وبلاگ شخصی فرهاد داودوندی
 
فروشگاه لوازم یدكی اتومبیل ، نجوم ، ورزش ، شطرنج، هنر و علم در بروجرد
tabligh
tabligh




نامه مهندس جواد کماسی

فرماندار سابق و فعال اجتماعی

به فرهاد داودوندی


همشهری بسیار عزیز و دلسوز جناب فرهاد داودوندی

درست است كه با یك گل بهار نمی آید اما یك گل مشتاق  كه زودتر از همه از پس  زمستان سرد به شوق زندگی دوباره سر بر می آورد سایر ساكنان چمن یخ زده را تشویق و ترغیب میكند كه به پیشواز بهار بیایند.

و این نقش بسیار بزرگی است ارزش تلاش یك تنه شما در تقویت روح زندگی و تشویق نقش آفرینی انسان اجتماعی و متعهد در جغرافیای یك شهرستان تاریخی بنام بروجرد شایسته هزاران تحسین و تقدیر است.

شما به دیگر همشهریان عزیزمان كه در درون و برون بروجرد زندگی می كنند و از توانمدیهای مختلف برخوردارند ،

انگیزه بخشیدید

 و این احساس را در وجودشان بیدار كردید  كه چه نشسته ای زادگاهت در حسرت نگاه محبت آمیز تو و چشم براه قدمهای راهگشای توست.

فقر و بیكاری و اضطراب ناشی از آینده مبهم شكوفه های درخت خسته اما هنوز زنده بروجرد را به پژمردگی میخواند. و ما این صحنه ها را می بینیم و بی تفاوت و یا با افسوس از كنار آنها میگذریم

ماییم و فرصت كوتاهی كه خداوند برای زندگی و تدارك حیاتی أبدی به ما عطا كرده است. میتوانیم در خانه خویش بخزیم و تنها به آب و دانه و دغدغه های خویش مشغول باشیم و یا می توانیم دلی شاد نماییم ، اشكی پاك كنیم و شادی بیافرینیم.

زندگی صحنه یكتای هنرمندی ماست
هر كسی نغمه خود خواند و از صحنه رود صحنه پیوسته بجاست
خرم  آن نغمه كه مردم بسپارند بیاد

ما نیز بهمراه جمعی از دلسوزان و بزرگان همشهری در حال تدارك میدانی و فرصتی برای خدمت به زادگاه پر افتخارمان بروجرد هستیم كه انشاالله خبر آن بزودی اعلام خواهد شد

انگیزه مقدستان توانمند و درخشنده و دستان مهربانتان گرم و بخشنده باد.

مهندس جواد كماسی




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نامه مهندس جواد کماسی فرماندار سابق و فعال اجتماعی به فرهاد داودوندی، جواد کماسی، فرهاد داودوندی، نامه، فرهاد 90، فرهاد نود، مهندس جواد کماسی،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 9 آذر 1396 توسط فرهاد داودوندی


نامه مهندس جواد کماسی

فرماندار سابق بروجرد

 در رابطه با مرگ نابهنگام مریم میرزا خانی

بانوی ایرانی و نابغه ریاضی دنیا 


هنوز بسیاری از مردم بویژه مردم ایران با نام و چهره معصوم یك زن تشنه علم یعنی مریم میرزا خانی آشنا نشده بودند كه خبر مرگ نابهنگام او دنیا را تكان داد.بعد از انعكاس وسیع این خبر بسیاری از مردم دنیا و بیشتر مردم ایران كنجكاو شدند كه او را بشناسند. در مورد این دانشمند بزرگ چیزی كه تاسف دوستداران علم و فرهنگ را بر می انگیزد عمر كوتاه اوست.

خیلی ها از خود می پرسند چرا باید مردان و زنان سرنوشت ساز چون مریم میرزاخانی اینقدر زود از دنیا بروند و همه آرزو می كنند ای كاش او سالهای بیشتری زنده می ماند و به بشریت خدمت می كرد.
در طول تاریخ مردان و زنان بزرگی ظهور كرده اند كه عمر كوتاهی داشته اند مثل سهروردی یا ابوعلی سینا و بسیاری عمر طولانی داشته اند مثل أفلاطون یا در سالهای اخیر مثل برنارد شاو ، ماندلا ، گاندی و دكتر حسابی.

این دردناك است كه دنیای پر از خشونت و بی رحمی ما انسانی با هوش و دانش سرشار و دارای روحی بزرگ و عاشق را از دست بدهد.

برای ما ایرانی ها جای تاسف مضاعف است كه این گنجینه های عظیم را حتی كشف نمی كنیم چه رسد كه وجود آنها را مغتنم بدانیم و زمینه رشد و شكوفایی آنها را فراهم كنیم.

سوگمندانه ما در سالهای اخیر استعداد عجیبی در سوختن فرصتها و فرار مغزها از خود بروز داده ایم. شاید فكر كنیم این همه دانشمند بالقوه كه هر روز از كشور عزیز ما كه در تاریخ به علم و فرهنگ شناخته میشود هجرت می كنند فقط به دنبال زندگی بهتر و خوشی بیشتر هستند كه البته این عیب نیست ولی در هر صورت بسیاری جوانان با استعداد ما بزرگترین هدفشان خروج از این كشور و رسیدن به جایی از این دنیاست كه قدر او را بشناسند و به او در شان یك انسان احترام بگذارند.

شاید بپرسید مگر در ایران احترام و قدر شناسی نیست ؟ پاسخ روشن است اگر هست این همه تلاش دانشمندان و دانشجویان نخبه برای رفتن به كشورهای دیگر بخصوص امریكا و اروپا برای چیست ؟

باید ما بپذیریم كه با خود بد كردیم. باید بر گردیم و رفتارهای نزدیك به چهار دهه گذشته خود را باز نگری كنیم. این یك واقعیت تلخ است كه ما با جوانان ، با دانشجویان ، با جامعه زنان خوب رفتار نكردیم. ما به بهانه های قرون وسطایی آنها را رنجاندیم. ما غمگنانه بسیاری از این مردم آزاریها و استعدادسوزیها را بناحق بنام دین انجام دادیم.

ما بعضی از سرمایه های انسانی را بخاطر چیزهای كوچك و مضحك كتك زدیم. آستین كوتاه موی بلند ،لباس رنگی ، كنجكاوی و پرسشگری كه طبیعت جوانی و رشد محسوب میشوند.

ما با هر اندیشه متفاوت با خودمان برخورد كردیم. ما مردم سرزمینمان را از شادیهای معمول و آزادیهای مجاز محروم كردیم. این در حالیست كه مردم سلحشور ما در سالهای سخت جنگ ایستادند و جانانه از كشور و انقلابشان دفاع كردند. اما ما فقط به آن گروه از ملت توجه كردیم كه انگونه بودند یا آنگونه نشان دادند كه خود می پسندیم.

و امروز جای تعجب نیست كه بر أساس آمارهای رسمی مقام اول دنیا را در فرار مغزها بخود اختصاص داده ایم.

ما نه بخاطر مرگ نابهنگام و غم انگیز مریم میرزاخانی بلكه به خاطر ندانم كاری ، فرصت سوزی و رنجانیدن فرزندانمان باید عزای عمومی اعلام كنیم. و در این مراسم بیندیشیم و تصمیم به جبران بگیریم شاید هنوز دیر نشده باشد.           

مهندس  جواد كماسی

 فرماندار سابق بروجرد





طبقه بندی: اجتماعی، 
برچسب ها: مهندس جواد کماسی فرماندار سابق بروجرد، مهندس جواد کماسی، فرماندار سابق بروجرد، مریم میرزا خانی، جواد کماسی،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 25 تیر 1396 توسط فرهاد داودوندی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظ