وبلاگ شخصی فرهاد داودوندی
 
فروشگاه لوازم یدكی اتومبیل ، نجوم ، ورزش ، شطرنج، هنر و علم در بروجرد
tabligh
tabligh





زندگی زیباست ای زیبا پسند

زنده اندیشان به زیبایی رسند

 

 آنقدر زیباست این بی بازگشت

 کز برایش میتوان از جان گذشت

 

 مردن عاشق نمی میراندش

 در چراغ تازه می گیراندش

 

باغها را گرچه دیوارو در است

 از هواشان راه با یکدیگر است

 

شاخه ها را از جدایی گر غم است

ریشه هاشان دست در دست هم است





طبقه بندی: هنری، 
برچسب ها: زندگی زیباست ای زیبا پسند، هوشنگ ابتهاج، شعر،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 17 اردیبهشت 1397 توسط فرهاد داودوندی


خانم پردیس بیدل نفر دوم از چپ


شعری از خانم "پردیس بیدل" شاعر جوان بروجردی

برای فرهاد داودوندی



تقدیم به خبرنگار پرتوان شهرمان

فرهاد داودوندی



(زاد روزتان خجسته باد)



هرشب بی خوابی اش را فریاد میزند

مردی

که با چشمک براق دوربینش

تمام شهر را قاب گرفته

و‌ با هرطلوع آن را

وصل میکند روی پوستی داغ

برای چاله هایی که از بی خبری سرد شده اند...


سروده(خانم) پردیس بیدل





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: شعری از خانم پردیس بیدل، شعری از خانم پردیس بیدل برای فرهاد داودوندی، شعر، پردیس بیدل، پردیس بیدل شاعر جوان بروجردی، فرهاد داودوندی، شعر برای فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 18 فروردین 1397 توسط فرهاد داودوندی

"با لاله و رود"

 شعر از زنده یاد استاد غلامرضا شیخ الاسلامی

آن روز

 

         روز بلند بهار بود و من

 

                       با – بود – این جاری مُدام

هم صحبت بودم

 

شاخی  زلاله های کنار  رود

 

             در دستهای ماتمم

   

                              گرفته بودم

 

ناگاه لاله

 

                از دستم رها شد

 

 

                            در امتداد  رود

 

تا انتهای ساکت روز

 

 

                   تا برکه بزرگ شب

 

آن گاه دیدم که

 

                 تاب رفتنم نمانده است

 

با زمزمه گفتم به رود

 

                آه ای جاری "مدام"

 

                من در " بند " ماندنم

 

                تو در "قید" رفتنی

 

                لاله از آن توست

 

                 آن را ببر

 

                              ببر

 

                                   ببر





طبقه بندی: فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: شعر از زنده یاد استاد غلامرضا شیخ الاسلامی، شعر، زنده یاد، استاد، غلامرضا شیخ الاسلامی،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 16 دی 1396 توسط فرهاد داودوندی



فردا جور دیگر باشم

شعر از : فریدون مشیری


یاد من باشد فردا دم صبح

جور دیگر باشم

بد نگویم به هوا، آب، زمین

مهربان باشم، با مردم شهر

و فراموش کنم، هر چه گذشت

خانه ی دل، بتکانم ازغم

و به دستمالی از جنس گذشت

بزدایم دیگر، تار کدورت، از دل

مشت را باز کنم، تا که دستی گردد

و به لبخندی خوش

دست در دست زمان بگذارم





طبقه بندی: هنری، 
برچسب ها: فردا جور دیگر باشم، شعر، فریدون مشیری، عکس دختر، دختر و محرم،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 24 شهریور 1396 توسط فرهاد داودوندی


باران کویر


سروده: دکتر حجت اله منیری


" باران کویر"

برهمه شاهان امیری یا علی
مصطفی را تو وزیری یا علی

بعد پیغمبر تویی مولای ما
صاحب روز غدیری یا علی

پیر موسای پیامبر خضر بود
تو برای خضر پیری یا علی

بر بلندای سپهر معرفت
باز،خورشید منیری یا علی

همچنین در زهد و اخلاص وعمل
ماهتاب چشم گیری یا علی

در مصافت پهلوانان روبه اند
درجهاد نفس شیری یا علی

ساقی کوثر تویی در روز حشر
دوستان را دستگیری یا علی

روح سبز قلب های مرده ای
همچو باران کویری یا علی

در کشاکش های با نامردمان
دایماً تو سنگ زیری یا علی

چونکه بگشایند دیوان حساب
هم بر آن مسند دبیری یا علی

من نمی گویم خدا هستی ولی
در دو عالم بی نظیری یا علی

دکتر حجت اله منیری




طبقه بندی: فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: دکتر حجت اله منیری، حجت اله منیری، شعر، حجت اله منیری و فرهاد داودوندی، فرشاد علی یاری،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 26 خرداد 1396 توسط فرهاد داودوندی


پیام تشکر 

استاد سید علی اشرف شریعتمداری


با سلام

بدینوسیله از حضور صمیمانه ی تمامی عزیزانی که در مراسم تجلیل از اینجانب ، عصر امروز چهارشنبه مورخ سی ام فروردین ماه ۹۶ در کتابخانه شهید صارمی بروجرد شرکت نمودند , تشکر و قدر دانی می نمایم.

سید علی اشرف شریعتمداری



بهاریه

اردیبهشت خاطرمن سبزمیشود
وقتی که فکرشاعرمن سبزمیشود

تاوا رهم ز زردی اندوهبارقهر
داردجهان بخاطرمن سبزمیشود

گرچه درون عاشق من سرخ لاله است
باتوبهارظاهرمن سبزمیشود

دارد به قصد دیدن تو سمت باغ عشق
اندیشه ی مسافرمن سبز میشود

تنهابه لطف حضرت باران چشم تو
راه نگاه عابرمن سبز میشود

دارد دوباره غنچه ی چشمان عاشق
همسایه ی مجاور من سبز میشود

یعنی که عشق با توبهار یگانگی
درسرزمین کافرمن سبزمیشود

حالابه یمن آمدن صبحی از نسیم
اردیبهشت خاطرمن سبزمیشود

سید علی اشرف شریعتمداری





















طبقه بندی: کتابخانه های بروجرد، 
برچسب ها: پیام تشکر استاد سید علی اشرف شریعتمداری، سید علی اشرف شریعتمداری، شاعر، شریعتمداری، شعر،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 31 فروردین 1396 توسط فرهاد داودوندی
محفل شعر خوانی

 به مناسبت میلاد حضرت علی (ع)

دوشنبه بعد از ظهر خانه تاریخی افتخار الاسلام







طبقه بندی: فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: محفل شعر خوانی به مناسبت میلاد حضرت علی (ع)، مجلس شعر، شعر، شعر بروجرد، علی ای همای رحمت،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 19 فروردین 1396 توسط فرهاد داودوندی














نرم نرمک می رسد اینک بهار

فریدون مشیری


بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک

شاخه‌های شسته، باران خورده، پاک

آسمان آبی و ابر سپید

برگهای سبز بید

عطر نرگس، رقص باد

نغمه شوق پرستوهای شاد

خلوت گرم کبوترهای مست

نرم نرمک می رسد اینک بهار

خوش به حال روزگار

خوش به حال چشمه ‌ها و دشتها

خوش به حال دانه‌ها و سبزه‌ها

خوش به حال غنچه‌های نیمه‌باز

خوش به حال دختر میخک که می خندد به ناز

خوش به حال جام لبریز از شراب

خوش به حال آفتاب

ای دل من گرچه در این روزگار

جامه رنگین نمی‌ پوشی به کام

باده رنگین نمی ‌بینی به جام

نقل و سبزه در میان سفره نیست

جامت از آن می که می ‌باید تهی است

ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم

ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب

ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار

گر نکوبی شیشه غم را به سنگ

هفت رنگش می‌شود هفتاد رنگ





طبقه بندی: هنری، 
برچسب ها: نرم نرمک می رسد اینک بهار، فریدون مشیری، شعر، شعر بهار، طبعت بروجرد، باغ بیرجندی،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1 فروردین 1396 توسط فرهاد داودوندی


بنشین گوشه ای وگریه ی پنهانی کن


بنشین گوشه ای وگریه ی پنهانی کن
گریه برفاجعه ی عالم انسانی کن

دست بردار،از اندیشه وکردارپلید
یاد اندیشه ی پیغمبر ایرانی کن



هان بهارا همه محتاج نفس های توایم
یاد آبادی دلهای زمستانی کن

ایکه بر ناصیه ات داغ را مانده بجا
آدمیت کن ویکروز مسلمانی کن



همه ی حوصله هاتنگ وپریشان شده است
فکر پیداشدن مصرع پایانی کن

استاد "عیدی عالی تبار"



از راست: استاد عیدی عالی تبار و استاد مرتضی ذاکر





طبقه بندی: هنری، 
برچسب ها: عیدی عالی تبار، مرتضی ذاکر، شعر، استاد عیدی عالی تبار، خط، خوشنویسی، خط زیبا،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 19 اسفند 1395 توسط فرهاد داودوندی
تو از در آمدی جانم به در شد

شعر از خانم عاطفه روزبه







طبقه بندی: هنری، 
برچسب ها: تو از در آمدی جانم به در شد، شعر، عاطفه روزبه،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 27 بهمن 1395 توسط فرهاد داودوندی
صد قافله بهر تو نشان است

شعر از: خانم عاطفه روزبه






طبقه بندی: هنری، 
برچسب ها: صد قافله بهر تو نشان است، شعر، خانم عاطفه روزبه،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 8 بهمن 1395 توسط فرهاد داودوندی
بابای گلم، کجای این آواری؟

شعر از آقای وحید اشجع شاعر بروجردی







طبقه بندی: فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: بابای گلم، کجای این آواری؟، وحید اشجع، شعر، پلاسکو، شاعر بروجردی،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 3 بهمن 1395 توسط فرهاد داودوندی


چرا دنیا دلش با عاشقان نیست


چرا دنیا دلش با عاشقان نیست
چرا ماهی میان آسمان نیست

خدایا درد خود با کی بگویم
کسی با من در اینجا همزبان نیست

دلی را با دلم  همدل ندیدم
نگاهی با نگاهم مهربان نیست

چگونه تیشه در دستم بگیرم
که دیگر پای عشقی در میان نیست

ندانستم اگر عاشق شود دل
دلم از حرف مردم در امان نیست

سروده ی ولی الله تیموری مبین بروجردی

مورخه ی ۱۳۹۵/۱۰/۱۶




طبقه بندی: هنری، 
برچسب ها: چرا دنیا دلش با عاشقان نیست، ولی الله تیموری مبین بروجردی، ولی الله تیموری، مبین بروجردی، شعر،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 18 دی 1395 توسط فرهاد داودوندی



رونمایی از کتاب شعر "گنج پنهان"

 مرحوم ماشااله خاکی بروجردی


توسط انجمن ادبی کتابخانه های بروجرد

به مدیریت استاد علی حسین عزیزی













بقیه عکس ها در ادامه مطلب



ادامه مطلب

طبقه بندی: کتابخانه های بروجرد، 
برچسب ها: رونمایی از کتاب شعر "گنج پنهان" مرحوم ماشااله خاکی بروجردی، علی حسین عزیزی، احمد قاری زاده، انجمن ادبی کتابخانه های بروجرد، شعر، شاعر، ماشا اله خاکی،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 7 مهر 1395 توسط فرهاد داودوندی

(ناظم)

غلامرضا مرادی شاعر  بروجردی کودک و نوجوان


اول مدرسه ناظم آمد

به کلاس همه تک تک سرزد

به همه گفت خوش آمدگوئی

صورتش بودکمی ,اخموئی

گفت این مدرسه جای نظم است

این همه درس برای نظم است

باکسی شوخی بیجانکنید

صحبت ازکشتی ودعوانکنید

شیطنت موقع بازی تعطیل

خنده درزنگ ریاضی تعطیل

مدرسه دیررسیدن ممنوع

زنگ تفریح دویدن ممنوع

هرکه شد نمره اخلاقش بیست

دانش آموز زرنگ وخوبی است






طبقه بندی: فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: ناظم، غلامرضا مرادی شاعر بروجردی کودک و نوجوان، غلامرضا مرادی، فرهاد داودوندی، شعر، شعر کودک و نوجوان،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 2 مهر 1395 توسط فرهاد داودوندی


مراسم همایش شعر مهاجر الی الله


مراسم همایش شعر «مهاجر الی الله  » در بروجرد برگزار می شود .

 زمان سه شنبه 23شهریور 1395 ساعت 5 عصر -  مکان: تالار دکتر عبدالحسین زرین کوب اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان بروجرد

با همکاری فرمانداری ویژه شهرستان بروجرد ،دفتر امام جمعه شهر بروجرد ، اداره کل حج و زیارت استان لرستان ، انجمن ادبی استاد مهرداد اوستا ، موسسه فرهنگی و ادبی عصر آدینه و امور کتابخانه های عمومی شهرستان بروجرد





طبقه بندی: اداره ارشاد اسلامی بروجرد، 
برچسب ها: مراسم همایش شعر مهاجر الی الله، شعر،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 21 شهریور 1395 توسط فرهاد داودوندی


فردا جور دیگر باشم

شعر از : فریدون مشیری


یاد من باشد فردا دم صبح

جور دیگر باشم

بد نگویم به هوا، آب ، زمین

مهربان باشم، با مردم شهر

و فراموش کنم، هر چه گذشت

خانه ی دل، بتکانم ازغم

و به دستمالی از جنس گذشت ،

بزدایم دیگر،تار کدورت، از دل

مشت را باز کنم، تا که دستی گردد

و به لبخندی خوش

دست در دست زمان بگذارم





طبقه بندی: هنری، 
برچسب ها: فردا جور دیگر باشم، شعر، فریدون مشیری، عکس دختر،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 13 شهریور 1395 توسط فرهاد داودوندی

الاغ گفت علف آبی است گرگ گفت نه سبزه . رفتند پیش سلطان جنگل یعنی شیر و ماجرای اختلاف را گفتند....شیر گفت گرگ را زندانی کنید . گرگ گفت مگه علف سبز نیست . شیر گفت سبزه ولی دلیل زندان تو بحث کردنت با الاغهاین دقیقا حکایت بعضی از آدماست...


هر روز

 یک شعر، حکایت و یا داستان کوتاه

در سایت فرهاد 90


گنجشک ها


گنجشکی با عجله و با تمام توان به آتش نزدیک می‌شد و برمی‌گشت‌!

پرسیدند : چه می‌کنی؟

پاسخ داد: در این نزدیکی چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پر از آب می‌کنم و آن را روی آتش می‌ریزم…

گفتند: حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می‌آوری بسیار زیاد است و این آب فایده‌ای ندارد.

گفت: شاید نتوانم آتش را خاموش کنم، اما آن هنگام که خدا می‌پرسد: زمانی که دوستت در آتش می‌سوخت تو چه کردی؟

پاسخ می‌دهم: هر آنچه از من بر می‌آمد!!





طبقه بندی: هنری، 
برچسب ها: هر روز یک شعر یا حکایت و یا داستان کوتاه در سایت فرهاد 90، شعر، حکایت، داستان کوتاه، حکایت گنجشک، حکایت گرگ و الاغ، حکایت شیر،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 19 تیر 1395 توسط فرهاد داودوندی


هر روز

 یک شعر، حکایت و یا داستان کوتاه

در سایت فرهاد 90



کلاغ و خرس


روزی یه کلاغ و یه خرس سوار هواپیما بودن کلاغه سفارش چایی میده

چایی رو که میارن یه کمیشو میخوره باقیشو می پاشه به مهموندار

مهموندار میگه چرا این کارو کردی؟
کلاغه میگه دلم خواست پررو بازیه دیگه پررو بازی! چند دقیقه میگذره باز کلاغه سفارش نوشیدنی میده باز یه کمیشو میخوره باقیشو میپاشه به مهموندار
مهموندار میگه : چرا این کارو کردی؟
کلاغه میگه دلم خواست پررو بازیه دیگه پررو بازی
بعد از چند دقیقه کلاغه چرتش میگیره
خرسه که اینو میبینه به سرش میزنه که اونم یه خورده تفریح کنه ...
مهموندارو صدا میکنه میگه یه قهوه براش بیارن قهوه رو که میارن
یه کمیشو میخوره باقیشو میپاشه به مهموندار مهموندار میگه چرا این کارو کردی؟
خرسه میگه دلم خواست پررو بازیه دیگه پررو بازی
اینو که میگه یهو همه مهموندارا میریزن سرش و کشون کشون تا دم در هواپیما میبرن که
بندازنش بیرون خرسه که اینو میبینه شروع به داد و فریاد میکنه
کلاغه که بیدار شده بوده بهش میگه: آخه خرس گنده تو که بال نداری مگه

مجبوری پررو بازی دربیاری؟


نکته  : قبل از تقلید از دیگران منابع خود را به دقت  ارزیابی کنید






طبقه بندی: هنری، 
برچسب ها: هر روز یک شعر یا حکایت و یا داستان کوتاه در سایت فرهاد 90، شعر، حکایت، داستان کوتاه،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 17 تیر 1395 توسط فرهاد داودوندی




شعری از دکتر علی موسوی گرمارودی

جز از مادرم ستاره،

درسی نیاموختم

که بر دوردست نشست

و بزرگیش را به رخ نکشانید

در همانحال که از خورشیدها بزرگتر بود

و در خور دید من نور افشاند

و جهان را

از دوردست

به نظاره ای هماره

به تماشا نشست

و همیشه در شمار انبوه ستارگان بود.

حماسه رود را درودی نباید گفت

که از خروش ناگزیر است

من تلاش آبی را

کز آوند گیاهی خُرد

بالا می رود،

بیش پاس می دارم

تا رودی

که با غرشی بلند

در بستری ناگزیر می رود...





طبقه بندی: هنری، 
برچسب ها: شعری از دکتر علی موسوی گرمارودی، شعر، علی موسوی گرمارودی، موسوی گرمارودی در بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 4 تیر 1395 توسط فرهاد داودوندی


انتظار

شعر از: آقای غلامحسن درویشی( بهمن بختیار)


تو پنجره ای به تابش فردایی

احساس لطیف ابر باران زایی

بر سر در باغ جمعه ها آمده است:

ای شنبه ی پرشکوفه کی می آیی؟




طبقه بندی: فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: انتظار، شعر، غلامحسن درویشی، بهمن بختیار،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 2 خرداد 1395 توسط فرهاد داودوندی

غزلی از استاد محمد حسین رحمانی بروجردی


 در رابطه با برادرش استاد مهرداد اوستا


خورشید سخن

داغش آتش به دل خستة غمناک زده ست

آه ازین شعله که آتش به دل خاک زده ست

می سزد اهل هنر جامه به تن چاک کنند

زین مصیبت که گریبان هنر چاک زده ست

این همه خون که زند موج به مینای شفق

نقش داغی ست که او بر دل افلاک زده ست

داستان غم خاموشی خورشید سخن

بر لب اهل ادب ، آه شرر ناک زده ست

گلشنان چون که تهی گشت ز گلبانگ هزار

زاغک زار ، فغان بر زِبَر خاک زده ست

نه عجب بر هنر طُرفه عقابی ز حسد

کرکس بی هنری ،شیون خاشاک زده ست

آتش هجر نهانسوز تو ای خسرو حُسن

گونیا شعله ای بر خِرمَن ادراک زده ست

با که گویم غم تو ، ای غم تو مونس جان

مرغ دل بین که به سر ، بی تو چه خاشاک زده ست

ای گرانمایه گُهر ، قدر تو را کس نشناخت

آه از این ره ، که حزف بر گُهر پاک زده ست

مطرب عشق به جز سوز نوای تو نداشت

هر نوایی که در این پردة غمناک زده ست






طبقه بندی: فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: غزلی از استاد محمد حسین رحمانی بروجردی، محمد حسین رحمانی، مهرداد اوستا، فرهاد داودوندی، شعر،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 17 اردیبهشت 1395 توسط فرهاد داودوندی


هیئت ال یاسین میدان رازان بروجرد

سپاس از " پلاک خاکی"


















( حرف دل)


شعر از: مسعود عسگری ( فرزانه)


با نام خدا حرف دل آغاز کنم  

دفتر دلم ورق ورق باز کنم

گویم به همه حسین (ع ) ارباب من است

این نوکری ام همیشه آواز کنم

از روز ازل محب ثاراللهم

من عاشقم و به عشق خود ناز کنم

ای کاش که روزی برسم کرب و بلا

تا با غم دل لب به سخن باز کنم

بوسه بزنم صحن و سرای پاکت

با اشک دو چشمم به تو ابراز کنم

" فرزانه" گرفته دامنت ای آقا

حاجات دلم را ز تو احراز کنم




طبقه بندی: محرم در بروجرد، 
برچسب ها: هیئت ال یاسین میدان رازان بروجرد، مسعود عسگری ( فرزانه)، شعر، مسعود عسگری شاعر، مسعود عسگری، پلاک خاکی،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 25 دی 1394 توسط فرهاد داودوندی


اگر چه خانه ام ابری است

 

شعر از استاد علی حسین عزیزی بروجردی

 

  من از پرواز سرشارم اگر چه خانه ام ابری است    

 

واز دیوار بیـــــــــــزارم اگر چه خانه ام ابری است

 

  بیــــــــادر خلوتم بنشــین توای زیبــــــای رویایی   

 

دلی آئینه گون دارم اگر چه خــــانه ام ابری است

 

  کنـــــار چشم های توفضای سینه ام آبی است    

 

ویک قطره نمی بارم اگر چه خــانه ام ابری است

 

  امیــــــد پرگشودن رابه سمت روشـــــــنایی ها   

 

ببین در چشم بیــدارم اگر چه خانه ام ابری است

 

  بهــــــــــاری می شود باتو تمام لحظه های من   

 

به دل شوق تو رادارم اگر چـــه خانه ام ابری است




طبقه بندی: فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: شعر از استاد علی حسین عزیزی بروجردی، علی حسین عزیزی، شعر، فرهاد داودوندی فعالترین وبلاگ نویس ایران، فعالترین وبلاگ ایران، پر بازدید ترین وبلاگ ایران، پر بیننده ترین وبلاگ ایران،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 25 دی 1394 توسط فرهاد داودوندی








زائر اربعین


نام شعر:زائر اربعین


سعید رخشنده متولد 68 شهرستان بروجرد



خوش به حال اونا که قاطی زائرات شدن  /

 کوچیک و بزرگ همه راهی کربلات شدن/ 

        اونا که یه عمریه حسین حسین گفته بودن / 

    همونا که خیلی ساله جزء نوکرات شدن  /  
 
          تو که ویزای دل خیلی و امضا کردی /  

    خوشبحال اونا که سری توی سرات شدن  /

        آقا دیدی اونا که آبله میزد پاهاشون /

     مثل اون طفل سه ساله،اومدن فدات شدن / 

     اینا که واسه حرم لحظه شماری میکنن /

             اونا هستن که یه عمر اسیر و مبتلات شدن   /

     آقا اون روز که ضریحت توی شهر من رسید /

     خیلیا منتظر یه برگه ی برات شدن  / 

                قربون اون دلا که اومد ومهمون تو شد  / 

         زائرایی که پیاده جزء مهمونات شدن/   
 
             اینجا احرام می بندن توی بین الحرمین   / 

         توی مروه شما خیلیا باصفات شدن
/                     






طبقه بندی: فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: سید مجتبی سیدین خراسانی، سعید رخشنده، زائر اربعین، شعر، اربعین، فرهاد داودوندی فعالترین وبلاگ نویس ایران، فعالترین وبلاگ ایران،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 9 آذر 1394 توسط فرهاد داودوندی

 ( سفر عشق )


شاعر: آقای ملک حسین گودرزی


شانه در پیچ و خم موهای تو شب کور شد / گفت رندی، که میلش این نبود مجبور شد / با ترنم های انگشتان نازت  هرزمان / بس سفرها داشت اما زین سخن رنجور شد ، همنشین آینه بر روی ماهت خیره ماند / غصه می خورد که   از تیر نگاهت دور شد / گفت  کاش میل  سرمه دانت می شدم / توی ذهنش با شکنج مژهایت جور شد /  از کمان ابروان تو غم عشق را چشید /همچو  فرهاد بی شیرین کامش شور شد / عطر گیسویت دوباره دعوتش بر راه کرد / آنقدر رفت که از تیر نگاهت دور شد / از سفرهای مکرر خستگی بر دل نداشت / ظلمت تاریک موهایت برایش نور شد / بوسه ای در ره نثار ناز دستانت نمود /  مثل قبل تیمار  زلفهای  تو را  مامورشد .



          نام شعر ( سفر عشق ) ، شاعر خودم ، تقدیم به محضر استاد گرانقدرم جناب آقای داودوندی ( افتخار بروجردیها) ، ارادتمند ملک حسین گودرزی ، قبلا هم شعر بروجرد تو به دورانها غریبی ، را تقدیم نموده بودم که با عنایت حضرتعالی در وبلاگ فرهنگی ،هنری ،ورزشی شما ، دیده شد .  بابت آن لطف حضرتعالی سپاسگزارم ، همیشه سلامت و تندرست باشید .




سپاس از آقای ملک حسین گودرزی

(( بروجرد شهر حوزه و دانشگاه ))


با سلام وتشکر بابت همه زحماتی که در راه اعتلای نام شهر شهید پرور و تاریخی فرهنگی و هنریمان ( بروجرد سرفراز) متحمل می شوید .




(( بروجرد شهر حوزه و دانشگاه ))

بروجرد تو به دورانها غریبی
تو داری سرگذشت بس عجیبی
نه در ایام ظلمانی قاجار
نه در سلطنت شاه ستمکار
نداشتی بهره و سهم و نصیبی
همش در مَعرض کید و فریبی
به یک روز خُدعه های حزب توده
به یک روز از منافق، زخم خورده
با اینکه مُوطن فرزانگانی
عجب بازیچه دیوانگانی
توهستی وارث خون شهیدان
به خرمشهر تا دشت مریوان
همه جا رد پای بچه هایت
پرستوی های خوب و با صفایت
محمد سرو سروستان جبهه
به نامت شهره در بوستان جبهه

فرزندانت همه پیرو رهبر
به اذنش می شوند چون لاله پرپر
میان انقلاب و آن امامت
پُلی هستی همیشه تا قیامت
شرف داری تو از فرزانگانت
پر از لاله است زمین و آسمانت
چقدر مردان اندیشمند داری
هنرمندان و دانشمند داری
به حوزه ات عُلمایی شریفند
برایت آبروهایی خریدند
آیت الله ها ، سادات علوی
که گشتند رَشک دوران پهلوی
زرین کوب مرد دانشگاه و حوزه
به تاریخ او چراغی دل فروزه
اوستا ، صامت و صابر و خائف
به شُهرت آشنا بیشتر ز طائف

ولیکن حیف که با این داستانت
نشانی نیست زتو در اُستانت
همیشه حقت را ضایع نمودند
برویت هیچ دری را نگشودند
ز کل سهمیه ی اُســــتانی
کمک گردد به تو قطره چکانی !
ولیکن چون خدا یارتو باشد
نگاهش ناظر کار تو باشد
از این تنگ نظریها در امانی
خدا می خواد که تو بر پا بمانی
علی رغم تمام نامرادی
توهستی استانی انفرادی
چو داری اعتبار در مکتب و دین
بمانی جاودان زین رسم وآیین .


((ملک حسین گودرزی ))

1/3/93





طبقه بندی: هنری، 
برچسب ها: ملک حسین گودرزی، شعر، بروجرد شهر حوزه و دانشگاه، ( سفر عشق ) شاعر: آقای ملک حسین گودرزی، فرهاد داودوندی فعالترین وبلاگ نویس ایران، فعالترین وبلاگ ایران، پر بازدید ترین وبلاگ ایران،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 7 آذر 1394 توسط فرهاد داودوندی



ما را بنویسید فدای سر زینب (س)


شعری از آقای میثم جعفری شاعر جوان بروجردی


تقدیم به مدافعان حرم حضرت زینب (سلام الله علیها)
وهمه ی شهدای مدافع حرم



ما را بنویسید فدای سر زینب (س)
آماده ترین افسر جنگ آور زینب(س)

کافیست که با گوشه ی ابرو بدهد اذن
فرماندهی کل قوا ،یاور زینب(س)

از بیخ درآورده و خواهیم درآورد
چشمی که چپ افتاده به دور و بر زینب(س)

آن کشور سوریه و این کشور ایران
مجموع دو کشور بشود کشور زینب(س)

رهبر بدهد رخصت میدان بگذاریم
مرحم به سر زخم دل مضطر زینب(س)

با لطف خدا مملکت شیعه پر است از
سلمان و ابالفضل و علی اکبر زینب(س)

باید که به فکر کفن و سنگ بی افتد
هرکس بشود باعث دردسر زینب(س)...


میثم جعفری




طبقه بندی: بسیج ورزش و هنرمندان و کارمندی و کارگری بروجرد، 
برچسب ها: ما را بنویسید فدای سر زینب (س) شعری از آقای میثم جعفری شاعر جوان بروجردی، ما را بنویسید فدای سر زینب (س)، شعر، میثم جعفری، شاعر جوان بروجردی، سرهنگ محمد پاپی نژاد،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 17 آبان 1394 توسط فرهاد داودوندی








برگزاری شب شعر ولایت در بروجرد


انجمن ادبی کتابخانه های بروجرد شب شعر ولایت را برگزار می کند.

استاد علی حسین عزیزی مسوول این انجمن گفت: روز چهارشنبه از ساعت 16 الی 18 به مناسبت عید سعید غدیر در کتابخانه شهید صارمی شب شعر ولایت برگزار می گردد.

وی در ادامه افزود: در این مراسم به مناسبت روز مولوی از اشعار این شاعر بزرگ نیز تعدای قرائت خواهد شد.

استاد عزیزی در خاتمه اعلام کرد که ورود برای تمامی علاقمندان آزاد است.




طبقه بندی: کتابخانه های بروجرد، 
برچسب ها: برگزاری شب شعر ولایت در بروجرد، علی حسین عزیزی، شعر، مولوی، عید سعید غدیر، فرهاد داودوندی فعالترین وبلاگ نویس ایران، فعالترین وبلاگ ایران،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 7 مهر 1394 توسط فرهاد داودوندی


اشعاری از خانم فائزه دارابی

شاعر جوان بروجردی

  نم پس نمیدهد این بغض !

  خیالت تخت

  عادت کرده‌ایم به جعل لبخند .

  دیگر حتا مهم نیست

  چند روز به صبح مانده

  اینجا آسمان یک روز در میان آبیست

  و ما هنوز زنده‌ایم .

  تنها چیزی که می‌افتد

  فشار مادربزرگ است و

  جنین دو ماهه‌ی همسایه .

  خبر تازه‌ای نیست

  نبضمان هنوز سکسکه می‌کند

  و رفتنت

  بهانه‌ایست

  برای رفع کم‌آبی !

 

      *     *     *     *     *

  باید ببخشید

  اگر وقت و بی‌وقت

  احضار می‌شوی به شعرهام

  تقصیر من نیست

  که هی زنبیلت را

  جا میگذاری توی دلم ؛ مادر !

  وقتی که نیستی

  عزرائیل

  جانم را هر روز به گردش می‌برد

  و نبض مردنم تند می‌زند

  تو امّا نباید خطور کنی

  به ذهن خاک

  کافیست دلتنگی‌ام

  فیگور شعر بگیرد

  قول می‌دهم این‌بار

  قسطن-تَتَن-طنیه را

  درست بنویسم !


  راست بگو !

  تو از کدام ستاره آمدی ؟

  خورشید که پا به ماه نمیشود !


  زور دیابت نمی‌رسد

  به شیرینیٍ خنده‌هات

  کمی بخند...

  باور کن من هم مثل یخچال

  هیچ چیز توی دلم نیست...!

 

      *      *      *      *      * 

  خورشید

  در زیر سیگاری‌ات خاموش شد

  تکلیفم را

  کبریت تو روشن نمی‌کند

  بیا کمی لبخند به رگم تزریق کن

  که از این حرفها گذشته باشد کارم

  آستین بالا بزن

  برای نیکوتین

  که مدتیست

  وابسته‌ات شده

  باز هم فندکش را در جهنم جا گذشت

  مردی که روی پل صراط

  برایم پوست موز انداخت

  غصه‌ی من را نخور!

  این روزها قبرستان هم

  سنگم را به سینه می‌زند...

  - لطفاً برانکارد بیاورید

  اینجا یک شعر مرده است...!





طبقه بندی: فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: اشعاری از خانم فائزه دارابی شاعر جوان بروجردی، فائزه دارابی، شعر، فرهاد داودوندی فعالترین وبلاگ نویس ایران، فعالترین وبلاگ ایران، پر بازدید ترین وبلاگ ایران، پر بازدید ترین سایت شخصی ایران،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 2 مهر 1394 توسط فرهاد داودوندی


سروده ای برای زنده یاد پهلوان احمد کیمیایی

شعر از آقای علی فیضی

پهلوانی سترگ     مردی مهربان

پیری دلیر    آرام مثل دریا    نستوه مثل کوه

چون سرو سربلند    لبریز از نشاط      پروانه بود به گود

مرشد بود و مراد     با نم نم نگاهش پهلوان اصغر نجار را به خاطر می نشاند

پهلوانی بی بدیل     کیمیایی بر زمین

گنجی نهفته شد زیر خاک    

راهش مستدام     یادش ماندگار



شعر از: آقای علی فیضی




طبقه بندی: فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: سروده ای برای زنده یاد پهلوان احمد کیمیایی شعر از آقای علی فیضی، پهلوان احمد کیمیایی، علی فیضی، شعر،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 19 شهریور 1394 توسط فرهاد داودوندی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظ