وبلاگ شخصی فرهاد داودوندی
 
فروشگاه لوازم یدكی اتومبیل ، نجوم ، ورزش ، شطرنج، هنر و علم در بروجرد
tabligh
tabligh


مصاحبه روزنامه همشهری

با آقای میثم جعفری شاعر جوان بروجردی







طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: مصاحبه روزنامه همشهری با آقای میثم جعفری شاعر جوان بروجردی، میثم جعفری،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1 دی 1394 توسط فرهاد داودوندی



ما را بنویسید فدای سر زینب (س)


شعری از آقای میثم جعفری شاعر جوان بروجردی


تقدیم به مدافعان حرم حضرت زینب (سلام الله علیها)
وهمه ی شهدای مدافع حرم



ما را بنویسید فدای سر زینب (س)
آماده ترین افسر جنگ آور زینب(س)

کافیست که با گوشه ی ابرو بدهد اذن
فرماندهی کل قوا ،یاور زینب(س)

از بیخ درآورده و خواهیم درآورد
چشمی که چپ افتاده به دور و بر زینب(س)

آن کشور سوریه و این کشور ایران
مجموع دو کشور بشود کشور زینب(س)

رهبر بدهد رخصت میدان بگذاریم
مرحم به سر زخم دل مضطر زینب(س)

با لطف خدا مملکت شیعه پر است از
سلمان و ابالفضل و علی اکبر زینب(س)

باید که به فکر کفن و سنگ بی افتد
هرکس بشود باعث دردسر زینب(س)...


میثم جعفری




طبقه بندی: بسیج ورزش و هنرمندان و کارمندی و کارگری بروجرد، 
برچسب ها: ما را بنویسید فدای سر زینب (س) شعری از آقای میثم جعفری شاعر جوان بروجردی، ما را بنویسید فدای سر زینب (س)، شعر، میثم جعفری، شاعر جوان بروجردی، سرهنگ محمد پاپی نژاد،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 17 آبان 1394 توسط فرهاد داودوندی


دعا برای سلامتی پدر


یوسف اصلی پیدا شده ی من (پــــــــدر) است



سلام و عرض ادب خدمت دوست بزرگوارم جناب آقای داودوندی عزیز

غزل تقدیم به پدرم که تمام عمرش رو برای پرورش من زحمت کشید و متاسفانه به تازگی دچار سکته مغزی شده و سمت چپ بدنش از کار افتاده و از همه مردم التماس دعا دارم

با آرزوی شفای همه بیماران

ارادتمند همه: میثم جعفری

@@@@@@@@@

پدر...

دو سه روزیست فقط چشم امیدم به در است
شاعر بدقلق عاشق شدنش دردسر است

زندگی چشم ندارد که ببیند دو نفر
عشقشان بیشتر از عشق هزاران نفر است

تک درختی که سر راه کشاورزان است
آخر و عاقبتش دسته ی داس و تبر است

باید از دست حسودان به کجا رو بزند
مرد عاشق که پی زندگی مختصر است

عشق حتما که نباید به زلیخا برسد
یوسف اصلی پیدا شده ی من (پــــــــدر) است

خواستم حبس کنم بغض خودم را اما
تا حدودی پدر از حال پسر با خبر است

کاش بعد از غزل آخری ام جان بدهم
شعر با جان که درآید اثرش بیشتر است

سر من قافیه شد توی همین بیت افتاد
پدرم راه برو... زیرقدمهات (ســـــــر) است




طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: میثم جعفری، دعا برای سلامتی پدر، یوسف اصلی پیدا شده ی من (پــــــــدر) است، بیمار، سکته مغزی،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 17 مهر 1394 توسط فرهاد داودوندی
نوشته شده در تاریخ شنبه 10 اسفند 1392 توسط فرهاد داودوندی



تبریک به استاد عزیزی و آقای میثم جعفری


گروهی از هنرمندان و شاعران بروجردی موفق به کسب عناوین استانی و کشوری در مسابقات مختلف گردیده اند و به این طریق افتخاری دیگر برای بروجرد کسب نموده اند.

استاد علی حسین عزیزی شاعر و نویسنده بروجردی رتبه برتر جشنواره شعر بومی رضوی( پلدختر) را کسب نموده است و اقای میثم جعفری شاعر حوان بروجردی نیز در جشنواره شعر بومی رضوی ( الیگودرز) رتبه برتر را به افتخارات خود افزوده است.

سایت شخصی فرهاد داودوندی کسب این افتخار را به استاد عزیزی و آقای جعفری تبریک می گوید.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: تبریک به استاد عزیزی و آقای میثم جعفری، علی حسین عزیزی، میثم جعفری،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 26 شهریور 1392 توسط فرهاد داودوندی
چند نظر در رابطه با نظرات ادبی در این سایت

بحث ادبی در اینجا خاتمه می یابد!

توضیح بسیار ضروری فرهاد داودوندی در رابطه با دوستان خوبم در انجمن ادبی بروجرد و آقای افشن ج: به گواهی همه دوستان بیننده این سایت، همیشه نظرات مختلف ( بجز توهین های شخصی و قومیتی) برای نمایش در این سایت تائید شده اند، طی یکی دو روز گذشته نظراتی در رابطه با شعر انجمن ادبی بروجرد و همچنین کری خواندن های پرسپولیس استقلال در این سایت ثبت شده است.

 لازم است بعرض برسانم دوستان بسیار خوبم در انجمن ادبی بروجرد شامل شاعران جوان و دوست داشتنی این انجمن از اندیشمند ترین جوانان این خطه می باشند و خود دوستان نیز در جریان هستند که اینجانب به همه این دوستان و بخصوص آقایان تیموری، اشجع، میثم جعفری ( که افتخار دوستی با این بزرگواران را دارم) و سرکار خانم فائزه دارابی ارادت خاصی دارم.

 اگر نقدی بر اشعار این دوستان در این سایت آمده است، دلیل بر توهین به شخصیت هیچکدام از دوستان ما نیست،نقدی بر اشعار این دوستان است که در اصطلاح به اینگونه نوشته ها نقد ادبی می گویند و اتفاقا برای رشد شهر و شاعری شهر مان بسیار لازم است.

البته از آنجا که یکی از دوستان بزرگوار شاعر خواستار پایان دادن به نقد اشعار ایشان شده بود، لذا بخاطر احترام به نظر ایشان،در همین پست نقد ادبی شاعران بروجردی خاتمه می یابد

و اما در رابطه با کری خواندن های پرسپولیسی ها و استقلالی ها باید بعرض برسانم اقای افشین ج از اندیشمندان و تحصیل کرده های دوست داشتنی بروجرد است  که اینجانب افتخار دوستی با ایشان را دارم، خواهشمند است در رابطه با ایشان رعایت بزرگ منشی ایشان مراعات گردد. 


@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@


جمع کن این بساط حاشیه سازی را

متن زیر را آقای سلیمانی برای مان ارسال نموده است

سپاس از آقای سلیمانی

لطفا بازتاب کنید به امیر حسین داودوندی

آقای عزیز جمع کنید این بساط حاشیه سازی رو بروجرد به اندازه کافی مشکلات داره حالا که چهار نفر بلند شدن دست شهرشون بگیرند و بلند کنند چرا یه عده ای نمیذارن چرا اینقدر بیرحمانه قضاوت میکنید در این دوره که دغدغه ی فکر خیلی ها چیزای دیگه است خانم دارابی در کمتر از یک سالی که شعر گفتن رو شروع کرده علی ای حال یکی از اساتید شعر سپید این شهر شناخته شده اجازه ندید به بزرگان شهرتون اینطور اهانت بشه من به عنوان یک شهروند اعتراض خودم را به اینکه هر نوشته ای رو میذارید رو وبتون اعلام میکنم ایشون یکی از چهره های مطرح و شناخته شده ی شهر ما هستند من نمیفهمم چرا اینطور با حب و بغض نقد میکنید اصلا شما چه مدرکی دارید؟دکترید؟یا چیز دیگه؟یا اصلا در جریان ادبیات بروجرد هستید؟شاید شما مخاطب باشید اما تا وقتی که منتقد نیستید حق اظهار نظر نخواهید داشت

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@


شماها هم لطفاً هیچ‌گاه به هیچ ساختمانی، راهی، پلی ایراد نگیرید؛ چون تخصصش را ندارید!

متن زیر را آقای سهند برایمان ارسال نموده است

سپاس از آقای سهند

امیرحسین عزیزم

از ماوقع مطلع شدم. خواستم در چند سطر، کوتاه نظرم را بگویم.

همان‌طور که می‌دانی کلیت سلیقه‌ی ادبی و هنری و موسیقایی من بسیار نزدیک به معیارهای زیبایی‌شناسی توست.
من معتقدم چنین نوشته‌هایی را نمی‌توان با متر و معیارهای معمول، "شعر" نام نهاد. هرچند این روزها آن‌قدر آدم‌معروف‌ها چیزهایی را با برچسب "شعر" به خوردمان می‌دهند که یک چنین چیزی پیش پای آنها، همه بیت‌الغزل معرفت است!
این‌گونه شعر سرودن امروز بسیار عادی و همه‌گیر شده. قابل انکار نیست که طرفدارانی هم دارد؛ اما من هم مثل تو معتقدم یا باید تعریف سنتی‌مان را از شعر گسترش دهیم، به این معنا که "شعر" را از معنا و مختصاتِ آشنایش خالی کنیم و به بازتعریف و توسعه‌ی معناها و مصادیقش بپردازیم تا این‌چنین نمونه‌هایی را هم در بر بگیرد؛ یا اینکه ژانری، سبکی، نامی، نشانی نو برای آن بیابیم. وگرنه خیلی از "کاریکلماتور"های پرویز شاپور را هم می‌توان با شکستن دلبخواهی عبارات، "شعر" خواند.
مثلاً شعر دوم که چاشنی طنز داشت، مرا یادِ برخی آثار اکبر اکسیر انداخت. آثاری که خودِ او "شعرِ فرانو" نام نهاده است.
قرار بود زیاده‌گویی نکنم؛ پس به همین خلاصه می‌کنم که درکت می‌کنم و می‌دانم بحثت بر سر چیست؛ بنابراین در این مباحثه حق را به تو می‌دهم، ضمنِ اینکه چنین آثاری را هم احترام قائلم و گاهی به دید "مینیمال" می‌نگرم و پنهان نمی‌کنم از خواندن برخی از آنها لذت می‌برم.

راستی یک نکته را جا انداختم.
من هم‌رشته‌ی امیرحسین هستم. در میان کامنت‌ها چیزی خواندم با این مضمون که انگار تحصیل‌کرده‌های دیگر رشته‌ها حق ارائه‌ی نقد و نظر درباره‌ی هنر و ادبیات ندارند.
این طرز نگاه بسیار کوته‌فکرانه و تنگ‌نظرانه است و در واقع امکان‌ناپذیر. وگرنه موزیسین‌ها قطعات‌شان را فقط برای همکاران‌شان اجرا می‌کردند، نقاش‌ها مردم عادی را به گالری‌شان راه نمی‌دادند، ادیبان اشعارشان را فقط در شب شعر می‌خواندند، اکرانِ فیلم‌های سینماگران همیشه خصوصی می‌بود.
اتفاقاً گروهی که بیش از هرکس حق اظهارنظر، نقد و ارزش‌گذاری آثار را دارند، مردم عادی هستند. مگر نه اینکه مخاطب اصلیِ یک اثر هنری، مردم هستند؟ مگر نه اینکه شاعر تراوشات ذهنی‌اش در خفا و خلوت را در قالب دفتر شعر می‌ریزد که همین مردم بخوانند و خوش‌شان یا بدشان بیاید؟ یعنی من و امیرحسین که مهندس عمران هستیم حق نداریم نقد و نظری در باب ادبیات و شعر و موسیقی داشته باشیم؟ پس شماها هم لطفاً هیچ‌گاه به هیچ ساختمانی، راهی، پلی ایراد نگیرید؛ چون تخصصش را ندارید!
این دیدگاه مردود است دوستان


@@@@@@@@@@@@@@@

متن زیر را آقای میثم جعفری برای مان ارسال نموده است

سپاس از آقای میثم جعفری

با سلام مجدد...

ضمن تشکر از آقای امیرحسین داودوندی
 

خواستم بگم که من قصد کش دادن این قضیه رو به هیچ وجه ندارم ولی خیلی ممنون میشم که آقای امیرحسین داودوندی مختصری از سوابق ادبی خودشونو و همچنین میزان تحصیلاتشون تو وبلاگ قرار بدند تا ما بتونیم بهتر با ایشون بحث کنیم...

احیانا اگه شعری ام گفتن خوشحال میشم بخونم

اینم عرض کنم من تا جائی که میدونم تو نوشته ام اصلا اثری از احساسات کاذب نمیبینم اگه خودشون اشاره ای کنن ممنون میشم

یا عـلـــــــــ(ع)ـــــــی


با تشکر از همه
.







طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: چند نظر در رابطه با ادبیات و شعر بروجرد، سلیمانی، سهند، امیر حسین داودوندی، میثم جعفری،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 5 مهر 1391 توسط فرهاد داودوندی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظ