرمانان سابق دو و میدانی ایران ادای دینی بود به یک عمر فعالیت ورزشی این پیشکسوت ورزشی بروجرد و ایران

اما از آنجا که این مسابقات که  با حضور 4 تیم فوتبال  پیشکسوتان برگزار گردید از کیفیت بسیار بالایی برخوردار بود و حتی داوران این مسابقه نیز از بزرگان تاریخ داوری فوتبال بروجرد بودند، بنا بر این جا دارد از عامل اصلی برگزاری این مسابقات تقدیر کنیم

به همین مناسبت سایت ورزشی فرهاد90،  آقای علیرضا شریفی مسوول محترم تربیت بدنی اداره آموزش و پرورش را بعنوان مسوولی که برای برگزاری این مسابقات سنگ تمام گذاشت را بعنوان چهره ورزشی هفته بروجرد معرفی می کند

برای آقای علیرضا شریفی صمیمانه آرزوی موفقیت روز افزون داریم





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: علیرضا شریفی چهره ورزشی هفته بروجرد، علیرضا شریفی، قباد نظامی، ایوب نظامی، نقد، نقد ورزشی، ورزش بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 20 شهریور 1398 توسط فرهاد داودوندی

کمک 10.000.000 ریالی

خیرین عزیز سایت فرهاد داودوندی

برای عمل نازایی یک بانوی جوان




به قلم: فرهاد داودوندی

نام امام رضا (ع ) از زبانش نمی افتاد، توسط خانواده معتمدی به ما معرفی شد

در حالیکه اشک هایش قطع نمی شد از امام رضا (ع) درخواست کمک می کرد

برای هزینه عمل "نازایی" مبلغی احتیاج داشت، وضعیت مالی همسرش هم اصلا مناسب نبود

از آنجا که صادقانه نام امام مهربانی ها ( امام رضا ع ) در میان بود، نتوانستیم کمک شان نکنیم

بنابر این مبلغ 10.000.000 ریال از کمک های خیرین عزیز سایت فرهاد داودوندی را طی یک فقره چک تقدیم شان کردیم

چند روز قبل عمل جراحی اول انجام شد و اینک باید یک عمل جراحی دیگر انجام بدهندتا به امید خدا زندگی شان لبریز از صدای دل انگیز نوزادی زیبا شود.....


سپاس از خیرین عزیز سایت فرهاد داودوندی





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، نازایی، نوزاد، عمل جراحی، زن نازا، خیرین، نیازمندان،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 25 مرداد 1398 توسط فرهاد داودوندی

لطفا " استاد حسن موسیوند"

را وارد سیاسی بازی های رایج

  شورای شهر بروجرد نکنید





به قلم: فرهاد داودوندی

با ورود استاد حسن موسیوند بعنوان اولین عضو علی البدل به شورای شهر بروجرد، کفه ترازوی ورزشی شورای شهر سنگین تر از قبل شد

شورای شهری که طی دو سال گذشته حاشیه هایش بیشتر از متن بوده ، اینک باید پذیرای ورزشکاری باشد که علاوه بر ورزش ، در زمینه اخلاق هم در میان ورزشکاران زبانزد است

متاسفانه هیچگاه مشخص نشد که شورای شهر فعلی چرا و به چه جهت  به ورزش  بروجرد بهای لازم را نمی دهد؟  آیا جناح جناح بازی های این شورا وقتی برای شان نگذاشته که به ورزش شهر کمک کنند؟

 آیا اصلا ورزش برای این شورا مهم هست؟ و یا اینکه  شاید مشاورین ورزشی  این شورا  بر فرض اینکه چنین مشاورینی وجود داشته باشند، کم کار بوده و مقصر می باشند! که نگذاشته اند شورا حضوری قوی در ورزش شهر داشته باشد!

به هر حال جامعه ورزش بروجرد انتظار دارد اعضای دو گروه  4+4 شورای شهر،  استاد حسن موسیوند را وارد بازی های سیاسی  خود نکنند

و بگذارند این چهره ورزشی  بصورت مستقل  همانگونه که خودش سال 1391 در یک مصاحبه مطبوعاتی به نگارنده ( فرهاد داودوندی ) گفت:  بسیار دوست دارد افتخار کند از اینکه یک عمر خاک پای این مردم بوده 

و بگذارند به آرزویش برسد که  همیشه تاکید داشت روزی برسد که بتواند به همشهریانش تا سر حد امکان خدمت نماید.

 حسن موسیوند متولد خیابان سیروس، محله قدغون بروجرد است وی  سال 1370 بوکس را زیر نظر استادان حسن نبات زاده و محمد جودکی شروع کرد

 و در سال 1371 اولین لرستانی بود که در رده سنی جوانان از استان لرستان در مسابقات قهرمانی کشور موفق به کسب مدال شد و  چند سال پیاپی عضو ثابت تیم تیم بوکس لرستان در مسابقات کشوری بود

این عضو جدید شورای شهر بروجرد دارای حکم مربیگری درجه یک بین المللی از فدراسیون بوکس جمهوری اسلامی ایران  می باشد و سه بار نیز بعنوان مربی تیم بوکس لرستان در اعزام به مسابقات کشوری افتخار حضور داشته است.



حسن آقا سال 1380 طی دعوتنامه ای به کشور کویت دعوت شد و در آنجا فدراسیون بوکس کویت با  وی قرارداد بست که ماهیانه با حقوق خیلی زیاد و خانه و ماشین و همه امکانات زندگی در آن کشور مربیگری کند، ولی بعد از سه ماه آنقدر دلش برای شهر و دوستان و خانواده اش تنگ شد که دیگر نتوانست دوام بیاورد و به گفته بزرگتر ها گوش نداد و به کشور عزیزمان برگشت.

شاید اگر قانون "من در آوردی" فدراسیون بوکس  مبنی بر حذف بازیکنان بالای 40 سال نبود حسن آقای موسیوند قبراق و آماده می توانست در دهه 40 زندگی خود در مسابقات قهرمانی بوکس ایران در آذر ماه 1393 بروجرد در مقابل  همشهریانش افتخار قهرمانی دیگری به کارنامه ورزشی اش اضافه کند

به هر حال  امیدواریم تا روزی که عمر این شورا به سر می آید دو  جناح 4+4 شورای شهر لااقل "بگذارند"! استاد حسن موسیوند با کارنامه ای موفق در خدمت به جامعه ورزش بروجرد، خاطرات خوبی از حضور خود در شورای شهر در اذهان به جای بگذارد....




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: حسن موسیوند عضو شورای شهر بروجرد شد، حسن موسیوند، فرهاد داودوندی، شورای شهر بروجرد، نقد، نقد ورزشی، نقد اجتماعی،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 25 مرداد 1398 توسط فرهاد داودوندی

به

کمپین حذف هزینه

مراسم های چهلم و سالگرد   

بپیوندید





به قلم: فرهاد داودوندی




غذایش اصلا خوب نبود!

برای من که میوه نیاوردند!

برنجش هندی بود!

بگو شما که ندارید چرا مراسم می گیرید....


اینگونه جملات را از زبان دوستان و آشنایانی که پس از صرف غذای مراسم چهلم و سالگرد درگذشتگان از تالارهای پذیرایی بیرون می آیند بسیار می شنویم


میلیون ها میلیون تومان به بهانه مراسم های چهلم و سالگرد توسط وراث هزینه می شود تا جائیکه  حتی دیده شده بسیاری از خانواده ها تا سالیان سال  باید بدهی های  اینگونه مراسم ها را پرداخت کنند

در حالیکه یکی دو خانه آنطرفتر از ما ممکن است خانواده های بسیار نیازمندی وجود داشته باشند که  برای  هزینه مدرسه فرزندان شان به مشکل برخورده اند، بری تهیه داروی مادر خانواده  کفگیر شان به ته دیگ خورده، برای خرید یک ویلچر برای جوان معلول خانواده آهی در بساط ندارند و.......

به واقع وقتش رسیده خانواده های داغداری که در غم از دست دادن عزیزان شان عزادارند، کمی به خود بیایند و به جای اینکه  در اینگونه موارد اختیار را برای خرج کردن های کلان و بیفایده  به دست دیگران بسپارند،

 هزینه های مراسم هایی به مانند " شب شام" و موارد مشابه را حذف کنند و به جای آن با اهدای مبلغی معقول به خیرین و موسسات خیریه  معتبر به یاری نیازمندان بشتابند

امیدواریم #کمپین_حذف_هزینه_مراسم_های_چهلم_و_سالگرد  با استقبال مردم روبرو شود تا به جای هدر رفت سرمایه های خانواده های داغدار، گل لبخند را بر لبان خانواده های نیازمند بنشانیم






طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: حذف هزینه مراسم های چهلم و سالگرد، نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی، مراسم سالگرد، مراسم چهلم، کمپین،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 18 مرداد 1398 توسط فرهاد داودوندی


به بهانه ناکامی تیم های ورزشی میزبان در بروجرد

مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی!


به قلم : فرهاد داودوندی- بروجرد


طی چند سال گذشته بسیاری از تیم های ورزشی در بروجرد در راه برگزاری مسابقات کشوری در این شهر به نتایج مورد نظر دست نیافته اند و مسابقات را با ناکامی کامل به پایان رسانیده اند

آیا مسوولین این تیمها و هیات های ورزشی مربوطه هنر میزبانی در ورزش را ندارند؟ آیا از تجربیات دیگران استفاده نکرده اند؟ و یا اینکه رقبا را خیلی دست کم می گیرند؟!

شاید آنچه از همه مهمتر باشد اینکه بسیاری از مسوولین تیمهای ورزشی ما و حتی مسوولین محترم هیات های ورزشی در بروجرد هنوز فرق مسابقات شهری و استانی را با مسابقات کشوری نمی دانند

با همان برنامه هایی که در مسابقات شهری و  استانی شرکت می کنند قصد دارند در مسابقات مهم کشوری نیز حضور پیدا کنند، غافل از اینکه کادر فنی تیمهای ورزشی در هر رده مسابقات ورزشی که بالاتر می روند باید علمی تر فکر کنند، از همه ابزارها استفاده کرده و هیچ موردی را به اما و اگر نسپارند

در اینگونه مسابقات کشوری جای هیچگونه سهل انگاری نیست و کارها را نباید به اما و اگر سپرد، فکر اینکه ما از دیگر رقبا قوی تر و آماده تر هستیم یک تفکر بسیار مهلک است که در آن به اشتباه رقبا ضعیف پنداشته می شوند و تیم خودی روی کاغذ یک تیم فوق العاده عالی به تصویر کشیده می شود

آنانکه در ورزش دارای تجربه های بسیار هستند می دانند که میزبانی و برگزاری مشابقات ورزشی بسیار جنبه های مثبت دارد که اگر نتوان از آنها به بهترین وجه بهره برداری کرد به ضد خودش تبدیل می شود و تیم میزبان را با فشار روحی روانی بسیاری مواجه خواهد کرد تا جائیکه ضعیف ترین و تلخ ترین نتایج ممکن است در هر مسابقه مقابل تماشاگران خودی به دست بیاید

ختم کلام اینکه برای موفق شدن در مسابقاتی که تیمهای ورزشی ما قصد میزبانی در آنها را دارند، باید از قبل، اسباب بزرگی را آماده نمود، از مدتها مانده به برگزاری مسابقات کادری قوی در کنار تیم به وجود آورد، نقاط قوت و ضعف تیمهای رقیب را بررسی کرد، با خبرگان آن ورزش نشست های بسیاری برگزار نمود و حتی اگر لازم شد با جذب بازیکنان جدید بعنوان یار کمکی از دیگر تیمهای شهر، نقاط ضعف تیم را برطرف نمود

به هر حال امیدواریم در آینده شاهد موفقیت تیمهای ورزشی در مسابقاتی که میزبانی آن بر عهده شهرمان گذاشته شده باشیم و با تفکری حرفه ای، برای کسب موفقیت از تفکر ورزش احساسی و "باری به هر جهت"! که باعث ناکامی بسیاری از تیمهای ورزشی شهرمان در مسابقاتی که میزبانی آن در این شهر بوده، خلاص شویم 




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی، نقد، نقد ورزشی، فرهاد داودوندی، میزبان، میزبان ورزشی، بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 10 مرداد 1398 توسط فرهاد داودوندی

یک روز خوب فوتبالی در بروجرد


"به قلم: فرهاد داودوندی"


وقتی تماشاگر  در ورزشگاه باشد، می توان شاهد یک روز خوب ورزشی بود

انگار نفس تماشاگران با نفس  بازیکنان در هم گره می خورد و  هیجان ورزشکاران درون زمین را می توان در چهره  تمامی علاقمندان  به ورزش بر روی سکوها  بخوبی مشاهده کرد

تیم فوتبال ریشه دار و لیگ برتری پیکان تهران با قدمتی بالای نیم قرن، در یک روز خوب فوتبالی در مقابل  تماشاگران خونگرم  شهر میزبان، مقابل تیم شهرداری بروجرد قدم به زمین گذاشت

تیمی که بر  روی نیمکتش حدود 10 مربی تخصصی با مدیریت حسین فرکی نشسته بودند پس از برگزاری یک دوره اردوی  یک هفته ای در کمپ نساجی بروجرد به مصاف تیمی آمده بود که از وجود بازیکنان  مطرح سالیان نه چندان دور فوتبال بروجرد استفاده می کرد بازیکنانی که برای برگشتن به دوران اوج، تمرینات ویژه ای را باید پشت سر بگذارند


برای تیم فوتبال شهرداری بروجرد با هدایت  "نوری رضایی"  مربی نام آشنای فوتبال بروجرد، به واقع این مسابقه بیاد ماندنی و جدی محکی بود برای  شناسایی داشته هایش  جهت حضور در لیگ فوتبال لرستان، هر چند که خوشبختانه بازیکنان این تیم در مصاف با رقیب بسیار مطرح، به هیچ وجه کم کاری نکردند.

مسابقه امروز تیمهای پیکان تهران با شهرداری بروجرد جدای از نتیجه 6 بر 0 بنفع تیم تهرانی یک روز خوب برای فوتبال بروجرد بود


حضور چشمگیر پیشکسوتان فوتبال بروجرد در استادیوم، آشتی تماشاگران با ورزشگاه پیر شهر، نظم بسیار مناسب، حضور مسوولین فوتبال استان، میزبانی عالی بروجردی ها،  تلاش هیات فوتبال برای  برگزاری هر چه بهتر این بازی، برگزاری مسابقه بدون حاشیه  های منفی قابل توجه و  از همه مهمتر حضور بانوان بروجردی در ورزشگاه برای تشویق تیم شهرداری بروجرد همه و همه از نکات مثبت این مسابقه زیبا بود

به هر حال این مسابقه هم به تاریخ ورزش بروجرد پیوست، اما امیدواریم با حضور دیگر تیمهای مطرح فوتبال کشور در بروجرد بازهم شاهد چنین روزهای خوب ورزشی در شهرمان باشیم و روزی برسد که بروجرد  با یک تیم فوتبال خوب با بازیکنان بومی  بروجردی و لرستانی در لیگ  های مطرح فوتبال ایران حضور داشته باشد
















طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: یک روز خوب فوتبالی در بروجرد، نقد، نقد ورزشی، فرهاد داودوندی، حسین فرکی، فوتبال بروجرد، تیم فوتبال شهرداری بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 3 مرداد 1398 توسط فرهاد داودوندی


طنز

همدلی در شهر "درجورب" کره مریخ!

موج می زند!!!


به قلم: فرهاد داودوندی


جوونم واستون بگه! شهری در کره مریخ است بنام "درجورب"!


اینقدر اتفاقات رخ داده در این شهر جالب  است که قلم از نوشتن یک میلیونم حاشیه های این شهر هم عاجز است!

محض اطلاع اینکه، آنقدر همدلی در این شهر موج می زند!!! که اگر عده ای در برودت پانصد درجه زیر صفر در دی ماه در این شهر بگویند هوا سرد است، بلافاصله عده دیگری در آن هوای سرد لباس آستین کوتاه می پوشند و می گویند: کی گفته هوا سرد است ما که مُردیم از گرما!

و برعکس اگر عده ای در همین شهر "درجورب" کره مریخ! در گرمای هزار درجه بالای صفر! در شهریور ماه بگویند: چه هوای گرمی! بلافاصله آنوری ها برای اینکه روی اینوری ها را کم کنند می روند پالتو روی پالتو می پوشند که نشان بدهند اتفاقا در دمای هزار درجه بالای صفر شهریور ماه، هوا خیلی هم سرد است!

به واقع در حالیکه در این شهر سر مسائل بسیار پیش پا افتاده بحث های بسیار جدی و کلان بین همه در می گیرد و گاهی اوقات کار به آژان آژان کشی کشیده می شود، در مقابل، برای حل و فصل مسائل مهم شهری، کار به گفتن طنز و جوک ختم می گردد!

ختم کلام اینکه در آینده از مسائل فوق العاده جالب شهر " درجورب" کره مریخ! و همدلی!!! که در این شهر موج می زند! بیشتر به رشته تحریر در خواهم آورد!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: طنز، نقد، نقد اجتماعی، کره مریخ، شهر درجورب، فرهاد داودوندی، شهر درجورب کره مریخ،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 20 خرداد 1398 توسط فرهاد داودوندی

طنز اجتماعی


برای نقد روسای شهری

 در استانهای محروم دو راه وجود دارد!




فرهاد داودوندی- بروجرد:

جوونم واستون بگه! در شهر و استانهای ته جدول! كه بر خلاف ارائه آمار و ارقام "گل و بلبل" مدیرانش، هر روز وضعیت این شهر ها و استانهای محروم در مقابل دیگر شهر ها و استانهای پیشرفته كشورمان بدتر از بد می شود! خبرنگاران و وبلاگ نویسان، دو گروه را اصلا و ابدا حق ندارند نقد كنند!

گروه اول شامل دوستان! و گروه دوم شامل غیر دوستان! و یا اینكه بهتر یگوئیم همیشه برای نقد كردن مدیران این شهر ها دو راه وجود دارد!

یا باید دوستان را  نقد كنیم یا غیر دوستان را!

 اگر دوستان را نقد كنیم كه باید وصیت نامه خودمان را با این دو دست مبارك خودمان بنویسیم! اما اگر غیر دوستان را نقد كنیم دو راه وجود دارد! یا این غیر دوستان با ما دشمن هستند یا اینكه دوستی مان آنچنان كه باید و شاید نیست!

اگر دشمنان مان را نقد كنیم كه واویلا! حساب مان با كرام الكاتبین خواهد افتاد! اما اگر آن دوستان غیر صمیمی را نقد كنیم كه دو راه دارد!

یا اینكه ما را به چشم دشمن خواهند دید و یا اینكه ما را با دید دشمن نخواهند نگریست!

اگر ما را با چشم دشمن ببینند كه جل و پلاس خود را باید جمع كنیم و از این شهر كوچ كنیم! اما اگر ما را با چشم دشمن ننگرند كه دو راه دارد!

یا اینكه سعی می كنند كه به ما خط بدهند كه چگونه بنفع شان بنویسیم و یا اینكه این كار را نخواهند كرد!

اگر بخواهند ما را بخاطر اینكه قصد داشته ایم نقدشان كنیم زیر پرچم خودشان ببرند كه هیچ! اما اگر این كار را نكنند كه دو راه دارد!

یا اینكه برای مان نقشه ندارند و منتظر زمان تسویه حساب می مانند، و یا اینكه برایمان نقشه دارند!

اگر برای مان نقشه نداشته باشند كه هیچ! اما اگر برای مان نقشه بكشند دو راه دارد!

یا اینكه اولش با زبان خوش با خبرنگار حرف خواهند زد و یا اینكه زبان خوش و مُش سرشان نخواهد شد!

اگر با زبان خوش حرف بزنند كه هیچ! اما اگر بخواهند با زبان غیر خوش با یك خبرنگار وبلاگ نویس حرف بزنند كه دو راه دارد!

یا اینكه با باطل نمودن دویست تومان تمبر یك عریضه بلند بالا در شكایت از وبلاگ نویس خواهند نوشت و یا اینكه به یاد محمد علی كلی قصد می كنند چهار تا هوك چپ و راست نثار فك طرف كنند!

اگر شكایت رسمی كنند كه هیچ! اما اگر بخواهند از فنون رزمی برای جا آوردن حال خبرنگار استفاده كنند، دو راه دارد...........

ای بابا! این همه صغرا كبرا چیدیم كه به این جمع بندی برسیم كه در شهر های كوچك  دو گروه را نمی شود نقد كرد! دوستان و غیر دوستان را!

خوب این را كه اولش هم گفتم، خودم هم نمی دانم چرا اینقدر كشش دادم! چون به هر حال، نقد كردن مدیران در شهر های كوچك و محروم همانطور که پیش تر خدمت تان عرض کردم، دو راه دارد!

یا اینكه آن مسوول از دوستان است و یا اینكه از غیر دوستان است.

اگر از دوستان باشد كه  هیچ! فقط  باید مادام العمر دل دلدار به دست بیاوریم! اما اگر آن مسوول از غیر دوستان باشد دو راه دارد!

یا زیر دو تا چشمان مان با دو تا ضربه مشت دو تا بادنجان مشكی خواهند كاشت و یا اینكه با فن " اوچی ماتا" جودو  طرف را چنان به زمین خواهند زد كه شش تا لودر هم نتواند نعش طرف را از زمین بلند كند!

اگر دو تا مشت بزنند كه هیچ! اما اگر  فن اوچی ماتا بزنند دو راه دارد......................!!!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، طنز، طنز اجتماعی، دو راه وجود دارد، دو راه، دوستان، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 31 اردیبهشت 1398 توسط فرهاد داودوندی

هدیه ای که گرفتم

 صرف کارهای عام المنفعه  شد



دوست بسیار عزیزی لطف کرد و مبلغ بسیار قابل توجه و ارزشمندی را به شخص خودم هدیه داد

از آنجا که تاکنون مطلقا از هیچ مسوول یا همشهری هیچ هدیه  بخصوص هدایای نقدی  بخاطر منافع شخصی ام نگرفته ام و به امید خدا هم در آینده نخواهم گرفت

لذا با نهایت احترام به این دوست بسیار عزیزم؛ این مبلغ بسیار قابل توجه را صرف کارهای عام المنفعه خواهم کرد

در این کار؛ هدیه دهنده (دوست بسیار بسیار عزبزم) و هدیه گیرنده (فرهاد داودوندی) و آنکه قرار است این مبلغ را به وی در یک کار عام المنفعه هدیه بدهم

 همگی خوشحال هستیم





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: هدیه ای که گرفتم صرف کارهای عام المنفعه شد، نقد، خیرین، نیازمند، عام المنفعه، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 25 اردیبهشت 1398 توسط فرهاد داودوندی

ورزش بروجرد را دریابید


به قلم: فرهاد داودوندی


متاسفانه خبرهای خوشی از ورزش بروجرد به گوش نمی رسد

بروجرد را به واقع می توان پایتخت ورزش لرستان نامید

شهری که در حال حاضر  قهرمانان نامی به مانند سجاد مهرابی؛ رضا بیرانوند؛  آروین معظمی گودرزی؛ پیمان یاراحمدی؛  کسری باقر پور؛ شیوا همایونی؛ نسرین موسیوند و دهها قهرمان کشوری و بین المللی آن؛ بهترین و خوش رنگ ترین مدال های جهانی را برای ورزش لرستان به ارمغان آورده اند.

همین شهر با این همه استعداد ورزشی طی یک سال و نیم گذشته چهار رییس اداره ورزش به خود دیده است!!!

با توجه به اتفاق رخ داده جدید امروز ( 23 اردیبهشت )در محل اداره ورزش بروجرد؛  شاید  وقتش رسیده از مدیران ارشد ورزش استان و مسوولین محترم بروجرد بپرسیم چه زمانی قرار است  کشتی طوفان زده ورزش بروجرد  رنگ ساحل آرامش را به چشم خود ببیند؟

در حالیکه ورزش را باید صرفا بخاطر روح سالم ورزش و روحیه قهرمانی و پهلوانی آن دوست داشت؛

 اما باید منتظر ماند و دید که اتفاقات  بسیار پر رنگ بیرون از رخدادهای ورزشی شهر؛ چه وقت قرار است کمی هم به فکر حمایت از ورزشکاران بروجرد بعنوان پایتخت ورزش لرستان باشند

ختم کلام اینکه امیدواریم طرفین با سعه صدر؛ خویشتنداری را در دستور کار خود قرار بدهند

 تا شاید به این طریق حاشیه های ورزش بروجرد به حداقل برسد




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: ورزش بروجرد را دریابید، ورزش بروجرد، نقد، نقد ورزشی،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 25 اردیبهشت 1398 توسط فرهاد داودوندی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات