وبلاگ شخصی فرهاد داودوندی
 
فروشگاه لوازم یدكی اتومبیل ، نجوم ، ورزش ، شطرنج، هنر و علم در بروجرد
tabligh
tabligh





از مشاهیر و مفاخر بروجرد

در زادگاهشان تجلیل کنیم



فرهاد داودوندی- بروجرد:

افتخار من اینست که زاده بروجردم و پدرم پزشک حضرت آیت الله العظمی بروجردی بود، قصد دارم تا زنده ام، دینم را به زادگاهم بروجرد ادا کنم.( استاد لوریس چکناواریان)

افتخار می کنم که بروجردی هستم، آرزو دارم روزی در زادگاهم فرهنگسرای بزرگی برای مردم شهرم بروجرد بسازم ( استاد جواد بختیاری)

سخنان بالا مربوط به دو چهره فرهیخته بروجردی می باشد که در سطوح بالای هنر جهان صاحب نام هستند و با صداقت کامل بیان می کنند که به بروجرد زیبا عشق می ورزند.

صدها اندیشمند بروجردی در حال حاضر در داخل کشور و دیگر نقاط جهان وجود در قید حیات هستند که به بروجرد زادگاه شان و به همشهریان بروجردی شان عشق می ورزند.

استاد لوریس چکناواریان و واستاد جواد بختیاری تنها نمونه هایی از بزرگانی هستند که در بروجرد به دنیا آمده اند و در تمامی آثارشان به اینکه در "شهر فرزانگان و استعداد های درخشان" به دنیا آمده اند اشاره کرده اند.

غرض از نوشتار بالا اینکه، دیگر وقتش رسیده فرزندان بزرگ بروجرد را که افتخار شهر و دیارمان در کشور و همچنین در دنیا هستند را ارج بنهیم، در زادگاه خودشان برای آنها مراسم قدردانی بگیریم، همانگونه که آنها به بروجرد و بروجردی ها افتخار می کنند، ما نیز در عمل نشان بدهیم که این مشاهیر و مفاخر سرمایه های فرهنگی ما هستند.

پس به جاست برای انجام یک فعالیت فرهنگی واقعی، مسوولین محترم شهر و ما مردم فرهنگ دوست و قدرشناس بروجرد آستین همت را بالا بزنیم و مراسمی در خور شان و جایگاه والای جهانی فرزندان برومند این شهر برداریم و برای شروع این حرکت زیبای فرهنگی، چه بهتر که در آینده نزدیک مراسم تجلیل از استاد لوریس چکناواریان و استاد جواد بختیاری را به نوبت برگزار کنیم

بزودی و برای اینکه هر چه سریعتر به نتیجه برسیم، مطالبی دیگر در این رابطه به نگارش در خواهد آمد....









طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: لوریس چکناواریان، جواد بختیاری، فرهاد داودوندی، بروجرد، مشاهیر بروجرد، مفاخر بروجرد، از مشاهیر بروجرد در زادگاهشان تجلیل کنیم،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 14 اردیبهشت 1397 توسط فرهاد داودوندی




از لوریس چکناواریان

( هدیه بروجرد به جهان موسیقی )

در زادگاهش تجلیل کنیم




به نام خدا

جناب آقای ترابی ریاست محترم اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی بروجرد

موضوع: تجلیل از بزرگان

با سلام

به استحضار می رساند چند سالی است كه در جای جای كشور عزیزمان ایران، تجلیل از فرهیختگان صورت می گیرد و چه رسم زیبا و پسنده ای.

تجلیل و قدردانی از زحمات بزرگان و نوابغ كشور باعث می شود تا هم انگیزه آنها دوچندان شود و هم به سایر مردم معرفی شوند تا شاید سرمشق و الگوی دیگران گردند.بروجرد از معدود شهرهائی است كه دارای بیشترین شخصیت های علمی، فرهنگی،مذهبی، و هنری نسبت به جمعیتش می باشد تا جائی كه به درستی لقب زادگاه فرزانگان به آن تعلق گرفته است ولی متاسفانه تاكنون مردم خوب بروجرد كمتر شاهد برگزاری این گونه مراسم بوده اند و به همین صورت فرزانگان بروجردی نیز در شهر خود كمتر مورد تجلیل واقع شده اند. چرا اینگونه است؟





این خود جای سوال دارد كه متولی این امر چه كسی یا چه سازمانی می باشد؟ اگرمشكل هزینه آن است، می توان تمام كارخانجات بروجرد را موظف به تامین بخشی از بودجه و هدایای اهدائی به شخصیتهای نخبه بروجردی نمود.

جناب آقای ترابی آیا می شود در سازمان تحت ریاست جنابعالی كمیته ای برای رسیدگی به این موضوع تشكیل گردد؟

در همین راستا به اطلاع می رساند یكی از شخصیتهائی كه محل تولد ایشان بروجرد می باشد و علاوه بر ایران در سطح جهان نیز به واسطه هنرش شناخته شده است استاد لوریس چكناواریان می باشد كه یكی از دوستان عنوان _ هدیه بروجرد به جهان موسیقی _ را در رابطه با ایشان بكار برده است.

این استاد بزرگوار چند سال گذشته یكی از معتبرترین جایزه های آهنگسازی را در دنیا كسب نموده و در بین هنرمندان موسیقی به عنوان ستاره ای بی نظیر از او یاد می كنند. ولی متاسفانه در بروجرد خیلی ها حتی اسم او را نشنیده اند.

جا دارد كه مراسم با شكوهی در تجلیل از ایشان بر پا گردد و علاوه بر آن خیابان و یا مركز فرهنگی نیز به نام وی ثبت گردد.لذا خواهشمند است در این زمینه اقدامات لازم را مبذول فرمائید.امید است با درایت خود تدبیری اتخاذ نمائید تا به این موضوع رسیدگی شود.



با تشكر _ سعید روزبهانی





طبقه بندی: هنری، 
برچسب ها: از لوریس چکناواریان ( هدیه بروجرد به جهان موسیقی ) تجلیل کنیم، لوریس چکناواریان، فرهاد داودوندی، تجلیل، موسیقی،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 1 اردیبهشت 1397 توسط فرهاد داودوندی


یک بروجردی که هی عاشق می شود!

 لوریس چکناواریان در مراسم رونمایی از مجموعه برگزیده آثارش گفت: «من یک بروجردی ساده هستم که چیزی برای گفتن ندارم. من اندازه موهایم عاشق شده‌ام، اندازه اقیانوس اشک ریختم و اندازه آفتاب خندیدم . اما باز هم باید بگویم که هنوز هیچ چیزی بلد نیستم.»

مجموعه برگزیده آثار لوریس چکناواریان، آهنگساز و رهبر ارکستر پیشکسوت موسیقی سه‌شنبه شب ۲۸ فروردین در قالب برگزاری یک مراسم ویژه توسط موسسه فرهنگی هنری راد نواندیش در تالار وحدت تهران رونمایی شد.




طبقه بندی: هنری، 
برچسب ها: یک بروجردی که هی عاشق می شود!، لوریس چکناواریان، فرهاد داودوندی، چکناواریان،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 30 فروردین 1397 توسط فرهاد داودوندی






این است کار فرهنگی واقعی

فرهاد داودوندی- بروجرد:

در حالیکه  دستگاه های عریض و طویل متولی کارهای فرهنگی آنچنان که باید و شاید برای شناساندن بروجرد و بروجردی ها و مقابله با فرهنگ های غیر بومی وارداتی کشورهای دیگر، کار در خور توجهی انجام نمی دهند،

 یک جوان بروجردی بنام آقای الوان پور (صاحب آتلیه دویار واقع در انتهای خیابان تختی )هر ساله با چاپ عکس بزرگان فرهنگی بروجرد در تقویم های تبلیغاتی و دیواری سعی در شناساندن این بزرگان در عرصه های مختلف اجتماعی دارد.

این جوان "بروجردی دوست"، به جای اینکه از عکس های کلیشه ای و تکراری برای تقویم های سالانه استفاده کند، از چهره های مطرح تاریخ معاصر بروجرد استفاده می کند.

 تقویم سال 1395  با عکس استاد لوریس چکناواریان و تقویم سال 1396 را با عکس استاد عبدالحسین زرینکوب چاپ کرده است  تا به این طریق برای شناساندن مفاخر بروجرد قدمی موثر برداشته باشد.

صمیمانه برای آقای الوان پور عزیز آرزوی موفقیت روز افزون داریم.




طبقه بندی: هنری، 
برچسب ها: این است کار فرهنگی، الوان پور، عبدالحسین زرینکوب، لوریس چکناواریان، تقویم، آتلیه دویار واقع در انتهای خیابان تختی، این است،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 3 فروردین 1396 توسط فرهاد داودوندی




تبریک میلاد حضرت عیسی مسیح (ع )

 به استاد لوریس چکناواریان

 افتخار جهانی بروجرد در عرصه موسیقی



ای مریم ! خدا تو را به کلمه ای از خودش بشارت میدهد که نامش مسیح عیسی بن مریم است ،در حالی که در دنیا و آخرت آبرومند و از مقربان الهی است (سوره آل عمران، آیه 45 )

 میلاد پیام آور توحید ، صلح و مهربانی ، سمبل صبر و شکیبایی پیامبر اولوالعزم حضرت عیسی مسیح (علیه السلام) را به هموطنان مسیحی به ویژه همشهری عزیز و ارزشمندمان و چهره ماندگار فرهنگ و هنرایران زمین، استاد لوریس چکناواریان تبریک میگویم.


حمید آقایی- فرهاد داودوندی

@@@@@



از راست آقایان: استاد رازمیک اوهانیان رهبر گروه کُر تالار وحدت،فرهاد داودوندی وبلاگ نویس و روزنامه نگار بروجردی، استاد لوریس چکناواریان رهبر ارکستر مجلسی رودکی، ارکستر اپرای تهران، ارکستر سمفونیک تهران ،ارکستر مجلسی رادیو - تلویزیون ایران (به عنوان رهبر ارکستر میهمان) و رهبر ارکستر فیلارمونیک ارمنستان و استاد پارسا از هنرمندان بروجردی





طبقه بندی: هنری، 
برچسب ها: میلاد حضرت عیسی مسیح (ع )، لوریس چکناواریان، حمید آقایی، فرهاد داودوندی، تبریک کریسمس، رازمیک اوهانیان، حبیب پارسا،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 4 دی 1395 توسط فرهاد داودوندی


آهنگساز و رهبر مسیحی بروجردی ارکستر از عاشورا گفت


لوریس چکناواریان آهنگساز بروجردی کشورمان:

مثل حسین(ع) و عیسی مسیح(ع)

 پیدا نمی شود

آهنگساز و رهبر مسیحی ارکستر از عاشورا گفت

چکناواریان: مثل حسین(ع) و عیسی مسیح(ع) پیدا نمی شود

صدای دسته‌های عزاداری و نوحه‌هایی که خوانده می‌شود، همیشه در من شور و هیجانی ایجاد می‌کند. آن قدر که دلم می‌خواهد در ایام عاشورا مدام قدم بزنم و چشم و گوشم را به این مراسم بسپارم.

  چکناواریان: مثل حسین(ع) و عیسی مسیح(ع) پیدا نمی شود

به گزارش جام جم آنلاین، سطرهای بالا را لوریس چکناواریان، آهنگساز و رهبر ارکستر مسیحی کشورمان می گوید، او در گفت و گو با مشرق درباره این روزهای سوگواری برای سالار شهیدان گفت: من همیشه گفته‌ام، یکی از آرزوهایم این است که برای امام حسین(ع) یک سمفونی بنویسم.

شخصیت ایشان برایم خیلی جذاب است و همیشه افسوس می‌خورم که کار چندانی برای معرفی ایشان و واقعه‌ی عاشورا انجام نشده است. بار تراژیک واقعه‌ی عاشورا آن قدر سنگین است که اگر بخواهی به آن فکر کنی، زیر بارش شانه‌هایت خم می‌شود.

 مگر در تاریخ چند نفر بوده‌اند که حاضر شده‌اند به خاطر خدا و عقیده‌شان پا روی همه‌ی داشته‌های زمینی خود بگذارند؟ چند نفر وجود دارند که مثل حضرت عیسی مسیح(ع) یا امام حسین(ع) با بزرگ‌ترین سختی‌ها روبه‌رو شوند و باز هم بر سر عقیده‌یشان بمانند؟ مسلما خیلی کم هستند. باور کنید عاشورا یکی از بزرگترین‌ وقایع تراژیک جهان است که می‌تواند همه‌ی دنیا را تحت تأثیر قرار دهد.

او افزود: من بارها به این نکته اشاره کرده‌ام که سه موسیقی در زندگی موسیقایی‌ام تأثیر عمیقی داشته‌اند. یکی موسیقی کلیسا، موسیقی زورخانه و دیگری عاشورا جالب است که هر سه با مذهب مرتبط هستند. موسیقی زورخانه هم مدام با پیشوایان مسلمان و به خصوص حضرت علی(ع) که مردی خیلی بزرگ و تکرار نشدنی در تاریخ است، گره خورده است.




طبقه بندی: محرم در بروجرد، 
برچسب ها: آهنگساز و رهبر مسیحی بروجردی ارکستر از عاشورا، لوریس چکناواریان، Moharam95، لوریس چکناواریان آهنگساز بروجردی،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 20 مهر 1395 توسط فرهاد داودوندی


دَم خرم آبادی های

 عزیز گرم


یکم مهر آئین بزرگداشت استاد لوریس چکناواریان

در خرم آباد برگزار خواهد شد


 چکناواریان در خرم آباد برنامه اجرا خواهد کرد

ایرج رحمانپور برای چکناواریان خواهد خواند



آیین زادروز و تجلیل از هنرمند نامی "لوریس چکناواریان" یکم مهرماه به همت انجمن موسیقی لرستان در خرم‌آباد برگزار می‌گردد.
به گزارش پایگاه خبری یافته، رئیس انجمن موسیقی لرستان در این باره گفت: به مناسبت سال‌روز تولد استاد "لوریس چکناواریان" مراسمی در تالار شهید آوینی مجتمع فرهنگی هنری ارشاد خرم‌آباد برگزار می‌گردد.
وی افزود: این مراسم توسط انجمن موسیقی استان و به منظور پاس‌داشت مقام این هنرمند لرستانی ارمنی‌تبار اجرا می‌گردد.
رییس انجمن موسیقی لرستان با بیان این كه این آیین با حضور مرادخانی معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، هنرمندان و مسئولین ارشد استان برگزار می‌گردد، افزود: در این مراسم قطعاتی از ساخته‌های استاد توسط نوازندگان ارکستر سمفونیک مرکز موسیقی وزارت ارشاد و به رهبری خودشان برای حضار نواخته می‌شود.
عباسیان خاطرنشان كرد: از دیگر برنامه‌های این آیین اجرای موسیقی لری توسط ایرج رحمان‌پور می‌باشد.
لوریس چکناواریان آهنگساز و رهبر ارکستر ملی ارمنستان سال ۱۳۱۶ در بروجرد به دنیا آمد. چنان‌که خود می‌گوید، مادرش از قتل عام ارامنه در ترکیه جان به در برد و پدرش از زندان‌های استالین و هر دو به ایران کوچیدند و در شهرستان بروجرد سکنی گزیدند.
پدرش مدتی حكیم آیت‌الله‌العظمی بروجری بوده است.
لوریس تحصیلات موسیقی خود را از سال ۱۳۳۲ در هنرستان عالی موسیقی آغاز کرد. مدتی بعد به وین عزیمت نموده و تا سال ۱۳۴۰ در فرهنگستان موسیقی این شهر به تحصیل آهنگسازی و رهبری ارکستر اشتغال داشت. سپس به ایران بازگشت و ضمن تدریس در هنرستان عالی موسیقی و ترتیب دادن نمایشگاهی از سازهای ملی در انستیتو گوته تهران، تصدی صداخانه ملی هنرهای زیبای کشور را عهده دار شد.



از راست آقایان: استاد رازمیک اوهانیان رهبر گروه کُر تالار وحدت،فرهاد داودوندی وبلاگ نویس و روزنامه نگار بروجردی، استاد لوریس چکناواریان رهبر ارکستر مجلسی رودکی، ارکستر اپرای تهران، ارکستر سمفونیک تهران ،ارکستر مجلسی رادیو - تلویزیون ایران (به عنوان رهبر ارکستر میهمان) و رهبر ارکستر فیلارمونیک ارمنستان و استاد پارسا از هنرمندان بروجردی


چکناواریان سال ۱۳۵۱ به رهبری ارکستر اپرای تهران منصوب گردید و در کارنامه کاری‌اش آهنگسازی فیلم هم دیده می‌شود. موسیقی فیلم‌هایی چون  تنگسیر امیر نادری، من ایران را دوست دارم خسرو سینایی، پرتو یک حماسه منوچهر طیاب، بیتا هژیر داریوش و بشارت منجی  نادر طالب‌زاده از جمله آثار چکناوریان در حوزه موسیقی فیلم است.
چکناواریان با برخی از خوانندگان هم اجراهایی را رهبری کرد که از جمله آن‌ها می‌توان به اجرایی با شهرام ناظری از مجموعه آثار این خواننده در سالن میلاد نمایشگاه بین‌المللی و اجرایی با سیدعبدالحسین مختاباد در تالار وحدت و فرهنگسرای بهمن اشاره کرد. او مدتی هم رهبری  ارکستر مجلسی رودکی را عهده‌دار شد.
چكناواریان بیش از ۷۵ اثر شامل سمفونی، اپرا، موسیقی مجلسی، کنسرتو برای پیانو، ویلن، گیتار، ویولن سل و پیپا، موسیقی باله، آثاری برای گروه کر، یک رکوئیم، و یک اوراتوریو و بیش از ۴۵ موسیقی فیلم ساخته ‌است.
از جمله ‌آثار او می‌توان به اپرای پردیس و پریسا،اپرای رستم و سهراب،باله سیمرغ، آهنگ نور و صدا ،توکاتا و فوگ برای ارکستر زهی کنسرتو پیانو، سمفونی پرسپولیس (سال ۱۳۸۴) و پوئم سمفونی کوروش.
نكته قابل توجه این كه استاد چكناواریان همواره خود را لرستانی و زاده بروجرد معرفی می‌كند و در استان لرستان چهره محبوبی به شمار می‌رود. وی چندی قبل نیز قول داده قطعه‌ای لری بسازد.
خبر: زهره شرفی




طبقه بندی: هنری، 
برچسب ها: دَم خرم آبادی ها گرم، لوریس چکناواریان، ایرج رحمانپور، رازمیک اوهانیان، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 12 شهریور 1395 توسط فرهاد داودوندی



لوریس چکناواریان افتخار موسیقی بروجرد در دنیا

مورد عمل جراحی قلب قرار گرفت


آهنگساز لرستانی و رهبر ارکستر با سابقه، مورد عمل جراحی قلب قرار گرفت.
هنرمند لرستانی زیر تیغ جراحی قرار گرفتبه گزارش پایگاه خبری یافته، "لوریس چکناواریان" که از چند روز گذشته به علت احساس درد در قفسه سینه به بیمارستان دی مراجعه کرده بود، پس از بستری شدن و مشخص شدن گرفتگی در چند رگ قلب، روز گذشته مورد عمل قلب قرار گرفت.
چکناواریان به دلیل فشار در قفسه سینه در بیمارستان بستری شد، پس از تشخیص گرفتی رگ‌ها، عمل آنژیو را انجام داد.
قابل ذکر است با اینکه عمل سختی بود اما حال عمومی ایشان مساعد است.
"لوریس چکناواریان" از آهنگ‌سازان معاصر ایران زاده‌ی ۱۳۱۶ هجری خورشیدی (۱۹۳۷ میلادی) در بروجرد لرستان است. وی تحصیلات موسیقی خود را از سال۱۳۳۲ در هنرستان عالی موسیقی آغاز کرد.
مدتی بعد به وین عزیمت نموده و تا سال ۱۳۴۰ در فرهنگستان موسیقی این شهر به تحصیل آهنگ‌سازی و رهبری ارکستر اشتغال داشت. سپس به ایران بازگشت و ضمن تدریس در هنرستان عالی موسیقی و ترتیب دادن نمایشگاهی از سازهای ملی در انستیتو گوته تهران، تصدی صدا خانه ملی هنرهای زیبای کشور را عهده‌دار شد.
چکناواریان در اواخر سال ۱۳۴۲ رهسپار اتریش شد و در سالزبورگ کار آهنگ‌سازی را ادامه داد. دو سال بعد به آمریکا رفت و چندین سال در دانشگاه میشیگان به ادامه تحصیل در رشته‌های آهنگ‌سازی و رهبری ارکستر پرداخت.
وی در سال ۱۳۴۹ به ایران بازگشت و علاوه بر کنسرت‌هایی با ارکستر سمفونیک تهران، ارکستر مجلسی و تلویزیونی ملی ایران و ... (به‌عنوان رهبر میهمان)، آثار متعددی آفرید که اکثر آن‌ها در تالار رودکی اجرا گشت.
چکناواریان در سال ۱۳۵۱ به رهبری ارکستر اپرای تهران منصوب گردید. چکناواریان پس از انقلاب در ارمنستان اقامت گزید و در ایروان به فعالیت‌های هنری خود ادامه‌ داد.
او طی سال‌ها عمر هنری خود و با آشنایی با فرهنگ غنی ایران زمین با علاقه‌مندی بسیار آثار متعددی را به مردم عزیز ایران اهدا نمود و همواره در خدمت و در جهت اعتلای فرهنگ موسیقی کلاسیک و اپرایی ایران تلاش فراوانی کرده است که از جمله می‌توان سوگواره حضرت علی‌(ع) و (شب قبل از عاشورا‌) جهت برنامه «رسول عشق و امید» در سال 1387 ، نوشتن (سیمرغ) بر اساس داستان عطار‌، (پردیس و پریسا) و چهار اپرای ماندگار "رستم و سهراب"، "سیاوش‌"، "‌رستم و اسفندیار"، داستان "ضحاک" بر اساس اشعار"فردوسی "زندگی حضرت مسیح از تولد تا عروج" و ... نام برد .
این استاد فرهیخته و برجسته ایران و جهان دارای بیش از 75 اثر از جمله 5 اپرا، 5 سمفونی‌، 5 کنسرتو و تعداد زیادی آثار مجلسی آهنگ متن فیلم سینمایی و آثار پیانو می‌باشد‌.




طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: لوریس چکناواریان افتخار موسیقی بروجرد در دنیا مورد عمل جراحی قلب قرار گرفت، لوریس چکناواریان، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 7 تیر 1395 توسط فرهاد داودوندی




نامه ای به رئیس محترم اداره ارشاد بروجرد


درخواست تجلیل از استاد لوریس چکناواریان


درخواست تجلیل از استاد لوریس چكناواریان

( هدیه موسیقی بروجرد به جهان )

به نام خدا

جناب آقای ترابی ریاست محترم اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی بروجرد

موضوع: تجلیل از بزرگان

با سلام

به استحضار می رساند چند سالی است كه در جای جای كشور عزیزمان ایران، تجلیل از فرهیختگان صورت می گیرد و چه رسم زیبا و پسنده ای.

تجلیل و قدردانی از زحمات بزرگان و نوابغ كشور باعث می شود تا هم انگیزه آنها دوچندان شود و هم به سایر مردم معرفی شوند تا شاید سرمشق و الگوی دیگران گردند.بروجرد از معدود شهرهائی است كه دارای بیشترین شخصیت های علمی، فرهنگی،مذهبی، و هنری نسبت به جمعیتش می باشد تا جائی كه به درستی لقب زادگاه فرزانگان به آن تعلق گرفته است ولی متاسفانه تاكنون مردم خوب بروجرد كمتر شاهد برگزاری این گونه مراسم بوده اند و به همین صورت فرزانگان بروجردی نیز در شهر خود كمتر مورد تجلیل واقع شده اند. چرا اینگونه است؟

 این خود جای سوال دارد كه متولی این امر چه كسی یا چه سازمانی می باشد؟ اگرمشكل هزینه آن است، می توان تمام كارخانجات بروجرد را موظف به تامین بخشی از بودجه و هدایای اهدائی به شخصیتهای نخبه بروجردی نمود.

جناب آقای ترابی آیا می شود در سازمان تحت ریاست جنابعالی كمیته ای برای رسیدگی به این موضوع تشكیل گردد؟

در همین راستا به اطلاع می رساند یكی از شخصیتهائی كه محل تولد ایشان بروجرد می باشد و علاوه بر ایران در سطح جهان نیز به واسطه هنرش شناخته شده است استاد لوریس چكناواریان می باشد كه یكی از دوستان عنوان _ هدیه بروجرد به جهان موسیقی _ را در رابطه با ایشان بكار برده است.

این استاد بزرگوار چند سال گذشته یكی از معتبرترین جایزه های آهنگسازی را در دنیا كسب نموده و در بین هنرمندان موسیقی به عنوان ستاره ای بی نظیر از او یاد می كنند. ولی متاسفانه در بروجرد خیلی ها حتی اسم او را نشنیده اند.

جا دارد كه مراسم با شكوهی در تجلیل از ایشان بر پا گردد و علاوه بر آن خیابان و یا مركز فرهنگی نیز به نام وی ثبت گردد.لذا خواهشمند است در این زمینه اقدامات لازم را مبذول فرمائید.امید است با درایت خود تدبیری اتخاذ نمائید تا به این موضوع رسیدگی شود.

در خاتمه لازم به ذكر می باشد اینجانب در رابطه با امور فرهنگی بروجرد چندین پیشنهاد دارم كه به مرور و در فرصت مناسب به اطلاع شما خواهم رساند.

با تشكر _ سعید روزبهانی ساکن تهران


لازم به ذکر است این نامه در تاریخ 1390 برای رئیس وقت اداره ارشاد آن زمان جناب آقای ارجمندی نیز ارسال شده بود که ایشان هیچگاه در این رابطه پاسخی ندادند




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: درخواست تجلیل از استاد لوریس چکناواریان، سعید روزبهانی، رضا ترابی، لوریس چکناواریان،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 19 خرداد 1395 توسط فرهاد داودوندی


آنچه باید در رابطه با استاد لوریس چکناواریان

افتخار بروجرد در جهان موسیقی بدانیم




متولد ۱۳۱۶ در بروجرد

▪ تحصیلات ابتدایی در هنرستان عالی موسیقی تهران
▪ سفر به وین برای ادامه تحصیل در رشته موسیقی
▪ فارغ التحصیل آكادمی موسیقی وین (موتسارتئوم زالسبورگ) در سال ۱۳۴۹
▪ فارغ التحصیل رهبری اركستر از دانشگاه میشیگان
▪ استاد هنرستان عالی موسیقی تهران۱۹۶۳-۱۹۶۱
▪ رئیس صداخانه ملی هنرهای زیبای كشور
▪ آغاز نگارش اپرای رستم و سهراب با حمایت آهنگساز بزرگ كارل ارف
▪ انتشار آثار پیانویی و باله فانتاستیك به وسیله انتشاراتی دوبلینگر اتریش
▪نخستین اجرای كنسرتو پیانو با اركستر سمفونیك تهران به رهبری حشمت سنجری و تك نوازی وینفرید وان درهوفن.
▪ نگارش۱۵۰ اثر پیانویی از ابتدایی تا استادی به سفارش كارل ارف برای متد ارف
▪ استاد كالج كنكوردیا
▪ استاد و رئیس گروه اپرا و سازهای اركستری دانشگاه مینه سوتا۱۹۷۰-۱۹۶۶
▪ رهبر اركستر اپرای تهران
▪ فعالیت به عنوان رهبر اركستر فیلارمونیك ارمنستان از سال ۱۹۹۰
▪ شروع فعالیت آهنگسازی فیلم با ساخت موسیقی متن فیلم كوتاه «جلد مار» ۱۳۴۱
▪ شروع فعالیت سینمایی با فیلم «جدال در مهتاب» (انزو دل اكویلا وینچنسو) به عنوان سازنده موسیقی متن در سال ۱۳۴۲
▪ فعالیت در انگلستان به عنوان رهبر ویژه شركت آر.سی.ای
▪ رهبری اركسترهای مطرح دنیا مانند اركستر سمفونیك لندن، اركستر فیلارمونیك لندن، اركستر سلطنتی لندن، اركستر سمفونیك هاله، اركستر فیلار مونیك هلسینكی، اركستر سمفونیك ارمنستان، اركستر سمفونیك مكزیك، انسامبل سازهای ضربی لندن، انسامبل سازهای ضربی استراسبورگ،اركسترمجلسی انگلستان، اركستر سمفونیك یامیوری ژاپن و ...
▪ مدیر هنری و رهبر اركستر فیلارمونیك ارمنستان۲۰۰۰-۱۹۸۹
▪ برپایی فستیوال بزرگ موسیقی وین در تهران
▪ برپایی فستیوال یك ماهه موسیقی بین الملل در تهران، اجرای سوئیت رستم و سهراب و سمفونی ۲ با اركستر سمفونیك وین، اجرای اپرای رستم و سهراب در سالن فستیوال سنت پولت با هنرمندان اتریشی و اسلواك، اجرای خسرو و شیرین، لیلی و مجنون، اجرای موسیقی زنده بر فیلم صامت اتللو، موسیقی متن فیلم
▪ سریال « بشارت منجی»، اتمام نگارش اپرای رستم و اسفندیار۲۰۰۰-۱۹۸۹
▪ دریافت نشان درجه یك هنری از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
▪ ساخت ۵ سمفونی ۵ كنسرتو و تعداد زیادی آثار مجلسی و...
▪ نخستین آهنگساز موسیقی فیلم در ایران و خالق تعداد زیادی موسیقی فیلم: من ایران را دوست دارم (به كارگردانی: خسروسینایی)، پرتو یك حماسه (به كارگردانی: منوچهر طیاب)، تنگسیر (امیر نادری) ، مناظر ایران (به كارگردانی: هوشنگ شفتی) و موسیقی سریال زندگی مسیح (به كارگردانی نادر طالب زاده) و...
▪ برخی از آثار او عبارت اند از: قطعه باگاتلهای ارمنی ، كنسرتو ویولن، كنسرتو پیانو، باله فانتاستیك برای سه پیانو و سازهای ضربی و آثار پیانویی ،اپرای پردیس و پریسا و باله سیمرغ، اپرای رستم و سهراب، باله اتللو، سمفونی ۱ و ،۲ ركویئم برای اركستر سولیست و گروه كر، اوراتوریو كتاب مكاشفه، كنسرتو ویولنسل، كنسرتو بی پا، كنسرتو و...
▪ آخرین اثر او سمفونی عشق و امید به مناسبت سال پیامبر اعظم (ص) ساخته و اجرا شده است.





از راست آقایان: استاد رازمیک اوهانیان رهبر گروه کُر تالار وحدت،فرهاد داودوندی وبلاگ نویس و روزنامه نگار بروجردی، استاد لوریس چکناواریان رهبر ارکستر مجلسی رودکی، ارکستر اپرای تهران، ارکستر سمفونیک تهران ،ارکستر مجلسی رادیو - تلویزیون ایران (به عنوان رهبر ارکستر میهمان) و رهبر ارکستر فیلارمونیک ارمنستان و استاد پارسا از هنرمندان بروجردی




متن کامل در ادامه مطلب



ادامه مطلب

طبقه بندی: هنری، 
برچسب ها: آنچه باید در رابطه با استاد لوریس چکناواریان افتخار بروجرد در جهان موسیقی بدانیم، لوریس چکناواریان، چکناواریان، پارسا، رازمیک اوهانیان، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 18 خرداد 1395 توسط فرهاد داودوندی

گفت‌وگویی متفاوت با رهبر ارکستری که نمی‌خواهد خودش را تکرار کند

حکایت 65 سال عاشقی با لوریس چکناواریان

شرایط سخت، آدم‌ها را یا ضعیف می‌کند یا قوی. آنها هم که قوی می‌شوند باز در برابر یک دوراهی سخت دیگر قرار دارند. یا دیو می‌شوند یا فرشته. لوریس چکناواریان هرچند کودکی‌اش با خاطرات تلخ اطرافیانش گره خورده و تا همیشه تلخی‌های روزگار ارامنه گریخته از چنگال مرگ را به خاطر دارد، سرنوشت آنها را که به تلخی مرده‌‌اند و فرصت شیرین زندگی کردن را نیافته‌اند، اما این تلخی او را تلخ نکرده و از این مرد یک فرشته ساخته است.

او در مهربانی، گذشت، بخشش و زلالی میان اهالی موسیقی زبانزد است و البته در کنار همه این موارد، آهنگساز و رهبر ارکستری تکرار نشدنی است. این گفت‌وگو گوشه‌ای از مواجهه‌ام با جهان شخصی این هنرمند بزرگ است و مطمئن هستم از خواندنش لذت خواهید برد.

خیلی از اهالی موسیقی بخصوص نسل جوان مدام می‌گویند در ایران کسی درکشان نمی‌کند. برخی از آنها هم مهاجرت می‌کنند و به دیگر کشورها می‌روند. شما سال‌هاست در جایگاه و موقعیتی هستید که می‌توانید به هر کشوری که بخواهید مهاجرت کنید، اما در ایران مانده‌اید و حتی محله‌ای که در آن زندگی می‌کنید را تغییر نداده‌اید. چرا؟

با شنیدن سوال شما بلافاصله مثالی به ذهنم رسید. می‌گویند بعد از یک جنگ پسر پادشاه خسرو به روم فرار کرد. انسان توانایی بود و آنجا کارهای عجیب و غریبی انجام داد. امپراتور روم به او گفت چه کاری می‌خواهی برایت انجام دهم؟ گفت از هر کشوری که داری یک خاک بیاور و یک کبوتر. خلاصه خاک‌ها را می‌آورند و می‌گذارند. پرنده‌ها را که هوا می‌کنند هر کدام می‌روند روی خاک خودشان می‌نشینند. امپراتور متوجه می‌شود شاهزاده ایرانی می‌خواهد به خاک خودش برگردد.

حالا حکایت پاسخ پرسش شما همین است، هر کسی خاک خودش را باید داشته باشد، این خاک آدم است و آدم بدون وطن بی‌هویت می‌شود. می‌دانید شهر بروجرد زادگاه من است. وقتی بعد از سال‌ها برای اولین بار رفتم بروجرد حس عجیبی داشتم و احساس می‌کردم در قلب وطنم هستم. آدم‌های معمولی هم وقتی مهاجرت می‌کنند، شاید زندگی‌شان از خیلی جهات بهتر شود، اما اگر پای حرفشان بنشینی می‌بینی دلشان می‌خواهد در وطنشان باشند. حالا به هنرمندان که برسیم بحث خیلی بیشتر فرق می‌کند. سخت معتقدم اهالی فرهنگ و هنر باید کنار مردم خودشان باشند تا بتوانند اثر خلق کنند. هنرمند یک گل خوب است و این دست‌های مردم است که به آن فرم و شکل می‌دهد. خودت تنهایی نمی‌توانی خودت را درست کنی. این است که اگر بخواهم در رشته خودم کار کنم و از خودم چیزی باقی بگذارم باید با مردم خودم و در خاک خودم باشم. زیاد سفر می‌روم و می‌آیم، اما نمی‌توانم جایی جز اینجا زندگی کنم.

اما فرزندتان هنرمند موفقی است و ایران زندگی نمی‌کند.

او نوازنده است، آهنگساز نیست. ساز زدن و آواز خواندن را می‌توان جاهای دیگر هم انجام داد، اما نویسنده، نقاش، آهنگساز و در کل خالق هنر وابسته به مملکت و مردم است. باید در فرهنگ خودش باشد تا بتواند کار کند.


جالب است دوست ندارید مهاجرت کنید. خانواده شما در‌ کشتار ارامنه از ارمنستان به ایران مهاجرت کرده‌اند، اما شما با مهاجرت موافق نیستید.

نه، خانواده من به ایران مهاجرت نکرده‌اند. آنها به وطن خودشان برگشتند. چون ایرانی بودند. همه ارامنه ایرانی هستند و در پایه‌گذاری کشور ایران سهم داشته‌اند. زمان کورش 28 کشور با هم جمع شدند و ایران را تشکیل دادند. در واقع ایران اسم ملت نیست، اسم سرزمین است. یک جغرافیای بزرگ فرهنگی است. هزاران سال در این جغرافیای غنی ملت‌های مختلف با دین‌های گوناگون کنار یکدیگر زندگی کردند و هر کس دین خودش را داشته است. هر چند بعد از ورود اسلام به ایران اغلب مردم مسلمان شدند، اما مسلمان بودن دلیل ایرانی بودن نیست. همان طور که می‌بینیم در دنیا مسلمان‌های زیادی هستند که ایرانی نیستند. در ضمن هر چند اکنون مرزهای جغرافیایی دچار تغییرات زیادی شده، اما ارامنه در قلبشان ایرانی هستند و بسیاری از آنها در حال یادگیری زبان فارسی هستند. شاه عباس و فتحعلیشاه اشتباه کردند که ارمنستان غربی را دادند به ترکیه و ارمنستان شرقی را به روسیه و با این سیاست اشتباهشان باعث کشته شدن میلیون‌ها ارمنی شدند. ارامنه هیچ وقت نخواسته بودند از ایران جدا شوند و جزوی از خاک کشور ترکیه شوند. بنابراین وقتی هم به ایران آمدند دوباره به وطنشان برگشته بودند. اصلا چرا به ایران برگشتند؟ چون حس وطن را به آن دارند. مادر من در ماجرای قتل عام ارامنه در یک گاری مخفی و به ایران آورده شده بود. در چنین شرایطی پدربزرگم به ایران می‌آید و می‌شود پزشک آیت‌الله بروجردی. یعنی به رغم تفاوت دین، این احساس امنیت را داشته‌اند. پدرم هم در شرایطی که عموهایش را در زندان‌های شوروی کشته بودند فرار می‌کند و به ایران می‌آید. می‌رود و به بروجرد و عاشق مادرم می‌شود. تازه بماند که ازدواجشان هم ماجراها دارد.

چه ماجرایی؟

پدربزرگم با ازدواجشان مخالفت می‌کند و هر دو فرار می‌کنند به تهران. خلاصه پدربزرگم مجبور می‌شود رضایت دهد.

با این همه فرار پیش آمده، تلخ و شیرین، شما از هیچ جا فرار نکردید. این اتفاقات تاثیری بر شما نداشته است؟

مگر می‌شود تاثیری نداشته باشد. من در خانواده‌های گریخته از آن روزگار سخت بزرگ شدم. ارامنه به ایران که آمدند هر چه از اروپا یاد گرفته بودند را هم با خودشان آوردند. اولین سینما، تئاتر، ارکستر و اپرا را در ایران راه انداختند، اما همه داستان‌های تلخی داشتند. یکی شوهرش را از دست داده بود، یکی فرزند و دیگری زنش را. داستان‌های تلخی که هرگز نمی‌توانستند فراموش کنند و مدام میان یکدیگر تعریف می‌کردند. کودکی‌ام گره خورد با واگویه‌های خاطره‌های تلخی که گاه آرام و گاه با صدای بلند بزرگ ترها برای هم زمزمه می‌کردند. اگر الان هم بعد از آن همه سال بخواهم آن وقایع را تعریف کنم گریه‌ام می‌گیرد. این همه سرنوشت تلخ پیش آمد به خاطر حماقت و خیانت شاه‌عباس و فتحعلیشاه. می‌توانستند مقاومت و مبارزه کنند.

انگار بخش عظیم تاریخ در اختیار آدم‌های وحشتناک است.

همیشه دنیا از این اتفاق‌ها دارد. از هیتلر و استالین گرفته تا بسیاری دیگر. شوروی در جنگ جهانی دوم 50 میلیون کشته داد که 25 میلیون نفر در جنگ کشته شدند و 25 میلیون را استالین خودش کشت، اما هیچ کس درباره این جنایت حرف نمی‌زند. چرا؟ چون او برنده جنگ بوده. اگر هیتلر هم برنده شده بود هیچ کس درباره هولوکاست حرف نمی‌زد. الان بسیاری از کشورها از قتل عام ارامنه حرف نمی‌زنند چون عامل آن کشوری با نفوذ است و فقط کشورهایی که قدرت دارند می‌توانند جلویش بایستند و این واقعه را قبول کنند. کشورهای وابسته نمی‌توانند حرف بزنند.

شما از کودکی سرنوشت‌های تلخ و خبر مرگ‌های سخت‌ را شنیده‌اید. خدا را شکر به هیچ وجه تلخ نشده‌اید. به مرگ چه نگاهی دارید؟

(سکوت طولانی می‌کند)... نمی‌دانم... هر شب فکر می‌کنم می‌میرم، اما صبح بیدار می‌شوم و صبح بخیر می‌گویم. می‌دانید به دنیا می‌آییم که بمیریم، می‌میریم که باز هم به دنیا بیاییم. کاری نمی‌شود کرد. فقط دعا می‌کنم وقت داشته باشم کارهایم را تمام کنم. ما نمی‌دانیم برای چه به دنیا آمدیم. مثلا فکر می‌کنیم من آمده‌ام آهنگساز باشم، دیگری مهندس باشد و یکی دیگر هم سیاستمدار. شاید این نیست. شاید من به دنیا آمدم یک نابینا را از سر خیابانی ببرم آن طرف و همه کارم همین باشد و بقیه‌اش را در این دنیا مفت خوری کنم. معمای زندگی را هیچ کس نمی‌فهمد. مرگ هم چیز بدی نیست و بخشی از این معماست، اما مثل همه پدر و مادرها تنها دعایم این است خودم قبل بچه‌هایم بمیرم، اما چه می‌شود کرد با مرگ؟ هیچ... در روایت‌های اسلامی هم درباره شباهت خواب و مرگ گفته شده است. ما هر شب می‌میریم و صبح زنده می‌شویم. اگر بخواهیم از مردن بترسیم نباید بخوابیم. مرگ سوالی است که هیچ کس جوابش را ندارد. جوابش را فقط خداوند دارد.

حالا اگر به آن دنیا بروید و ببینید ماموریت‌تان رد کردن همان نابینا از خیابان بوده چه می‌کنید؟

(با خنده) خیلی خوشحال می‌شوم. چون نابیناهای زیادی را از بچگی تا امروز از خیابان رد کرده‌ام. هنوز هم اگر جایی نابینایی را ببینم که می‌خواهد از خیابان رد شود، همه تلاشم را می‌کنم که خودم را به او برسانم و از خیابان ردش کنم.

تا به حال سوالی بزرگ داشته‌اید که جوابش را پیدا نکرده باشید؟

وقتی زندگی یک معمای بزرگ است، ما در احاطه سوال‌های فراوان هستیم، اما من بیشتر درگیر این هستم که کارهای بزرگ و ماندگار برای فردا بنویسم و روی پایه درست و علمی کار کنم. من برای امروز تلاش نمی‌کنم. امروز می‌آید و می‌گذرد. آدم باید برای فردا زندگی کند. آدم‌هایی هستند که کارهای یکبار مصرف انجام می‌دهند و زندگی می‌کنند. اتفاقا زندگی خوبی هم دارند، اما هر انتخابی بهای خودش را دارد. نان امروز را بخوری خوب زندگی می‌کنی، کار مردم‌پسند می‌کنی و روزگارت می‌گذرد، اما آنها که برای فردا زندگی می‌کنند، امروزشان سخت می‌گذرد به امید فردا. الان شاعرهای خیلی خوبی هستند که کسی شعر آنها را نمی‌خواند، اما 50 سال آینده شاید در مقامی بالاتر از حافظ هم قرار بگیرند. من تصمیم گرفتم نان فردا را بخورم، شما هم همین کار را بکنید. معماها را رها کنید، سوال‌ها را به روزگار بسپارید و به فکر نان فردا باشید.




از راست آقایان: استاد رازمیک اوهانیان رهبر گروه کُر تالار وحدت،فرهاد داودوندی وبلاگ نویس و روزنامه نگار بروجردی، استاد لوریس چکناواریان رهبر ارکستر مجلسی رودکی، ارکستر اپرای تهران، ارکستر سمفونیک تهران ،ارکستر مجلسی رادیو - تلویزیون ایران (به عنوان رهبر ارکستر میهمان) و رهبر ارکستر فیلارمونیک ارمنستان و استاد پارسا از هنرمندان بروجردی



ماجرای عشق شیرین و فرهاد که شیرین یک شاهزاده ارمنی است و فرهاد و خسرو پرویز را عاشق خود می‌کند، یکی از موضوعاتی است که به نظرم آمد می‌تواند مورد توجه شما باشد. چرا تا به حال اثری درباره آن ننوشته‌اید؟

خیلی دوست دارم بنویسم، اما یکی باید اسپانسر شود تا مخارج زندگی برسد، خیلی دلم می‌خواهد بنویسم شیرین و فرهاد، خسرو و شیرین... بی‌نظیر می‌شود.

به نظر شما از این عشق‌های پرسوز و گداز حالا هم هست؟

نه نیست به نظرم، اما آدم برای عشق‌های بچگی‌اش جان می‌دهد. بعد که بزرگ می‌شود... .

شما هم در بچگی عاشق شدید؟

چرا نشدم. 14 ساله بودم که عاشق شدم. عشق اول یک چیز آسمانی است. هیچ وقت از یاد آدم نمی‌رود. من می‌رفتم آن طرف خیابان می‌ایستادم نیم ساعت یکبار از پشت پنجره رد شود و نگاهی به بیرون بیندازد تا او را ببینم. برود مدرسه 30 متر دورتر راه بروم و از این دست خاطره‌هایی که اغلب ما داریم. عشق‌های بعدی را ممکن است یادت برود، اما عشق اول نه. عشقی که اصولا هم به آن نمی‌رسی... البته من هنوز هم عاشق می‌شوم. عاشق نشوم نمی‌توانم کار کنم.

65 سال از 14 سالگی شما می‌گذرد. یعنی 65 سال است همیشه عاشق بوده‌اید؟

همیشه عاشق بوده‌ام. حالا مگر من چند ساله هستم که این طوری حساب می‌کنید. (با خنده)

و مثل همان وقت‌ها عاشق می‌شوید؟

نه... عاشق بودنم مثل آن زمان بی‌نهایت عمیق نیست. الان که من عاشق می‌شوم سخت است، دیگر سنم رفته بالا و در شرایطی هستم که می‌توان عاشق شد بدون آن که طرف مقابل بداند. لزومی ندارد بداند... عشق به قلب آدم تعلق دارد، اما کسی هنوز راز عاشق شدن را فهمیده؟ نه ! اما...

اما چه؟

همین که خدا عاشق است و انسان هم می‌تواند عاشق شود، همین که خدا معشوق است و انسان هم می‌تواند معشوق باشد، آن‌قدر زیباست که می‌تواند تسلای بزرگی برای تمام معماهای مرگ و زندگی و مصایب این جهان باشد.

زینب مرتضایی‌فرد





طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: حکایت 65 سال عاشقی با لوریس چکناواریان، لوریس چکناواریان، رازمیک اوهانیان، فرهاد داودوندی، بروجرد، موسیقی، ارکستر،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 19 فروردین 1395 توسط فرهاد داودوندی
تقویم لوریس چکناواریان

اهدایی هنرمند گرامی آقای الوان پور ( آتلیه دویار)







طبقه بندی: هنری، 
برچسب ها: آتلیه دویار، تقویم لوریس چکناواریان، الوان پور، لوریس چکناواریان،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 28 اسفند 1394 توسط فرهاد داودوندی




خاطرات یک وبلاگ نویس

چرا افرادی به مانند آقایان لوریس چکناواریان،

 جواد بختیاری و سامان سالور مورد احترام

هستند و بعضی ها در این زمینه ناموفق؟!








(14)

فرهاد داودوندی - بروجرد:

یک خصلتی که من دارم این است که اگر از کسی خوشم بیاید حتما حتما رو در روی آن فرد بهش خواهم گفت که انسان شریفی است و یک بدی هم دارم که اگر کسی به شهر زادگاهم بد کند اگر یک روز هم به آخر عمرم باقی باشد حتما حتما یک جورهایی به گوشش خواهم رسانید.
و اما........

اما چرا این مطلب را قصد دارم بنویسم؟

راستش برای نمونه این آقای سامان سالور کارگردان و نویسنده صاحب نام بروجردی سینمای ایران به نظر من انسان بسیار شریفی است با اینکه فقط یکبار از نزدیک دیدمش اما با اینکه دیدار مان در ایام نوروز بود و خیلی سرش شلوغ بود بخاطر احترام به همشهریانش تمام برنامه هایش را لغو کرد و چند ساعتی ما در خدمتش بودیم.

این را گفتم و نوشتم تا بگویم اگر یک کسی محبوب می شود همینطوری و الکی این اتفاق رخ نخواهد داد، طرف وقت گذاشته، به همه احترام گذاشته، از وقتش زده و می شود کسی به مانند لوریس چکناواریان و جواد بختیاری و سامان سالور و .....که با افتخار می گویند بروجردی هستند و برای همشهریانشان هم با احترام وقت می گذارند.

و اما..........

اما در طرف دیگر قضیه، دوستی تعریف می کرد که شخصی که قصد داشت ره صد ساله را یک شبه بپیماید بنده خدا آمده بود به اصطلاح با کلاس گذاشتن!!!  خودش را مطرح کند، اما از آنجا که نمی دانست بروجردی ها از کوچک تا بزرگ نخبه هستند و این شهر اینقدر هنرمند پرور است که بزرگان محترم این کشور، نام این خطه را شهر فرزانگان و استعداد های درخشان گذاشته اند، لذا طرف اول کار دیده این جا این تو بمیری از آن تو بمیری ها که ممکن است در جاهای دیگر باشد، نیست! و حالا که دیده کسی تحویلش نمی گیرد، بد جوری حالش گرفته شده است.

البته متاسفانه این دوست مان نام آن شخص و زمان این اتفاق را برایم نگفت!

 اما حالا که صحبت به اینجا رسید و اتفاقا مطلب هم سوژه خوبی است، من هم یکی دو خط بر صحبت های آن دوست می افزایم که: بروجرد و بروجردی ها با داشتن هنرمندان نامی به مانند لوریس چکناواریان، جواد بختیاری، سامان سالور، فریبا متخصص، علی فروتن، عباس گودرزی کاریکاتوریست و .... چشم و دل شان از دیدن هنرمندان غیر بومی در شهرشان تقریبا سیر است و اگر هنرمند غریبه ای به این شهر بیاید و خودش را برای مردم بگیرد، مردم فقط خواهند خندید، زیرا خودشان هزاران هزار فرزند برومند بروجردی هنرمند دارند که هر کدام در گوشه ای از این شهر، استان، ایران و دنیا صاحب نام و افتخار آفرین می باشند. 

والسلام!




طبقه بندی: خاطرات یک وبلاگ نویس، 
برچسب ها: خاطرات یک وبلاگ نویس، خاطره خوبی از کارگردان مطرح آقای سامان سالور، سامان سالور، نقد، طنز تلخ، طنز، لوریس چکناواریان،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 19 بهمن 1394 توسط فرهاد داودوندی

تجلیل از موسیقی دان بزرگ لرستانی


عطر مهربانی موسیقی لرستان در پایتخت پیچید

با حضور گروه‌ موسیقی «آفتاب» از لرستان، نخستین جشنواره بین‌المللی موسیقی پیامبر مهربانی همزمان با هفته وحدت در تهران در حال برگزاری است.
 عطر مهربانی موسیقی لرستان در پایتخت پیچید / تجلیل از موسیقی‌دان بزرگ لرستانی به گزارش پایگاه خبری یافته، نخستین جشنواره بین‌المللی موسیقی پیامبر مهربانی همزمان با هفته وحدت، به همت سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران با حضور هنرمندان لرستان و 7 استان کشور و 8 گروه از کشورهای مسلمان، از جمعه 4 دی تا هفتم دی‌ماه در فرهنگ‌سراهای پایتخت در حال برگزاری است.
در این جشنواره 80 نوازنده از 8 کشور مسلمان، در چهار فرهنگسرای ارسباران، اندیشه، ابن‌سینا و بهمن جمع شده‌اند تا پیام صلح و مهربانی پیامبر اسلام را به گوش جهانیان برسانند.
از لرستان نیز گروه‌ موسیقی «آفتاب» در این جشنواره هنرنمایی کردند و برنامه خود را در فرهنگسراهای تهران اجرا کردند.
بر این اساس در نخستین جشنواره بین‌المللی موسیقی پیامبر مهربانی، گروه موسیقی «امقران» از کشور مراکش، گروه «چشتیه» از کشور افغانستان، گروه‌های موسیقی «آفتاب» از استان لرستان، «کرمانج» از خراسان، «کارس کایناغی» از کشور ترکیه، «آسمان» از تاجیکستان، «انتظار» از استان مازندران و «آوای موج» از استان بوشهر، گروه «حضرت رسول‌الله» از کشور عراق، گروه سنتی «نوا»، گروه «آوای شول» استان گیلان، گروه «هامون» سیستان و بلوچستان، گروه موسیقی «شوشا داغلاری» از کشور جمهوری آذربایجان، گروه «کاماندار مکتبی» از کشور گرجستان، گروه‌ «عاشیقلار» از آذربایجان‌شرقی و «مهرآیین» از کردستان حضور دارند.
لوریس چکناواریان بروجرد لرستانمراسم پایانی این جشنواره شامگاه دوشنبه هفتم دی از ساعت 18 در شب میلاد پیامبر اسلام در سالن 1600 نفری آوینی فرهنگسرای بهمن تهران برگزار خواهد شد.
 در مراسم اختتامیه ضمن اجرای موسیقی فیلم «محمد رسول‏الله (ص)» ساخته «موریس ژار» توسط گروه موسیقی نظامی، از «ای‌آر رحمان» آهنگساز فیلم محمد (ص) ساخته مجید مجیدی قدردانی خواهد شد و همچنین بزرگداشت «لوریس چکناواریان» آهنگساز بزرگ لرستانی و خالق سمفونی «رسول عشق و امید» هم از دیگر بخش‌های این مراسم خواهد بود. اجرای قطعه مشترک موسیقی توسط تمامی گروه‌های شرکت کننده و رونمایی از آلبوم «کیوان پهلوان» و آلبوم موسیقی «پیامبر مهربانی» از دیگر بخش‌های اختتامیه این دوره است.

 عطر مهربانی موسیقی لرستان در پایتخت پیچید / تجلیل از موسیقی‌دان بزرگ لرستانی خبر: آرمان قاسمی/ تهران





طبقه بندی: هنری، 
برچسب ها: تجلیل از موسیقی دان بزرگ لرستانی، لوریس چکناواریان، فرهاد داودوندی فعالترین وبلاگ نویس ایران، فعالترین وبلاگ ایران، پر بازدید ترین وبلاگ ایران، پر بیننده ترین وبلاگ ایران،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 7 دی 1394 توسط فرهاد داودوندی



پیام استاد لوریس چکناواریان

بزرگ مرد بروجردی موسیقی ایران و جهان

به مناسبت شب یلدا



پایگاه اطلاع رسانی روابط عمومی اداره ارشاداسلامی بروجرد



سلام

فرارسیدن شب یلدا ، شب عشق و دوستی را به همه بروجردی های عزیزم و هنرمندان شهرم تبریک می گویم .

خدایا ! عشق و امید همواره با آنها باشد.


لوریس چکناواریان




طبقه بندی: اداره ارشاد اسلامی بروجرد، 
برچسب ها: پیام استاد لوریس چکناواریان بزرگ مرد بروجردی موسیقی ایران به مناسبت شب یلدا، لوریس چکناواریان، شب یلدا،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 29 آذر 1394 توسط فرهاد داودوندی


سپاس از آقای محمد ترمه چی

استاد چکناواریان را به بروجرد بیاورید

باسلام جناب داود وندی عزیز

یک خواهش دارم توی مصاحبه ای که استاد چکناواریان توی یکی از جراید انجام دادند گفتن که یکی از آروزهاش اینه که توی زادگاه خودش (( بروجرد)) ی کنسرت موسیقی برگزار کنه .




اینک که شما به عنوان ی متولی خبر رسانی هستید از شما تقا ضامندم که این خواسته استاد رو به مسولین برسونید که ترتیبی اتخاذ کنند برای اجرای موسیقی توسط گروه ایشون

 از لطف بی کرانت سپاسگزارم

جناب داود وندی انشااله که خدواند متعال در همه امور یاریت کند یا حق





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: محمد ترمه چی، استاد چکناواریان را به بروجرد بیاورید، لوریس چکناواریان،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 22 مهر 1394 توسط فرهاد داودوندی



"لوریس چکناواریان" دوست داشتنی

تولدت مبارک





هفتاد و هشتمین سال تولد

بزرگ مرد بروجردی موسیقی کلاسیک دنیا




از راست آقایان:

استاد رازمیک اوهانیان
رهبر گروه کُر تالار وحدت،

 فرهاد داودوندی وبلاگ نویس و روزنامه نگار بروجردی،

 استاد لوریس چکناواریان
رهبر ارکستر مجلسی رودکی، ارکستر اپرای تهران، ارکستر سمفونیک تهران ،ارکستر مجلسی رادیو - تلویزیون ایران (به عنوان رهبر ارکستر میهمان) و رهبر ارکستر فیلارمونیک ارمنستان

و استاد پارسا از هنرمندان بروجردی




طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: لوریس چکناواریان دوست داشتنی تولدت مبارک، لوریس چکناواریان، هفتاد و هشتمین سال تولد بزرگ مرد بروجردی موسیقی کلاسیک دنیا، رازمیک اوهانیان، رازمیک اوهانیان رهبر گروه کُر تالار وحدت،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 20 مهر 1394 توسط فرهاد داودوندی


فرهاد داودوندی وبلاگ نویس بروجردی در کنار استاد لوریس چکناواریان استاد بزرگ و بروجردی موسیقی جهان


عاشقانه‌های چکناوریان

با عشق به کودکان محک نواخته می‌شود



کنسرت «شب عاشقانه‌های لوریس چکناوریان» با اجرای ارکستر سمفونیک البرز و به رهبری لوریس چكناوریان در تاریخ 18 مهرماه 1394 در مرکز همایش‌های برج میلاد برگزار خواهد شد و 50 درصد از عواید حاصل از این برنامه به موسسه خیریه محک اختصاص داده خواهد شد.
این كنسرت با همكاری مؤسسه خیریه محك و به مناسبت هشتادمین سال تولد لوریس چكناوریان آهنگساز و رهبر اركستر ایرانی برگزار می‌شود و اركستر سمفونیك البرز برای اولین بار به رهبری این هنرمند فرهیخته آثار عاشقانه او را در شبی همراه با عشق به کودکان مبتلا به سرطان اجرا می‌كند.
در این شب لوریس چكناوریان بعد از سال‌ها دوری از رهبری اركستر، آثار خود را رهبری می‌كند. اركستر سمفونیك البرز در روند اجرای پروژه «شب‌های آهنگسازان ایرانی» تا كنون شب هوشنگ كامكار و شب لوریس چكناوریان را برگزار كرده و اینک در سومین كنسرت از این مجموعه «شب عاشقانه‌های لوریس چكناوریان» را برگزار می‌كند.
از تمامی اعضای خانواده بزرگ محک دعوت می‌کنیم تا در این شب به یاد ماندنی هم نوایی هنر و نیکی را در فضایی سرشار از حس خوب کمک به هم‌نوع همراه هم تجربه کنیم.

برای خرید بلیط این کنسرت با شماره 84200 تماس بگیرید یا به سایت زیر مراجعه کنید:
www.84200.ir





طبقه بندی: هنری، 
برچسب ها: عاشقانه‌های چکناوریان با عشق به کودکان محک نواخته می‌شود، لوریس چکناواریان، چکناواریان، فرهاد داودوندی فعالترین وبلاگ نویس ایران، فعالترین وبلاگ ایران، پر بازدید ترین وبلاگ ایران، پر بازدید ترین سایت شخصی ایران،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 16 مهر 1394 توسط فرهاد داودوندی





از راست آقایان: استاد رازمیک اوهانیان رهبر گروه کُر تالار وحدت، فرهاد داودوندی وبلاگ نویس و روزنامه نگار بروجردی، استاد لوریس چکناواریان رهبر ارکستر مجلسی رودکی، ارکستر اپرای تهران، ارکستر سمفونیک تهران ،ارکستر مجلسی رادیو - تلویزیون ایران (به عنوان رهبر ارکستر میهمان) و رهبر ارکستر فیلارمونیک ارمنستان و استاد پارسا از هنرمندان بروجردی





استاد لوریس چکناواریان آهنگساز بین المللی:

دوست دارم قطعاتم را

در زادگاهم بروجرد اجرا کنم،

 زیرا بروجرد مهد هنر در ایران است




روزهای بروجرد- لوریس چکناواریان رهبر ارکستر و آهنگساز بزرگ کشورمان گفت: دوست دارم قطعاتم را در زادگاهم اجرا کنم، چون بروجرد مهد هنر در ایران است و بعید نیست در چند سال آینده مرکز موسیقی ایران شود.

وی در گفتگو با باشگاه خبرنگاران افزود: ارکستر ملی، زبان مادری موسیقی هر کشور است و تا زمانی‌که هنرمندان با این زبان آشنا نشوند نمی‌توانند در حوزه موسیقی موفق شوند. وی بیان داشت: خیلی خوشحالم که ارکستر موسیقی ملی باری دیگر فعالیت خودش را آغاز کرده و بسیار از اجرا و رهبری استاد فخرالدینی لذت بردم و اگر بتوانیم در این‌مسیر موفق شویم، بطور حتم در سطح بین‌الملل هم با موفقیت‌های چشم‌گیری مواجه خواهیم شد.

چکناواریان در خصوص قطعات این اجرا اظهار داشت: مدت‌ زمان اجرای این کنسرت 2 ساعت بود که مردم بدون هیچ‌گونه استراحتی تا پایان نشستند و گروه هم تمامی قطعات را بدون هیچ‌گونه نقصی اجرا کردند، که این خود جای تبریک دارد، واقعاً لذت بردم و به داشتن چنین گروه‌هایی افتخار کردم.
 
چکناواریان در مورد عمده کارهای خود در زمینه «رستم و سهراب»، «پردیس»، «پریسا» و یا سمفونی کوروش و اجرای آن بیان کرد: وقتی آهنگسازی را انتخاب کردم این سوأل را از خودم پرسیدم که دوست دارم آدم امروز باشم یا فردا، آدم امروز یک‌بار مصرف است و به‌سرعت از یادها خواهد رفت، اما آدم فردا بودن با خود ماندگاری را به‌دنبال می‌آورد و من هم دوست دارم با آثارم در یادها ماندگار شوم، 6 اپرا نوشتم که 4 اپرا در زمینه شاهنامه با نام‌های «رستم و سهراب»، «رستم و اسفندیار»، «سیاوش» و «ضحاک» است که 25 سال را صرف اپرای «رستم و سهراب» کردم، اما درحال حاضر بودجه و خواننده ارکستر نیست که بتوانم یک کار هنری فاخر را ارائه بدهم، اما باز هم باید این را بدانیم که کار هنر یک روزه شکل نمی‌گیرد.

وی در خصوص اجرای آثارش ادامه داد: دوست دارم قطعاتم را در زادگاهم اجرا کنم، چون بروجرد مهد هنر در ایران است و بعید نیست در چند سال آینده مرکز موسیقی ایران شود.


رهبر ارکستر سمفونیک ملی در مورد حضور «لاب چامسکی» پیانیست مشهور بین‌المللی در ایران گفت: حضور چامسکی در ایران برای فرهنگ هنر و موسیقی کشورمان بسیار قابل ارزش است و می‌تواند ما را با فرهنگ‌های مختلفی آشنا کند، با پیشرفت تکنولوژی،گفتگوی تمدن‌ها کم‌رنگ شده که این خود خطرات بسیاری برای دنیای هنر به‌وجود خواهد آورد و ما باید تلاش کنیم این گفتگوی تمدن‌ها را افزایش دهیم.

چنکاواریان در خصوص ساخت فیلم موزیک‌های آثار ماندگار سینمایی گفت: قبل از انقلاب فیلم موزیک‌های بسیاری را نوشتم ولی در حال حاضر در این حوزه فعالیت نخواهم کرد، چون فیلم موزیک‌های نیازمند یک اثر فاخر و یک بودجه خوب است که بتوان از یک ارکستر خوب برای ساخت موسیقی استفاده کرد، در غیر این‌صورت در این رشته ورود نخواهم کرد.

وی در پاسخ به این سوال که آیا برای هنردوستان این رشته کلاس آموزشی برگزار می‌کنید، اظهار داشت: 42 سال پیش در دانشگاهی در آمریکا تدریس می‌کردم، اما یک‌روز تصمیم گرفتم از این شغل استعفا بدهم و آزادانه در حوزه موسیقی فعالیت کنم ، چون معتقدم سمت‌ها مانع پیشرفت بشر می‌شود، به‌همین خاطر من تدریس را رها کردم و سفرها و رهبری‌های بسیاری را در کشورهای مختلفی انجام دادم.

رهبر ارکستر ادامه داد: شاعران هم سفرهای بسیاری کردند تا بتوانند با دایره گسترده‌تری در حرفه‌شان ظاهر شوند، باید دید، مقایسه کرد و یاد گرفت تا به کمال رسید، هنر یک پرنده است که نمی‌تواند در قفس بماند.

وی در پایان در خصوص اجرای کنسرت در سنندج خاطرنشان کرد: اجرای ارکستر در سنندج فوق‌العاده بود، موسیقی کردی یک زبان دلنشین و جذاب است و بسیار تعجب کردم که اعضای این گروه بدون دریافت هیچ حقوقی، هفته‌ای یک مرتبه از اقصی نقاط کشور سفر می‌کنند تا در کنار هم این کنسرت را اجرا کنند، این حرکت بسیار برایم قابل احترام بود و فکر نمی‌کنم هیچ جای دیگری بتوان چنین رفتارهایی را از نوازندگان مشاهده کرد.





طبقه بندی: بزرگان تاریخ بروجرد، 
برچسب ها: استاد لوریس چکناواریان آهنگساز بین المللی: دوست دارم قطعاتم را در زادگاهم بروجرد اجرا کنم، زیرا بروجرد مهد هنر در ایران است، استاد لوریس چکناواریان آهنگساز بین المللی: دوست دارم قطعاتم را در زادگاهم بروجرد اجرا کنم زیرا بروجرد مهد هنر در ایران است، لوریس چکناواریان،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 24 خرداد 1394 توسط فرهاد داودوندی






لوریس چکناواریان فرزند بروجرد،

 آهنگ ساز بین المللی:


زیباترین نوروزم وقتی بود که عاشق شدم/

 پدر بزرگم پزشک مخصوص آیت الله بروجردی بود



  لوریس چکناواریان از چهره های محبوب موسیقی کشورمان است که به رفتار محبت آمیز و فروتنانه اش معروف است و اگر پای صحبت هایش بنشینی بیشتر دوستش خواهی داشت.

به گزارش سایت شخصی فرهاد داودوندی بنقل از مهر نشسته ام اینجا و منتظرم. احساس می کنم داخل یک لوکیشن از فیلم های قدیمی هستم. اینجا زمان به طرز جالبی کش می آید و همه چیز انگار در گذشته جریان دارد. هر بار که در باز می شود فکر می کنم الان یکی از نویسنده ها یا هنرمندان محبوبم وارد می شود.

 وقتی برای گفتگو با لوریس چکناواریان تماس گرفتم و گفتم قرار است یک گپ و گفت بهاری داشته باشیم بلافاصله کافه هتل نادری نو را پیشنهاد کرد و گفت می توانیم بنشینیم در حیاط و هوای خوب بهاری هم جریان پیدا کند لابه لای حرف هایمان.

از در که داخل آمد، فضای نوستالژیک لوکیشن کامل شد. مردی با موهایی به رنگ برف و قلبی که بهار در هر تپش آن شکوفه می زند.

آنچه می خوانید یک مصاحبه رسمی نیست گپ و گفتی است صمیمی با لوریس چکناواریان موسیقیدانی که بهار را می فهمد، جهان را در صلح و آرامش می خواهد و نگران ماهی گلی های سفره هفت سین است.

چقدر این فضا ساده و قشنگ است ممنون از پیشنهادتان. شما  همیشه می آیید اینجا؟

- اینجا یکی از بهترین هتل های زمان خودش بود و من از خیلی قدیم می آیم می نشینم چای می خورم، فکر می کنم و از فضا لذت می برم.

* تنها؟

- من معمولا اگر کافه ای می روم یا تنها هستم یا با کسی که حرف مشترکی داشته باشیم. خیلی حوصله آدم های زیاد را که حرف های روزمره می زنند، ندارم به همین دلیل مهمانی هم خیلی کم می روم.

* پس این فرهنگ کافه نشینی که از قدیم بین هنرمندها وجود داشته می تواند به خاطر این حس مشترک باشد؟

- بله حتما همینطور است. بیشتر کسانی که اهل نویسندگی و هنر هستند ترجیح می دهند تنها باشند و خیلی زندگی اجتماعی ندارند. اما به هر حال لازم است با مردم در ارتباط باشند و حس و حالشان را ببینند تا بتوانند برای خلق اثر الهام بگیرند یه همین دلیل نشستن در کافه بهترین انتخاب است زیرا با دوستانشان گپ می زنند و مردم را هم تماشا می کنند.

* حالا هم که نوروز آمده و حال و فال حسابی برای نشستن و گپ زدن با دوستان مناسب است. ارامنه هم نوروز را جشن می گیرند؟

- بله در ارمنستان هم نوروز را که آغاز بهار هست جشن می گیرند، اما آنجا دو نوروز دارند. دیگری اول مرداد است. چون منطقه سردسیر است اول مرداد برایشان حالتی شبیه آغاز بهار دارد به همین دلیل نوروز را ابتدای مرداد ماه قرار داده اند. شنیده ام که بعضی زرتشتی ها هم آغاز مرداد را جشن نوروز می دانند.

* تمام مسیحیان جهان سال نو میلادی را جشن می گیرند و سالشان با تاریخ میلادی نو می شود، سال نو قلبی شما کدام است نوروز یا تاریخ میلادی؟

- بدون هیچ تردیدی  سال من با نوروز باستانی، نو می شود. تا ۲۰۰۰ سال پیش ارامنه خودمان هم نوروز را جشن می گرفتند در آن صورت تاریخ  ما امسال حدود ۴۵۵۵ ساله می شد ولی چون تاریخ میلادی را قبول کردند، به رقم ۲۰۱۵ رسیده ایم در حالی که این عدد مفهومی برای ارامنه ندارد، تاریخ واقعی ما همان تاریخی است که مال اشکانیان و کوروش کبیر است. ما ایرانی هستیم.

* اما به هرحال هر دینی فرهنگ و مراسم خودش را دارد و هرکس مذهبی را برمی گزیند در واقع  مجموعه از رفتارهای فرهنگی را هم انتخاب کرده است شما اینطور فکر نمی کنید؟

- البته این واقعیت است که هر ملتی با هر دینی فرهنگ خاص خودشان را دارند اما فرهنگ ارامنه ایرانی است و فرهنگ دین مسیحیت را هم ایرانی کرده اند. در اصل ارمنستان بخشی از ایران بوده که به دلیل نادانی دو پادشاه از این مملکت جدا شده است و همه ارمنی هایی که در سراسر دنیا پخش شده اند ایرانی الاصل هستند و فرهنگ پاک آریایی دارند.

* وقتی درباره نوروز و فرهنگ ایرانی حرف می زدید، طوری  به هیجان آمدید که انگار مشغول رهبری ارکستر هستید. می خواهم بدانم اگر قرار باشد برای نوروز یک اثر را اجرا کنید کدامیک از ساخته های خودتان انتخاب شماست؟

- سوئیت «آرارات» را اجرا می کنم چون داستان زندگی حضرت نوح (ع) است که کشتی ایشان روی کوه آرارات فرود می آید و از آن لحظه یک تمدن جدید آغاز می شود. در کتاب مقدس آمده است که چهل روز بارندگی شدید شد و همه چیز از بین رفت اما با فرود آمدن کشتی حضرت نوح (ع)، نسل های جدید از فرزندان ایشان که در سراسر دنیا پخش شدند به وجود آمد و این یک تولد دوباره و شروعی تازه بود به همین دلیل برای اجرا در عید نوروز مناسب است.

* از موسیقی های فولکلور نوروزی چه چیزی را همیشه به یاد دارید و گاهی با خودتان زمزمه می کنید؟

- «حاجی فیروزه سالی یه روزه...». البته چیزهای دیگر هم بود اما من این را که حاجی فیروزها در خیابان می خواندند و برای آمدن بهار شادی می کردند خیلی دوست داشتم.

موسیقی های بومی و منطقه ای خیلی فرهنگ جالب و دوست داشتنی داشتند. امیدوارم کسی بیاید آنها را جمع آوری و مرتب کند تا برای نسل های آینده باقی بمانند.

* از خیابان ها حرف زدید کدام خیابان تهران را بیشتر دوست دارید؟

- من از ۲ سالگی که به تهران آمدم در همین منطقه زندگی می کنم. لاله زار، نادری و جمهوری را دوست دارم. من اینجا قد کشیدم و بزرگ شدم . امکان ندارد جای دیگری را برای زندگی انتخاب کنم. تمام ساختمان ها و خیابان های این محله را می شناسم و دوست دارم. سر همین خیابان استانبول برای اولین بار عاشق موسیقی شدم. یک گروه ارمنی آمده بود و برنامه اجرا می کرد. من با دیدن آن ها فهمیدم چقدر موسیقی را دوست دارم. جهان من همین چند خیابان است.

* با توجه به این که شما اوقات زیادی را در سفر می گذرانید اگر بخواهید اثری خلق کنید ترجیح می دهید کجای دنیا باشید؟

- ایران. من گاهی اوقات یکسال یا ۶ ماه خارج از کشور هستم و خدا را شکر سفرهای زیادی دارم اما اگر بخوام اثری را بنویسم و بسازم باید در ایران باشم چون در فرهنگ خودم بهتر می توانم کار کنم و در فرهنگ کشور های دیگر راحت نیستم.

تمام خاطرات شیرین من در ایران است.

* اولین خاطره ای که از عید نوروز به ذهنتان می رسد مربوط به چه زمانی است؟

- وقتی خیلی کودک بودم. عید ها خیلی خوش می گذشت با دوستانمان بودیم و حسابی عیدی می گرفتیم. پدربزرگم دکتر کاراکاشیان که مهاجر بود البته در واقع به وطن خودش برگشته بود، مدیر بیمارستان فخرالدوله در ده کهریزک بود. همیشه عید نوروز من را با خودش به آنجا می برد و همه اهالی ده می آمدند عید دیدنی. کاسه های بزرگ روی میز می گذاشتند و داخلش پر بود از سکه های نو و براق و به همه عیدی می دادند. خیلی با صفا بود. بعدش همه با هم جشن می گرفتند. البته کهریزک زمان کودکی من با امروزش خیلی متفاوت بود. به هرحال در جشن های کهریزک که خیلی باشکوه و در عین حال مردمی بود به ما خوش می گذشت، هم عیدی می گرفتیم و هم شادی می کردیم.

* حالا که بزرگ شده اید خودتان هم عیدی می دهید؟

 - سعی می کنم بیشتر بگیرم. (می خندد)

* من که باور نمی کنم ...

- شوخی کردم. از نظر من بهترین و بالاترین مفهوم زندگی دریافت کردن نیست، اهدا کردن است. عیدی و هدیه گرفتن آنقدر جالب نیست که دادنش جالب است. خداوند هر آنچه احتیاج داریم به ما می بخشد اما به این معنی نیست که مال ما باشد بلکه ما هم با بخشیدن داشته هایمان به دیگران  این چرخه را ادامه می دهیم. تقسیم کردن آنچه که داری، بزرگترین  زیبایی زندگی است؛ بخشیدن به کسانی که نمی شناسیم بدون هیچ توقع و چشمداشت.

قرار نیست اگر ما به کسی هدیه می دهیم توقع تلافی داشته باشیم. خوبی کردن و عشق جاده یک طرفه است. عیدی دادن هم در همین جهت یک کار خوب محسوب می شود.

* تمام خاطرات خوبتان از نوروز، مربوط به دوران کودکی است؟

- نه خاطرات خوب دیگر هم دارم اما آدم هرچه بزرگتر می شود خاطراتش گرد و غبار می گیرد. در زمان کودکی و جوانی خاطره ها شفاف تر هستند. زندگی ما هم به مرور غبار می گیرد باید مواظب باشیم آن را  تمیز نگه داریم. همیشه ببخشیم و فراموش کنیم.

شما در جایگاه یک پدر و پدر بزرگ برای زنده نگهداشتن سنت ها و به ویژه عید نوروز چه توصیه ای به جوان های مدرن امروزی می کنید؟

- سنت ها را باید حفظ کنیم و یادمان باشد زندگی آنقدر سخت هست که اگر در سال چند دلیل برای شادی وجود دارد باید حفظش کنیم و به معنای واقعی شاد باشیم چون روزهای غم همیشه بیشتر از شادی است. سنت های های قدیمی چون پایه و اساس محکم تری دارند شادی های عمیق تری را هم به دنبال می آورند پس به همین بهانه شادی کنیم، به هم محبت کنیم و تبریک بگوییم.

* هنوز هم برای تبریک سال نو به دوستانتان کارت تبریک می فرستید یا شما هم دیگر دچار تبریک های اینترنتی و موبایلی شده اید؟

- من هنوزم کارت پستال می فرستم چون به نظرم خیلی مهربان تر و شخصی تر است. پارسال احساس کردم همه فقط با اینترنت تبریک می گویند اما بهتر است کارت پستال بفرستیم زیرا حس و حال را قشنگ تر القا می کند البته اگر اول عید به دست طرف برسد نه سیزده بدر. (می خندد)

* بهترین عید نوروزی که داشتید چه اتفاقی افتاد؟

- آنقدر عید های خوبی داشته ام که نمی توانم انتخاب کنم اما شاید بهترینشان عید نوروزی بود که عاشق شدم و همیشه در خاطرم هست. عشق خیلی اتفاق ارزشمندی است.

* من فکر می کنم  پدر و مادرتان هم خیلی عاشق هم بودند و شما هم فرزند خلف عشق هستید که اینطور در تمام وجودتان عشق و محبت جاری است.

- بله. مادر من به همراه پدرش در بروجرد زندگی می کرد. پدر بزرگم آن زمان رییس بهداری بروجرد و پزشک شخصی آیت الله بروجردی بود. پدرم از ارمنستان شرقی با پای برهنه فرار کرده و آمده بود بروجرد. ۱۵ سال هم از مادرم بزرگتر بود. او عاشق مادرم می شود و می رود خواستگاری و پدربزرگم قبول نمی کند اما مادرم آنقدر رمانتیک بوده که با پدرم فرار می کند و حتی وقتی در تهران دستگیر می شوند به پدربزرگم نامه می نویسد که اگر هایکاز (پدرم) را آزاد نکنید خودم را می کشم.

اتفاقا من آن نامه را دیده بودم. به هرحال این دو ازدواج می کنند. مادرم خیلی رمانتیک بود و من هم به مادرم کشیده ام. پدرم به دلیل سختی ها و رنج هایی که کشیده بود خیلی نمی توانست عشقش را ابراز کند اما در درون قلبش عاشق بود. در هر قلبی عشقی هست.

* می شود در زنگی چیزی را جایگزین عشق دانست؟

- نه. کسی که عشق ندارد لازم نیست اصلا زندگی کند چون با مرده فرقی ندارد. من همیشه به همه توصیه میکنم دو چیز را تا آخرین روز زندگی تان از دست ندهید: عشق و امید. حتی اگر تک و تنها بالای کوه دماوند نشسته باشید و هیچ کس دور و برتان نباشد باز هم نباید عشق و امید را از دست بدهید.

* به بهترین خاطره نوروزی تان اشاره کردید حالا بگویید بدترین خاطره تان چه بوده؟

- نوروزی که عاشق نبودم.

* لوریس چکناواریان به جز آثار ارزشمندش به یک چیز دیگر هم شهرت دارد آن هم خوش اخلاقی و فروتنی و محبتش است. راز این خوش خلقی را به ما هم بگویید؟

- من همانطور که گفتم می بخشم و فراموش می کنم. سعی نمی کنم هیچ بدی را تلافی کنم چون معتقدم با این کار یک بدی جدید در خودم به وجود می آورم. انتقام بدترین چیز در دنیا و جنگ بزرگترین گناه دنیاست. باید خوبی ها و بدی های دنیا را با هم بشناسیم و دوست بداریم. روز بدون شب معنی ندارد. زندگی ما هم مثل دنیا باید هم روز داشته باشد و هم شب.

حرص مال دنیا را هم نمی خورم چون می دانم آخرش سهم من یک متر در دو متر است. همه دنیا را هم که داشته باشم باید بگذارم و بروم.

قبلا هم گفته ام صورت من دو قسمت دارد یکی گریه و یکی خنده. یکی غم و دیگری شادی. به نظر من همه انسان ها همینطور هستند. هیچ کس فقط یک بعد شادی و یا ناراحتی ندارد اما باید خودمان مدیریت کنیم تا شادی را به دیگران انتقال دهیم نه غم را. باید خودمان را با هم برابر و یکدل بدانیم.

* شما مدرک دکترای موسیقی دارید اما نمی گذارید را با این عنوان خطابتان کنند، چرا؟

- بله من مدرک دکترای موسیقی ام را از امریکا دارم. استاد دانشگاه های معتبر بوده ام و نشان درجه یک موسیقی هم دارم اما هیچ وقت دوست ندارم مرا با این عناوین دست و پا گیر صدا بزنند. من فقط لوریس هستم. وقتی مدام به آدم بگویند دکتر، فکر می کند کسی شده و دیگر نمی تواند با آرامش موسیقی بسازد.

انسان باید همیشه از خودش بپرسد آیا در خدمت مردم هستم یا نه؟ فقط همین مهم است. وقتی در خدمت مردم باشم یعنی در مسیر الهی قدم برمی دارم. یک مثل قدیمی هست که من همیشه و همه جا می گویم: اگر می خواهی خوشحال و آرام باشی باید همسایه ات از تو بهتر زندگی کند.

* راستی شما سفره هفت سین می چینید؟

- بله من هر سال هفت سین دارم. خیلی رسم قشنگی است. نماد زندگی و نو شدن.

* ماهی قرمز هم می گیرید؟

- بله ماهی هم می گذارم اما مدام نگرانشان هستم که نمیرند. البته الان دو سالی هست که ماهی های سفره هفت سینم نمرده اند. خیلی مواظبشان بودم به آن ها  غذا می دادم و ظرفشان را تمیز می کردم. دوستم داشتند و نمی خواستند از پیش من بروند اما چون باید می رفتم سفر بردمشان در استخر پارک شهر رهایشان کردم و دیگر نمی دانم چه سرنوشتی پیدا کردند.

* دوست دارید سر سفره هفت سینتان چه چیز دیگری داشته باشید؟

- فقط کسی را که دوستش دارم همین.

* هر سال در لحظات تحویل سال چه دعایی می کنید؟

- آرزو می کنم بچه های من و تمام بچه های دنیا با صلح زندگی کنند. صلح جهانی آرزوی قلبی و همیشگی من است.

 * چرا یک اثر برای صلح نمی سازید، البته سرود بوسه آرامش و صلح در شیار سمفونی  life if chrise هم مرتبط با صلح هست اما به یک سمفونی برای صلح اشاره می کنم؟

- خیلی ها به من می گویند یک اثر درباره صلح بساز اما من می گویم که نمی توانم چون نمی دانم صلح چیست. از روز اول آفرینش جنگ با پسران حضرت آدم شروع شد و تا این لحظه هیچ زمانی در طول تاریخ بشریت نبوده است که جنگ نباشد. نمی توانم موسیقی بنویسم ولی می توانم آرزوی صلح جهانی داشته باشم و می دانم یک روز صلح جهانی اتفاق می افتد.

* از نظر شما صلح جهانی به غیر از نجنگیدن، مفهوم دیگری هم دارد؟

- اگر هر کسی بفهمد مفهوم زندگی چیست آرامش و صلح برقرار می شود. زندگی هر کسی سفری است به سوی خداوند. انسان متولد می شود و زندگی می کند و به سوی خداوند باز می گردد. اگر انسان ها از زندگی شناخت بهتری داشته باشند و فراموش نکنند که زندگی سفر به سوی خدا است همه در آرامش و صلح خواهند بود.

* موسیقی چقدر می تواند در ایجاد این شناخت کمک کند؟

- موسیقی زبان خداوند است و از اول خلقت وجود داشته و می تواند به عنوان بالابرنده دعا عمل کند. تا به حال دقت کرده اید که تمام کتاب های خداوند با موسیقی برای پیروان آن دین خوانده می شود؟ فکر می کنید چرا اینطور است؛ چون کلام به تنهایی احساس و روح کافی ندارد. وقتی موسیقی وارد می شود این قدرت را به کلام می دهد که به زیبایی و سرعت بیشتری به آسمان برسد. موسیقی که هنگام ساخت آن به فکر خداوند باشیم به انسان ها کمک می کند به یاد خدا برسند و مسیر الهی را فراموش نکنند.

* به عنوان آخرین سوال می خواهم بپرسم چه برنامه های کاری در سال جدید خواهید داشت؟

- با توجه به این که دیگر سن و سالی از من گذشته بیشتر دوست دارم روی کار آهنگسازی تمرکز داشته باشم تا اجرا. خلق اثر همیشه حال مرا خوب می کند. امیدوارم بتوانم در سال جدید هم آثاری بسازم که هم خودم و هم مردم دوستشان داشته باشیم.







طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: لوریس چکناواریان آهنگ ساز بین المللی متولد بروجرد، لوریس چکناواریان، فرهاد داودوندی فعالترین وبلاگ نویس ایران، فعالترین وبلاگ ایران، پر بازدید ترین وبلاگ ایران، پر بازدید ترین سایت شخصی ایران، لوریس چکناواریان فرزند بروجرد آهنگ ساز بین المللی،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 5 فروردین 1394 توسط فرهاد داودوندی





لوریس چکناواریان:

شفاف سازی بودجه هنر



فرهنگ و هنر در همه دنیا یکی از مهم ترین

 مقولاتی است که مردم با آن سروکار دارند.



سرمقاله شرق از استاد لوریس چكناواریان* رهبر بروجردی ارکسترهای بین المللی

دیدار هنرمندان با رییس جمهور اتفاقی خوب و ارزنده بود و باید آن را به فال نیک گرفت. مهم است که رییس جمهور یک کشور وقت برای هنرمندان می گذارد و دغدغه فرهنگ و هنر دارد. فرهنگ و هنر در همه دنیا یکی از مهم ترین مقولاتی است که مردم با آن سروکار دارند. فرهنگ همیشه حرف اول را می زند و یک ملت را، فرهنگ می سازد. بنابراین باید به آن توجهی ویژه کرد.

با تئاتر و موسیقی و سینما و ادبیات یک کشور است که می توان با جهان ارتباط برقرار کرد. همین که رییس جمهور به جمع هنرمندان می آید نشان از اهمیت این موضوع دارد. این خیلی خوب است که هنرمندان در این دیدار حرف هایشان را زدند و نظرات رییس جمهور را هم شنیدند. این حرف ها را روزنامه ها و رسانه ها منتشر می کنند و از این طریق عموم مردم از وقایع هنری مطلع می شوند.

ما کمبودی از لحاظ فرهنگی نداریم فقط باید حمایت شویم. رییس جمهور وقتی به فرهنگ توجه کند مردم هم آن را جدی می گیرند و تمایلشان به این عرصه، بیشتر می شود. روز دیدار با رییس جمهور خیلی خوشحال شدم که هنرمندان مختلف را کنار هم دیدم و به نظرم این اتفاق می تواند گسترش پیدا کند. خیلی خوب است که در سال تعداد این دیدارها بیشتر شود و ما بتوانیم مسایلمان را بیشتر بازگو و مطرح کنیم.

 اما کاش این دیدارها بیشتر می شد و ما بیشتر می توانستیم با رییس جمهور درباره مشکلات هنر صحبت کنیم. اینکه فقط پنج دقیقه به هر گروه هنری وقت داده شد تا درباره هنر صحبت کنند اصلازمان مناسبی نیست. باید زمان بیشتری گذاشته می شد تا هنرمندان درباره هنرشان صحبت می کردند. اگر این دیدارها بیشتر شود این زمان می تواند بیشتر شود.

بسیار خرسندم؛ نمایندگان سینما، تئاتر و سایر هنرها آمدند و دغدغه هایشان را گفتند. کاش نماینده ما اهالی موسیقی هم بیشتر به دغدغه های هنر موسیقی می پرداخت. توقع داشتم ایشان با توجه به فعالیت حرفه ای شان در خانه موسیقی درباره ارکسترها صحبت می کردند و مشکلات تشکل آنها را به اطلاع رییس جمهور می رساندند. ایشان خودشان خیلی لطف داشته اند و تا به حال چندین بار در صحبت هایشان تاکید کرده اند که ارکستر سمفونیک و ارکستر ملی باید دوباره راه اندازی و تقویت شود.

 ما هم به عنوان هنرمندان موسیقی باید از ایشان بخواهیم تا بودجه لازم را در اختیار ارکسترها قرار دهند. به گمانم باید بیشتر درباره ارکسترها صحبت می شد. جایش این بود که نماینده ما هم درباره اش صحبت می کرد. در مورد اینکه دولت چقدر در این یک سال توانسته به شعارهایی که در انتخابات داده عمل کند، فکر می کنم نتوانم نکته ای بگویم؛ از آن رو که مدتی در ایران نبودم و در جریان وضعیت نیستم.

با این حال معتقدم آقای مرادخانی، معاون هنری باید بیشتر در این باره صحبت کنند و بگویند چه میزان بودجه برای هنر اختصاص داده شده و این بودجه قرار است صرف چه چیزی شود. الان ما نمی دانیم که چه میزان بودجه در اختیار وزارت فرهنگ و ارشاد قرار گرفته و این بودجه، تامین شده است یا نه؟




طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: فرهنگ و هنر در همه دنیا یکی از مهم ترین مقولاتی است که مردم با آن سروکار دارند.، فرهاد داودوندی فعالترین وبلاگ نویس ایران، فعالترین وبلاگ ایران، پر بازدید ترین وبلاگ ایران، پر بازدید ترین سایت شخصی ایران، پر بیننده ترین وبلاگ ایران، لوریس چکناواریان،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 6 مرداد 1393 توسط فرهاد داودوندی


ساخت "سمفونی بروجرد"

 

توسط استاد لوریس چکناواریان

 

 

به گزارش سایت شخصی فرهاد داودوندی بنقل از روابط عمومی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان بروجرد:"نادر ارجمندی" ازساخت«سمفونی بروجرد »توسط استاد موسیقی دان جهانی "لوریس چکناواریان" برای زادگاهش خبر داد

 .

   " نادر ارجمندی " معاون مدیر کل و رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان بروجرد با اعلام این خبر گفت : استاد موسیقی دان برجسته و فرهیخته کشور و جهان " لوریس چکناواریان" که شنبه 20 اردیبهشت ماه 1393 در جمع هنرمندان زادگاهش بروجرد حضور یافته بود طی تماسی اعلام کرد در نظر دارد به زودی ساخت  «سمفونی بروجرد » را آغاز نماید .

 

"لوریس چکناواریان" از آهنگسازان معاصر ایران است، زاده ۱۳۱۶(۱۹۳۷ میلادی) در بروجرد. وی تحصیلات موسیقی خود را از سال ۱۳۳۲ در هنرستان عالی موسیقی آغاز کرد.

 

    مدتی بعد به وین عزیمت نموده و تا سال ۱۳۴۰ در فرهنگستان موسیقی این شهر به تحصیل آهنگسازی و رهبری ارکستر اشتغال داشت. سپس به ایران بازگشت و ضمن تدریس در هنرستان عالی موسیقی و ترتیب دادن نمایشگاهی از سازهای ملی در انستیتو گوته تهران، تصدی صداخانه ملی هنرهای زیبای کشور را عهده دار شد. چکناواریان در اواخر سال ۱۳۴۲ رهسپار اتریش شد و در سالزبورگ کار آهنگسازی را ادامه داد.

 

دو سال بعد به آمریکا رفت و چندین سال در دانشگاه میشیگان به ادامه تحصیل در رشته‌های آهنگسازی و رهبری ارکستر پرداخت. وی در سال ۱۳۴۹ به ایران بازگشت و علاوه بر کنسرت‌هایی با ارکستر سمفونیک تهران، ارکستر مجلسی و تلویزیونی ملی ایران و... (به عنوان رهبر میهمان)، آثار متعددی آفرید که اکثر آنها در تالار رودکی اجرا گشت. چکناواریان در سال ۱۳۵۱ به رهبری ارکستر اپرای تهران منصوب گردید. چکناواریان پس از انقلاب در ارمنستان اقامت گزید و در ایروان به فعالیت‌های هنری خود ادامه‌داد.

 

او طی سالها عمر هنری خود و با آشنایی با فرهنگ غنی ایران زمین با علاقمندی بسیار آثار متعددی را به مردم عزیز ایران اهدا نمود و همواره در خدمت و در جهت اعتلای فرهنگ موسیقی کلاسیک و اپرایی ایران تلاش فراوانی کرده است که از جمله می توان سوگواره حضرت علی (ع) و (شب قبل از عاشورا )جهت برنامه «رسول عشق و امید» در سال 1387 ، نوشتن (سیمرغ )بر اساس داستان عطار ، (پردیس و پریسا) و چهار اپرای ماندگار (رستم و سهراب) ، (سیاوش )، ( رستم و اسفندیار) ، داستان (ضحاک) بر اساس اشعار"فردوسی " ( زندگی حضرت مسیح از تولد تا عروج ) و ... نام برد .

 

استاد "چکناواریان" در رابطه با اثر ارزشمند( رستم و سهراب )که به بیان خودشان بیش از بیست و پنج سال تحقیق ، کار و تلاش را به همراه دارد و پس از یک دوره طولانی به ثمر نشسته ، گفته است : (اپرای (رستم و سهراب)را که حاصل سالها تحقیق و کار مداوم و تلاش شبانه روزی من است ، به پاس مهمان نوازی و پناه دادن مهاجران ارمنی فراری از قتل عام میلیونی ارامنه توسط دولت عثمانی و حکومت استالین به مردم میهنم ایران عزیز تقدیم می کنم . )

 

این استاد فرهیخته و برجسته ایران و جهان دارای بیش از 75 اثر از جمله 5 اپرا، 5 سمفونی ، 5 کنسرتو و تعداد زیادی آثار مجلسی آهنگ متن فیلم سینمایی و آثار پیانو می باشد .





طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: فرهاد داودوندی فعالترین وبلاگ نویس ایران، فعالترین وبلاگ ایران، پر بازدید ترین وبلاگ ایران، پر بازدید ترین سایت شخصی ایران، پر بیننده ترین وبلاگ ایران، بروجرد، لوریس چکناواریان،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 30 اردیبهشت 1393 توسط فرهاد داودوندی



دومین جلسه هم اندیشی

 

 بروجردی های مقیم تهران برگزار شد

 

 

فرهاد داودوندی – بروجرد:

 

عنوان برنامه: دومین جلسه هم اندیشی بروجردی های مقیم مرکزدر هتل المپیک تهران


دستور جلسه: انتخاب هیات رئیسه سنی و تشکیل کارگروه های تخصصی جهت کمک  به حل مشکلات و معضلات بروجرد.



یک منبع موثق به سایت شخصی فرهاد داودوندی گفت: دومین جلسه هم اندیشی بروجردی های مقیم مرکز با قرائت قرآن آغاز و پس از آن آقای مهندس جواد کماسی فرماندار اسبق بروجرد جلسه را رسما آغاز کردند.در ابتدا متنی راجع به بروجرد که حاوی یادی از فرزانگان و مردم بروجرد و جاذبه های تاریخی و طبیعت بروجرد بود را قرائت کردند.

 

سپس هیات رئیسه سنی انتخاب شد. که  آقای دکتر حافظی بعنوان رییس هیات رئیسه سنی جلسه انتخاب شدند

 

این منبع موثق در ادامه افزود: در این جلسه بیش از 50 نفر از بروجردیهایی که در وزارت خانه ها و نهادهای دولتی و غیر دولتی فعال هستند شرکت داشتند.

 

بعنوان مثال افرادی عضو هیات مدیره بانک های کشور،اساتید برجسته دانشگاه،قضات،مدیران  اقتصادی،سیاسی  نظامی و انتظامی حضور داشتند.


ازجمله مدعوین آقای فراقی فرماندار بروجرد بودند.

 

در ادامه از استاد برجسته موسیقی و رهبر ارکستر ارمنستان آقای لوریس چکناواریان که بعنوان مهمان ویژه درمراسم حضوریافتند با اهدا لوح تقدیر و  اهدائ یکی از صنایع دستی بروجرد تقدیر بعمل آمد.

 

در ادامه پیرامون مسائل و مشکلات شهر بویژه اشتغال و فرهنگ و هنر بحث  و تبادل نظرشد که  تصمیماتی نیز اتخاذ گردید که در آینده نزدیک آنها را نیز رسانه ای خواهیم کرد.

 

آقای استاندار نیز که بخاطر جلسه ای در استان نتوانسته بودند در این نشست حضور پیدا کنند، طی تماسی تلفنی از عدم شرکت در جلسه عذرخواهی کردند.





طبقه بندی: اجتماعی، 
برچسب ها: دومین جلسه هم اندیشی بروجردی های مقیم تهران برگزار شد، مهندس جواد کماسی فرماندار اسبق بروجرد، منوچهر فراقی، لوریس چکناواریان، فرهاد داودوندی، فعالترین وبلاگ ایران، فعالترین وبلاگ نویس ایران،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 8 اسفند 1392 توسط فرهاد داودوندی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظ