وبلاگ شخصی فرهاد داودوندی
 
فروشگاه لوازم یدكی اتومبیل ، نجوم ، ورزش ، شطرنج، هنر و علم در بروجرد
tabligh
tabligh



بوسه بر دستان مادر

در جشن الفبا دبستان امام سجاد ع دانش اموزان بر دستان مادرانشان بوسه زدند




طبقه بندی: اجتماعی، 
برچسب ها: بوسه بر دستان مادر، بوسه، مادر،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 3 خرداد 1397 توسط فرهاد داودوندی

مادر
"مادرها" دروغ هایشان هم ثواب دارد...

گرسنه که باشند میگویند سیرند!

درد که داشته باشند میگویند خوبند!

و با تمام غصه هایشان

باز هم برایمان

میخندند...





طبقه بندی: هنری، 
برچسب ها: مادر، مادرها دروغ هایشان هم ثواب دارد،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 26 شهریور 1396 توسط فرهاد داودوندی

کالبد مادرم را شکافتند

تمام دلش برای من سوخته بود


مادرم فرشته بود

ولی هیچوقت ندیدم پرواز کند؛

زیرا به پایش

من را بسته بود،

برادرم، خواهرم را

پدرم را

و همه ی زندگیش را...





طبقه بندی: هنری، 
برچسب ها: کالبد مادرم را شکافتند تمام دلش برای من سوخته بود، مادر، کالبد، دل، سوخته، دل سوخته،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 7 دی 1395 توسط فرهاد داودوندی

نیکی به پدر و مادر



وَقَضَىٰ رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِیَّاهُ وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا ۚ إِمَّا یَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلَاهُمَا فَلَا تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ وَلَا تَنْهَرْهُمَا وَقُلْ لَهُمَا قَوْلًا كَرِیمًا

و پروردگارت مقرر داشته است که : جز او را نپرستید، و به پدر و مادر نیکی کنید، هرگاه یکی از آن دو، یا هر دوی آنها نزد تو به سن پیری رسند، به آنها اُفّ ( کمترین کلمه رنج آور) نگو، و بر آنها فریاد نزن، و با نیکی (و بزرگوارانه) با آنها سخن بگو .

سوره اسرا - آیه 23







طبقه بندی: آقای حسین پارسائی( فعالیت های قرآنی در بروجرد)، 
برچسب ها: نیکی به پدر و مادر، پدر، مادر، قرآن،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 1 دی 1395 توسط فرهاد داودوندی



مراسم سه شب جمعه

مرحوم حاجیه خانم فاطمه بهرنگ

مادر گرامی فرهاد،مهندس شیرزاد و خانم دکتر داودوندی


جمعه 95/9/19 ساعت 2 الی 3.30 مسجد سید





طبقه بندی: اجتماعی، 
برچسب ها: مراسم سه شب جمعه مرحوم حاجیه خانم فاطمه بهرنگ، سه شب جمعه، داودوندی، مادر،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 19 آذر 1395 توسط فرهاد داودوندی

هزینه های "شب شام" مرحوم فاطمه بهرنگ

مادر اخوان داودوندی به طور مساوی به

 صندوق ایتام بروجرد و انجمن سرطان مهیار

اختصاص یافت


فرهاد داودوندی- بروجرد:

اگر مادرتان در قید حیات است خداوند عمر با عزت و سلامتی کامل نصیب شان کند و اگر خدای ناکرده دست مادرتان از دنیا کوتاه شده،
حضرت فاطمه زهرا(س) شفیع آنان در پیشگاه الهی باشد.

بنا به پیشنهاد مرحوم مادرم  "فاطمه بهرنگ" تمامی هزینه های " شب شام" آن مرحوم صرف کارهای عام المنفعه خواهد شد.

بنا بر این تمامی هزینه ای که قرار بود برای " شب شام" هزینه شود، بطور مساوی به صندوق ایتام بروجرد و انجمن سرطان مهیار بروجرد اختصاص یافت.

شهر ما در بسیاری از زمینه ها دچار کمبود است و با توجه به اینکه خود مردم هم باید پای کار بیایند تا شهرمان را بسازیم، لذا جلوگیری از ریخت و پاش های غیر ضروری و صرف این هزینه ها برای کارهای عام المنفعه می تواند مصداق ضرب المثل " اندک اندک جمع گردد وانگهی دریا شود" باشد و هزینه هایی به مانند " شب شام" اگر در سطح شهر به "گروه های مردم نهاد" داده شود، می تواند مشکلات بسیاری را که شاید به چشم ما نیاید را حل کند.

لذا امیدواریم بزرگان شهر بصورت جدی در اینگونه زمینه ها قدم پیش بگذارند و با کمک همه مردم عزیز شهرمان از ریخت و پاش های غیر ضروری جلوگیری بعمل بیاورند و با صرف درست هزینه ها رشد شهرمان را رقم بزنند. 

فقط کافیست بخواهیم و از همین فردا برای صرف "هزینه های غیر ضروری" مراسم های تشییع و ترحیم بستگان مان، فقط حرف نزنیم، بلکه در صحنه عمل پا پیش گذاشته و رسم و روسوم غلط و دست و پا گیر را برای همیشه کنار بگذاریم.

کافیست از همین لحظه از خودمان شروع کنیم........






( با سپاس ویژه) عکس های ارسالی
از آقایان: علیرضا سلیمانی، افشین جنانی، میعاد مهدوی،
بروجی، مهران لطیفی، ایمان سیاح، پوریا مهدوی مقدم، حمید حمید زاده، حسین هجری، محمد کریم مبشری نیا، محمد ذاکر، علیرضا شریفی





بقیه عکس ها در ادامه مطلب



برای دیدن بقیه عکس ها

لطفا اینجا کلیک کنید




ادامه مطلب

طبقه بندی: انجمن پیشگیری از سرطان مهیار بروجرد،  نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: شب شام، فاطمه بهرنگ، مادر، حاج عباس گودرزی، علاءالدین بروجردی، صید علی کورانی فر، محمد پاپی نژاد،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 11 آذر 1395 توسط فرهاد داودوندی
برای نخستین بار در جهان یک نوزاد در مکزیک با روش جدید " انتقال میتوکندری" از سه والد – دو مادر و یک پدر - متولد شده است.

به گزارش عصر ایران پزشکان بیمارستانی در مکزیک به یک پدر و مادر اردنی که نقص ژنتیک داشتند امکان به دنیا آوردن فرزندی سالم دادند.

 آنها برای رفع نقیصه ژنتیک مادر نوزاد، برای نخستین بار در جهان ،با روش انتقال آزمایشگاهی، " میتوکندری" یک مادر اهدا کننده دیگر را نیز به این نوزاد منتقل کردند تا نقیصه ژنتیک مادر به نوزاد منتقل نشود.

در این روش جدید که به سرپرستی دکتر "جان ژانک " انجام شده است، هسته تخمک زن اهداکننده بیرون آورده و بجای آن مواد ژنتیکی مادر واقعی قرار داده می‌شود، در واقع با این کار، ژن های مادر واقعی به فرزند منتقل می شود و تنها از میتوکندری مادر اهدا کننده استفاده می شود.

دکتر جان ژانگ و نوزاد متولد شده

تولد نوزاد
این عمل با موفقیت انجام شده و نوزاد پسر " سالم " به دنیا آمده است.

این مادر و پدر اردنی دو نوزاد قبلی خود را به دلیل نقیصه ژنتیک مادر از دست داده بودند. به دلیل موانع قانونی در آمریکا این زوج که ساکن آمریکا هستند برای انجام این لقاح و زایمان به مکزیک رفتند و نوزاد خود را نیز آنجا به دنیا آوردند.

رسانه ها در دو روز گذشته تولد این نوزاد جدید را "انقلابی" در عرصه درمان بیماری های مادرزادی توصیف کرده اند.

مساله دستکاری ژنتیک جنین انسانی – پیش از تولد - از موضوعاتی است که بسیار حساسیت برانگیز بوده و با موانع مختلف عرفی – دینی در جوامع مختلف روبرو است. این موضوع در بسیاری از کشورهای جهان ممنوع است.





طبقه بندی: اجتماعی، 
برچسب ها: تولد نوزاد " اصلاح ژنتیک شده" با سه والد، ژنتیک، بچه با سه پدر و مادر، پدر، مادر، بچه،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 8 مهر 1395 توسط فرهاد داودوندی


دیدار با خدام محترم

حامل پرچم حرم مطهر حضرت معصومه (س)


فرهاد داودوندی - بروجرد:

مادر بیمار است، عاشق زیارت است، اما حالش برای رفتن به زیارت مساعد نیست، وقتی شنید قرار است پرچم حرم مطهر حضرت معصومه (س) را از نزدیک زیارت کند، برق شادی را می شد در چشمانش دید.

مادر بیمار است، اما وقتی پرچم حرم را مشاهده کرد، به احترام حضرت معصومه (س) برخاست و نشست، وقتی پیشانی اش را  بر پرچم گذاشت، می شد صدای هق هق گریه اش را شنید که در آن میان با حضرت درد و دل می کرد.

مادر بیمار است، اما پس ار رفتن میهمانان محترم می شد احساس کرد که انگار مدتها منتظر چنین لحظه ای بوده تا یک دل سیر با حضرت معصومه ( س) راز و نیاز کند.

مادر امروز خیلی خوشحال بود، خوشحالی اش را نمی تواند پنهان کند، شاد بودن را می توان در صحبت هایش احساس کرد، مادر به مانند تمامی مادران، عاشق نماز و دعا و زیارت است، امروز با دیدن پرچم حرم حضرت معصومه(س) نماز و دعا و زیارتش کامل شد.




































طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: دیدار با خدام محترم حامل پرچم حرم مطهر حضرت معصومه (س)، پرچم حرم مطهر حضرت معصومه (س)، مادر، حضرت معصومه(س)،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 15 مرداد 1395 توسط فرهاد داودوندی


سه برادر قهرمان جنگ، شهیدان حسینی نسب

مادر و فرزندان قهرمان


با خنده ای که عکس تو در بر گرفته است

دیوار خانه چهره دیگر گرفته است

بعد از تو برق شور و شعف را هجوم اشک

از چشم های خسته مادر گرفته است







طبقه بندی: بسیج ورزش و هنرمندان و کارمندی و کارگری بروجرد، 
برچسب ها: سه برادر قهرمان جنگ، شهیدان حسینی نسب، شهید حسینی نسب، مادر، مادر و برادران قهرمان جنگ، مادر و فرزندان قهرمان،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 25 خرداد 1395 توسط فرهاد داودوندی

از وقتی متولد می شویم قدم در راه پیری و سالخوردگی می گذاریم. این بخشی از انسان بودن است. این روند می تواند خسته کننده و ترسناک باشد چون اعضای خانواده باید عادتهایشان را تغییر دهند. این دوره گذار می تواند مشکل باشد مخصوصا برای کسانی که در گذشته خود غرق شده اند. در این مطلب نامه مادری به دخترش درباره این دوره زندگی را با هم می خوانیم: 
«دختر عزیزم

از تو می خواهم روزی که می بینی من پیر شده ام، صبور باشی و بیشتر از آن درک کنی که من در چه دوره ای هستم. اگر وقتی صحبت می کنیم من یک چیز را هزار بار تکرار می کنم با گفتن: «اینو یک دقیقه پیش گفتی...» حرفم را قطع نکن. لطفا فقط گوش کن. سعی کن کودکی ات را به یاد بیاوری که من هرشب و هرشب یک داستان را برایت می خواندم تا بخوابی.

هنگامی که من نمی خواهم حمام بروم عصبانی نشو و من را خجالت زده نکن. سعی کن به یاد بیاوری وقتی یک دختر کوچک بودی و مجبور بودم دنبال تو بدوم، وقتی برای رفتن به حمام بهانه می آوردی. 

وقتی می بینی من چقدر با تکنولوژی جدید ناآشنا هستم، به من زمان بده یاد بگیرم و طوری نگاه نکن که... و به یاد بیاور من چه صبورانه به تو همه چیز را آموختم، مثل غذاخوردن مناسب، لباس پوشیدن، شانه زدن موهایت و رویایی با مسائل مسائل روزمره...

روزی که می بینی من پیر شده ام، از تو می خواهم صبور باشی و مرا درک کنی...

وقتی گاهی من یادم می رود که درمورد چه چیزی صحبت می کردیم، به من فرصت بده به یاد آورم و اگر نتوانستم بداخلاق، بی حوصله و گستاخ نشو. فقط با تمام قلبت بدان که مهم ترین چیز برای من، بودن با توست.

و هنگامی که پاهای پیر و خسته ام به من اجازه نمی دهند پا به پای تو بیایم، دستت را به من بده، همانطوری که وقتی کوچک بودی تازه می خواستی راه بروی. هنگامی که آن روزها آمدند، ناراحت نباش... فقط با من باش و مرا در آخرین روزهای زندگی ام باعشق درک کن. من قدردان و سپاسگزار تو خواهم بود به خاطر هدیه زمان و لذتی که باهم سهیم می شویم. با لبخند و عشقی که من همیشه نثار تو کرده ام. من فقط می خواهم بگویم... دوستت دارم دختر عزیزم...»

منبع: برترین ها





طبقه بندی: اجتماعی، 
برچسب ها: نامه یک مادر به دخترش درباره پیر شدن، مادر، پیر، دختر،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 23 خرداد 1395 توسط فرهاد داودوندی


به مناسبت روز مادر

مادر و پسران قهرمانش


با خنده ای که عکس تو در بر گرفته است

دیوار خانه چهره دیگر گرفته است

بعد از تو برق شور و شعف را هجوم اشک

از چشم های خسته مادر گرفته است









طبقه بندی: بسیج ورزش و هنرمندان و کارمندی و کارگری بروجرد، 
برچسب ها: مادر و پسرانش، مادر، روز مادر، شهید حسینی نسب، شهید سید عباس حسینی نسب، سه شهید، سه برادر شهید بروجردی،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 11 فروردین 1395 توسط فرهاد داودوندی
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 27 اسفند 1394 توسط فرهاد داودوندی
مادر و دخترهای سینمای ایران


دختران کوچکی که استعداد ذاتی درخشیدن روی پرده نقره ای را از خانواده به ارث برده اند. خیلی زود و در نقش های کمرنگ کودکانه جلوی دوربین قرار می گیرند تا رد پای مادران شان را دنبال کنند.

به گزارش دیده بان، دختران کوچکی که استعداد ذاتی درخشیدن روی پرده نقره ای را از خانواده به ارث برده اند. خیلی زود و در نقش های کمرنگ کودکانه جلوی دوربین قرار می گیرند تا رد پای مادران شان را دنبال کنند.

 آن ها از همان سال های کودکی، با فشار تبدیل شدن به یک سلبریتی رشد می کنند و اگر تصمیم به تحمل این فشار بگیرند و از سینما فراری نشوند. در بزرگسالی فرصت خوبی برای درخشیدن در مقابل دوربین به دست می آورند. در سینمای ایران، چندین زوج مادر- دختر حضور داشته اند که بیشتر آن ها، سابقه حضور در فیلم های مشترک را دارند. فیلم هایی مشترک با کارگردان هایی که مادر را دیده اند و دختر را انتخاب کرده اند!

آزیتا حاجیان و مهراوه شریفی نیا

مادر و دخترهای سینمای ایران (+عکس)

در دو سال اخیر، توجه و جوایز رسانه ای شامل حال ملیکا شده اند اما حالا مهراوه این شانس ویژه را به دست آورده تا در کنار مادرش در طولانی ترین سریال بعد از انقلاب صدا و سیما، نقش اول را بازی کند.

مهراوه شریفی نیا، پیش از این نیز سابقه حضور در آثار مشترک با مادرش را داشته است. روندی که از نقش لیلای کوچک در دزد عروسک ها شروع شد و مدتی بعد به سریال پرحاشیه ساعت شنی رسید. سریالی که برای اولین بار مهراوه را به شکل جدی در تلویزیون مطرح کرد و این فرصت را به او داد تا در چند سکانس، همبازی یکی از متفاوت ترین کاراکترهای دوران بازی مادرش شود.

آزیتا حاجیان و مهراوه شریفی نیا، این روزها روی بورس ترین مادر- دختر هنرمند ایرانی به شمار می روند. به ویژه حالا که کیمیا، به احساساتی ترین قسمت های ممکن رسیده است.

نورا هاشمی و گلاب آدینه

مادر و دخترهای سینمای ایران (+عکس)

برای فرزند گلاب آدینه و مهدی هاشمی، چه راهی به جز هنرمند شدن ممکن است وجود داشته باشد؟ مرور کارنامه گلاب آدینه، نشان می دهد که او یکی از گزیده کارترین بازیگران سینمای ایران در همه این سال ها بوده است.

بیشتر فیلم های دوران بازیگری او، شاخص ترین آثار دوران خودشان بوده اند. آدینه بعد از بازی در «آرامش در میان مردگان» در سال 84، شش سال از سینما دور بود و اکران نشدن قصه ها تا چند سال، این دوری را تقویت کرد تا زمانی که او با «من دیگه گو مارادونا هستم» دوباره به شکل جدی به سینما برگردد.

دختر او نورا هاشمی که ورود به سینما را به عنوان بازیگردان آغاز کرده بود، در عروس افغان و آرامش میان مردگان، همبازی مادرش شد اما درست به سبک خود آدینه، ترجیح داد در فیلم های زیادی بازی نکند. نورا درست مثل مادرش از سال 84 به بعد، تنها دو پروژه سینمایی را به اتمام رسانده است. حوالی اتوبان و جیب بر خیابان جنوبی.

پگاه آهنگرانی، منیژه حکمت

مادر و دخترهای سینمای ایران (+عکس)

تقریبا در همه تجربه های سینمایی پگاه آهنگرانی، رد پای منیژه حکمت دیده می شود. پگاه به عنوان یک بازیگر نوجوان در «دختری با کفش های کتانی» خوش درخشید. فیلمی که مادرش در آن نقش مدیر تولید و برنامه ریز را ایفا می کرد.

دو سال بعد، حکمت اثر پرسر و صدای «زندان زنان» را کارگردانی گروه و دخترش را در میان بازیگران اصلی این فیلم قرار داد و پگاه نیز نشان داد که مستعد تبدیل شدن به یک ستاره در سینمای ایران است.

این اتفاق عینا در «سه زن» نیز تکرار شد و در «صداها» و «ورود آقایان ممنوع» نیز حضور در منیژه حکمت به عنوان تهیه کننده کمک زیادی کرد تا پگاه در کست فیلم جای بگیرد. کمی بعد اما اوضاع تغییر کرد. این بار پگاه در «دربند» بدون حضور مادرش خوش درخشید و صاحب سیمرغ شد. او در لحظه درستی از دوران بازیگری به استقلال رسید.

غزل شاکری و فرشته طائرپور

مادر و دخترهای سینمای ایران (+عکس)

اولین پروژه تهیه کنندگی فرشته طائرپور در سینما در سال 67، دختر کوچک او را صاحب شهرت زیادی کرد. غزل شاکری، بازیگر اصلی فیلم سینمای کودکانه گلنار بود. فیلمی که هنوز هم در بازپخش ها مورد توجه کودکان قرار می گیرد. شاکری بعد از گلنار، 17 سال دیگر جلوی دوربین نرفت و با فیلمی به تهیه کنندگی مادرش به سینما برگشت. 4 سال بعد از «وقتی همه خواب بودند» غزل شاکری بالاخره صاحب یک نقش جدی شد. نقش اصلی «آینه های روبرو» فیلم که این بار طائرپور به عنوان نویسنده در آن حضور داشت.

باران کوثری و رخشان بنی اعتماد

مادر و دخترهای سینمای ایران (+عکس)

دو سال بعد از تولد باران، رخشان بنی اعتماد کارگردانی فیلم های بلند در سینمای ایران را آغاز کرد. «خارج از محدوده» و «زرد قناری» اولین فیلم های بلند بنی اعتماد به شمار می رفتند و «نرگس» اولین فیلم او با بازی دختر کم سن و سالش باران کوثری بود. از ان به بعد، باران تبدیل به بازیگر ثابت فیلم های مادرش شده بود.بازی باران در فیلم های بنی اعتماد، با «خون بازی» از همیشه جدی تر شد.

این اولین بار بود که نقش اول کارهای بنی اعتماد به دخترش می رسید و این کاراکتر موفق، یکی از بهترین بازی های کوثری جوان را رقم زد و او را به یک بازیگر تثبیت شده در سینمای ایران تبدیل کرد. باران و مادرش در همان سال ها، پروژه مشترک دیگری داشتند. بنی اعتماد قصه شخصیت های سابق اش را در «قصه ها» ادامه داد و باران ادامه شخصیت اش در خون بازی را در یکی از مورد توجه ترین سکانس های قصه ها با پیمان معادی بازی کرد. این آخرین همکاری آن ها، در سال های کم کار شدن بنی اعتماد بود. فیلمی که با 5 سال تاخیر روی پرده رفت. باران کوثری نیز بعد از مدتی ممنوع الکاری، با قدرت به سینما برگشته و این روزها فعالیت زیادی در اکران ها دارد.

لیلا حاتمی و زهرا حاتمی

مادر و دخترهای سینمای ایران (+عکس)

زهرا حاتمی، یکی از مهم ترین بازیگران دهه چهل و پنجاه سینمای ایران به شمار می رفت. او علاوه بر بازی و درخشیدن در کنار سوپراستارهای مرد آن دوران، در چند فیلم هنری و متفاوت با موج عمومی فیلمسازی نیز درخشیده بود. اولین بازی مشترک همسر علی حاتمی با دخترش، در سال 82 رقم خورد. علی مصفا با «سیمای زنی در دوردست» مادر همسرش را همبازی لیلا حاتمی کرد. اثر بعدی مشترک آنها نیز دوباره در رود فیلم تولید شد. لیلا و مادرش در این فیلم البته سکانس مشترک نداشتند و این علی مصفا بود که در سکانس های زهرا حاتمی در فیلم صفی یزدانیان حضور داشت.

بهاره رهنما و پروین قائم مقامی

مادر و دخترهای سینمای ایران (+عکس)

به طور معمول، همیشه این مادرها بوده اند که پای دخترها را به سینما باز کرده اند اما در مورد بهاره رهنما و پروین قائم مقامی، اوضاع کمی متفاوت است قائم مقامی که در «دایره زنگی» زیاد دیده نشده بود، در «مرد هزار چهره» مهران مدیری، نقش کوتاه مادر سریع الاشک(!) مدیری را بازی کرد و خیلی زود مورد توجه قرار گرفت.

 بهاره نیز در این سریال حضور داشت اما سکانس مشترکی با مادرش نداشت.قائم مقامی در ساختمان پزشکان، مسافران و در حاشیه که همگی جزو سریال های طنز شاخص این سال های تلویزیون بودند بازی کرد. او در 4 فیلم سینمایی نیز حضور داشته است.

ثریا قاسمی و حمیده خیرآبادی

مادر و دخترهای سینمای ایران (+عکس)

نادره سینمای ایران، مادر همیشگی سینما، در 153 اثر مختلف سینمایی ایفای نقش کرد تا از این حیث به یک رکورد جاودانه رسیده باشد. حمیده خیرآبادی در دوره های مختلف زندگی، نقش های مختلفی در سینما بر عهده داشت.

 اما با بازی های پرشمارش در نقش مادران دلسوز، به خاطر سپرده شد. دختر او نیز درست در همین مسیر قرار گرفت. ثریا قاسمی که در اواسط دهه شصت در «خانه ابری» همبازی مادرش شده بود. ثریا در سینما، کم کارتر از مادرش به شمار می رفت. او در دهه هفتاد، تنها در سه اثر سینمایی بازی کرد که سومی اش منجر به رسیدن سیمرغ بلورین به او شد. از آن به بعد، مسیر او بیشتر با حضور در سریال های تلویزیونی گره خورد.

شقایق فراهانی و فهیمه رحیم نیا

مادر و دخترهای سینمای ایران (+عکس)

در سینمایی که بیشتر بازیگران اش حتی سطوح اولیه تحصیلات را هم پشت سر نگذاشته اند، فهیمه رحیم نیا به عنوان دانش آموخته علوم انسانی در فرانسه، یک استثنا به شمار می رفت. رحیم نیاز در سال 49 وارد سینما شد اما همواره علاقه اصلی اش تئاتر بود و به همین خاطر مجموعا در 7 فیلم سینمایی بیشتر بازی نکرد تا نه به عنوان بازیگر، بلکه به عنوان همسر بهزاد فراهانی و مادر شقایق فراهانی شناخته شود.

 مادر بازیگر عجیبی که بازیگری را با داریوش مهرجویی و فیلم لیلا شروع کرده بود.شقایق در «طوطیا» تبدیل به یک چهره پاپیولار شد و توقع می رفت بازیگر مهمی برای سینمای ایران شود اما رفته رفته با انتخاب هایش، از مسیر درست فاصله گرفت. فراهانی تلاش زیادی انجام داد تا جایگاه از دست رفته را پس بگیرد و تا حدودی نیز موفق شد و دوباره در کارهای زیادی حضور پیدا کرد.


آزاده اسماعیل خانی و گوهر خیراندیش

مادر و دخترهای سینمای ایران (+عکس)

فیلم سیمرغ گرفته بهروز افخمی، فرصت حضور دختر گوهر خیراندیش به سینما را فراهم کرد.آزاده در بدو حضور در این مدیوم، چند نقش را به صورت همزمان در «آذر، شهدخت، پرویز و دیگران» بر عهده گرفت اما در مجموع، شانس زیادی برای دیده شدن نداشت.

«معمای شاه» دومین تجربه تصویری جدی او، این بار در تلویزیون پخش خواهد شد. اثری که باز هم پروژه ای مشترک برای آزاده و مادرش به شمار می رود.به نظر می رسد دختر جمشید اسماعیل خانی، سمپاتی خاص مادرش را برای درخشیدن در سینما ندارد اما شاید بتواند به عنوان بازیگری متفاوت، تجربه های متفاوتی نیز به دست بیاورد.




طبقه بندی: اجتماعی، 
برچسب ها: مادر و دخترهای سینمای ایران، مادر، دختر، فرهاد داودوندی فعالترین وبلاگ نویس ایران، فعالترین وبلاگ ایران، پر بازدید ترین وبلاگ ایران، پر بیننده ترین وبلاگ ایران،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 25 دی 1394 توسط فرهاد داودوندی
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 29 اردیبهشت 1394 توسط فرهاد داودوندی
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 23 فروردین 1394 توسط فرهاد داودوندی


وای بر فرزندی كه در این شهر،

 مادرش را رنجانده است




سلام .آقای داودوندی

 شمارا به خدا یه پستی بذارید که تو محتواش کمی بچه ها رو نصیحت کنید.

 چرا فکر میکنن هرچی پدر و مادر بهشون میگن غلط ولی هر حرفی که دیگران به اونا میگن و باب دلشون درست؟

 به خدا از قدیم گفتن دوست آن است که تو را بگریاند نه آنکه تو را بخنداند .

واقعا دیگه هیچ راهی به مغزم نمیرسه والان با گریه دارم این مطلب رو براتون مینویسم گفتم شاید فرزند من هم مثل اون ورزشکاری که رفت از مادرش معذرت خواهی کرد فرزند من هم از این دوست و رفیق بازی و تا پاسی از شب بیرون ماندن دست بکشه .

الهی امین

@@@@@@@@@@@@@



جهل جوانی

وقتی به جهل جوانی بانگ بر مادر زدم. دل آزرده به کنجی نشست و گریان همی گفت: مگر خُردی فراموش کردی که درشتی می کنی؟

چه خوش گفت زالی به فرزند خویش

چو دیدش پلنگ افکن و پیلتن

گر از عهد خردیت یاد آمدی

که بیچاره بودی در آغوش من

نکردی درین روز بر من جفا

که تو شیر مردی و من پیرزن

(گلستان سعدی نسخه فروغی)


@@@@@@@@@@@@@

بیچاره مادر

پسر رو قدر مادر دان که دایم

کشد رنج پسر بیچاره مادر


برو بیش از پدر خواهش که خواهد

تو را بیش از پدر بیچاره مادر


زجان محبوب تر دارش که دارد

زجان محبوب تر بیچاره مادر


از این پهلو به آن پهلو نغلتد

شب از بیم خطر بیچاره مادر


نگهداری کند نه ماه و نه روز

تو را چون جان به بر بیچاره مادر


به وقت زادن تو مرگ خود را

بگیرد در نظر بیچاره مادر


بشوید کهنه و آراید او را

چو کمتر کارگر بیچاره مادر


تموز و دی تو را ساعت به ساعت

نماید خشک و تر بیچاره مادر


اگر یک عطسه آید از دماغت

پرد هوشش زسر بیچاره مادر


اگر یک سرفه بی جا نمایی

خورد خون جگر بیچاره مادر


برای این که شب راحت  بخوابی

نخوابد تا سحر بیچاره مادر


دو سال از گریه روز و شب تو

نداند خواب و خور بیچاره مادر


چو دندان آوری رنجور گردی

کشد رنج دگر بیچاره مادر


سپس چون پا گرفتی ، تا نیافتی

خورد غم بیشتر بیچاره مادر


تو تا یک مختصر جانی بگیری

کند جان مختصر بیچاره مادر


به مکتب چون روی تا  باز گردی

بود چشمش به در بیچاره مادر


وگر یک ربع ساعت دیر آیی

شود از خود به در  بیچاره مادر


نبیند  هیچکس  زحمت به دنیا

زمادربیشتر بیچاره مادر


تمام حا صلش از زحمت این است

که دارد یک پسر بیچاره مادر


ایرج میرزا






طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: وای بر فرزندی كه در این شهر مادرش را رنجانده است، مادر، فرهاد داودوندی فعالترین وبلاگ نویس ایران، فعالترین وبلاگ ایران، پر بازدید ترین وبلاگ ایران، پر بازدید ترین سایت شخصی ایران، پر بیننده ترین وبلاگ ایران،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 5 بهمن 1393 توسط فرهاد داودوندی



امروز با  مامانا

 
 ﺑﭽﻪ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﯾﻢ ، ﻭﻗﺘﯽ ﻣﺮﯾﺾﻣﯽ ﺷﺪﯾﻢ

وقتی  ﺩﮐﺘﺮ ، ﻣﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪ ...

ﺑﮕﻮ ﮐﺠﺎﺕ ﺩﺭﺩ ﺩﺍﺭﯼ؟ ﭼﺘﻪ

ﺯﻝ ﻣﯽ ﺯﺩﯾﻢ ﺑﻪ ﻣﺎﻣﺎﻧﻤﻮﻥ؟ !!

ﯾﺎﺩﺗﻮﻧﻪ ...

ﻣﻨﺘﻈﺮ ﻣﯽ ﺷﺪﯾﻢ ﺗﺎ ﺍﻭﻥ ﺑﮕﻪ ﻣﺮﯾﻀﯽ ﻣﻮﻥ ﭼﯿﻪ؟؟ ...

ﻭ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩﻥ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺍﻭﻥ ﻣﯽ ﺳﭙﺮﺩﯾﻢ؟ ...

ﭼﻮﻥ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺩﻭﻧﺴﺘﯿﻢ ﻣﺎﺩﺭﻣﻮﻥ، ﻫﻤﻮﻥ ﺍﺣﺴﺎﺳﯽ ﺭﻭ ﺩﺍﺭﻩ

ﮐﻪ ﻣﺎ ﺩﺍﺭﯾﻢ ...

ﺣﺘﯽ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﻣﻮﻥ ﺑﯿﺸﺘﺮ ، ﺩﺭﺩﻣﻮﻥ ﺭﻭ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ ...

ﺣﺎﻻ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻡ ﺑﮕﻢ ﺍﻭﻥ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺭﻭ ﯾﺎﺩﺕ ﻣﯿﺎﺩ؟

ﺧﺐ ، ﺗﻮ ﺟﻮوﻥ ﺷﺪﯼ ، ﺍﻭﻥ ﭘﯿﺮ ﺷﺪﻩ !!!

ﺣﻮﺍﺳﺖ ﺑﺎﺷﻪ ﺑﻬﺶ ...

ﺣﺎﻻ ﻭﻗﺘﺸﻪ ، ﺗﻮﺍﻡ ﻣﺜﻞ ﺑﭽﮕﯽ ﻫﺎﺕ ﺍﮔﻪ ﺍﻭﻥ ﻣﺮﯾﺾ ﺷﺪ ...

ﺣﺴﺶ ﮐﻨﯽ!!!

ﺣﺎﻻ ﺍﻭﻥ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻧﯿﺎﺯ ﺩﺍﺭﻩ ، ﺣﺘﯽ ﺍﮔﻪ ﺣﺮﻓﯽ ﻧﺰﻧﻪ ...

ﻣﺜﻞ ﻫﻤﯿﺸﻪ !!!

ﺣﻮﺍﺳﺖ ﺑﻬﺶ ﺑﺎﺷﻪ ...





طبقه بندی: هنری، 
برچسب ها: مامانا، بچه، نیاز، حرف، مادر، دکتر،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 9 بهمن 1391 توسط فرهاد داودوندی
شبی ، پسری نزد مادرش که در آشپزخانه در حال پختن شام بود ، رفت و یک برگه کاغذ را به او داد . مادر دست هایش را با حوله ای تمیز کرد و نوشته ها را با صدای بلند خواند . پسرش با خط بچه گانه نوشته بود :

صورتحساب :
کوتاه کردن چمن باغچه 5 دلار
مرتب کردن اتاق خوابم 1 دلار
مراقبت از برادر کوچکم 3 دلار
بیرون بردن سطل زباله 2 دلار
نمره ی ریاضی خوبی که امروز گرفتم 6 دلار

جمع بدهی شما به من : 17 دلار

مادر لحظه ای به چشمان منتظر پسر نگاهی کرد ، سپس قلم را برداشت و پشت برگه صورتحساب فرزندش این عبارت را نوشت :

بابت سختی 9 ماه بارداری که در وجودم رشد کردی هیچ

بابت تمام شب هایی که بر بالینت نشستم و دعا کردم هیچ

برای تمام زحماتی که در این سال ها کشیدم تا تو بزرگ شوی هیچ

بابت غذا ، نظافت تو و اسباب بازی هایت هیچ

و اگر همه ی اینها را جمع بزنی خواهی دید که هزینه ی عشق به تو هیچ است . وقتی که پسر آنچه را که مادرش نوشته بود را خواند ، چشمانش پر از اشک شد و در حالی که به چشمان مادرش نگاه می کرد ، گفت : « مامان دوستت دارم » . آنگاه قلم را برداشت و زیر صورتحساب نوشت : قبلا به طور کامل پرداخت شده

***

نتیجه : چرا همیشه ما از پدر و مادرمون طلب کاریم ؟ چرا همه ی کارهایی رو که اونا از روی عشق و محبت برای ما انجام میدن رو وظیفشون میدونیم ، و وقتی اون ها یه چیز کوچیک از ما می خوان با کلی اکراه و غر زدن اون کار رو انجام میدیم ؟

قرآن کریم چه زیبا می فرماید که : آیا جواب نیکی به غیر از نیکیست ؟





طبقه بندی: هنری، 
برچسب ها: صورتحساب، مادر، پسر،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 2 خرداد 1391 توسط فرهاد داودوندی

  به صلامتی همه کلاس اولی ها

اگه ما بچه ها لیوان بشکنیم : ای دست و پا چلفتی
***

*اگه مامانه بشکنتش : قضا بلا بود***

*-اگه باباهه بشکنتش : این لیوان اینجا چیکار میکنه...***

*به سلامتی همه مامان باباها و بچه های
دست و پا چلفتی*

* ************

*به صلامتی همه کلاس اولی ها*

*که تازه امسال یاد میگیرن سلامتی درسته نه صلامتی!*

* * ***********
به سلامتی کسی که بهش زنگ میزنی.....خوابه....*

*ولی واسه این که دلت رو نشکنه*

*میگه:خوب شد زنگ زدی....باید بیدار میشدم.*




طبقه بندی: هنری، 
برچسب ها: به سلامتی، کلاس اولی ها، پدر، مادر، زنگ،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 17 فروردین 1391 توسط فرهاد داودوندی





سیزده را همه عالم به در از شهر امروز

یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم

تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم

تو جگر گوشه هم از شیر بریدی و هنوز

من بیچاره همان عاشق خونین جگرم

خون دل میخورم و چشم نظر بازم جام

جرمم این است که صاحبدل و صاحبنظرم

منکه با عشق نراندم به جوانی هوسی

هوس عشق و جوانیست به پیرانه سرم

پدرت گوهر خود تا به زر و سیم فروخت

پدر عشق بسوزد که در آمد پدرم

عشق و آزادگی و حسن و جوانی و هنر

عجبا هیچ نیرزید که بی سیم و زرم

هنرم کاش گره بند زر و سیمم بود

که به بازار تو کاری نگشود از هنرم

سیزده را همه عالم به در امروز از شهر

من خود آن سیزدهم کز همه عالم به درم

تا به دیوار و درش تازه کنم عهد قدیم

گاهی از کوچه معشوقه خود می گذرم

تو از آن دگری رو که مرا یاد تو بس

خود تو دانی که من از کان جهانی دگرم

از شکار دگران چشم و دلی دارم سیر

شیرم و جوی شغالان نبود آبخورم

خون دل موج زند در جگرم چون یاقوت

شهریارا چه کنم لعلم و والا گهرم


استاد شهریار






طبقه بندی: هنری،  اجتماعی، 
برچسب ها: سیزده بدر، سیزده، عالم، استاد شهریار، من، پدرت، زر، سر و همسر، مادر،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 12 فروردین 1391 توسط فرهاد داودوندی


به سلامتی اون که ......


به سلامتی‌ اون بچه‌ای که شیمی‌ درمانی کرده همه ی موهاش ریخته
به باباش میگه بابا من الان شدم مثل رونالدو یا روبرتو کارلوس؟
باباش میگه قربونت برم از همه اونا تو خوش تیپ تری . . .
-
-
-
به سلامتی اونایی که
درد دل همه رو گوش میدن
اما معلوم نیس خودشون کجا درد دل میکنن . . .
.
.
.
به سلامتی اونایی که به پدر و مادرشون احترام میذارن و میدونن تو خونه ای که
بزرگترها کوچک شوند؛ کوچکترها هرگز بزرگ نمیشوند . . .






برچسب ها: به سلامتی، به سلامتی اون که، پدر، مادر،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 21 اسفند 1390 توسط فرهاد داودوندی
پارک مادر بروجرد

 این عکسها مربوط به امروز صبح 2/11/1390 از پارک مادر بروجرد می باشد





طبقه بندی: اجتماعی،  هنری، 
برچسب ها: پارک مادر بروجرد، پارک، مادر،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 2 بهمن 1390 توسط فرهاد داودوندی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظ