وبلاگ شخصی فرهاد داودوندی
 
فروشگاه لوازم یدكی اتومبیل ، نجوم ، ورزش ، شطرنج، هنر و علم در بروجرد
tabligh


عکس کاملا استثنایی از


 ورزش اشترینان و بروجرد در ایران


غول های دو و میدانی ایران


در تعقیب شیر مرد اشترینان


فقط کارشناسان ورزش و دو و میدانی


 می دانند که این عکس چه اُبهتی دارد!


فرهاد داودوندی- بروجرد:

این عکس بسیار منحصر بفرد مسابقات نیمه ماراتن دهه فجر سال 1370 در رامسر را فقط اهل فن می دانند که چه عکس نادر و تاریخی است!

استاد حسن گودرزی دونده محجوب اشترینان و بروجرد جلوتر از ابراهیم اطاعتی(نفر دوم)، حسین فاضلی( نفر سوم)، علی نانوا( نفر چهارم)، حیدر کارگر( نفر پنجم) و باباپور ( نفر ششم) در حرکت است!

فقط و فقط،  اهل فن و صاحب نظران ورزش و دو میدانی می دانند که حسن گودرزی در این عکس تاریخی چه غول های دو و میدانی را جا گذاشته است! بزرگانی که در زمان خود، نامشان لرزه بر اندام خیلی از ورزشکاران در رشته ماراتن و نیمه ماراتن می انداخت!

متاسفانه بخاطر نداشتن آرشیو ورزشی در این استان، افرادی به مانند استاد حسن گودرزی هنوز هم در گمنامی هستند!

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@


نظر آقای عبدالرضا قاسمی

از دوندگان با اخلاق لرستانی

 در رابطه با آقای حسن گودرزی و این عکس

سلام جناب آقای داودوندی .

عکس را که دیدم کلی خاطرات تلخ و شیرین برایم زنده شد . واقعا" ابهت عکس وصف شدنی نیست .

کافی است بدانیم . نفر دوم ابراهیم اطاعتی که اهل زنجان است بارها در مسابقات دوهای نبمه استقامت و استقامت کشور حضور داشته و حتی در مسابقات جهانی ماراتن نماینده کشورمان بود و . . .

 نفر سوم حسین فاضلی که اهل مازندران است بارها در در مسابقات کشوری مقام اول را کسب کرده و هم اکنون نیز در رده پیشکسوتان فعالیت داسته و بارها در مسابقات جهانی پیشکسوتان شرکت کرده واخیرا" در مسابقات جهانی استونی در رده سنی 40 تا 50 به مقام اول رسیده است .

 در قریب 40 کشور جهان مسابقه داده...

علی نانوا( نفر چهارم)، حیدر کارگر( نفر پنجم) وفرهاد باباپور ( نفر ششم) نیز هر کدام عناوین زیادی در مسابقات کشوری دارند .

اینها را گفتم که بدانیl ،حسن گودرزی گوهری بود که فدای نداری و نداشتن امکانات ؛ بی کسی شد .
 
دمش گرم که آن خاطرات را به فراموشی سپرده و کمر همت به آموزش جوانان شهرش گذاشته است .

 واقعا" دمش گرم


@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@


تعدادی از نظرات بینندگان محترم سایت

 در رابطه با آقای حسن گودرزی

1 - با سلام خداوکیلی اگر استاد حسن گودرزی نیم درصد امکانات اطاعتی.فاضلی.سجادی.وبی کسی ودر لرستان مظلوم واقع نمی شدوقول ان تیکه زمینی که شهردار ان زمان شهرداراقای عسکری بهش داد بود را بعنوان قدردانی از زحماتش می دادند واقعا ان موقع اشترینان کنیای دوومیدانی ایران می شدجناب داووندی شما زمانی که با استاد مصاحبه ایا در این مورد شکایتی از استاد شنیدی ایا تا اخر پای درددل استاد نشستی  خواهشن استاد را با عنوان شهرش اشترینان یاد کن که شهر زمین مردان پهلوان و غیرت است




2 - سلام جناب داوودوندی اگر عکسهایی ازروی سکو رفتن های حسن اقا بگذاریدی ابهت وبزرگی استاد بیشتر درایران نمایان میشود ای کاش معاون وزیر ورزش این ابهت وبزرگی را می دید که بداند در روزگار جوانی با شیر مرد لرستان مسابقه می داد حسن اقا که بود انسانی که هیچ وقت از عناوین ومقامهای خود در راستای اهداف شخصی خود وخانواده اش استفاده نکرد به این می گویند جوانمردی که مولایش علی ع اموختن عشق است حسن اقا



3 - با سلام جناب اقای داوودوندی چرا عکسهای این قهرمان پر اوازه ی لر رایکی یکی روی سایت قرار میدهی



4 - باسلام فقط زمین وپیست دوومیدانی پر از خار اشترینان قدر گامهای با صفایش را می داند چون خاک زمین همیشه بوسه بر گامهایش داشت واقعا که باید از عمق وجود بوسه بر کف پاهایش زد پس هیشه زنده بمان به افتخاراینکه همشه بوسه به گامهایت زنیم زنده باد حسن اقا پاینده باد شهرش اشترینان


5 - سلام جناب اقای داوودوندی خدا وکیلی خودشما وقتی این عکس روی سایت گذاشتید چه احساسی داشتید ایا مسولین ورزش استان نیز در این مورد نظری دارند ایا وجدانا فقط مسولین شهر اشترینان قدر این خانواده ورزشکار رادانستن ای کاش یک مصاحبه با مسیولین در مورد حسن اقا و خانواده اش انجام دهی

پاسخ فرهاد داودوندی : با سلام
شاید باورتان نشود، هر وقت عکس را می بینم عجیب سر شوق می آیم, اوج هنر را عکاس انجام داده که به موقع جلوداری شیر بروجرد و اشترینان را از همه قهرمانان نامی ایران به تصویر کشیده است.
ایکاش در هر رشته ورزشی ما چندین نفر مثل حسن آقا داشتیم!



6 - اشترینان همیشه با افتخار خواهد ماند چون استاد حسن گودرزی با افتخار مردم شهرش در سرتا سر ایران اسیا شد پس زندباد حسن اقا و برادارانش که با رفتنشان از اشترینان ورزش این شهر نیز فراموش شد ای کاش موسولین اشترینان قدر او وخانواده اش را می دانستند چرا نابود شد دوومیدانی -کشتی -وفوتبال شهرم اشترینان یادشان همیشه جاویدان باد




7 - سلام،دربزرگی نام استاد گودرزی همین کافی است که باوجود این همه قهرمانی در سطح اول ایران وکسب چندین عنوان قهرمانی درخارج از کشورهنوز هم در گمنامی بسر میبرند.قهرمانی که همیشه رسم ادب جوانمردی در وجود شان موج میزند قهرمانی بی ادعا که خدا وکیلی هیچگاه در جهت کارهای اجتماعی وروز مره اش از نام نشان پر افتخارش به عنوان امتیازی در جهت پارتی بازی استفاده نکرد ،تنها کسی که در ایران حمید سجادی(معاون کنونی وزیر ورزش) ازقهرمانان و رکوددار دوهای استقامتی ایران وآسیا راجا گذاشت.قهرمانی که مسیر میدان بسیج اشترینان تا یادبود بروجردرادر زمان51دقیقه میدوید.

آقا فرهاد عزیزشاید نوشتن این نظرات وتوضیحات رابا توجه به مشغله کاری حضرتعالی در مصاحبه ای از آقای گودرزی شخصا انجام دهید بهتر و جالبتر باشد.در دانشگاه از استاد دوومیدانی با توجه به شناخت ایشان از آقای گودرزی سوالی پرسیدم که نظرتان در ارتباط با ایشان چیست؟ استادم فرمود اگر بجای امکانات وتبلیغاتی که پشت سرحمید سجادی بود باحسن گودرزی جابجا میشدالان رکوردهای ایران در حد مسابقات جهان و المپیک بود نه آسیا،حسن گودرزی از خوش استیل ترین دوندگان تاریخ دوومیدانی ایران بودند.




8 - با سلام ایکاش اولین عکس تمام قدی که درمجله دنبای ورزش مرداد ماه سال 1365 باعنوان کشاورز خاک خورد لرستانی رکورد دوی 5000متر ایران را شکست روی سایت می گذاشتی جالب ترین عکس سایت می شد در ضمن اگر می شد ترتیبی میدادید که از نظر خوانندگان ماه بهترین عکس انتخاب میشد خیلی سایت بهتر می شد


9 - سلام آن کسی تنها به عشق شهرش وبرای سربلندی مردم شهرش دوید تا به مسولین بی مسولیت استان ان زمان ثابت کند که اراده بالاتر از همه امکانات می باشد اگر امکاناتی در اختیار معاون وزیر ورزش کنوونی که با زود وبند سیاسی خود را به عنوان خدمت کارورزش معرفی کرده بود اکنون اقای گودرزی یکی از نامدارترین ورزشکاران اسیا بود کسی که گویا خیلی از مسایل ان روز تنهایی نداری وغریبی کسی تنها دوید به عشق مردم لر

10 -سلام،

حسن آقا نه تتها دارای چندین عناوین قهرمانی کشورهستند بلکه دارای عناوین قهرمانی بین المللی نیز هستند.

عضو ثابت تیم های ملی جوانان وبزرگسالان جمهوری اسلامی به مدت 10سال.عضو تیم ملی جوانان اعزامی به مسابقات جوانان آسیا ژاپن،اعزام به مسابقات کشور روسیه،اعزام به مسابقات دوی نیمه کشور ترکیه،عضو تیم ملی جهت مسابقات جهانی فرانسه ؛عضوتیم ملی در مسابقات بین المللی دهه فجر،قهرمان چندین ساله مسابقات نیمه ماراتن دوهای استقامت ایران.

تنها کسی که آقای حمیدسجادی(معاون کنونی وزیرورزش وازنام آوران ورکورد داران ایران وآسیا)در ایران را  جا گذاشت فقط حسن گودرزی قهرمان ارزنده و اخلاق گرای شهرمان بوده.

خدا وکیلی شاید ایشان راضی به این نوشته نباشند ولی هرکس که با ایشان برخوردی داشته باشد واورانشناسد عمراهیچگاه بخواهد از عناوین ونام ونشان درخشان خود استفاده کند.

جوانمردی هرگز نمیمیرد.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: عکس کاملا استثنایی از ورزش اشترینان و بروجرد در ایران، حسن گودرزی، دو ماراتن، دونده ماراتن، اشترینان، عبدالرضا قاسمی، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 20 مهر 1396 توسط فرهاد داودوندی


پیام تشکر آقای عبدالرضا قاسمی

مدیر مسوول محترم پایگاه خبری یافته

إِنَّا للّه وإِنّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ

من آن شمعم که شب‌ها در شبستان تو می‌سوزم

به ظاهر شاد و در باطن ز هجران تو می‌سوزم


مشیت الهی بر این قرار گرفت، مادر عزیزمان به دیار باقی بشتابد.

بی‌شک غم از دست دادن عزیزان و نزدیکان همیشه سخت و طاقت‌فرساست و شاید از همه دردناک‌تر مرگ مادری دلسوز، مهربان و بی‌ریا!

اما در میان این‌ غم و اندوه، ابراز همدردی و حضور گرم و صمیمانه عزیزان : همکاران رسانه‌ای؛ مدیران و کارکنان دستگاه‌های اجرایی و انتظامی، نمایندگان مجلس شورای اسلامی، اعضای شورای اسلامی شهر، فرماندار و شهردار، مراکز آموزشی و دانشگاهی، اتاق لرستان، داروسازی دکتر جهانگیر، جامعه هنری، فرهنگی و ورزشی استان، مدیران روابط عمومی‌- پایگاه‌های خبری- خبرگزاری‌ها، نشریات استانی و کشوری، مدیران کانال‌های مجازی، انجمن های مردم نهاد، همکاران‌اداری، دوستان، آشنایان، همسایگان و بستگان باعث تسلی دل ما غم‌دیدگان شد.

امکان قدردانی حضوری و تک‌به‌تک از این ‌همه لطف و مرحمت دوستان مقدور نبود، لذا وظیفه خود میدانم به‌ حکم ادب و تشکر از همه سروران محترم که بذل محبت فرموده با حضور در مراسم تشییع و ترحیم، درج نظر، پیام تسلیت و یا تلفن ما را مورد عنایت قرار داده، همدردی خود را اعلام کردند و موجبات شادی روح عزیز از دست رفته و تسلی خاطر را فراهم نمودند، صمیمانه قدردانی و تشکر نمایم.

از آن بیم دارم نام مبارک عزیزی از قلم بیفتد، لذا از ذکر نام خودداری نموده و ضمن آرزوی سلامتی و سعادت برای همه دوستان، شادکامی همگان را از درگاه حضرت احدیت خواهانم.

باشد به شادی، محبت‌های شما بزرگواران را پاسخگو باشم.

عبدالرضا قاسمی/ مدیر مسوول پایگاه خبری یافته




طبقه بندی: اجتماعی، 
برچسب ها: پیام تشکر آقای عبدالرضا قاسمی مدیر مسوول محترم پایگاه خبری یافته، عبدالرضا قاسمی، یافته،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 2 اسفند 1395 توسط فرهاد داودوندی


مدیر مسوول "پایگاه خبری یافته" لرستان

 در سوگ از دست دادن مادر نشست


دوست و برادر عزیز

جناب آقای عبدالرضا قاسمی

مدیر مسئول پایگاه خبری یافته

ما را در غم از دست دادن مادر گرامی تان شریک بدانید، از خداوند مهربان برای آن مرحوم علو درجات و برای بازماندگان صبر آرزو داریم.

بروجرد:

 حاج مهدی باقری، جمشید تقسیمی، امیر فرزامی، عباس خردمند، اکبر مرادی، محمد مفید، فرشاد علی یاری، رضا هدایتی، ناصر پور، محمد حسین رحمانی، علی حسین عزیزی، سید کمال الدین حسینی، محمد کاوند، سید رضا کوچکی، علی صالح نیا، حجت الله پاکنهاد، محمد عسگری، حمید نظامی، محسن روزبهانی، مهدی یاری، محسن مرادی، حسین نیک ضمیر، حسین زنده دلی، مهدی میرزایی،  اصغر مرآت، جعفر غلامی،  محمد گودرزی( الف.فرهیخته)، امین مطیعی، مجتبی چگنی، آرش کردی، شیرزاد داودوندی، رضا ایاز، سید احمد خوشبین،داود پهلوان، علیرضا سلیمانی، علیرضا شریفی، افشین جنانی، مهران لطیفی،آرمین فیاضی فر، مهدی اسلام زاده، مهدی گودرزی،عزت الله تقوایی، محسن مهربان، امین عباسیان، حسین ابوالفتحی، ایمان فرید زاده، علی حجتی،  پویا مرآت، مهدی بیرانوند( روژمان)،  امیر مهدی غلامی، پوریا مهدوی مقدم، فرهاد داودوندی




طبقه بندی: نشریات، 
برچسب ها: مدیر مسوول "پایگاه خبری یافته" لرستان در سوگ از دست دادن مادر نشست، عبدالرضا قاسمی، پایگاه خبری یافته، تسلیت، یافته لرستان،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 28 بهمن 1395 توسط فرهاد داودوندی




عکس کاملا استثنایی از

 ورزش اشترینان و بروجرد در ایران



غول های دو و میدانی ایران

در تعقیب شیر مرد اشترینان


فقط کارشناسان ورزش و دو و میدانی

 می دانند که این عکس چه اُبهتی دارد!



فرهاد داودوندی- بروجرد:

این عکس بسیار منحصر بفرد مسابقات نیمه ماراتن دهه فجر سال 1370 در رامسر را فقط اهل فن می دانند که چه عکس نادر و تاریخی است!

استاد حسن گودرزی دونده محجوب اشترینان و بروجرد جلوتر از ابراهیم اطاعتی(نفر دوم)، حسین فاضلی( نفر سوم)، علی نانوا( نفر چهارم)، حیدر کارگر( نفر پنجم) و باباپور ( نفر ششم) در حرکت است!

فقط و فقط،  اهل فن و صاحب نظران ورزش و دو میدانی می دانند که حسن گودرزی در این عکس تاریخی چه غول های دو و میدانی را جا گذاشته است! بزرگانی که در زمان خود، نامشان لرزه بر اندام خیلی از ورزشکاران در رشته ماراتن و نیمه ماراتن می انداخت!

متاسفانه بخاطر نداشتن آرشیو ورزشی در این استان، افرادی به مانند استاد حسن گودرزی هنوز هم در گمنامی هستند!

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@



نظر آقای عبدالرضا قاسمی


 مدیر مسوول خبرگزاری یافته لرستان

و از دوندگان با اخلاق لرستانی

 در رابطه با آقای حسن گودرزی و این عکس


سلام جناب آقای داودوندی .

عکس را که دیدم کلی خاطرات تلخ و شیرین برایم زنده شد . واقعا" ابهت عکس وصف شدنی نیست .

کافی است بدانیم . نفر دوم ابراهیم اطاعتی که اهل زنجان است بارها در مسابقات دوهای نبمه استقامت و استقامت کشور حضور داشته و حتی در مسابقات جهانی ماراتن نماینده کشورمان بود و . . .

 نفر سوم حسین فاضلی که اهل مازندران است بارها در در مسابقات کشوری مقام اول را کسب کرده و هم اکنون نیز در رده پیشکسوتان فعالیت داسته و بارها در مسابقات جهانی پیشکسوتان شرکت کرده واخیرا" در مسابقات جهانی استونی در رده سنی 40 تا 50 به مقام اول رسیده است .

 در قریب 40 کشور جهان مسابقه داده...

علی نانوا( نفر چهارم)، حیدر کارگر( نفر پنجم) وفرهاد باباپور ( نفر ششم) نیز هر کدام عناوین زیادی در مسابقات کشوری دارند .

اینها را گفتم که بدانیl ،حسن گودرزی گوهری بود که فدای نداری و نداشتن امکانات ؛ بی کسی شد .
 
دمش گرم که آن خاطرات را به فراموشی سپرده و کمر همت به آموزش جوانان شهرش گذاشته است .

 واقعا" دمش گرم






طبقه بندی: ورزشی،  اشترینان، 
برچسب ها: عکس کاملا استثنایی از ورزش اشترینان و بروجرد در ایران، حسن گودرزی، دو ماراتن، دونده ماراتن، اشترینان، عبدالرضا قاسمی،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 15 آبان 1395 توسط فرهاد داودوندی


تصاویری از مراسم محرم







هیئت انصارالحسین کوی بهار تاسیس۱۳۲۰









طبقه بندی: محرم در بروجرد، 
برچسب ها: تصاویری از محرم، عبدالرضا قاسمی، محرم، آیدا قاسمی، ماه محرم، هیئت انصارالحسین کوی بهار تاسیس۱۳۲۰،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 23 مهر 1395 توسط فرهاد داودوندی















فرهاد داودوندی- بروجرد:

امروز دو میهمان بسیار عزیز داشتم. سالهاست که مشتاقم آقای عابد بابک بهاروند را از نزدیک ببینم.

توسط دوستان مشترک مان از شخصیت والای ایشان بسیار شنیده بودم. چند باری با هم تلفنی صحبت کرده بودیم اما بسیار دوست داشتم یک روزی آقای بهاروند را ببینم.

و این اتفاق امروز افتاد و توسط دوست و برادر عزیزم آقای عبدالرضا قاسمی شرایطی فراهم آمد که با این دو دوست عزیزم در مسیر رفتن به تهران برای دقایقی دیداری داشته باشیم.

در تمام مدت دوستان عزیزم گل گفتند و منهم گل شنیدم.

از فیلم " خون بس" هم صحبت کردیم، فیلمی که شاید در آن سالها، ده بیست بار آن را دیده ام و هر بار از دیدن آن بسیار لذت برده ام. فیلمی که با یک ظرافت بسیار خاص یک موضوع اجتماعی حساس در استان مان را به تصویر کشیده بود.

بازی روان هنرمندان این فیلم به واقع سالیان سال در خاطر بینندگان این فیلم می ماند. یکی از این هنرمندان که در فیلم خون بس نقش " براخاص " را بسیار زیبا بازی می کرد آقای عابد بابک بهاروند بود.

این شما و این هم متن مصاحبه آقای عبدالرضا قاسمی با آقای عابد بابک بهاروند که از سایت یافته نقل می شود:

دو دهه از ساخت فیلم خاطره‌انگیز "خون‌بس" می‌گذرد. این فیلم ساخته "ناصر غلامرضایی" کارگردان خرم‌آبادی است که قبل از انقلاب در سینمای جوان شهر خرم‌آباد فعالیت می‌کرد و جزو فیلم‌سازان پیشرو این شهر به شمار می‌رود.

وی چندین جایزه را هم به خاطر ساخته‌هایش به دست آورد. سال 1369 با فیلم‌نامه خون‌بس که نوشته‌ی خودش و مرتضی مختاری بود، قصد ساخت فیلمی را نمود که کاملاً به زبان لری باشد و به این هدف نیز بسیار پای‌بند بود. هر چند احتمال می‌داد كه اغلب مردم كشور نمی‌توانند با آن ارتباط برقرار کنند‌، ولی پس از اکران خون‌بس، نتیجه برعکس شد و حتی افرادی که به زبان‌های لری و فارسی هم آشنا نبودند، پیام فیلم را دریافت کردند.

در این فیلم كه سال 1372 اكران شد، بازیگران بسیاری به ایفای نقش پرداختند از جمله "عابد بابک بهاروند" با ایفای نقش به یاد ماندنی "براخاص".

حال پس از گذشت 20 سال به سراغ این بازیگر بومی فیلم "خون‌بس" رفتیم تا در نشستی صمیمی، علاوه بر مرور خاطراتش، از حال و روز امروزش نیز مطلع شویم:

آقای بهاروند از آن‌جا که من و شما رفاقت چندین و چند ساله داریم، اما می‌خواهم پس از معرفی‌، خلاصه‌ای از زندگی خودتان را برای دیگران بیان فرمایید.

ابتدا باید از شما دوستان سایت یافته تشکر کنم که پس از سال‌ها از ما یادی کردید. "عابد بابک بهاروند" هستم متولد 1342 در شهرستان خرم‌آباد که بیش از یک دهه است در تهران زندگی می كنم و در یکی از وزارتخانه‌ها مشغول به کار هستم‌. دوران مدرسه و دبیرستان را در خرم‌آباد گذرانده‌ام و دوران دانشگاه را هم در اهواز، بروجرد و ایلام گذرانده‌ام. دارای مدرک کارشناسی ارشد مهندسی ترویج و آموزش کشاورزی می‌باشم‌. متاهل هستم و دو فرزند دارم.

 

جناب بهاروند به بحث هنر و در واقع ورود شما به هنر می‌پردازیم. بفرمایید چطور شد که به سراغ  بازیگری در سینما رفتید‌؟

در حقیقت من اصلاً در وادی فیلم و به‌خصوص بازیگری نبودم، ضمن این که با توجه وضیعت فرهنگی استان در آن سال‌ها، روحیه‌ی بازیگری نداشتم. سال 1369 بر حسب اتفاق یک روز در خیابان، یکی از دوستانم به نام آقای "سید‌سیامک موسوی" را دیدم که به من پیشنهاد داد به پارک کیو خرم‌آباد و به دیدن تمرینات گروه فیلم خون بس که در آن‌جا مستقر بود برویم. آن روز قدم‌زنان به آن‌جا رفتیم‌. در بین گروه، بجز دو سه نفر، کسی را نمی‌شناختم که سیامک من را به آقای "ناصر غلامرضایی"، مرتضی مختاری، مرحوم حسین شیدایی و گروهی که آن‌جا بودند معرفی کرد. در همان یک ساعتی که آن‌جا بودیم از من به عنوان بازیگر، تست چهره گرفتند و در نهایت نظر آقای غلامرضایی این بود که من به تمرینات خون‌بس بروم. ابتدا تمایلی به رفتن نداشتم ولی با نظر دوستان و تقریباً دلبستگی‌ای که به آنها پیدا کرده بودم، قبول کردم که در تمرینات فیلم خون‌بس حاضر شوم.

 

انتخاب شما به عنوان یکی از کاراکترهای اصلی به لحاظ فیزیک و چهره‌، تاثیر زیادی در فیلم داشت. آیا این انتخاب فقط توسط کارگردان صورت گرفت یا خیر؟

در ابتدای تمرینات، مورد توجه گروه سازنده‌ی فیلم قرار گرفتم‌. این نقش 4 كاندیدا داشت و قرار شد از بین 4 نفر یکی انتخاب شود‌. یکی از بهترین افرادی که برای این نقش در نظر گرفته شده بود آقایی بود به نام "موسوی" که هم از تیپ خوبی داشت و هم از نظر  چهره فتو‌ژنیک بود‌. فکر می‌کنم در بیان دیالوگ‌ها مشکل داشت و به همین علت مورد قبول واقع نشد‌. در هر حال گروه سازنده به این نتیجه رسید که من  نقش براخاص را به عهده بگیرم. البته نظر کارگردان از نظر گروه سازنده مهم‌تر بود و ایشان نظر نهایی‌اش  روی من بود.

فیلم خون بس عابدین بهاروند

فیلم‌برداری فیلم خون‌بس نسبت به بقیه فیلم‌ها کمی طولانی‌تر شد. دلیل آن چه بود؟

به نظر من آقای ناصر غلامرضایی یکی از انگشت‌شمار فیلم‌سازان خوب و با حوصله‌ی کشور است‌. او در ساخت فیلم، بسیار حساس است و شاید برای شما باورش سخت باشد که برای 3 دقیقه فیلم‌برداری در نزدیکی تالاب‌های پل‌دختر، بیش از 17 روز مسیر خرم‌آباد تا پل‌دختر را رفتیم و برگشتیم‌! البته این رفت و آمدها با تمام آن جزییاتی بود که شما در فیلم دیدید با تعدادی اسب، حدود 30 نفر بازیگر و سیاهی‌لشگر، فیلم‌برداران، صدا‌برداران و گروه سازنده که کلاً به 50 نفر می‌رسیدند. ایشان می‌توانست کار را به شکل ساده‌تری انجام دهد، ولی با تعهدی که نسبت به فرهنگ منطقه لرستان داشت، تلاش می‌کرد که فیلم به بهترین شکل با توجه به امكانات آن زمان ساخته شود‌.

 

بعد از ساخت فیلم خون‌بس، پیشنهاد دیگری هم برای بازیگری در فیلم‌ها داشتید‌؟

بله! سال 1374 آقای "محمد سیف‌زاده" قرار شد که فیلم "آخرین تک‌سوار" را بسازد که از من هم دعوت کرد تا در آن فیلم نقش برجسته‌ای داشته باشم‌. کارهای هماهنگی انجام شد و در این فیلم كه سال 1377 اكران شد من در نقش "دلاور" افتخار داشتم با بازیگران مطرحی همچون "بهزاد فراهانی" و "هادی مرزبان" هم‌بازی باشم‌. موضوعی که برای من بسیار  آموزنده بود. در همین سال‌ها برای بازی در فیلم "طوفان شن" به کارگردانی آقای "جواد شمقدری" دعوت شدم، اما  با توجه به فراهم نشدن امکانات حضور در تهران، موفق نشدم در آن فیلم حضور پیدا کنم.

پس با این حساب سال‌ها از آخرین بازی شما می‌گذرد‌. با توجه به شرایط فعلی اگر به شما پیشنهاد‌ی برای بازی در یک فیلم داده شود، آمادگی حضور در آن فیلم را دارید؟

حقیقتش را بخواهید دوست دارم با بازی کردن در فیلم‌ها، خودم را محک بزنم. بنابراین اگر پیشنهادی از سوی یک کارگردان که با شرایط فعلی خودم سازگار باشد قبول خواهم کرد. خیلی دوست داشتم در فیلم‌های آقای "مسعود جعفری‌جوزانی" یا آقای "کیانوش عیاری" و یا "علی ژکان" سازنده فیلم "مادیان" یا کارگردان‌هایی که بیش‌تر دغدغه‌ی جامعه را داشته باشند بازی کنم.

 

از دلایل مهاجرت به تهران بگویید و این که آیا حاضرید مجدداً به لرستان برگردید؟

الان بیش از یک دهه است در تهران زندگی می‌کنم. با توجه به این که شرایط پیش‌رفت در کار مهیا نبود، ناچار به مهاجرت شدم و الان هم وضعیت زندگی‌ام طوری رقم خورده که مراجعت مجدد به زادگاهم تصمیم سختی است‌. هر چند که بودن یا نبودن من در استان چیزی از دلبستگی‌هایم به سرزمین مادری‌ام کم نمی‌کند.

به عنوان آخرین سوال، اگر از خاطرات پشت صحنه فیلم‌ها و سریال‌هایی كه در ‌آن‌ها بازی كردید چیزی در ذهن دارید، آماده‌ی شنیدنش هستیم.

تمام پشت صحنه خاطره است‌! یکی از بهترین خاطراتم بر می‌گردد به صحنه‌ی قتل براخاص در فیلم خون بس‌. وقتی  خبر مرگ من(براخاص) را به خانواده رساندند، خانم "فرخنده بهرامی" در نقش مادر براخاص، خانم " فریبا حاجی‌نژاد" در نقش همسر و آقای  "مرتضی فلاحی" در نقش پدر‌، طوری ایفای نقش کردند که آقای "فیروز ملک‌زاده"  فیلم‌بردار خون‌بس و از فیلم‌برداران مطرح ایران که فیلم‌هایی همچون "دوچرخه"، "ساز دهنی" و "باشو غریبه کوچک" را فیلم‌برداری کرده، نتوانست احساسات خود را کنترل كند و به فیلم‌برداری ادامه دهد‌. این صحنه آن‌قدر طبیعی بود که سایر عوامل از صدا‌بردار گرفته تا کارگردان و بازیگران همه گریه می‌کردند. این صحنه خیلی در یاد من ماندگار شده است. در پایان می‌خواهم از جناب‌عالی و  گروه خبری یافته تشکر کنم و امیدوارم در رسالتی که به عهده گرفته‌اید موفق باشید.

 

گفت‌وگو از: عبدالرضا قاسمی/ یافته

 





طبقه بندی: هنری، 
برچسب ها: عبدالرضا قاسمی، خون بس، فرهاد داودوندی، شیرزاد داودوندی، فیلم سینمایی خون بس، عابد بابک بهاروند، عابد بهاروند،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 22 مرداد 1395 توسط فرهاد داودوندی


آقای عبدالرضا قاسمی

مدیر مسوول پایگاه خبری یافته نوشت:



مرد اخلاق ورزش لرستان چه غریبانه رفت

خبر کوتاه بود! استاد "فهیمی" صبح چهارشنبه 6 مرداد 95 دار فانی را وداع گفت. یقین دارم خیلی از مدیران ورزشی نام فهیمی را نشنیده‌اند.

این عدم شناخت نه به دلیل «عدم معروفیت» یا «کم سابقگی» ایشان است. خیر!

این درد کهنه ناشی از بی‌توجهی‌ها به سرمایه‌های ورزشی و غیرورزشی در این استان است که اگر غیر از این بود در طی سال‌های اخیر و با توجه به بیماری مزمن فهیمی، شاهد رسیدگی مدیران استان نسبت به این مرد بااخلاق ورزش لرستان بودیم.

 اما افسوس که هیچ رسیدگی و عیادتی نه از طرف مردم، نه از طرف مسؤولین و نه از طرف مدیران نسبت به وی نشد که نشد و باز هم باید آفرین گفت به مردان بامعرفت ورزش خوزستان که اواخر خرداد امسال در بروجرد از وی دلجویی کردند و به عیادتش رفتند.

استاد فهیمی چنان کارنامه‌ی درخشانی دارد که اگر در جایی دیگر متولد شده بود تا سال‌ها قدردانش بودند و از تجاربش استفاده می‌کردند.

کافی است بدانیم این قهرمان بااخلاق بروجردی علاوه بر کسب عناوین متعدد قهرمانی در دوهای نیمه سنگین و به‌خصوص 400 متر و 400 متر بامانع در رده‌های مختلف ورزش کشور، سال‌ها به عنوان مربی و مدرس در عرصه‌های مختلف فعالیت کرد.

عنوان اولین نایب‌رئیس فدراسیون دوومیدانی بعد از پیروزی انقلاب، مدرس ورزشی دارای مدارک A.B.C آسیا، مدیریت تیم‌های ملی دوومیدانی، سرمربی تیم ملی جانبازان و معلولان ایران و امارات، مدرس فدراسیون دوومیدانی و فدراسیون جانبازان، مربی بدن‌ساز تیم‌های لیگ یک و لیگ برتر کشور، فعالیت علمی و آموزشی تنها بخشی از افتخارات این پیشکسوت ورزش لرستان بود.

باید اضافه کنم که وی بیش از 40 قهرمان در سطح باشگاهی، ملی و پارالمپیک را به جامعه ورزشی کشور تحویل داد و شاگردانش موفق شدند که بیش از 180 مدال المپیک، جهانی و آسیایی برای ایران پرافتخار کسب کنند.

در هر حال، " فهیمی" از بین ما رفت. غریبانه هم رفت. داغ غریبانه رفتنش تا سال‌ها بر دل دوستدارانش خواهد ماند.

امیدوارم این اتفاق تلنگری باشد به قلب‌های بی‌مهر ما تا شاید قدر سرمایه‌های خود را بدانیم، قدر افتخارات خود را بدانیم و از مهره سوزی دست بکشیم که اگر غیر از این عمل کرده بودیم تا کنون توسعه را حداقل در سطح ورزش استان تجربه کرده بودیم.

عبدالرضا قاسمی/ 6 مهر 95

پ.ن: عکس مربوط به خرداد سال 72 است که در جریان کلاس بین المللی مربیگری دو و میدانی جانبازان و معلولین در تهران افتخار شاگردی ایشان را داشتم.




طبقه بندی: ورزشی، 
برچسب ها: عبدالرضا قاسمی مدیر مسوول پایگاه خبری یافته، مرد اخلاق ورزش لرستان چه غریبانه رفت، غلامرضا فهیمی، عبدالرضا قاسمی، یافته،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 7 مرداد 1395 توسط فرهاد داودوندی
طی دو دهه اخیر که به چندین دلیل از لرستان به تهران مهاجرت کرده و به ‌نوعی پایتخت‌نشین شده‌ام، یکی از وظایف روزانه و ثابت من، گرفتن وقت دکتر متخصص، فوق تخصص و پرفسور، اخذ نوبت پرتودرمانی و اسکن تخصصی، آزمایش و ده‌ها مورد خدمات بهداشتی و پزشکی برای بستگان درجه 1 و 2 و 3 و ... است که می‌خواهند برای درمان از لرستان به تهران بیایند.
بگذریم که این کارهای درمانی معمولاً همراه به خدمات جانبی دیگری از قبیل ایاب ذهاب بیماران، پذیرایی، بازدید از باغ‌وحش تهران و برج میلاد است و البته این فقط خاص من نیست و بسیاری از مرکزنشین‌ها با این موضوع مواجه هستند.
هر بار که تماسی از طرف اقوام لرستانی‌ برای پی‌گیری کارهای درمانی‌شان در تهران انجام می‌گیرد با خودم فکر می‌کنیم که شاید اوضاع خدمات سلامت در استان آن‌قدر خراب است که اغلب بستگان به اجبار سفر پرمشقت به تهران را به جان می‌خرند و گرنه چه دلیلی دارد که در سرما و گرما وقت خودشان را در پیاده‌روی بیمارستان‌های تهران صرف کنند و یا پول‌شان را بیهوده دور بریزند؟!
البته به‌شخصه ناراضی نیستم، همین‌ که خداوند متعال به این بهانه، فرصت کار خیر به من داده بود، بسی جای خوشحالی است و خدا را از این بابت شاکرم؛ اما روز گذشته انتشار خبری در حوزه‌ی بهداشت و درمان لرستان باعث شد تا ساعت‌ها به سقف منزل خیره شوم و کمی به صداقت برخی اقوام شک کنم!
روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی لرستان از قول معاون درمان این دانشگاه اعلام کرد که: 80 درصد (توجه کنید به 80 درصد) مردم لرستان از حوزه سلامت رضایت دارند!
شنیدن این خبر من را با 2 گزینه‌ی روی میز مواجه می‌کرد: اول این که تقریباً همه اقوام بنده جزو آن 20 درصدی هستند که از خدمات حوزه سلامت در لرستان رضایت ندارند و دوم این‌ که شاید بستگان، من را سر کار گذاشته و هر از چند گاهی به ‌قصد تفریح و گشت، رنج مسافت رفت و برگشت هزار کیلومتری خرم‌آباد به تهران را به جان می‌خرند و برای تفرج به تهران می‌آیند!
البته گزینه‌ی سومی هم وجود دارد: منبع این آمار 80 درصدی رضایت مردم از خدمات درمانی در لرستان کجاست؟
از آن‌جا که اعلام برخی نظرات در خصوص گزینه سوم ممکن است عواقب حقوقی و قانونی در پی داشته باشد، فعلاً افکارم را روی دو گزینه‌ی قبلی متمرکز و سعی می‌کنم چاره‌ای بیندیشم.
وقتی یك خبرنگار 20 درصد بار خدمات درمانی لرستان را به دوش می‌كشد!
با خود فکر می‌کنم حالا که اوضاع بهداشت، درمان و سلامت در لرستان بسیار خوب است و اقوامم شاید به ‌قصد تفرج به تهران می‌آیند، پس من نیز بهترین گزینه را مقابله به ‌مثل در نظر بگیرم‌، لذا تصمیم گرفتم از این به بعد برای معالجه و کارهای پزشکی به لرستان بروم؛ بالاخره آمار 80 درصدی نشان از رضایت نسبتاً کامل مردم از وضعیت سلامت است، چرا من از این امکانات استفاده نکنم؟!
هم فال است و هم تماشا! حداقل از این هزینه‌های گران درمان در تهران خلاص می‌شوم و از طرفی بسیاری از تهرانی‌ها نیز از آمار خدمات درمانی در این شهر راضی نیستند و به خارج از كشور می‌روند؛ اما حالا اگر بدانند كه در لرستان بالای 80 درصد راضی از خدمات درمانی دانشگاه علوم پزشكی و سایر نهادهای مرتبط با بحث درمان وجود دارد، حتماً آن‌جا را به عنوان مقصد گردشگری (ببخشید: درمانی) انتخاب می‌كنند و دیگر به خارج از كشور نمی‌روند!
در حال مطرح کردن این تصمیم با اهل منزل بودم که یکی از بستگان از خرم‌آباد تماس گرفت و از بیماری‌اش گفت و این که لازم است برای پرتودرمانی به تهران بیاید! هنوز تماس این بنده خدا تمام نشده بود که یکی دیگر از بستگان تماس گرفت و با بغضی در گلو از بیماری مغز و استخوان همسرش گفت و این که پزشکش او را برای ادامه معالجه به پزشک فوق تخصصی در تهران معرفی کرده است.
عبدالرضا قاسمیبا پایان یافتن این دو تماس من ماندم و تفکر به گزینه سوم!
اما نه! من که حوصله دردسر ندارم، حتی اگر حوصله هم داشته باشم به خاطر اقوام هم که شده نباید ریسک کنم، چون آن‌ها برای پی‌گیری معالجات‌ مكررشان به وجود من در تهران نیاز دارند و نباید بی‌گدار به آب بزنم و خودم را گرفتار کنم زیرا تا همین حالا هم چند نفری در نوبت اعزام به تهران هستند و نباید خلف وعده کنم. بالاخره مهمان‌نوازی از دیرباز از خصوصیات ما لرها بوده و هست!
 
عبدالرضا قاسمی
 پایگاه خبری یافته




طبقه بندی: اجتماعی، 
برچسب ها: وقتی یك خبرنگار 20 درصد بار خدمات درمانی لرستان را به دوش می‌كشد!، عبدالرضا قاسمی،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 4 مرداد 1395 توسط فرهاد داودوندی


 پل معلق با ارتفاع بیش از 85 متر در "دره خزینه" شهرستان پل‌دختر ، عکس از آقای عبدالرضا قاسمی

پل شکسته


دختران شهر

به روستا فکر می کنند

دختران روستا

در آرزوی شهر می میرند

مردان کوچک

به آسایش مردان بزرگ فکر می کنند

مردان بزرگ

در آرزوی آرامش مردان کوچک

می میرند

کدام پل

در کجای جهان

شکسته است

که هیچکس به خانه اش نمی رسد

 

گروس عبدالملکیان





طبقه بندی: هنری، 
برچسب ها: دختران شهر به روستا فکر می کنند، گروس عبدالملکیان، عبدالرضا قاسمی، دره خزینه، پل معلقی با ارتفاع بیش از 85 متر در "دره خزینه" شهرستان پل‌دختر،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 27 خرداد 1395 توسط فرهاد داودوندی















متاسفانه تصاویر تعدادی دیگر از دوستان خبری خود در خرم آباد را در آرشیو پیدا نکردم، وگرنه عکس های این عزیزان هم روی سایت قرار می گرفت.


ثبت رکورد چهارده میلیون و هفتصد هزار

 14.700.000 بازدید

 از سایت شخصی فرهاد داودوندی

 تقدیم به خبرنگاران عزیز خرم آبادی


با نهایت افتخار اعلام می کنم بهترین دوستان خبری من، برو بچه های دوست داشتنی خرم آباد بوده، هستند و بدون هیچگونه شکی در آینده هم خواهند بود.

هر وقت صدای گرم شان را می شنوم و یا دیداری حاصل می شود آنقدر گل می گوئیم و گل می شنویم و صدای قهقهه خنده مان توام با بگو و بخند، فضا را پر می کند که هر که نداند فکر می کند ما با همدیگر برادر واقعی هستیم.


مطلبی نقد گونه ای در رابطه با نصب بنر سراسر اشتباه اداره کل ورزش و جوانان لرستان و هیات والیبال استان در رابطه با تیم والیبال زاگرس پوش بروجرد شب قبل روی سایت قرار دادم.

متاسفانه تعداد اندکی فکر کرده اند که نوشته ما قصد داشته اختلافات پوچ و رنگ و رو باخته نژاد پرستانه بروجرد، خرم آباد بازی سالیان قبل دامن بزند.

 در صورتیکه اصلا و ابدا اینگونه نیست.

هر کجا مشکلی در رابطه با مدیریت روسای بروجرد و استان دیده بشود باید توسط خبرنگاران شریف لرستانی در هر شهر و دیاری از این استان بدون پرده پوشی بیان شود و منهم در آن نوشته به شدت در رابطه با حضور تیم والیبال زاگرس پوش بروجرد در لیگ زیر گروه و نصب بنر تبریک به مردم شریف خرم آباد نقدی نوشته ام.

چرا که جدای از اشتباهات فاحش املایی در آن بنر، باید اول به مردم بروجرد تبریک گفته می شده و سپس به مردم عزیز شهر های دیگر استان عزیزمان.

به هر حال به داشتن دوستان خوب خرم آبادی خودم صمیمانه افتخار می کنم و معتقدم هر نوشته ای دلیلی بر شکافتن فبرستان کهنه اختلافات رنگ و رو باخته و دشمن شاد کن، این دو شهر نیست!

به همین خاطر ثبت رکورد بازدید 14.700.000  ( چهارده میلیون و هفتصد هزار بازدید ) از سایت شخصی فرهاد داودوندی را تقدیم می کنم به هم استانی های عزیزم  که ساکن تمامی شهر های زیبای این استان تاریخی می باشند و بخصوص تقدیم می شود به خبرنگاران، عکاسان و فعالان گرامی عرصه مطبوعات و دنیای مجازی که زاده خرم آباد عزیز می باشند. 




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: خبرنگاران خرم آبادی، ثبت رکورد چهارده میلیون و هفتصد هزاربازدید، رضا جایدری، عبدالرضا قاسمی، مهران مریدی، احمد موسوی، رضا طولابی،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 25 دی 1394 توسط فرهاد داودوندی



عکس ها سخن می گویند

تصاویر اختصاصی سایت فرهاد داودوندی

از عزاداران لرستانی مقیم تهران

( هیات عشاق العباس (ع) لرستانی های پایتخت)


عکس از آقای عبدالرضا قاسمی
















طبقه بندی: محرم در بروجرد، 
برچسب ها: عکس ها سخن می گویند، تصاویر اختصاصی سایت فرهاد داودوندی از عزاداران لرستانی مقیم تهران، عزاداران لرستانی مقیم تهران، عبدالرضا قاسمی، هیات عشاق العباس (ع) لرستانی های پایتخت، لرستانی های مقیم تهران،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 3 آبان 1394 توسط فرهاد داودوندی
گزارش یافته از تساوی فوتبال ایران و ژاپن


دیدار تدارکاتی تیم‌های ملی فوتبال ایران و ژاپن در یک بازی سرد، اما خشن با نتیجه تساوی یک‌بریک به پایان رسید و برنده نداشت.
گزارش اختصاصی یافته از ورزشگاه آزادی: تساوی ایران و چشم بادامی‌ها ژاپن+ حواشیبه گزارش خبرنگار یافته، در این دیدار که از ساعت 17 با قضاوت یعقوب عبدالباقی داور عمانی، در حضور بیش از ده هزار تماشاگر در ورزشگاه آزادی تهران برگزار شد، دو تیم ایران و ژاپن با تساوی یک بر یک به کار خود پایان دادند.
گل ایران را مهدی ترابی بازیکن سایپا در دقایق پایانی نیمه اول برای ایران به ثمر رساند و گل تیم ژاپن نیز در دقیقه 48 توسط یوشینوری موتو و به دنبال اشتباه علیرضا حقیقی در دفع توپ درون دروازه ایران جای گرفت.
ترکیب تیم ایران: علیرضا حقیقی، وریا غفوری (از دقیقه 21 مهدی ترابی)، پژمان منتظری، سیدجلال حسینی، احسان حاج صفی، امید ابراهیمی، سعید عزت الهی (از دقیقه 64 مرتضی پورعلی گنجی)، رامین رضائیان، اشکان دژاگه (از دقیقه 2+90 آندرانیک تیموریان)، وحید امیری و سردار آزمون (از دقیقه 80 مهدی طارمی)
ترکیب تیم ژاپن: شوساکو نیشیکاوا، ماساتو موریشیگه، کوکی یونه کورا، مایا یوشیدا، گوتوکو ساکای (74 - دایکی نیوا)، ماکوتو هاسه به شینجی کاگاوا (45 -هیروشی کیوتاکه)، گاکو شیباساکی (71- کاشیواگی)، کیوسه که هوندا، تاکاشی اوسامی (58 - گنکی هاراگوچی) و یوشینوری موتو (87 - مینامینو)
اخطار: مایا یوشیدا دقیقه 31 برای ژاپن و مهدی ترابی دقیقه 75 برای ایران
دقایق حساس بازی
دقیقه 26: هاسه‌به اولین شوت خطرناک ژاپنی‌ها را از پشت محوطه جریمه به سمت دروازه ایران زد که حقیقی این ضربه را مهار کرد.
دقیقه 35: اولین خطر جدی ایران روی دروازه ژاپن ایجاد شد. پاس مورب احسان حاج‌صفی را سردار آزمون نتوانست از روی شش‌قدم به گل تبدیل کند.
دقیقه 1+45: تیم ملی ایران و به دنبال خطای یوشیدا به روی مهدی ترابی صاحب ضربه پنالتی شد که دروازه‌بان تیم ملی ژاپن ضربه اشکان دژاگه را دفع و توپ برگشتی را مهدی ترابی به گل تبدیل کرد.
نیمه دوم با حملات شاگردان کی روش آغاز شد.
 دقیقه:47 مهدی ترابی از سمت چپ احسان حاجی صفی را در موقعیت گلزنی قرارداد که این فرصت با بی‌دقتی هافبک ایرانی از بین رفت.
دقیقه 48: به دنبال ارسال توپ بازیکنان تیم ملی ژاپن در محوطه جریمه دروازه ایران و اشتباه مسلم علیرضا حقیقی سنگربان کشورمان در دفع توپ، دروازه ایران به‌راحتی باز شد.
دقیقه 57: ژاپنی‌ها از ضعف دفاع تیم ایران استفاده کرده و با حقیقی تک‌به‌تک شدند که با درخشش علیرضا حقیقی این خطر از دروازه ایران به خیر گذشت.
دقیقه 64: مرتضی پور علی گنجی و در دقیقه 74 سوی اشکان دژاگه می‌توانستند ایران را به گل برسناند که این فرصت‌ها هم از دست رفت.
دقیقه 78: درگیری فیزیکی آزمون با مدافع تیم ملی ژاپن بازی را به تشنج کشید که با وساطت داور، کادر فنی و بازیکن غائله خاتمه یافت.
دقیقه 84: ضربه سر پورعلی‌گنجی با اختلاف کمی از کنار دروازه به بیرون رفت.
گزارش اختصاصی یافته از ورزشگاه آزادی: تساوی ایران و چشم بادامی‌ها ژاپن+ حواشی
حواشی بازی
*بیش از 10 هزار تماشاگر با تهیه بلیت‌های 8 هزارتومانی برای طبقه پایین و 10 هزارتومانی برای جایگاه ویژه نظاره‌گر بازی بودند.
* حدود 100 تماشاگر زن و مرد ژاپنی هم برای تشویق تیم خود به ورزشگاه آمده بودند.
* با فراخوان لیدرهای تیم ایران، هواداران تیم ملی در اکثر دقایق بازی و به‌خصوص در دقیقه 24 به یاد هادی نوروزی به پا خواسته و با تشویق کاپیتان فقید پرسپولیس یاد او را گرامی داشتن، این در حالی بود که بازیکنان تیم ژاپن هم قبل از شروع بازی به هادی نوروزی ادای احترام کردند.
* کی‌روش در بسیاری از دقایق بازی از تماشاگران خواست که ساکت ننشینند و تیم ایران را تشویق کنند.
*کمیته فنی تیم ملی ژاپن که عملکرد بازیکنان این تیم را در مقابل ایران زیر نظر داشت، هاسبه را به عنوان برترین بازیکن دیدار دوستانه با ایران انتخاب و جایزه بهترین بازیکن را به او اهدا کرد.
* هانی فرزند هادی نوروزی کاپیتان فقید پرسپولیس که دیدار تیم‌های ملی ایران و ژاپن را از نزدیک و جایگاه ویژه تماشا می‌کرد، پس از پایان این دیدار در رختکن تیم ملی حاضر شد.
* در جمع ملی پوشان لرستانی حاضر در تیم ایران، وحید امیری 90 دقیقه برای ایران بازی کرد، اما علیرضا بیرانوند دروازه‌بان تیم ملی امروز از روی سکو بازی را تماشا کرد.

گزارش اختصاصی یافته از ورزشگاه آزادی: تساوی ایران و چشم بادامی‌ها ژاپن+ حواشی

خبر: عبدالرضا قاسمی/ یافته- تهران




طبقه بندی: ورزشی، 
برچسب ها: گزارش یافته از تساوی فوتبال ایران و ژاپن، فوتبال، عبدالرضا قاسمی، فرهاد داودوندی فعالترین وبلاگ نویس ایران، فعالترین وبلاگ ایران، پر بازدید ترین وبلاگ ایران، پر بازدید ترین سایت شخصی ایران،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 21 مهر 1394 توسط فرهاد داودوندی


آقای عبدالرضا قاسمی

سردبیر پایگاه خبری یافته نوشت:


لرها را به جوانمردی می شناسند،

به فکر بازماندگان حادثه منا هم باشیم


بدون شک این روزها اغلب مسلمانان در سراسر دنیا روزهای تلخی را می‌گذرانند، باورش سخت است که در میان شادباش‌های عید قربان، خبر دل‌خراش و تأسف‌بار حادثه منا به گوش رسید؛ حادثه خونینی که پنج‌شنبه دوم مهرماه در خیابان شماره 204 که یکی از دو محل اصلی ورودی از منا به‌طرف جمرات است، رخ داد.
به گزارش یافته، حادثه تلخ این روز با ازدحام جمعیت، بیش از 2 هزار کشته و زخمی داشت که بیش از 170 نفر از آنان زائران ایرانی بودند و بیش از 300 نفر نیز همچنان مفقود و حدود 50 نفر مجروح هستند و هرلحظه بر عمق فاجعه نیز افزوده می‌شود.
نام تعدادی از حجاج هم‌استانی نیز در بین کشته‌شدگان و مفقودین این واقعه به چشم می‌خورد و تا این لحظه 11 نفر از حجاج لرستانی در این حادثه دل‌خراش فوت نموده و از سرنوشت 20 نفر دیگر اطلاعی در دست نیست.
عواقب این حادثه تلخ در همه جامعه مشهود است و مردم و به‌خصوص خانواده‌های حجاج روزهای سختی را می‌گذرانند و هرلحظه تن و دل این خانواده‌ها می‌لرزد که نکند محبوبشان به مقصد آسمانی معشوق اعزام شده باشد!
لرها را به جوانمردی می‌شناسند/ به فکر بازماندگان حادثه منا هم باشیمبگذریم از کار ناپسند عده‌ای که حرف‌هایی را این روزها مطرح کردند که دل آدم را بیشتر ریش کرده و با طرح مسائلی اصل فلسفه حج را زیر سؤال بردند و چرتکه انداختند که با پول حج چه‌ها که نمی‌شد کرد و چند یتیم را سیر کرد و فلان بیمارستان را ساخت؛ البته این پیام‌ها بیشتر از طرف کسانی منتشر می‌شود که نه مالی برای انفاق داشتند، نه پولی برای سفر؛ بعید می‌دانیم دلسوز هم‌وطنانشان باشند و این اظهارنظرها صرفاً حاصل جو گیری‌ و قضاوت كردن سطحی بود.
از این معضل اجتماعی که بگذریم، با پایان یافتن مناسک حج، اولین گروه حجاج مکه مکرمه از روز دوشنبه 6 مهرماه وارد ایران می‌شوند و برابر اطلاع رسیده حجاج لرستان از طریق فرودگاه بین‌المللی امام خمینی (ره) به وطن بازخواهند گشت.
اینک که موعد بازگشت حجاج رسیده، پسندیده است به فکر همسران، كودكان منتظر، پدران و مادران داغدار و چشم‌انتظار باشیم و همدرد شویم با همسرانی كه باید مسیر برگشت به خانه‌شان را تنها طی كنند و درک کنیم حال خانواده‌هایی را كه از درمان مجروحشان امتناع شد و حتی جسد عزیزان ازدست‌رفته را هنوز تحویل نگرفته‌اند.
همه این‌ها درد است که من و شما باید سهمی از کم کردن تألم این خانواده‌ها ادا کنیم و همت کنیم و این درد مشترک را باهم تحمل کنیم.
امسال را بیایم و به حرمت عزیزان از دست رفته، مفقودین حادثه و خانواده‌های داغدار آن‌ها در برگزاری مراسم استقبال و غیره سادگی را پیشه گیریم و در همه حال خود را در غم این عزیزان شریک بدانیم.
از نصب شعارنوشته‌های تبریک (پلاکاردها)، چراغانی کردن منازل حجاج، مراسم استقبال و بردن تاج گل حتی‌المقدور پرهیز کنیم و از دادن ولیمه‌های سنگین خودداری کنیم و فراموش نکنیم هدف از سفر حج، دستیابی به تقوای الهی است که ولیمه‌های همراه با تشریفات، اسراف و تبذیر دقیقه به معنای مخالفت با اصل تقوای الهی است و توجه کنیم كه مهمانی‌های اسراف گونه نه‌تنها ثواب ندارد بلكه گناهی بزرگ است و گاهی چند گناه باهم انجام می‌شود؛ گناه اسراف، گناه اتلاف و تضییع اموال عمومی، گناه ریاكاری و تظاهر، گناه ناراحتی و سوختن دل بینوایان، گناه تحكیم و یا تأسیس سنت‌های غلط.
یادمان باشد که لرها را به جوانمردی می‌شناسند، پس بیایم ضمن همدردی با خانوادهای مصیبت‌دیده سفارش ائمه و بزرگان را انجام دهیم و ضمن برگزاری ساده مراسم استقبال، هزینه ولیمه را صرف امور خیر و کمک به نیازمندان کنیم؛ چنانچه پیامبر اعظم صلی‌الله علیه واله فرمودند: در طعام ولیمه خود فقرا و اغنیا را قرار دهید.


عبدالرضا قاسمی
سردبیر پایگاه خبری یافته




طبقه بندی: اجتماعی، 
برچسب ها: آقای عبدالرضا قاسمی سردبیر پایگاه خبری یافته نوشت: لرها را به جوانمردی می شناسند، به فکر بازماندگان حادثه منا هم باشیم، عبدالرضا قاسمی سردبیر پایگاه خبری یافته، عبدالرضا قاسمی، حادثه منا،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 6 مهر 1394 توسط فرهاد داودوندی

بازدید و کاشت نهال فعالان فرهنگی در مرتفع‌ترین پل معلق کشور در لرستان
بازدید و کاشت نهال فعالان فرهنگی در مرتفع‌ترین پل معلق کشور در لرستان
بازدید و کاشت نهال فعالان فرهنگی در مرتفع‌ترین پل معلق کشور در لرستان

کاشت نهال توسط فعالان فرهنگی لرستان

در مرتفع ترین پل معلق ایران


با هدف ترویج فرهنگی طبیعت دوستی، معرفی جاذبه‌های لرستان و ایجاد همدلی، جمعی از هنرمندان، روزنامه‌نگاران و فعالان فرهنگی خرم‌آباد از مرتفع‌ترین پل معلق کشور در لرستان دیدن کردند.
به گزارش خبرنگار یافته، جمعه 27 شهریورماه جمعی از هنرمندان، روزنامه‌نگاران و فعالان فرهنگی خرم‌آباد از مرتفع‌ترین پل معلق کشور واقع در "دره خزینه" شهرستان پل‌دختر دیدن کردند.
در این برنامه فرهنگی که به‌ منظور ترویج فرهنگی طبیعت دوستی، معرفی جاذبه‌های لرستان و ایجاد همدلی صورت گرفت، گروهی از فعالان فرهنگی خرم‌آباد حضور داشتند.
حاضرین در این برنامه، در اقدامی فرهنگی و در بخش‌های از منطقه پل، اقدام به کاشت بلوط در ارتفاعات "دره خزینه" پل‌دختر نمودند.
پل معلق "دره خزینه" که برای اولین بار توسط پایگاه خبری یافته معرفی شد، در سال 1382 ساخته شده با ارتفاع بیش از 85 متر در شهرستان پل‌دختر قرار دارد.
دهنه‌ی این پل کابلی بوده و با طول 112 متر بر روی رودخانه‌ی کرخه احداث شده است.
این پل که هم‌اکنون مورد استفاده افراد محلی می‌باشد، در 50 کیلومتری شهرستان پل‌دختر به سمت جاده‌ی اندیمشک و در منطقه روستای "دره خزینه" واقع شده است.
‌قابل ذکر است در این برنامه فرهنگی، جمعی از چهره‌های فرهنگی و هنری لرستان از جمله مظفر افشار فعال فرهنگی و پدر بلوط ایران، حامدی احمدی‌راد مدیر مسوول نشریه آفتاب لرستان، حسن دهقانی‌فرد باستان‌شناس لرستانی، فرشید خدامرادی و احمد علیخانی از اعضای انجمن‌های محیط زیست، هوشنگ رئوف، ماشاءالله اکبری و مهرداد سوری از شاعران خرم‌آبادی‌، محمدرضا گودرزی، رضا طولابی، عبدالرضا قاسمی، احمد ساکی، مهرداد دهقانی و امیررضا قاسمی از فعالان اجتماعی و خبرنگاران پایگاه خبری یافته، عباس ملکی از جامعه مهندسین، امیر‌رحمان خسروی خواننده، روح‌الله امامی هنرمند عرصه تئاتر و نمایش، مجتبی رومانی مسوول روابط عمومی انجمن موسیقی لرستان، وحید بیات، کامبیز ملکی، محمد شیرپور از فعالان محیط زیست و ... حضور داشتند.




طبقه بندی: اجتماعی، 
برچسب ها: کاشت نهال توسط فعالان فرهنگی لرستان در مرتفع ترین پل معلق ایران، پل معلق "دره خزینه"، رضا طولابی، عبدالرضا قاسمی، احمد ساکی، مهرداد دهقانی، امیررضا قاسمی،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 27 شهریور 1394 توسط فرهاد داودوندی


خرم آباد میزبان پیشکسوتان کشتی ایران


سرپرست هیأت کشتی لرستان گفت: رقابت‌های کشتی پیشکسوتان قهرمانی کشور روزهای 6 تا 9 مردادماه در شهر خرم‌آباد برگزار می‌شود.
عبداله عزیزپوربه گزارش یافته، عبدالله عزیزپور در گفتگوی اختصاصی با خبرنگار یافته گفت: با توجه به این که فدراسیون کشتی توانایی لرستان را در برگزاری مسابقات کشوری تایید کرد، مقرر شد رقابت‌های کشتی آزاد و فرنگی قهرمانی کشور و انتخابی تیم ملی پیشکسوتان به‌منظور شرکت در رقابت‌های جهانی 2015 یونان، روزهای 6 تا 9 مردادماه بر روی 6 تشک در مجموعه ورزشی تختی شهرستان خرم‌آباد برگزار کند.
عزیزپور با اعلام این که این مسابقات به نام مرحوم دکتر ضیاء معینی (رئیس اسبق انستیتو بین‌المللی کشتی) نام‌گذاری شده افزود: مسابقات پیشکسوتان قهرمانی کشور در اوزان 58-63-69-76-85-97-130 کیلوگرم بدون ارفاق وزن برگزار خواهد شد.
وی افزود: این مسابقات در 7 گروه سنی و با شرایط زیر انجام خواهد شد:
• گروه سنی آ:   35 تا 40 سال متولدین 1980-1975 میلادی (11/10/1353-10/10/1359 شمسی)
• گروه سنی بی:  41 تا 45 سال متولدین 1974-1970 میلادی (11/10/1348-10/10/1353 شمسی)
• گروه سنی سی:  46 تا 50 سال متولدین 1969-1965 میلادی (11/10/1343-10/10/1348 شمسی)
• گروه سنی دی:  51 تا 55 سال متولدین 1964-1960 میلادی (11/10/1338-10/10/1343 شمسی)
• گروه سنی E: 56 تا 60 سال متولدین 1959-1955 میلادی (11/10/1333-10/10/1338 شمسی)
• گروه سنی F: 61 تا 65 سال متولدین 1954-1950 میلادی (11/10/1328-10/10/1333 شمسی)
• گروه سنی G: 66 تا 70 سال متولدین 1949-1945 میلادی (11/10/1323-10/10/1328 شمسی)
 
سرپرست هیأت کشتی لرستان بیان داشت: برابر مقررات اعلام شده از طرف فدراسیون کشتی، شرکت‌کنندگان لازم است گذرنامه معتبر، گواهی سلامت جسمانی، بیمه ورزشی سال 1394 و معرفی‌نامه هیات کشتی استان مربوطه را به همراه داشته باشند.
عزیزپور در پایان تاکید کرد: کشتی گیران صرفاً مجاز به شرکت در یک‌رشته آزاد یا فرنگی خواهند بود.

قابل‌ذکر است، مسابقات کشتی پیشکسوتان قهرمانی کشور در دو رشته آزاد و فرنگی روزهای 6 مردادماه تا 9 مرداد سال جاری به میزبانی شهرستان خرم‌آباد و در مجموعه ورزشی جهان‌پهلوان تختی برگزار خواهد شد. (6 مرداد تاریخ ورود تیم‌ها و وزن‌كشی؛ آغاز روز اول مسابقات از 7 مرداد)


خبر: آقای عبدالرضا قاسمی






طبقه بندی: ورزشی، 
برچسب ها: خرم آباد میزبان پیشکسوتان کشتی ایران، عبدالرضا قاسمی، عبدالله عزیزپور،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 6 مرداد 1394 توسط فرهاد داودوندی
آرزوی بهترین ها برای همه دوستانم


استاد فرشید صمدی پور
































طبقه بندی: بروجردی ها، 
برچسب ها: آرزوی بهترین ها برای همه دوستانم، فرشید صمدی، عبدالرضا قاسمی، محمد رضا رحیمی، محمد مهرافزون، شایان کرمی،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 29 تیر 1394 توسط فرهاد داودوندی


تقدیر از آقای محمد حسین قاسمی

پیشکسوت تئاتر لرستان



مراسم جشن اردی‌بهشت تئاتر در خرم‌آباد با حضور فعالان حوزه نمایش و به همت انجمن نمایش استان لرستان برگزار شد.
به گزارش خبرنگار یافته، مراسم جشن اردی‌بهشت تئاتر به مناسبت روز جهانی تئاتر، توسط اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی لرستان و انجمن هنرهای نمایشی استان روز چهارشنبه 16 اردی‌بهشت‌ماه در سالن شهید آوینی مجتمع فرهنگی هنری ارشاد خرم‌آباد برگزار شد.
در این مراسم حجت‌الاسلام و المسلیمن "حمیدرضا حنان‌" مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی لرستان، روسای ادارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان‌های استان، روسای انحمن های فرهنگی و هنری استان، جمعی از پیشکسوتان و  هنرمندان حوزه‌های مختلفی هنری استان، نمایندگان رسانه‌های خبری و علاقه‌مندان به فرهنگ و ادب حضور داشتند.


مراسم جشن اردی‌بهشت تئاتر در خرم‌آباد

هنر باید هدف‌مند و تاثیر گذار باشد/ اتاق فکر هنری تشکیل دهیم

مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی لرستان سخنرانان اصلی مراسم بود؛ حجت‌الاسلام و المسلیمن حنان ضمن اشاره به نقش هنر در تحولات انسانی گفت: در عصر کنونی نقش هنر و به خصوص نقش تاتر را در تحولات بشر نباید نادیده گرفت و هنر می‌تواند در همه تحولات مثبت نقش داشته یاشد.

حنان افرود: فلاسفه غرب و شرق توجه خاصی به مقوله هنر داشته و در آثار مکتوب خود بابی را به هنر اختصاص داده اند.

وی با اشاره به توجه خاص ارسطو به هنر افزود: ارسطو در نوشته‌هایش تاکید دارد که تاثیر هنر نمایش بر احساسات مخاطبان، موجب تزکیه و پالایش هیجانات شده و باعث تکامل و تعالی انسان است.

مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی لرستان در بخش دیگری از سخنانش گفت: امروزه شاهد جریان طالبانیزم در جهان هستیم و این تفکر دست به تخریب آثار هنری می‌زنند که این عمل آن‌ها هیچ ارتباطی به اسلام ندارد و دیدگاه اسلام توجه خاص به هنر است.

حنان به اهمیت هنر و نمایش اشاره کرد و گفت: هنر نباید فقط سرگرم کننده باشد؛ بلکه هنری موفق است که هدفمند، پاسخ گو و تاثیر گذار باشد.

حنان در پایان افزود: جهت ارتقاء سطح کیفی هنر در استان و هدفمند کردن آن در صدد تشکیل اتاق فکر هنری استان لرستان هستیم.

 

گزارش مراسم:

- مراسم راس ساعت 10 صبح با پخش تلاوت آیاتی چند از کلام‌الله مجید و پخش سرود جمهوری اسلامی ایران آغاز شد.

- محمد عبدالهی اجرای مراسم را به عهده داشت.

- پخش کلیپ به مناسبت روز جهانی تئاتر اولین بخش برنامه بود.

- احمد نقدیان رییس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان خرم‌آباد اولین سخنران مراسم بود؛ وی ضمن خیر مقدم به حاضرین، از زحمات رییس و اعضای انجمن هنرهای نمایشی استان برای برگزاری این مراسم تشکر و قدردانی کرد.

- در ادامه مراسم، پیام علی جنتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به ‌مناسبت جشن اردی‌بهشت تئاتر ایران در سال 1394 توسط حجت‌الاسلام و المسلیمن حنان مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی لرستان قرائت گردید. در بخشی از این پیام آمده است: اردی‌بهشت تئاتر ایران در سال 1394، سر فصلی خواهد بود که با اطمینان بگوییم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، امسال را سالی برای حمایت از تئاتر در نظر گرفته است، چرا که حمایت جدی از تئاتر، زمینه را برای افزایش تالارهای نمایش، شتاب‌دهی به ایجاد «‌تئاترشهر» در استان‌ها به عنوان تماشاخانه‌های دائمی تئاتر، نگاهی جدی و خردمندانه به امر تولید تئاتر و اجراهای عمومی آن و استمرارش که ساماندهی کلی گروه‌های نمایشی و در نهایت قوام ارکان تئاتر کشور را به دنبال خواهد داشت، آماده می‌سازد.

- سپس سید سیامک موسوی‌زاده از هنرمندان و پیشکسوت تئاتر لرستان پیام جهانی این روز را قرائت کرد.

- اجرای برنامه‎های نمایشی و آیینی توسط گروه "کاسیو" به سرپرستی بهزاد پاکدل بخش دیگر برنامه این روز بود؛ اجرای این گروه نمایشی با استقبال و  تشویق حضار همراه شد.

- در ادامه از هنرمندان تئاتر استان، پگاه فزون‌خواه از خرم‎آباد، امین ابراهیمی از کوهدشت، علی مرادجانی از سلسله و محسن اکبری از الیگودرز تقدیر شد.

- در بخش پیشکسوتان از محمد‌حسین قاسمی پایه‎گذار تئاتر کودک در خرم‎آباد تجلیل گردید. وی در سخنانی کوتاه گفت: بعد از 35 سال در خرم‎آباد به روی سن می‎آیم و احساس می‎کنم جای خیلی از هنرمندان عزیز در این مراسم خالی است.

قاسمی ضمن اشاره به سابقه گروه‌های نمایشی در خرم‌آباد افزود: در دهه 50 سه گروه نمایشی در این شهر فعالیت داشت: گروه آرش، گروه هم‌فکر و گروه کودک فرهنگ و هنر؛ که گروه کودک در این مدت توانست 12 نمایش‌نامه برای کودکان به روی صحنه ببرد.

وی افزود: گروه کودک توانست اولین فستیوال نمایش کودک را با چهار نمایش در این شهر اجرا نموده و اولین نمایشنامه ویژه کودک در رادیو خرم آباد تولید و پخس نماید و اولین نمایش موزیکال را در آن سالها بر روی صحنه ببرد‌.

قاسمی در پایان از مسوولان استان درخواست کرد تا با همکاری آن‌ها در سال آینده اولین جشنواره تئاتر کودک را در لرستان برگزار نمایند.

- تقدیر از دیگر پیشکسوتان، فرزاد زیدی‎نژاد سکاندار پیشین انجمن هنرهای نمایشی استان، ناصر جودکی و غلام‎عباس گودرزی و زنده‌یاد سید علی صالح‎کوتاه بخش بعدی برنامه بود که لوح تقدیر زنده یاد صالح‎کوتاه به فرزندش اهداء گردید.

- در بخش دیگری از مراسم از زنده یاد سید احمد کریمی بابت خدمات ارزنده‌اش در حوزه هنر استان تجلیل شد و زمانی که پسرش برای ادای احترام به روی سن آمد، سید سیامک موسوی زاده، دست پسر مرحوم کریمی را برای پاس‌داشت این هنرمند بوسید. زنده‌یاد سید احمد کریمی هفته گذشته دارفانی را وداع گفت.

- اجرای نمایش "دکلره" به نویسندگی مهدی کوشکی و کارگردانی دانش دولتشاهی بخش پایانی مراسم بود؛ در این نمایش  فائزه خوانساری، میلاد بیرانوند، عاطفه کوشکی و مهیار صادقی به ایفای نقش خواهند پرداخت. کاوه نورمحمدی (سرپرست گروه) و میلاد فرج‌زاده (مولتی‌مدیا) از دیگر عوامل نمایش بودند.

 

تصاویر رضا رضایی از این مراسم:


مراسم جشن اردی‌بهشت تئاتر درخرم آباد برگزار شد

مراسم جشن اردی‌بهشت تئاتر درخرم آباد برگزار شد
مراسم جشن اردی‌بهشت تئاتر درخرم آباد برگزار شد
مراسم جشن اردی‌بهشت تئاتر درخرم آباد برگزار شد
مراسم جشن اردی‌بهشت تئاتر درخرم آباد برگزار شد
مراسم جشن اردی‌بهشت تئاتر درخرم آباد برگزار شد
اجرای نمایش دکلره
گزارش: عبدالرضا قاسمی / یافته





طبقه بندی: هنری، 
برچسب ها: تقدیر از آقای محمد حسین قاسمی پیشکسوت تئاتر لرستان، محمد حسین قاسمی، عبدالرضا قاسمی، فرهاد داودوندی فعالترین وبلاگ نویس ایران، فعالترین وبلاگ ایران، پر بازدید ترین وبلاگ ایران، پر بازدید ترین سایت شخصی ایران،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 18 اردیبهشت 1394 توسط فرهاد داودوندی
چرا این معلم لرستانی محمد بهمن بیگی نشد؟


معلمی کاری عاشقانه است.

کار عاشقانه را نمی‌شود با مادیات قاطی کرد.



اشاره:دوازده اردی‌بهشت روز معلم است. کم نبودند کسانی که از این معلمان، در تاریخ ماندگارشدند و ما هر روز که به نام معلم می‌رسیم یاد آنها در ذهنمان خاطر را عطر آگین می‌کند.
عزیز محمدی‌منش محمد بهمن‌بیگی از آنان بود که لقب پدر معلمی عشایری را به او اطلاق می‌کنند. کار بهمن‌بیگی بزرگ بود.
در لرستان اما معلمین عشایری همچنان گمنامند. کسانی که کوله بار سفر می‌بندند و بچه های یک ایل را سواد می‌آموزند. در سوگ و شادی آنان شریکند و سالی چند بار به خانه برمی‌گردند تا در یادها بمانند.
عزیز محمدی‌منش شاید بهترین میراث‌دار بهمن‌بیگی باشد. او در ارتفاعاتی که کوه‌نوردان هم سختشان است، به سراغ جمع‌های عشایری رفت. در سرما خودش را به آن‌ها رساند. برایشان هم معلم بود، هم برادر، هم پزشک و هم تیمارکش.
او به صدها نفر فرزند ایران که احتمالا تا اخر عمرشان یک معلم نمی‌دیدند، سواد یاد داد. از حقوق ناچیزش دوربین عکاسی و فیلم‌برداری خرید. برایشان فیلم نشان داد و آن‌ها با حسرت دنیای جدید را دیدند.
کار او شاید در جهان امروز یک افسانه باشد و باور ناپذیر؛ اما این معلم لرستانی اگر چه هیچ‌وقت در دنیای رسانه‌ها به مرز ملی و بین‌المللی نرفت و مشهور نشد، اما هزاران نفر را در پانزده سال پرورش داد.
او به جاهایی رفت که هیچ کوه‌نورد و سیاحی نرفت و اصلا از صفحه جغرافیا گم بود. رسم نیست که از او تندیسی برای هویت قوم فداکار لر بسازیم. او حتی ازدواج نکرد چون کسی تحمل زندگی به سبک او را شریک نمی‌شد؛ ما فراموش می‌کنیم. اما شاگردان فردایش، او را حتی بزرگ‌تر از بهمن‌بیگی خواهند دانست. شک نکنید...
 
 
لطفا"خودتان را معرفی کنید.
 به نام خدا. عزیز محمدی‌منش هستم. تا امروز که خدمت شما هستم 36 سال از خدا عمر گرفته و در اولین روز مهرماه سال 1357 در روستایی به نام خرسدر از توابع دهستان پل هرو واقع در بخش زاغه خرم‌آباد متولد شدم.
 
از کودکی بگویید! کجا تحصیل کرده‌اید؟ کجا زندگی می‌کنید؟
از زمان تولد تا حدود سال 62 در زادگاهم بود. بعد از آن همراه خانواده ابتدا به منطقه ماسور و سپس در روستای ده‌محسن در اطراف خرم‌آباد ساکن شدیم، دوران ابتدایی در دبستان روستای قدس ده‌محسن و دوران راهنمایی را هم در مدرسه شهید رحیمی  روستای سراب به پایان رساندم و چهار سال دبیرستان را هم در دبیرستان آیت‌اله طالقانی و شهید چمران محله پشته و پیش دانشگاهی را هم در دبیرستان حضرت رسول‌اکرم منطقه خیرآباد خرم‌آباد پشت سر گذاشتم و دو دیپلم انسانی و فنی را اخذ کردم و تا کنون در منطقه ماسور در نزدیکی خرم‌آباد زندگی می‌کنم. هم اکنون هم دانش‌جوی ترم پایانی کارشناسی ادبیات هستم.
 
از زندگی شخصی خود بگویید؟
خانواده من متشکل از 5 برادر و 3 خواهر هستیم که برادر بزرگ‌تر و دو برادر کوچک‌تر من هم ازدواج کرده‌اند.
 
یعنی هنوز مجرد هستید؟
بله! البته این سوال را همیشه مردم از من می‌پرسند که چرا ازدواج نکرده‌ام؟ واقعیت امر این است که وقت و فرصت نشده تا به ازدواج فکر کنم.
 
چند سال سابقه کار دارید و چه شد که به استخدام آموزش و پرورش درآمدید؟
15 سال سابقه فعالیت دارم. حدود سال 79 و  بعد از دیپلم مدت دو سال به عنوان سرباز معلم در منطقه میان‌کوه شرقی، در جنوب خرم‌آباد و در میان مردم روستای سیرم قلاوند گذراندم. این منطقه تا قبل از حضور من معلم نداشت و من هم اولین سال کارم را در این منطقه شروع کردم. روستایی با سه خانوار و کدخدایی که زن بود. شیرزنی به نام قدم‌خیر که نام و عملش همیشه من را به یاد قدم‌خیر بانوی معروف لرستانی می انداخت.
 
درطی این سال‌ها در چه مناطقی خدمت کرده‌ای؟
کل خدمتم در منطقه بالاگریوه و منطقه بختیاری لرستان بوده‌ام، حدود سال 80 به عنوان معلم حق‌التدریسی به منطقه بکری در بخش پاپی به نام کُرناس در نزدیکی ایستگاه تنگ 5 و تله زنگ رفتم.  طی این سال‌ها در مناطق سخت و صعب‌العبوری در منطقه بختیاری نشین لرستان خدمت کردم از جمله: مدرسه روستای سرتنگ لیشه، مدرسه پلنگ کوه و سه گُرده، چال ردوه، ،پلنگ کوه، پل کول در بخش ماه‌رو، منطقه شه‌بازان و روستایی به نام بلندنرگس ، منطقه کول‌راد، روستای سرکانه، روستای پاچل گرم و خیلی جاهای دیگر... حتی در دبستانی در منطقه شه‌بازان بودم که در تقسیمات کشوری آن سال‌ها به خوزستان ملحق شد، اما از آن‌جا که اعتقاد دارم تمام این بچه‌ها مربوط به سرزمین ایران هستند آن سال را آن‌جا گذراندم. جالب این بود که حس ماجراجویی من باعث شده‌بود که خیلی از این مناطق را خودم پیدا کنم. معمولا هر سال به روستای جدیدی می‌روم و روستای قبل را به معلم جدیدی تحویل می‌دهم.
 
تشویق هم شده‌اید؟
بله. چندین بار در سطح منطقه و استان مورد تقدیر مسوولان قرار گرفتم. سال 91 هم در جریان سومین همایش وحدت و انسجام ملی جوانان ایران اسلامی، تندیس عنوان معلم نمونه کشور توسط رییس جمهور سابق به من اعطاء شد.
 
چه مخاطراتی زندگی عشایر و معلم عشایری را تهدید می‌کند؟
زندگی عشایری با طبیعت عجین است و طبیعت هر لحظه آبستن حوادث است و قطعا" خطرات زیادی عشایر و معلم عشایری را تهدید می‌کند. حیوانات درنده، راه‌های سخت و صعب‌العبور، خطر پرت شدن از ارتفاعات، وجود اشرار و تنهایی بیشترین دغدغه معلم عشایری است. تنها رفیقت خودت هستی و یا ضبط صوتی که گاه شریک تنهایی باشد. اما فراموش نکنیم که ما انسان هستیم و باید به هم خدمت کنیم. وقتی من شبانه روز خودم را با آنها می‌گذرانم یقین بدانید ارتباطات عاطفی زیادی بین ما برقرار می‌شود تا جایی که هم‌دیگر را گگه (برادر) یا دده ( خواهر) خطاب می‌کنیم.
 
چرا شغل معلمی در مناطق عشایری را انتخاب کردید؟
بعد از دیپلم پایان دوره سرباز معلم، احساس کردم زندگی من در کنار این مردم باید سپری شود، مهر و محبت زبانی و عملی، صفا و صمیمیت آن‌ها من را جذب کرد و تصمیم گرفتم عمرم را برای خدمت به آن‌ها صرف کنم.
 
اما این دلایل برای تحمل این همه سختی و حضور در مناطق صعب‌العبور کافی به نظر نمی‌آید؟
اوایل فکر نمی‌کردم عاقبت کار چنین شود. اما در میان دختران و پسرانی زندگی کردم که هنوز چراغ شهر را ندیده‌اندو یا به عمرشان ماشین ندیده، تلویزیون را نمی‌داند چه شکلی است و. . . بودن در کنار آن‌ها حس و حال عجیبی به من داد. حسی که از حضور دو ساله در کنار کسانی که ظاهر و باطنشان یکی بود پیدا کرده بودم، من را تشویق به بودن در کنار آن‌ها می‌کرد و خودم را یکی از آن‌ها می‌دانستم. البته ریشه من از جنس عشایر(پشت‌کوه والی) است و این زندگی را با تمام وجود لمس کرده‌ام، برای همین این راه را انتخاب کردم.

عزیز محمدی‌منش
 
" محمد بهمن‌بیگی" را به عنوان پدر آموزش عشایری ایران می‌شناسند. نظر شما در باره ایشان چیست؟
بهمن بیگی عمر و سرمایه خودش را وقف عشایر کرد؛ او حکم فرشته را برای عشایر داشت، اما متاسفانه خیلی به خدماتش پرداخته نشد. ریز علی خواجوی کار ماندگاری کرد و جان صدها نفر را نجات داد؛ اما بهمن بیگی کل عشایر ایران را از نظر علمی نجات داد.
 
عده‌ای خدمات شما را در حد و اندازه بهمن‌بیگی می‌دانند. نظر خود شما چیست؟
بهمن بیگی انسان وارسته و بزرگی بود. اگر کسانی چنین اعتقادی دارند، به من لطف دارند. اما من چنین اعتقادی ندارم. حکایتی بگویم. " در زمان علاالدوله حاکم اصفهان، بوعلی سینا را خبر کردند تا همسرش را به سبک امروزه سزارین کنند. پزشکان دربار به تمسخر بوعلی سینا را جالینوس خطاب کردند. بوعلی سینا جواب داد که جالینوس، جالینوس است و من ابوعلی سینا هستم."بهمن بیگی انسان نیکو کاری بوده، اما من هم دوست دارم که خودم باشم و کارهای نیک انجام دهم.
 
 از سرنوشت تحصیلی دانش‌آموزان اطلاعی دارید؟
برای ادامه تحصیل لازم است روی خانواده های عشایر کار فرهنگی بیشتری صورت گیرد تا لزوم ادامه تحصیل را متوجه شوند. در هر حال عده‌ای از دانش آموزانم در حال تحصیل در مدارج بالاتر هستند؛ یکی از دانش‌آموزان سال اول تحصیلم در اهواز دانشجوی برق است، تعدادی هم دوران دبیرستان و پیش دانش‌گاهی را طی می‌کنند. اما واقعن متاسفم می شوم وقتی که پسران و دختران ایل در کوچ بعدی غایب هستند.
 
در زمینه استعداد‌یابی چه اقداماتی داشتید؟
طی سال‌های تدریس، با دانش‌آموزان مستعد زیادی برخورد داشته‌ام. مثلا" دانش آموزی که استعداد عجیبی در نواختن نی داشت؛ یا چند نفری که صدای بسیار زیبایی برای آوازخوانی داشتند. برای اینکه داستان‌نویسی را خوب یاد بگبرند و در ایام خاص، از آن‌ها می‌خواستم که خاطراتشان را بنویسند. چند نفری هم بودند که از استعداد خوبی برای نقاش برخوردار بودند. سعی می‌کردم آن‌ها را راهنمایی کنم و به مسوولان مربوطه معرفی کنم . اما باید قبول کنیم به دلیل کمی حمایت و نبودن امکانات، استعداد این دانش‌آموزان رشد نمی‌کند و اغلب چوپانی در انتظار آن‌ها است.
 
شغل شما آبستن حوادث تلخ و شیرین زیادی است. شیرین ترین خاطره شما چیست؟
بد نیست بدانید که زندگی من دو قسمت دارد. زندگی شهری و زندگی عشایری. بعضی وقت‌ها مرور خاطرات زندگی عشایری برای خودم در قالب زندگی یک شهروند باورکردنی نیست و مروز خاطرات برای جذابیت خاصی دارد.
به یاد دارم که روزی از دانش‌آموزان خواستم در باره خاطرات نوروزی خود انشاء بنویسند. دانش‌آموزی بهترین خاطره‌اش را گرفتن قند از عمویش ذکر کرده بود و شنیدن این موضوع خیلی ناراحتم کرد. فردای آن روز به شهر رفتم و چند کیلو شکلات و شیرینی گرفتم و بعد از دو روز راهپیمایی برای دانش آموزان بردم. دیدن صحنه خوردن شیرینی‌ها توسط دانش‌آموزان یکی از بهترین خاطرات من است. خاطره شیرین‌ترم هم مربوط به موقعی می‌شود که هلی‌کوپتر اولین(کانکس) مدرسه موقت را در روستایی تخلیه کرد و مردم روستا به هلهله و شادی پرداختند.  نام خلبانی که این امر مهم را  انجام داد " عباس گودرزی" بود و جالب اینکه یکی از مادران باردار روستا به افتخار این خلبان، نام فرزندش را " عباس" گذاشت.
 
( کانکس) از طریق هلی‌کوپتر در باره ورود اولین مدرسه موقت ( کانکس) از طریق هلی‌کوپتر به روستا، بیشتر توضیح دهید.
سال 91 توانسته بودیم با همکاری مسوولان نوسازی و خیرین، کانکسی برای یکی از روستاها تهیه کنیم، اما تهیه کانکس اول ماجرا بود، چون رساندن کانکس به روستای کومیه با آن مسیر صعب العبورش، کاری بسیار سخت بود. به ناچار، بخشی از مسیر را با کامیون و قطار حمل کردیم و در بخشی دیگر، با کمک مردم  توانستیم که کانکس را از رودخانه عبور دهیم اما کار به جایی رسید که حتی کامیون‌ها هم قادر به عبور نبودند. من همراه یکی از مسوولان نوسازی مدارس و اهالی، برای رساندن کانکس 18 ساعت پیاده روی کردیم، ولی دیگر نمی‌شد حتی یک قدم هم جلوتر رفت و این در حالی بود که تا روستا‌، راه زیادی باقی‌مانده بود.
اما در زندگی یاد گرفته بودم که هر وقت به بن‌بست رسیدم راه پرواز را بیاموزم. به راز و نیاز با خدا پرداختم و از پای ننشستم و با راهنمایی دوست عزیزی دست به دامن سازمان هلال‌احمر کشوری شدم و توانستیم آن‌ها را قانع کنیم که یک هلی‌کوپتر در اختیار ما قرار دهند؛ عاقبت با حسن همکاری هلال‌احمر، این اتفاق مهم افتاد و در یک روز پاییزی، مردم روستای دور افتاده و صعب‌العبور کومیه، صدای هلی کوپتری را شنیدند که به سمت آنها می‌آید. اهالی با دیدن هلی‌کوپتر در روستایشان، به دورش حلقه زدند و تازه متوجه شدند که هدیه‌ای از آسمان برای نجات کودکانشان رسیده است.. جالب است بدانید که محمدرضا حافظی فیلم‌ساز لرستانی، با مستند «لیر» انتقال کانکس‌ها به روستای صعب‌العبور کومیه را به تصویر کشید که در چند جشنواره به نمایش درآمد و جوایزی را هم کسب کرد.  پیک بامدادی رادیو نیز برنامه‌ای را به این موضوع اختصاص داد و اخیرا" هم گروهی دیگر در حال تهیه فیلمی برای موضوع هستند.
 
خاطره تلخ هم داشته‌اید؟
( با شنیدن این سوال، عزیز محمدی منش بغض کرد و تا لحظاتی قادر به ادامه گفت‌وگو نبود)
 
ایمان، دانش آموزی که از ارتفاغ 70 متری سقوط کرد و جان خود را از دست داد

ایمان، دانش آموزی که از ارتفاغ 70 متری سقوط کرد و جان خود را از دست داد

عذرخواهی می‌کنم اگر یادآور خاطره تلخی شدم، اما گویا خاطره بسیار تلخی دارید؟
بله متاسفانه. تلخ‌ترین خاطره‌ام به مرگ دانش‌آموزی کم سن و سال به نام ایمان مربوط می‌شود. سال قبل به دلیل بارش باران، صخره‌ها خیس شده بود و ایمان،که پیوند عاطفی شدیدی با او داشتم، پایش لیز خورد و از ارتفاع 70 متری کوه سقوط کرده و در دم جان خود را از دست داد. هنوز هم مادر ایمان روزانه به کوه می‌رود و او را با آه و ناله صدا می‌کند. مرگ ایمان هنوز برایم باورکردنی نیست وخاطراتش واقعن ناراحتم می‌کند. او بسیار مودب و با هوش بود.
 
وقتی میان عشایر هستید، اوقات فراغت خودتان را چگونه طی می‌کنید؟
شاید باور نکنید که اوقات فراغتی ندارم. بعضی روزها من 9 پایه از نهضت سوادآموزی، دانش آموزان راه دور تا ششم ابتدایی را درس می‌دهم؛ این یعنی تدریس 50 کتاب در روز. گاه از صبح تا شب درس می‌دهم. همینکه به نهار و نماز برسم کفایت می‌کند. فراموش نکنید از آب و چوب آوردن تا نظافت روزانه کلاس را باید شخصا انجام دهم و زمانی برای فراغت ندارم، اما اگر فرصتی دست دهد کتاب می‌خوانم و ترانه گوش می‌دهم.
 
چه سفارشی برای معلم ها دارید؟
معلمی کاری عاشقانه است. کار عاشقانه را نمی‌شود با مادیات قاطی کرد. در بحث معلمی عشایر بحث کمی متفاوت‌تر است.  معلم عشایری با عشایر هم‌خانواده است. در بد و خوب روزگار با هم هستند. خیلی از اوقات حضور معلم در میان عشایر به اموراتی مربوط می‌شود که ارتباطی به شغل معلمی ندارد. شما باید به برخی رسوم و آیین‌های آنها همراه شوی. در بحث‌های خانوادگی، اختلافات، شادی‌ها و غم‌ها شریک هستی. به‌طور مثال، یک بار مجبور شدیم که همسر یکی از عشایر که باردار بود را تا شهر با چوب حمل کنیم. نمونه های مشابه زیاد است. معلم عشایر فقط معلم نیست. او روان‌شناس، پزشک، مشاور، قاضی، تاریخ شناس و ... است و لازم است با عشایر همگام شوند؛ لذا کسی که می‌خواهد این راه را انتخاب کند باید یداند گام در چه راه مقدسی برداشته است.
 
راه‌کار و پیشنهاد شما برای کمک به آموزش و پرورش و زندگی عشایری چیست؟
بحث زیاد است. همه مسوولان مرتبط با عشایر باید همت کنند و مشکلات این قشر جامعه را به حداقل برسانند. مخابرات امکانات ارتباطی را توسعه دهد، دامپزشکی سرکشی و درمان دام‌ها را در اولویت قرار دهد، بنیاد مسکن امکان استقرار عشایر را فراهم کند. جهاد کشاورزی و منابع طبیعی به آن‌ها کمک کند و در فرآوردهای دامی آن‌ها شریک شود . مسوولان هم می‌توانند بخشی از وظایف خود را به  معلمان عشایری منتقل کنند. به طور مثال در بحث محیط زیست متولیان امر باید از طریق معلمان عشایری فرهنگ سازی کنند و توجه عشایر را به اهمیت محیط زیست هدایت کنند.
 
چرا از طریق معلمان؟
چون بیشترین زمان را معلمان و عشایر با هم در ارتباط هستند. یک مامور محیط زیست، منابع طبیعی یا بهداشت حداکثر چقدر می‌تواند وقت برای آموزش بگذارد؟ قطعن خیلی نمی‌توانند. اما از طریق معلمان عشایری انتقال برخی آموزش‌های فرهنگی کارسازتر است. ضمن اینکه جاده کشی و توسعه جاده برای عشایر را خیلی نمی‌پسندم ، چون منجر به تخریب طبیعت بکر و محیط زیست خواهد شد.
 
در پایان اگر مطلبی دارید، مطرح کنید.
به همت مسوولان و متولیان امر و پی‌گیری‌های صورت گرفته، تا کنون حدود 32 کانکس در روستاها مستقر شده و جدیدا" هم 15 کانکس درخواست شده، اما این کافی نیست و امیدوارم متولیان امر توجهی بیشتری به این موضوع داشته باشند. درخواست بعدی من، برقراری آژانس هوایی برای معلمان عشایری است. برقراری ماهی دو پرواز به مناطق صعب العبور می‌تواند کمک بسیار زیادی به امر آموزش و پرورش عشایری داشته باشد که امیدوارم به همت مسوولان این امر محقق شود.
 
عزیز محمدی‌منش - عبدالرضا قاسمی

نگارش مقدمه: علی صارمیان

گفت‌وگو: عبدالرضا قاسمی/ یافته





طبقه بندی: اجتماعی، 
برچسب ها: چرا این معلم لرستانی محمد بهمن بیگی نشد؟، عزیز محمدی‌منش، عبدالرضا قاسمی، عشایر، معلم عشایر، فرهاد داودوندی فعالترین وبلاگ نویس ایران، فعالترین وبلاگ ایران،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 11 اردیبهشت 1394 توسط فرهاد داودوندی



خاطره ورزشی از آقای عبدالرضا قاسمی



سال 67 در قالب تیم استانی کارگران لرستان در مسابقات دوومیدانی کشوری در اصفهان حضور داشتیم. در دور مقدماتی موفق شدیم و قرار بود عصر با 5 تیم دیگر در فینال مسابقه 400*4 امدادی مسابقه دهیم.

سرپرست ما که فقط نام سرپرست را یدک می کشید و اصلا" با ورزش آشنا نبود قرار بود ما را خبر کند.

در خوابگاه تا عصر استراحت کردیم. سرپرست هم در خواب ناز تشریف داشت. دیدیم خبری از مسابقه نیست ... رفتیم داخل پیست و ساعت شروع مسابقه را سوال کردیم.

 گفتند: 1 ساعت است تمام شده! ناراحت برگشتیم. چون قطعا" روی سکو می رفتیم. خلاصه سرپرست که از خواب بیدار شد رفت سراغ مسئولین مسابقه و از آنها خواست حالا که ما جا مانده ایم. حداقل ما را تیم ششم معرفی کنند تا 1 امتیاز بگیریم!!!

مسئولین مسابقه از این درخواست ایشان کلی خندیدند ولی ما از داشتن چنین سرپرست آگاهی گریه سر دادیم





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: عبدالرضا قاسمی، فرهاد داودوندی فعالترین وبلاگ نویس ایران، فرهاد داودوندی وبلاگ نویس فعال ایران، فعالترین وبلاگ ایران، پر بازدید ترین وبلاگ ایران، پر بازدید ترین سایت شخصی ایران، پر بیننده ترین وبلاگ ایران،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 13 فروردین 1393 توسط فرهاد داودوندی
"دلتنگی"

شعری از آقای هوشنگ رئوف




از چپ آقایان: استاد هوشنگ رئوف از شعرای معاصر لرستان و عبدالرضا قاسمی دوست بسیار بسیار عزیزم




طبقه بندی: هنری، 
برچسب ها: عبدالرضا قاسمی، هوشنگ رئوف، فرهاد داودوندی فعالترین وبلاگ نویس ایران، فرهاد داودوندی وبلاگ نویس فعال ایران، فعالترین وبلاگ ایران، پر بازدید ترین وبلاگ ایران، پر بازدید ترین سایت شخصی ایران،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 6 فروردین 1393 توسط فرهاد داودوندی

فیلم سه بعدی «دستی پر از پوچی» در بروجرد ساخته شد- یافته

فیلم سینمایی «دستی پر از پوچی» به کارگردانی و نویسندگی"امیر بهلولی" و تهیه کنندگی "محمدحسین بهلولی" در بروجرد ساخته شد.

به گزارش یافته، در این فیلم که موضوعی اجتماعی داشته و به نقش خانواده‎ها در تربیت فرزندان اشاره دارد، بیش از 10 نفر از هنرمندان بروجرد در قالب "گروه پژواک" به ایفای نقش پرداخته‎اند.

 

کارگردان و نویسنده‎ی این اثر با اشاره به این که  اداره‎ی کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان لرستان مجوز آن را صادر كرده گفت: فیلم‎برداری گروه از 25 تیر شروع و تا پایان شهریور ادامه داشت.

"امیر بهلولی" اضافه کرد: هزینه مالی فیلم بطور مستقل تامین و هیچ‎گونه کمک مالی نداشته‎ایم.

وی اضافه کرد: در طول ساخت فیلم، مشکلات و گرفتاری‎های زیادی داشتیم و برای انتخاب لوکیشن‎ها متناسب با متن تصمیم داشتیم که بخشی از فیلم‎برداری را به امیر بهلولی - یافتهتهران منتقل کنیم، اما متاسفانه شرایط مالی اجازه این کار را نداد.

بهلولی ادامه داد: با توکل به خدا و تلاش شبانه روزی گروه" پژواک " موفق شدیم ساخت فیلم را به بهترین شکل ممکن به اتمام برسانیم.

این هنرمند بروجردی در خصوص موسیقی فیلم گفت: موسیقی این کار بطور مستقل توسط گروه موسیقی پژواک ساخته شده‎ است.

بهلولی اضافه کرد: تدوین این کار تقریبا چهار ماه طول کشید و علی‎رغم مشکلات موجود توانستیم فیلم را به شکل سه بعدی تدوین کنیم.

لازم به ذکر است فیلم‌نامه «دستی پر از پوچی» به نویسندگی و کارگردانی امیر بهلولی و به تهیه کنندگی محمد‌حسین بهلولی در بروجرد ساخته شده است.

در این فیلم اجتماعی هنرمندان بروجردی، نرگس ورمزیار، اکبر مرادی، حدیث گودرزی، زهرا ندیمی، پریسا روزبهانی، حمید ساکت، مرجان دیناروند، امیرمحمد حدادی، نیکتا حدادی، سعید قبادی، نسرین ورمزیار، مشکات ساکت، معصومه ثنایی، فروزان ولی‎پوری، محمد ایران بروجردی، حامد کاوند، محمد پناهی، آیناز علوی‎زاده، آزاده مقدسی، ساحل گودرزی، محمد جواد علوی‎زاده، محمد تقوی، آرش روزبهانی، پویا محسنی‎نژاد، محمدرضا هراتی و احمد نصرالهی به ایفای نقش پرداخته‎اند.

سایر عوامل فیلم:

مجریان طرح: خانه سینماگران خورشید، امیر بهلولی

مدیر نورپردازی: میلاد حدادی

مدیر صدابرداری: رامین مرادی

مدیر تصویربرداری: ایمان بهلولی و امیر بهلولی

منشی صحنه: نسرین ورمزیار و نرگس ورمزیار

آهنگساز: رضا کرمی

تدوین: امیر بهلولی

تنظیم و خواننده: منصور دیناروند

دستیار صدابرداری: افشین ولی‎پوری

دستیار نورپردازی: حسین فاتحی

دستیار کارگردان: علیرضا دیناروند

عکاس: حسین حمادی و محمد درویش‎نیکی

دستیار تولید: سروش بوریایی

آواز: محمد شکیب‎مهر

دکلمه: مریم قیطانی، سالار عسگریان

شعر: سالار عسگریان، فائزه دارابی و رضا بختیاری.

گروه پژواک به سرپرستی امیر بهلولی یکی از فعال‎ترین گروه های مستقل سینمایی بروجرد بوده که تا کنون ساخت دو فیلم مستند و پنج فیلم داستانی بلند را درکارنامه هنری خود دارند.

فیلم سه بعدی «دستی پر از پوچی» در بروجرد ساخته شد-یافته

 

فیلم سه بعدی «دستی پر از پوچی» در بروجرد ساخته شد-یافته

گروه سینمایی " پژواک "

 

فیلم سه بعدی «دستی پر از پوچی» در بروجرد ساخته شد-یافته

 

خبر: فرهاد داودوندی/یافته- بروجرد






طبقه بندی: هنری، 
برچسب ها: فیلم سه بعدی «دستی پر از پوچی» در بروجرد ساخته شد، امیر بهلولی، عبدالرضا قاسمی، فرهاد داودوندی، فعالترین وبلاگ ایران، دستی پر از پوچی، فعالترین وبلاگ کشور،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 4 اسفند 1392 توسط فرهاد داودوندی

 

از راست : علی کاظمیان / استاد هوشنگ رئوف / عبدالرضا قاسمی

میهمان

فقط یک شب

 

مهمان ِخانه ی ما بودی

 

مدت هاست

 

که رختخواب ها

 

دل سپرده اند

 

به حکایت های بالشی

 

که آن شب زیر سر گذاشتی .


( استاد هوشنگ رئوف )






طبقه بندی: هنری، 
برچسب ها: استاد هوشنگ رئوف، عبدالرضا قاسمی، علی كاظمیان، فرهاد داودوندی فعالترین وبلاگ نویس ایران، فعالترین وبلاگ ایران، به روز ترین وبلاگ ایران،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 27 بهمن 1392 توسط فرهاد داودوندی

یافته منتشر كرد:


طبیعت لرستان و سمندر منحصر به فرد آن را دریابیم

سمندر لرستان را دریابیم - یافته

کوه‌نوردان کوهستان غربی بروجرد، مردم را به حفظ طبیعت زیبای لرستان و حمایت از سمندر این خطه دعوت کردند.

به گزارش یافته "حسین نخجوانی " مسئول گروه کوهنوردی کوهستان‌غربی بروجرد اعلام کرد : متاسفانه اخیرا مشاهده گردیده که سمندر زیبا و منحصر به فرد خالدار لرستان به وسیله عده‌ای سودجو در خیابان‌ها و معابر عمومی شهر های لرستان و حتی بروجرد به فروش می‌رسد.

"نخجوانی" افزود: البته با درایت گروه‌هائی از علاقمندان به طبیعت و همکاری با مامورین محترم محیط زیست،  تاکنون تعداد زیادی از این فرصت طلبان دستگیر و به مراجع قانونی تحویل داده شده‌اند.

وی گفت: گروه کوه‌نوردی کوهستان غربی بروجرد و گروه کوه‌نوردی بانوان بروجرد ( یوتاب) در برنامه‌ای مشترک با نوشتن بنر، انقراض این جانور زیبا که در دنیا به نام سمندر لرستان مشهور است را به مسئولین و طبیعت دوستان هشدار دادند .اعضا این دو گروه کوه‌نوردی از تمامی هم استانی‌ها در شهر های استان این درخواست را دارند که به یاری سمندر لرستان بشتابند و در صورت مشاهده سمندر لرستان از صید آن خودداری نمایند.

 

تصاویر حضور کوه‌نوردان بروجرد در آبشار شِوی

گروه کوه‌نوردی کوهستان غربی بروجرد و گروه کوه‌نوردی بانوان بروجرد - یافته

سمندر لرستان - یافته

گروه کوه‌نوردی کوهستان غربی بروجرد و گروه کوه‌نوردی بانوان بروجرد - یافته

گزارش: فرهاد داودوندی/ یافته - بروجرد







طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: یافته، بروجرد، سمندر لرستان، فرهاد داودوندی، سمندر، عبدالرضا قاسمی،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 22 بهمن 1392 توسط فرهاد داودوندی

 گفتگوی اختصاصی عبدالرضا قاسمی


با معاون لرستانی


اداره‌کلِ آمریکای لاتینِ وزارت امور خارجه


بنقل از وبلاگ وزین" چو ایران نباشد تن من مباد"


محسن بهاروند - عبدالرضا قاسمی «محسن بهاروند» :

باید لرستان را در یک یا دو موضوع، خاص و جالبِ توجه کرد

مقدمه: آذرماه امسال دومین میزگرد اتحادیه‌ی «آلبا» با ایران با عنوان «ژئوپلوتیک و زمینه‌های همکاری بین ایران و آمریکای لاتین» انجام گرفت. سخنران اصلی این میزگرد "محسن بهاروند" معاون اداره‌کل آمریکای لاتین وزارت امور خارجه بود. شنیدن نام محسن بهاروند، دیپلمات لرستانی وزارت امور خارجه به عنوان سخنران اصلی این میزگرد، بهانه‌ی خوبی برای دعوت او به مصاحبه و شنیدن صحبت‌هایش بود. تلفنی؛ قرار مصاحبه را در یکی از باغچه‌های تهران گذاشتیم. سرِ وقت آمد و باب گفتگو باز شد. صمیمیت و مهربانی خاصی در کلامش بود و با صبر و حوصله به سؤالات پاسخ می‌داد. گفتگوی ما حدود سه ساعت به طول انجامید.

* جناب آقای بهاروند در ابتدا تقاضا می‌کنم، خلاصه‌ای از بیوگرافی خودتان را برای خوانندگان بیان فرمایید.

خدمت همه‌ی هم‌استانی‌های عزیز عرض سلام و ارادت دارم و امیدوارم این گفتگو برای جوانان عزیز هم‌استانی مورد استفاده قرار گیرد. محسن بهاروند هستم. سال 1345 در روستای تلوری‌علیا از توابع خرم‌آباد به دنیا آمدم. دوره‌ی ابتدایی را در همان روستا درس خواندم و دوره‌ی راهنمایی و دبیرستان را در خرم‌آباد گذراندم. پس از آن در دانشگاه تهران قبول شدم و تحصیلات عالیه‌ی خود را ادامه دادم.

 * در چه رشته‌ای تحصیل کرده و چه موقع از تحصیل فارغ شده‌اید؟

سال 68 از طریق کنکور سراسری در دانشکده‌ی روابط بین‌الملل پذیرفته شدم و در سال 1373 موفق به اخذ مدرک کارشناسی در این رشته گردیدم و پس از آن در رشته‌ی حقوق بین‌الملل، گرایش «حقوق بشر» از دانشگاه شهید بهشتی مدرک کارشناسی ارشدم را اخذ کردم. البته بعد از این دوره،........................

متن کامل گفتگو در ادامه مطلب


ادامه مطلب

طبقه بندی: اجتماعی، 
برچسب ها: معاون لرستانی اداره‌کلِ آمریکای لاتینِ وزارت امور خارجه، محسن بهاروند، لرستان، عبدالرضا قاسمی، چو ایران نباشد تن من مباد، فرهاد داودوند، بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 4 بهمن 1392 توسط فرهاد داودوندی

حاج محمدصادق دارایی‌زاده( سازنده پل دارایی زاده ):

سعادت و لیاقت می‌خواهد

آدم مال‌اش را صرف امور خیر کند




بنقل از وبلاگ" چو ایران نباشد تن من مباد"



عبدالرضا قاسمى:  صبح هفدهمین روز آبان‌ماه به همراه آقایان حاج صادق علی‌پناهی از اعضای مؤسسه‌ی سالمندان صدیق و عابدین بهاروند هنرمند و بازیگر خرم‌آبادی قرار گذاشتیم تا در شهرک اکباتان تهران به دیدار یکی از شخصیت‌های خیّر و مطرح لرستانی در قرن اخیر برویم. "حاج محمدصادق دارایی‌زاده" کسی است که سال‌های عمرش را صرف خدمتگذاری به مردم شهرش کرده و در سال 1355 با ساخت پُلی که تا به امروز هم پابرجاست؛ ارتباط محله‌های گلِ‌زرد و شمال سابق را با سراب حسین‌خانی و شاه‌آباد خرم‌آباد برقرار کرد. ایشان و دو فرزندش با رویی گشاده به استقبال‌مان آمدند.

گفتگوی ما با این مرد بزرگ حدود سه ساعت طول کشید. او با 95 سال سن پر انرژی و دقیق به سؤالات ما پاسخ داد. در خلال صحبت‌هایش می‌شد علاقه وافرش برای کمک به هم‌نوع را به وضوح دید. از اینکه مردم خرم‌آباد به دیده‌ی احترام به او می‌نگرند، بسیار خوشحال است و توفیق انجام کارهای خوب و ماندگار را حاصل عنایت خدا می‌داند...........................................


گفتگوی کامل در ادامه مطلب



ادامه مطلب

طبقه بندی: اجتماعی، 
برچسب ها: سعادت و لیاقت می‌خواهد آدم مال‌اش را صرف امور خیر کند، عبدالرضا قاسمی، حاج محمدصادق دارایی‌زاده،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 1 دی 1392 توسط فرهاد داودوندی


نشسته: آقای عبدالرضا قاسمی مسئول وبلاگ وزین چو ایران نباشد تن من مباد

دو دهه پیش و همزمان با تولد وبلاگ نویسی؛ کسی فکر نمی کرد دامنه این حوزه مجازی تا این حد گسترده شود.


با گسترش این فضا، وبلاگ نویسان در حوزه هایی مثل خبر، گزارش و عکس نیز فعالیت می کنند و به نوعی خود را یک روزنامه نگار می دانند اما این دیدگاه بعضا"  با مخالفت روزنامه نگاران مواجه می شود و نظرات متفاوتی دارند.


با گذشت سالها از پدیده وبلاگ نویسی این سوال مطرح است که:


" آیا وبلاگ نویسی سبک جدیدی از روزنامه نگاری است؟ "


لطفا" نظر خود را در اینخصوص بیان ؛  تا در آینده نزدیک به جمع بندی پرسش فوق بپردازیم .





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: وبلاگ نویسی سبک جدیدی از روزنامه نگاری، عبدالرضا قاسمی،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 23 آذر 1392 توسط فرهاد داودوندی

به مناسبت ثبت رکورد بی سابقه


سه میلیون (3.000.000) بازدید


از سایت شخصی فرهاد داودوندی


گفتگو با


" فعال ترین وبلاگ نویس لرستانی دنیا"


توضیخ فرهاد داودوندی: چندی قبل دوست عزیزم آقای عبدالرضا قاسمی مسئول وبلاگ وزین " چو ایران نباشد تن من مباد" بخاطر نزدیک شدن سایت شخصی اینجانب به رکورد سه میلیون بازدید، زحمت تا آمدن به بروجرد را به جان خرید و با حضور در محل فروشگاه ایساکو خیابان رودکی اقدام به گرفتن مصاحبه ای از اینجانب نمود.


( آقای قاسمی متولد خرم آباد است و هم اکنون ساکن تهران می باشد، و صرفا این مسیر رفت و برگشت حدود  1000 کیلومتری را برای گرفتن مصاحبه از اینجانب طی نموده بود که واقعا شرمنده محبت این هم استانی عزیزمان که برای گفتگو با یک بروجردی این مسیر طولانی را طی کرده بود، شدم)


با نزدیک شدن به ثبت رکورد سه میلیون بازدید، آقای قاسمی متن کامل مصاحبه را روی وبلاگ وزین شان قرار داده است. با عرض تشکر از این دوست بسیار عزیزم، بنقل از وبلاگ وزین شان مصاحبه را روی این سایت قرار داده ام.


مقدمه آقای عبدالرضا  قاسمی : سال 1390  در  بازدید از  وبلاگها و سایت های محلی توجه ام به مطلب یکی از وبلاگها ها جلب شد .موضوع اش فراخوانی ؛  برای ساخت دکه " برای یک زوج روشندل"  بود ، مدیر این وبلاگ درخواست کرده بود تا خوانندگان مهربانی را با این زوج  تقسیم کنند.


اقدام این مدیر ؛  در عصر یخی  کنونی , خیلی به دلم نشست . فهمیدم با مرد بزرگی روبرو هستم . چندین روز وبلاگ او را رصد کردم . دو چیز ذهن مرا سخت درگیر کرده بود ؛ یکی تلاش و پشتکاری که داشت و دیگری یکرنگی و رو راست بودن او .


برای قدردانی ؛  به دیدنش رفتم ؛ تنها  چند دیالوگ کافی بود تا شخصیت ارزشمنداش بیشتر نمایان شود .از آن  روز دامنه دوستی ما بیشتر شد و هر روز مطالب این سایت را می خواندم .


سایتی  که نفاق و دورویی آن ماوا نداشت و یکرنگ یکرنگ بود . بارها جسارت کردم و خواستم که او را در قسمت لر بلاگها معرفی کنم . اما هر بار،  با شوخی ؛ بحث را عوض می کرد.. . ولی  بالاخره او را راضی کردم  تا  ؛ ناگفته های خود را برایمان بازگو کند .


شاید بهترین بهانه هم رسیدن به مرز سه میلیون  بازدیده کننده بود ؛ افتخاری که دست رسی به آن جز در سایه تلاش و صداقت امکان پذیر نیست .


 " فرهاد داودوندی را می گویم . مردی که براستی ثابت کرد: آدمها باید یکرنگ باشند ؛ حتی اگر در دنیایى زندگی می کنند  که مردمش براى پررنگ شدن حاضرند هزار رنگ عوض کنند . . .

 

با تشکر از اینکه دعوت من را برای گفتگو قبول کردید ؛  لطفا" بیوگرافی خودتان را عنوان کنید  :

بنام خدا،  روزانه با چندین نفر مصاحبه ورزشی و غیر ورزشی انجام می دهم اما امروز فهمیدم شخصی مثل  من  در مقابل سوال " لطفا بیوگرافی تان را بگوئید"  واقعا درمانده می شود که چه بگوید؟! به کدام افتخار آفرینی ام   برای علم  و یا برای پیشرفت جامعه جهانی باید بنازم؟ کدام افتخار آفرینی  را  در سطح دنیا، آسیا و حتی کشور برای زادگاه و استانم کسب کرده ام که جوابگو باشم؟ جز اینکه بطور کلیشه ای بگویم: فرهاد داودوندی هستم، متولد سال 1342 بروجرد . از اینکه ایرانی ام بر خود می بالم، از اینکه در گوشه  ای از ایران عزیز در کنار گروهی از هموطنان و دوستان بسیار دوست داشتنی ام گذران زندگی دارم ،خود را خوشبخت ترین بروجردی ایران می دانم.

 

 البته شما افتخارات زیادی دارید که به آنها خواهیم پرداخت . بفرمایید  از چه تاریخ و چرا وبلاگ نویسی را شروع کردید؟ و چه هدفی را دنبال می کردید ؟

از سال 1383 شروع به وبلاگ نویسی نمودم، آن اوایل وبلاگ نویسی را بعنوان یک نوع دفترچه خاطرات نوشتن  می دانستم، اما بعد ها شیوه و نگرش خود را عوض کردم و  شناساندن  موقعیت جغرافیائی منطقه ای که در آن زندگی می کنم  به هموطنانم را نیز مد نظر قرار دادم. اما از آن مهمتر بخاطر اینکه مطالب ورزشی و غیر ورزشی ام در نشریات گوناگون چاپ می شد،  بد ندیدم که تمامی مطالبی را که خودم تهیه می کنم روی وبلاگ بگذارم، بنابر این در یک چرخش  کلی از سال 1389 وبلاگ  تازه ای را راه اندازی نمودم  که تا امروز بدون  وقفه  مطالب متنوعی را در آن ثبت نموده ام.

 

فکر می کنید در هدفتان موفق بوده اید ؟

بله!  موفق بوده ام، زیرا از طریق همین وبلاگ نویسی هزاران هزار دوست  پیدا کرده ام.  توانسته ام شور و شوقی در عرصه وبلاگ نویسی حداقل در شهر و استانم راه بیندازم. هر کجای استان مان که بروم دهها دوست نادیده دارم  که بیننده وبلاگ شخصی  ام می باشند.

 

فرهاد داودوندی در محل کارش

 

  زمانی برای اتمام وبلاگ نویسی در نظر گرفته اید؟

خیر!  از وبلاگ نویسی لذت می برم،  با مخاطب نفس در نفس هستید! مسائل  ساده پیش می رود و دنیای پیچیده ای ندارد.

 

اما وبلاگ نویسی در عین سادگی ؛  مشکلات  خاص خودش را دارد که برای ماندگار شدن در این فضا قواعدی را باید رعایت کرد ؛ با این اوصاف وبلاگ نویسی در  ایران ،  تا چه حد توانسته جای خودش را باز کند؟ 

متاسفانه اکثر وبلاگ نویسان ما  در کشور کار کپی کردن را بسیار خوب انجام  دهند، در صورتیکه وبلاگ نویس باید خودش خبر تهیه کند،  مطالبش باید با همه وبلاگ های کشور متفاوت باشد،  از آنجا که خیلی ها کارشان کپی کردن مطالب دیگر سایت ها و وبلاگ ها می باشد نتوانسته اند آنگونه که باید و شاید روند رو به رشدی داشته باشند.

 در لرستان چه ؟

در لرستان باید بگویم وبلاگ نویسی جرقه است، به ندرت وبلاگی در دراز مدت دوام می آورد، اکثرا می خواهند خط و خطوط فکری خود را به بیننده  تحمیل کنند. نمی گذارند که بیننده  خواننده مطالب باشد و خودش تصمیم بگیرد. متاسفانه وبلاگ نویسان لرستانی  در تار تنیده ای به نام روزمره گی گرفتار می شوند و بعد از مدتی وبلاگ برای مدیر وبلاگ هم تازه گی و کاربردش را از دست می دهد، این است که به یکباره می بینیم صاحب وبلاگ یک شبه وبلاگ خود را  از صفحه دنیای مجازی  غیر فعال و یا کلا حذف می کند!

 

چرا آدرس وبلاگتون را  " سایت شخصی فرهاد داودوندی " انتخاب کردید ؟

روز اول قصدم این بود که وبلاگم دفترچه خاطرات فعالیت های روزانه ام باشد، بنابر این  چنین نامی را برگزیدم.

 

عمو فرهاد را بعنوان مرد خستگی ناپذیرعالم مجازی  می شناسند . دلیلش را چه می بینید ؟

هیچگاه یا کاری را قبول نمی کنم و یا اگر قبول کنم سعی می کنم به بهترین  نحو انجام بدهم،  در عالم مجازی هم سعی کرده ام خودم باشم، از کسی تقلید  نکنم، خودم را فراتر از آنچه که در واقعیت هستم، نشان ندهم،  از دل هر موردی که در روز می بینم سوژه ای پیدا می کنم،  از همه مهمتر اینکه برای  تهیه هر موضوعی وقت می گذارم و  به خوبی  پی برده ام که  پشتکار داشتن رمز موفقیت است

 

کلاس اول ابندایی

 

شما مسئولیت ها و فعالیت های جانبی زیادی در کنار شغلتان داشته اید . لطفا"  خلاصه ی از آنها را معرفی کنید :

وبلاگ نویس برتر سال 1383 ایران از دیدگاه شرکت ایساکو ، دبیر هیات شطرنج بروجرد ، مسئول کمیته انضباطی هیات اسکواش بروجرد ، کسب عنوان فروشگاه برتر ایساکو در عرضه لوازم یدکی خودرو در سال 1389 ، نایب رئیس اتحادیه صنف لوازم بدکی اتومبیل بروجرد، مسئول انجمن نجوم بروجرد ، کسب عنوان سوم برگزار کننده روز نجوم در ایران توسط رادیو اینترنتی نجوم در سال 1387 ،ورزشی نویس و خبرنگار رسمی و افتخاری نشریات پیغام بروجرد ، جام جم ، اقتصاد لرستان ، طلوع ورزش لرستان ، همشهری ،باختر زمین ،شهاب آسمانی ، آفتاب لرستان ، سیمره ، تبلور اندیشه ، ماه نامه الکترونیک بروجرد ، خبر ورزشی ، بامداد لرستان ، تبلور اندیشه بروجرد، روزنامه سراسری ورزشی 90 و ، دبیر سرویس ورزشی دو هفته نامه بیان لر، (نویسنده و کارشناس و مجری برنامه نقد ورزشی "ذره بین" و طنز ورزشی"اشنفتیت "رادیو بروجرد در سال 1390) ، 4 سال پیاپی تا سال 1390 کتابخوان و یاور نمونه کتابخانه های بروجرد ، یاور جوان نمونه بروجرد در دومین جشن خانه جوان بروجرد 1390 ،  خبرنگار یاور نمونه کتابخانه های عمومی بروجرد در سال 1391. خبرنگار و نویسنده ستون های ورزشی پایگاه خبری تحلیلی یافته نیوز، نویسنده ستون های طنز و خبر ورزشی سایت خبری تحلیلی کیمیا نیوز.همکار افتخاری بخش مطبوعات و عکس های ورزشی برنامه تلویزیونی نگاهی به ورزش استان در سال 1391،اهدا عنوان برتر فعال فرهنگی و مروج فرهنگ کتاب و مطالعه توسط نهاد کتابخانه های عمومی ایران به فرهاد داودوندی تیر 1392 ، خبرنگار روزنامه قدس، دبیر بخش ورزش سایت خبری تحلیلی کیمیا نیوز، نویسنده و کارشناس و مجری برنامه های عصرگاهی رادیو بروجرد از شهریور 1392 (در برنامه های، "یک شهر، یک چهره"، " طنز یادتونه؟"، "رخصت پهلوان"،"از ماست که بر ماست") و برنامه های صبحگاهی رادیو بروجرد(( "اخبار ورزشی هفتگی"، " نقد های بی رودربایستی" و " گفتگو با مسئولین ورزشی در برنامه ذره بین" ))، عضو هیات  موسس، هیات امناء و انجمن خیرین کتابخانه ساز بروجرد

 

پس قبول کنید جواب سوال اول را با شکسته نفسی دادید و هر کسی این هم افتخار را به یدک نمی کشد . با این همه فعالیت قطعا" خاطرات تلخ و شیرین زیادی دارید ؛ بهترین خاطره شما در  این ایام چه بود؟

خاطرات شیرین بسیار است، برای نمونه یک روز یک دوستی بنام عبدالرضا قاسمی با زن و بچه اش  در مسیر گذشتن از بروجرد به سمت خرم آباد آمدند فروشگاه ما، بار اول بود  هم را می دیدیم، اما شاید باورتان نشود  انگار چندین سال بود با هم دوست صمیمی بودیم.  از اینگونه اتفاقات بسیار در ذهن دارم که همگی از موهبت داشتن وبلاگ شخصی ام است. دوستانی به من سر می زنند که با اینکه بار اول است همدیگر را می بینیم، اما انگار سالهاست با هم دوست و رفیق صمیمی بوده ایم.

و بدترین خاطره ؟

بدترین خاطره ام این است که بعضی وقتها در وبلاگ ها و سایتهای دیگر مطالب توهین آمیز قومیتی می بینم. صمیمانه متاسف می شوم. وقتی می بینم که خیلی ها  بین یک مسئول  کار نابلد استانی و مردم  محترم یک شهر فرق نمی گذارند و همه را با یک چشم می بینند. بسیار ناراحت می شوم که می بینم یا می خوانم که بعضی از وبلاگ نویسان به مردم با بهانه های واهی  حرفهای نامربوط می گویند. نمی دانم چرا بعضی ها اصل هموطن بودن را فراموش میکنند و بعضی وقتها در تار خود تنیده ای به دام می افتند و بر این حقیقتکه تمامی مردم ایران عزیزمان از بهترین مردمان دنیا هستند، چشمان خود را می بندند.

  آقای داودوندی سوالات بعدی من بعضا" چالشی است و شاید مایل نباشید جواب  دهید . در پاسخ دادن به آنها مختار هستید .

 

 دل شما از دست چه کسانی به درد می آید   ؟

کسانیکه  در عصر حاضر که دنیا را به دهکده کوچک تشبیه کرده اند  هنوز هم که هنوز است وارد بحث های بچه گانه  قومیتی می شوند.

خانواده شما چقدر با کارتان موافق هستند ؟

(باخنده)  دیگر برایشان جا افتاده است و هر وقت دنبال تهیه خبر نمی روم تعجب می کنند!

 

چند تا کلمه  میپرسم لطفا نظر خودتان را  به طورخیلی  مختصر بگوید ؟

خانواده مجازی :  دوستان دیده یا ندیده ای که از لحاظ عاطفی به آنها   وابسته شده ایم    

کامنت : خوب و منطقی اش حتی اگر انتقادی باشد، تائید خواهد شد و ناسزاهایش حذف

وبلاگ : دفترچه خاطرات عمومی  

پاچه خواری :   کثیف ترین راه در آمد  روزمره زندگی

رضا جایدری  :   کسی که برای اولین بار کلمه عمو فرهاد را بر سر زبانها انداخت  ( این کلمه عمو فرهاد بهترین  و زیباترین کلمه ای است که تاکنون در دنیای مجازی و واقعی برای من  نامگذاری شده است، خیلی از شنیدن آن لذت می برم 

 افشین جنانی:  استقلالی که قلبش سرخ است

 عبدالرضا قاسمی:  اگر یک هفته با وی کری بروجرد خرم آباد نخوانم،  آن هفته ام  به سر نخواهد آمد .

 

وبلاگ نویسی ناگفته های برای هر نفر دارد . برای شما چطور ؟

( باخنده)گفته و ناگفته اش را به رشته تحریر در آورده و روی وبلاگ قرار می دهم!!!

 

یادم می آید روزی برای انتشار یک پست  به خودتان کارت قرمز دادید ! بدترین پست هایی رو که  نوشتی کدامند ؟

دو بار در پست هائی که نوشته ام و روی سایت قرار داده ام بخاطر عجله در نوشتن بدون تحقیق به خودم  کارت قرمز داده ام، در یک مورد آن تعداد  بازدید کنندگان از شب نجومی ماه گرفتگی را  چهار پنج هزار نفر اعلام نمودم، یکی دو روز تحقیق نمودم و متوجه شدم که بیشتر از هزار نفر نبودند، به خودم در وبلاگ بخاطر انتشار این اشتباه فاحش کارت قرمز دادم. 

بهترین ؟

 اما درمورد بهترین پست باید بگویم  تمامی هفت هشت هزار پست موجود در وبلاگم را بهترین پست ها می دانم و هیچ فرقی بین آنها نمی گذارم.

 

گسترده ی  جغرافیایی دوستی شما بسیار زیاد است . قطعا" حساسیت های محلی  نیز در این خصوص وجود دارد و تا آنجا که اطلاع دارم مشکلاتی هم برایتان بوجود آورده است . با این مسئله چگونه کنار آمده اید ؟

بله، متاسفانه مشکلاتی برایم پیش آمده است و بعضی روزها تمام یا بیشتروقتم باید صرف جوابگوئی به این موارد باشد، البته لازم است بگویم  درمقابل محاسنی که وبلاگ برایم داشته است مشکلات پیش آمده سر سوزنی هم به حساب نمی آید.

 

با وجود این مشکلات  شما در امر جذب مخاطب بسیار موفق بوده اید . مولفه های جذب مخاطب ازنظر شما چیست؟

ایکاش می شد جواب این سوال را بینندگان  وبلاگم بدهند، اما باید  بگویم فرا استانی اندیشیدن،  پایبند بودن به اینکه باید با صداقت  به مردم  احترام گذاشت، خود را بالاتر از مردم ندانستن، افکار و اندیشه های خود را به زور به مردم تحمیل نکردن،  شراکت  بینندگان در خط و خطوط وبلاگ،،ساده حرف زدن و بطور کلی مثبت دیدن جهان هستی باعث شده که بینندگان وبلاگ، خود را در وبلاگ شخصی فرهاد داودوندی سهیم بدانند

 

  آیا پیش بینی  می کردید که وبلاگ تان ، رکورد سه میلیون بازدید را ثبت کند؟

   صادقانه می گیم، آن اوایل نه! اما بعدا که جلوتر رفتیم دانستم که وظیفه ام در قبال جامعه ام بسیار سنگین است و باید از طریق این وبلاگ که مورد استقبال مردم قرار گرفته است، مروج  عشق و دوست داشتن بین هموطنانم باشم، شاید هیچگاه نتوانم تمام مردم ایران را بیننده وبلاگ خودم کنم، اما مهماین است که در این راه قدم برداشته ام.

 

   خبری بوده که دوست داشته باشید تهیه کنید اما تاکنون نتوانسته اید آن را تهیه کنید؟

   متاسفانه، بله.

    می شود بگوئید چه مطلبی بوده است؟

-  بدون شک، بزرگترین و با شهامت ترین افراد( این نظر شخصی من است) در کشور ما کسانی هستند که  ما آنها را بعنوان خنثی کننده مین می شناسیم، تصور کنیم در کوه ها و دشت های دور دست، بدون اینکه ما در جریان باشیم بزرگ مردانی جان خود را بر کف دست گرفته و برای پاکسازی  هر سانتیمتر از خاک عزیزمان بدون اینکه به چشم بیایند در گمنامی کامل برای رفاه

ما در حال خنثی نمودن مین هائی هستند که هر آن، هر لحظه و با هر تیک تاک ساعت ممکن است جانشان را فدای هموطنان خودشان کنند. خودم هم نمی دانم چرااینقدر اینگونه افراد را دوست دارم . هر گاه  می شنوم که یک خنثی کننده  مین بر اثر انفجارشهید شده است غم عجیبی بر دلم می نشیند، در حالیکه ما یعنی اکثریت مردم ایران در زرق و برق زندگی روزمره غرق شده ایم، هنوزهستند مردانی که  هر روز با طلوع افتاب شروع به کاوش سانت سانت خاک عزیز کشورمان می نمایند تا آن را  از زخم های دوران جنگ تحمیلی رها سازند، و برای این فعالیت قهرمانانه ای که دارند ممکن است  با انفجار یک مین، هر غروب آفتاب  با غروب زندگی شان توام باشد

 

و سخن آخر؟

وبلاگ ها و سایتها می توانند نقش خود را بعنوان رسانه هائی در دنیای مجازی به بهترین نحو انجام بدهند، باید بدانیم که  در این میان ماندگاری بیشتر با وبلاگ هائی به مانند " چو ایران نباشد تن من مباد" به مدیریت  دوست و برادر عزیزم آقای عبدالرضا قاسمی است که در این فضا  مروج عشق و زیبائی هستند و مطمئنا آن جاده روبرو در دنیای وبلاگ ها که بخواهد خشونت و توهین را ترویج بدهد زودتر از آنکه صاحبان آنهافکرش را بنمایند، کرکره شان پائین کشیده خواهد شد. این را تجربه این چند ساله نشان داده است، پس بهتر است از قاسمی و قاسمی ها به نیکی یاد کنیم که در دنیای مجازی قلبها را بهم نزدیکتر نموده اند. در پایان نیز بدون اینکه بخواهم نام کسی را بیاورم به تمامی دوستان عزیزم  در دنیای مجازی سلام و درود می فرستم

 

بنده هم به نیابت از تمام دوستان مجازی از شما تشکر می کنم و از اینکه صمیمانه در این گفتگوی طولانی شرکت کردید تشکر می کنم







طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: فعال ترین وبلاگ نویس لرستانی دنیا، فرهاد داودوندی " فعال ترین وبلاگ نویس لرستانی دنیا"، عبدالرضا قاسمی، قاسمی، چو ایران نباشد تن من مباد،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 23 مهر 1392 توسط فرهاد داودوندی


نام/نام خانوادگی : ابوالفضل رازانی (نظام العلمایی)
تاریخ تولد : 1326
محل تولد : لرستان / بروجرد
محل اقامت : تهران
میزان تحصیلات : معادل کارشناسی ارشد
رشته تحصیلی : سینما (گرایش کارگردانی مستند) در ایران و آلمان

استاد  ابوالفضل رازانی (نظام العلمایی)  ،  در  سال  ۱۳۲۶  در شهر بروجرد دیده بجهان گشود . ایشان   کارگردان ، نویسنده و تهیه کننده ، طراح استوری برد ، طراح لی اوت ، سرپرست انیماتورها طراح شخصیت ، انیماتور فریم های کلیدی ، فیلم بردار یا  تصویر بردار ،  تدوین گر  و  انیماتور هستند و در رشته های  کوتاه  داستانی ،  کوتاه  تجربی ،  بلند ، تلویزیونی ،  تبلیغاتی ،  آموزشی  و جلوه های   ویژه  فعالیت می کنند . ایشان در رشته سینما (گرایش کارگردانی مستند(  در ایران و آلمان تحصیل کرده  است .

 استاد  ابوالفضل رازانی (نظام العلمایی) ، كار پویانمایی خود  را از سال 1348 آغاز كرده و تا كنون بیش از بیست فیلم مستقل كوتاه،  مجموعه‌ی  مستند، و  فیلم  كوتاه ویژه‌ی  كودكان را  كارگردانی كرده است.  او  از   جشنواره‌های   مختلف  داخلی  و   بین‌المللی   از جمله  جشنواره‌های  فجر ، هند ،  سینانیما ، بیلبائو، هیروشیما ، و شانگهای جوایزی  دریافت  كرده  است. او ضمن تدریس  در دانشگاه‌های هنری  مختلف ، عضو  آسیفای  بین‌المللی، و  مدیر  عامل كارگاه فیلم تهران  است.

 

  فعالیت و تخصص های دیگر :

 مدیر عامل  و رئیس  هیئت  مدیره   کارگاه  فیلم  تهران - عضو  آسیفای  بین الملل - تدریس در مرکز آموزش  فیلم سازی  کانون  پرورش  فکری  کودکان  و  نوجوانان   بین   سال های   1352 تا 1359 - تدریس   مقطع کارشناسی رشته های کارگردانی، فیلم نامه نویسی  و  تهیه کنندگی  انیمیشن  در  دانشکده  صدا  و سیما  و  مقطع   کارشناسی  ارشد در دانشگاه های  هنر  و  تربیت  مدرس - پژوهش  در  زمینه   ادبیات عامه  (چاپ  کتاب  "متل های بروجردی"  در   سال  1350 - ساخت فیلم‌های  داستانی    کوتاه   زنده  ،  مستند   و    آموزشی  - نویسنده  و  عکاس  مطبوعاتی - نویسنده و تهیه‌کننده برنامه‌های رادیویی  مختص کودکان  و نوجوانان - داوری جشنواره‌های مختلف از جمله دومین جشنواره صدا وسیما، اولین و دومین جشنواره پویانمایی تهران، اولین  تا  نهمین دوره جشن خانه سینما و جشنواره دانشجویی دانشکده صدا و سیما .

  کتاب متل های بروجردی اثر استاد ابوالفضل رازانی بروجردی:

 مجموعه ى ۱۱ داستان ، شامل :  کره عربى ؛ دختر پادشاه  و  پسر  لر؛ مشتی رحیم و نان جو؛ و....

  




 

 

انیمیشن شناسی :













·  ماه پیشونی ( کارگردان, تهیه کننده, نویسنده, طراح شخصیت, فیلم بردار یا تصویر بردار, تدوین گر, انیماتور)

·  تهاجم ( کارگردان, تهیه کننده, نویسنده, طراح شخصیت, فیلم بردار یا تصویر بردار, انیماتور)

·  گشت و گذار ( کارگردان, نویسنده, فیلم بردار یا تصویر بردار)

·  یک دست صدا ندارد ( کارگردان, تهیه کننده, نویسنده, فیلم بردار یا تصویر بردار, تدوین گر, انیماتور)

·  ماجراهای کار و اندیشه ( کارگردان, تهیه کننده, طراح استوری برد, فیلم بردار یا تصویر بردار, انیماتور)

·  نفوذ ( کارگردان, طراح استوری برد, طراح لی اوت, تدوین گر)

·  عنوان بندی "تاریخ انقلاب" ( کارگردان, نویسنده, فیلم بردار یا تصویر بردار, تدوین گر, انیماتور)

·  دوچرخه مقرراتی ( کارگردان, تهیه کننده, نویسنده, طراح لی اوت, فیلم بردار یا تصویر بردار, تدوین گر)

·  ورود ممنوع ( کارگردان, تهیه کننده, نویسنده, طراح لی اوت, فیلم بردار یا تصویر بردار, تدوین گر)

·  توقف ممنوع ( کارگردان, تهیه کننده, نویسنده, طراح لی اوت, فیلم بردار یا تصویر بردار, تدوین گر)

·  خط کشی عابر پیاده ( کارگردان, تهیه کننده, نویسنده, طراح لی اوت, فیلم بردار یا تصویر بردار, تدوین گر)

·  عابر پیاده ( کارگردان, تهیه کننده, نویسنده, طراح لی اوت, فیلم بردار یا تصویر بردار, تدوین گر)

·  تیزر تبلیغاتی بیمه ایران 1 ( کارگردان, تهیه کننده, نویسنده, طراح لی اوت, تدوین گر)

·  تیزر تبلیغاتی بیمه ایران 2 ( کارگردان, تهیه کننده, نویسنده, طراح لی اوت, فیلم بردار یا تصویر بردار, تدوین گر)

·  آگهی کفش ملی (کفش مدرسه) ( کارگردان, تهیه کننده, تدوین گر)

·  آگهی کفش ملی (کفش ورزشی) ( کارگردان, تهیه کننده, نویسنده, فیلم بردار یا تصویر بردار, تدوین گر)

·  آگهی کفش ملی (کفش تابستانی) ( کارگردان, تهیه کننده, نویسنده, فیلم بردار یا تصویر بردار, تدوین گر)

·  آگهی کفش ملی (کفش نوروزی) ( کارگردان, تهیه کننده, نویسنده, فیلم بردار یا تصویر بردار, تدوین گر)

·  اتومبیل ها و پیاده ها ( کارگردان, تهیه کننده, نویسنده, فیلم بردار یا تصویر بردار, تدوین گر)

·  آگهی بانک صادرات (کارت 724) ( کارگردان, تهیه کننده, نویسنده, تدوین گر)

·  آگهی تبلیغاتی "بخاری پلار 327" ( کارگردان, تهیه کننده, نویسنده, طراح استوری برد, طراح لی اوت)

·  آرم جشنواره A.B.U تهران، 1374 ( کارگردان, تهیه کننده, نویسنده, طراح استوری برد, طراح لی اوت, تدوین گر)

·  ماجراهای ساده ( کارگردان, تهیه کننده, نویسنده, طراح استوری برد, طراح لی اوت, تدوین گر, انیماتور)

·  ماجراهای ساده 2 ( کارگردان, تهیه کننده, نویسنده, طراح لی اوت, فیلم بردار یا تصویر بردار, تدوین گر)

·  کار و اندیشه(سفر به سرزمین حسهای فراموش شده) ( کارگردان, تهیه کننده, نویسنده, طراح لی اوت, فیلم بردار یا تصویر بردار, تدوین گر)

·  عنوان بندی "مجله بهداشتی پزشکی" ( کارگردان, نویسنده, فیلم بردار یا تصویر بردار, تدوین گر, انیماتور)

·  عنوان بندی "سینمای ملل" ( کارگردان, نویسنده, فیلم بردار یا تصویر بردار, تدوین گر, انیماتور)

·  آگهی بانک صادرات ایران ( کارگردان, تهیه کننده, نویسنده, تدوین گر)

·  آگهی تبلیغاتی "بخاری کارگاهی پلار" ( کارگردان, تهیه کننده, نویسنده, طراح استوری برد, طراح لی اوت)

·  آگهی تبلیغاتی "نام پلار" ( کارگردان, تهیه کننده, نویسنده, طراح استوری برد, طراح لی اوت)

و. . .

http://iranak.org/data/sites/iranak.org.data/files/imagecache/main/sites/default/files/old01/633136692102315000_955370_matal.jpg

************

 Director:Aboulfazl Razani
Title:Mind & Work
2002

نام اثر : ماجراهای کار واندیشه    
انیمیشن تک فریم عروسکی   
کارگردان : ابوالفضل رازانی






طبقه بندی: فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: ابوالفضل رازانی، آشنائی با ابوالفضل رازانی، عبدالرضا قاسمی،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 22 مهر 1392 توسط فرهاد داودوندی





سال ۷۰ . بروجن

ایستاده از راست : حسن گودرزی . بهزادبهرامیان . عبدالرضا قاسمی . ستار مشرقی

نشسته از راست : محسن شاهرخی . فرشاد مرادی . سبزواری ( سرپرست )



خاطره ورزشی از آقای عبدالرضا قاسمی



سال 67 در قالب تیم استانی کارگران لرستان در مسابقات دوومیدانی کشوری در اصفهان حضور داشتیم . در دور مقدماتی موفق شدیم و قرار بود عصر با 5 تیم دیگر در فینال مسابقه 400*4 امدادی مسابقه دهیم . سرپرست ما که فقط نام سرپرست را یدک می کشید و اصلا" با ورزش آشنا نبود قرار بود ما را خبر کند .

در خوابگاه تا عصر استراحت کردیم . سرپرست هم در خواب ناز تشریف داشت . دیدیم خبری از مسابقه نیست ... رفتیم داخل پیست و ساعت شروع مسابقه را سوال کردیم .

 گفتند : 1 ساعت است تمام شده ! ناراحت برگشتیم . چون قطعا" روی سکو می رفتیم . خلاصه سرپرست که از خواب بیدار شد رفت سراغ مسئولین مسابقه . از آنها خواست حالا که ما جا مانده ایم . حداقل ما را تیم ششم معرفی کنند تا 1 امتیاز بگیریم !!!

مسئولین مسابقه از این درخواست ایشان کلی خندیدند ولی ما از داشتن چنین سرپرست آگاهی گریه سر دادیم




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: خاطره ورزشی از آقای عبدالرضا قاسمی، عبدالرضا قاسمی، خاطره ورزشی،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 26 فروردین 1392 توسط فرهاد داودوندی






دوست بسیار عزیزم آقای عبدالرضا قاسمی


خدا را شکر، تمامی دوستانی که در این مدت پیدا کرده ام در داشتن معرفت، سر آمد و الگو هستند!

یکی از این دوستان بسیار عزیزم، آقای عبدالرضا قاسمی از ورزشکاران سابق رشته دو و میدانی استان است که مدتهاست در وبلاگ وزینش" چو ایران نباشد تن من مباد
" تمام سعی و تلاش خود را می نماید تا محیطی دوستانه برای وبلاگ نویسان مختلف در سطح استان و حتی کشور فراهم نماید.

در کارهای خیر، پیش قدم است و لحظه ای لبخند از لبانش محو نمی شود! دست به دوربین است و برای ثبت اتفاقاتی که برایش در روز پیش می آید فکر می کنم روزی دست کم هزار تا عکس از در و دیوار و زمین و زمان  بگیرد!!!

بسیار جوان با جنبه ای است و در شوخی کردن هم بنوعی سر آمد است! شنیدن خاطرات ورزشی اش با ورزشکاران بروجردی در اردوهای مختلف واقعا شنیدنی است!

با توجه به اینکه ذات بسیار خوبی دارد فکر نمی کنم بتواند در یک بحث جدی تا آخر دوام بیاورد، زیرا از وسط بحث، خمیر مایه های درونی اش در طنز گفتن گل می کند و با آن لهجه شیرینش گفتگوی جدی را به بگو و بخند می کشاند.

بعضی وقتها از بروجرد رد بشود محبت می کند و سری هم به ما می زند، اکثر اوقات تلفنی با هم صحبت می کنیم، گل می گوید و منهم گل می شنوم.

از آنجائی هم که مدتها در بروجرد زندگی کرده، فقط و فقط آدرس کبابی های بروجرد را مثل کف دست می  شناسد!!!

بهترین ها را همیشه و در همه حال برای خودش و خانواده محترمش از آفریدگار جهان هستی آرزومندم و امید دارم همیشه لبخند بر لبانش جاری باشد.





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: قاسمی، دوست بسیار عزیزم آقای عبدالرضا قاسمی، عبدالرضا قاسمی،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 17 فروردین 1392 توسط فرهاد داودوندی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظ