وبلاگ شخصی فرهاد داودوندی
 
فروشگاه لوازم یدكی اتومبیل ، نجوم ، ورزش ، شطرنج، هنر و علم در بروجرد
tabligh
tabligh


دو شعر از

آقای کریم مبشری

شاعر معاصر بروجردی




تقدیمی به دکتر مردمی شاهین مرزبان


شکنجه از پایین دمکراسی از بالا
کسی لکنت گرفته اینجا
یادم نمی آید
با چه زبانی باید حرف زد
کسی با چشمانش پیش می کشد
وبا کلامش پس می زند
کسی اینجا کش می آید
و حرفهای دلش را می خورد
مترجم قابلی اگر سراغ دارید
تا این لکنت لعنتی را
این تشنج شوم
این نگاه تلخ
این قامت خمیده را
تقسیم کند
استخدام می شود
در اینجا درها را می شود شکست
می شود حتا
با سر بروی وسط دیوار
اما واقعیت های دست چندم
گفتن ندارد مثل ....
شکنجه از پایین دمکراسی از بالا !


کریم مبشری








تقدیمی به خبرنگار مردمی فرهاد داودوندی

اینکه به سینه ات

می کوبد،

ماهی کوچکی ست

که در اشتیاق اقیانوس

دارد نهنگ می شود!



کریم مبشری




طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: دو شعر از آقای کریم مبشری شاعر معاصر بروجردی، کریم مبشری، فرهاد داودوندی، دکتر شاهین مرزبان، شاعر، شعر، شاعر بروجردی،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 18 آذر 1397 توسط فرهاد داودوندی

* * پیمان محبت * *

پیمان محبتی که بستیم
                              افسوس ، ز یکدگر گسستیم
آن جام شراب عشق را ، آه !
                              ناگاه به دست هم شکستیم
از طالع خویشتن چه گوییم
                              قربانی مسلخ الستیم
گفتی که تو آرشی و ما تیر
                              ناگشته رها ترا به شستیم
یا حلقه به گوش چون غلامیم
                              بر سینهء خود نهاده دستیم
هر تیغ ستم زدی ، نگارا
                              گفتیم که عاشقیم و مستیم
یک عمر به محبس تو بودیم
                              انصاف بده اگر برستیم
بودیم چو مرغکی به دامت
                              آزار نمودی و بجستیم
خوردیم غم تو روزگاری
                              در پای تو ، حیرتا ! نشستیم
در عرصهء گیر و دار هستی
                              هستیم بلند یا که پستیم
در شک و یقین و کفر و ایمان
                              گر کافر و گر خدا پرستیم
هستی تو اگر که خوب و ما بد
                              بر عشق تو ، چشم دل ببستیم.
             
                                  《 محمد حسین رحمانی  بروجردی 》






طبقه بندی: هنری، 
برچسب ها: محمد حسین رحمانی، شعر، شاعر،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 14 آذر 1397 توسط فرهاد داودوندی


مصاحبه با شاعر " آلاله ها "

 دکتر محمد مهرافزون بروجردی



داودوندی:با دکتر محمد مهرافزون شاعر آلاله ها از دیار شهر فرهیختگان و فرزانگان، نگین استان لرستان، بروجرد همیشه سرفراز به مناسبت هفته بسیج مصاحبه ای ترتیب داده شد که متن آن به شرح  زیر به سمع عزیزان می رسد:



داودوندی:دکتر مهرافزون عزیز لطفا بطور خلاصه بیوگرافی از خودتان را بیان فرمائید.


دکترمهرافزون:به نام خداوند مهرآفرین و با عرض سلام و احترام به محضر شما خبرنگار ارزشمند و فرهمند مردمی حاج فرهاد داودوندی عزیزکه بذل لطف ومحبت فرمودید دقایقی درخدمتتان باشم.

ابتدا فرا رسیدن هفته بسیج را تبریک و تهنیت عرض می نمایم و همچنین برخود فرض می دانم از زحمات خداپسندانه و خالصانه و بدون چشم داشت حضرت عالی در عرصه خبرنگاری و رسانه ای درهفته ای که مزین به هفته بسیج است تشکر و قدردانی نمایم و برایتان از خداوند علم و قلم آرزوی سربلندی و بالندگی دارم.

بنده در یکم اردیبهشت ماه سال 1344 ه.ش در شهربروجرد دیار فرزانگان و ادیبان مهد ادبا وعلما در خانواده ای معنوی و مذهبی پا به عرصه هستی نهادم و دانش آموخته دانشگاه خوارزمی تهران مقطع دکترا می باشم و هم اکنون در دانشگاه ها مشغول به تدریس هستم.

از همان اوان نوجوانی به نویسندگی وشاعری روی آوردم و به اشعار و آثار ادیبان و شاعران قدمایی و نیمایی عشق می ورزیدم. نخستین اشعار و نثرهایم در مجله ی شاهد به چاپ رسید و تلاش ادبی و پژوهشی ام سبب شد در جشنواره ها و همایش های داخلی و بین المللی صاحب مقام ادبی و علمی شوم.


داودوندی:به نظر حضرتعالی ظرفیت و قابلیت ادبی شهر بروجرد در حال حاضر در چه جایگاهی قرار دارد؟




دکترمهرافزون:شهر بروجرد با توجه به پیشینه والای ادبی و نام آورانی چون زنده یاد دکترغلامحسین زرینکوب،مهرداد اوستا،صامت بروجردی،جعفرشهیدی،آیتی و... از جایگاه بسیار بزرگی برخوردار است و باید گفت ازدیروز تا به امروز هنر و ادبیات همواره در بروجرد در مسیر رشد و تعالی بوده و هست به ویژه در چند دهه اخیر با ظهور شاعران قرن معاصر شاهد جهش نویسندگی و شاعری در بروجرد بوده ایم.

بروجرد در جایگاه رفیع و قله ادبیات نه تنها در سطح منطقه ای،استانی و کشوری بلکه فرا کشوری نیز قرار دارد و اگر بنا باشد تحولی درراستای زبان و ادبیات فارسی ایران زمین با رویکرد گسترش پایدارایجاد شود به طور قطع و یقین بروجرد دارای ظرفیت ها و قابلیت های شاعری و نویسندگی  بارزی می باشد و این شهر همیشه در گذر زمان قابل تأمل در عرصه ادب و فرهنگ بوده وهست.


داودوندی:ازمنظرحضرتعالی ادبیات مقاومت و پایداری درادبیات فارسی در چه جایگاهی  قرار دارد؟


دکترمهرافزون:ادبیات مقاومت و پایداری با مضامین فرهنگ ایثار و شهادت و از خود گذشتگی از گذشته های بسیار دور تاکنون در نثر وشعر شاعران و نویسندگان ملل مختلف به ویژه ایران باستانی و اسلامی باز تاب داشته و آثار ماندگار و اشعارنابی در منظومه های کسایی مروزی،سنایی غزنوی،مولوی،عطار نیشابوری،حافظ شیرازی و... به یادگار مانده است و همچنین  درشعر و نثرشاعران و نویسندگان دوره های گذشته و معاصر نیز جلوه هایی از شعر شهادت و مقاومت  به چشم می خورد

 و نیز باید گفت در دوره ی صفوی به دلیل فضای مذهبی،سیاسی و اجتماعی آن زمان،شعرشهادت و مقاومت ظهور و بروز خاصی دارد و در این دوره است که شاعرانی مثل محتشم کاشانی و پس از آن چون صامت بروجردی ظهور و بروز می کنند که این نامداران جایگاه خاصی در مرثیه سرایی و ادبیات پایداری دارند.در خصوص سوالتان نیز باید اشاره کرد که در میان نثر و شعر فارسی شعرعاشورایی در واقع اوج شعر ایثار و شهادت است آنجا که مولای رومی مولانا می گوید:

کجائید ای شهیدان خدایی                      بلاجویان دشت کربلایی

و همچنین لسان الغیب حافظ شیرازی با زبان رمز و رموز و ایهام واقعه نهضت عاشورایی حسینی و شهادت سید و سالار شهیدان حسین بن علی(ع) را در کربلا اینگونه می سراید:

رندان تشنه لب را آبی نمی دهد کس            گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت



داودوندی:اولین شعرحضرتعالی پیرامون ادبیات مقاومت و پایداری در چه زمانی بوده ونمونه ای ازآن را بیان فرمائید.


دکترمهرافزون:ذوق و قریحه نویسندگی و شاعری با تألمات روحی غم جانسوز شهادت برادرم شهید غلامعباس مهرافزون در سال 1362ه.ش شکوفا شد و زمانی که خبر شهادت او را شنیدم یک انقلاب روحی در من به وجود آمد و باعث گردید به سمت و سوی شعر و نثر ادبیات پایداری روی آوردم که شاید در این راستا بتوانم دین خود را به آلاله های سربداران ادب پایداری ادا نمائیم و با این دوبیتی به استقبال ادبیات مقاومت و پایداری رفتم:

دلا آن شمع مهرافزون کجا رفت         همان پروانه مجنون کجا رفت
زداغ او دلم ماتم سرا شد                  بگو آن لاله گلگون کجا رفت

داودوندی: به نظر جنابعالی  ارگان ها و نهاد های فرهنگی و هنری در بروجرد تا چه اندازه می توانند سهم به سزایی در ادبیات مقاومت و پایداری داشته باشند؟


دکتر مهرافزون:حاج فرهاد عزیز به نکته بسیارخوبی اشاره فرمودیدنویسندگان و شاعران ایران زمین به ویژه دست اندرکاران  ارگان ها و نهادهای فرهنگی و هنری بروجرد هر چقدر بهتر درعرصه فرهنگ ایثار وشهادت ظهورو بروز نمایند قطعاً ماحصل آن ترویج فرهنگ ایثاروازخودگذشتگی در بین عموم مردم و به ویژه نسل آتیه خواهد شد

و شایسته است دست اندرکاران فرهنگی شهر ترتیبی اتخاذ فرمایند تا آثار کسانی که دستی درشعر و نثر پایداری دارند به چاپ برسد و چنانچه آثارشان نشر نیابد بازخورد چندانی در جامعه نخواهند داشت و به نظر بنده حقیر بهترین راهکار و راهبرد برای تبیین و نهادینه کردن این فرهنگ کمک به نشر آثار فاخرحوزه ادبیات پایداری است که در اینجا جا دارد از زحمات بی شائبه و همکاری و همیاری دفتر کانون های فرهنگی و هنری مساجد منطقه ویژه بروجرد به مسوولیت برادرعزیز و ارجمند جناب آقای شیخ احمد گودرزی که ما را در چاپ کتاب«طنین آلاله ها »کمک و یاری نمودند صمیمانه تشکر و قدردانی نمایم

و امید آن دارم حرکت ارزشمند این کانون فرهنگی و هنری ترغیب وتشویقی برای دیگر ارگان ها و نهادهای فرهنگی و هنری در راستای ترویج ادبیات مقاومت و پایداری شود.


داودوندی:به تازگی کتاب طنین آلاله ها اثرحضرتعالی ازسوی دفتر مرکز اسناد و شناسایی مفاخربروجرد رونمایی شد لطفاً بفرمائید موضوع، مضامین و شیوه این کتاب چگونه است؟


دکتر مهرافزون:به عرض برسانم این کتاب درحوزه ادبیات پایداری در میان آثار ادبیات پایداری منحصر به فرد و نشرمی باشد وموضوع آن ادبیات مقاومت و پایداری با مضامینی چون از خودگذشتگی،ظلم ستیزی،حق طلبی،وطن دوستی،آزاد طلبی و...  به توصیه رهروان و یادگاران هشت سال دفاع مقدس و به شیوه نثر مسجع ادیبانه و شاعرانه آمیخته به نثر و نظم همچون به شیوه ی گلستان سعدی در وصف آلاله های وادی عشق که با آنان زیسته ام و با خاطراتشان زنده ام به رشته نگارش درآمد

چرا که آلاله های واژگون سبک بال بیانگر آیینه هفت شهرعشق بودند و هدهد و سالکانش هفت وادی سیر و سلوک را در بیابان های آتش زا،دریاهای توفان زا،دشت های تاول زاخوزستان و کوهستان های طاقت فرسا کردستان با تحمل رنج و سختی و شکیبایی پیمودند و زنبق ها و سیمرغ های عاشقش گروه گروه به سوی وادی شهادت پر کشیدند و این دوبیتی را تقدیم و اهدا به همه ی شهدای راه حق و حقیقت از این کتاب می نمایم:

شهیدان چون پرستو پرگشودند     بسان لاله ها در خون غنودند
شهیدانی چو مهرافزون دریغا          غزل هایی برای غم سرودند




 داودوندی: دکتر مهرافزون از این که وقت شریفتان را دراختیارسایت داودوندی قراردادید کمال سپاسگزاری را دارم و برایتان و همه شاعران و نویسندگان این خاک و بوم به ویژه مردم بروجرد شهرعلم شهادت و فقاهت ازخداوند متعال آرزوی بهروزی وسرافرازی دارم.


دکتر مهرافزون:بنده هم ازحضرتعالی، داودوندی ارزشمند و فرهمند به خاطر مصاحبه صمیمانه و دلسوزانه نهایت سپاس و قدردانی را دارم و من هم برایتان از خالق آلاله های گلستان و بوستان خونین پرو بال آرزوی بالندگی وسربلندی در تمام مراحل زندگی به ویژه در عرصه خبرنگاری و فضای مجازی دارم.خدا یارو نگهدارتان




طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: محمد مهرافزون، فرهاد داودوندی، شاعر آلاله ها، شاعر، آلاله ها، دکتر محمد مهرافزون بروجردی،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 8 آذر 1397 توسط فرهاد داودوندی


آشنایی با استاد "عیدی عالی تبار"



فرهاد داودوندی- بروجرد:

 

نام : عیدی

نام خانوادگی : عالی تبار

متولد : ۱۳۴۰

نام پدر :صید موسی

مدرک تحصیلی: دیپلم علوم انسانی

فعالیت های هنری: شعر ، خوشنویسی و مجسمه سازی با چوب



استاد عیدی عالی تبار درخانواده ای اهل ادب به دنیا آمد و از طفولیت درکناربرادر های بزرگترش با  شعروادبیات مانوس گردید وباگذشت سالها وتاسیس انجمن ادبی در بروجرد و بخصوص انجمن ادبی که آن سالها در کتابخانه شهید باهنر در خیابان سعدی برگزار می گردید از محضر اساتید شعر و ادب استفاده می کرد و بطور مستمر با انجمن های ادبی متعدد همکاری داشته است.

استاد عالی تبار بیش از 5 سال است که به عنوان عضو هیات امنای انجمن ادبی استاد مهرداد اوستا که مربوط به اداره ارشاد اسلامی بروجرد است فعالیت دارد و همچنین درجشنواره های متعدد شهرستان ، استان وکشوری به عنوان شاعر برگزیده حضور داشته است

وی در بخش خوشنویسی هم هنر جوی دوره ممتاز می باشد و بیشتر به خط تحریری علاقه مند می باشد

استاد عیدی عالی تبار در کارمجسمه سازی باچوب بدون استاد وبه صورت تجربی فعالیت دارد و تا کنون دوبار اقدام به برگزاری نمایشگاه کرده که مورد استقبال بسیار خوب مردم هنر دوست قرار گرفته است
















طبقه بندی: هنری، 
برچسب ها: آشنایی با استاد "عیدی عالی تبار"، عیدی عالی تبار، شاعر، عالی تبار،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 28 شهریور 1396 توسط فرهاد داودوندی


پیام تشکر 

استاد سید علی اشرف شریعتمداری


با سلام

بدینوسیله از حضور صمیمانه ی تمامی عزیزانی که در مراسم تجلیل از اینجانب ، عصر امروز چهارشنبه مورخ سی ام فروردین ماه ۹۶ در کتابخانه شهید صارمی بروجرد شرکت نمودند , تشکر و قدر دانی می نمایم.

سید علی اشرف شریعتمداری



بهاریه

اردیبهشت خاطرمن سبزمیشود
وقتی که فکرشاعرمن سبزمیشود

تاوا رهم ز زردی اندوهبارقهر
داردجهان بخاطرمن سبزمیشود

گرچه درون عاشق من سرخ لاله است
باتوبهارظاهرمن سبزمیشود

دارد به قصد دیدن تو سمت باغ عشق
اندیشه ی مسافرمن سبز میشود

تنهابه لطف حضرت باران چشم تو
راه نگاه عابرمن سبز میشود

دارد دوباره غنچه ی چشمان عاشق
همسایه ی مجاور من سبز میشود

یعنی که عشق با توبهار یگانگی
درسرزمین کافرمن سبزمیشود

حالابه یمن آمدن صبحی از نسیم
اردیبهشت خاطرمن سبزمیشود

سید علی اشرف شریعتمداری





















طبقه بندی: کتابخانه های بروجرد، 
برچسب ها: پیام تشکر استاد سید علی اشرف شریعتمداری، سید علی اشرف شریعتمداری، شاعر، شریعتمداری، شعر،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 31 فروردین 1396 توسط فرهاد داودوندی


امام رضا(ع)

 

شعر از: رضا مرادی شاعر بروجردی کودک و نوجوان

 

می شودفقط یک بار

دعوتم کنی آقا؟

دیدن ضریحت را

قسمتم کنی آقا؟

 

خیلی دست و دل بازی

خوب و بی نیازی تو

من  شنیده ام آقا

میهمان نوازی تو

 

خوش به حال آنهاکه

توی شهرتو هستند

قفل های حاجت را

برضریح توبستند

 

بین آن کبوترهات

می شوم شبی پنهان

تاهمیشه باشم من

توی سفره ات مهمان

 

می شودفقط یک بار

دعوتم کنی آقا؟

دیدن ضریحت را

قسمتم کنی آقا؟






طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: رضا مرادی شاعر بروجردی کودک و نوجوان، امام رضا ع، رضا مرادی، شاعر، شاعر کودک،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 9 آذر 1395 توسط فرهاد داودوندی



رونمایی از کتاب شعر "گنج پنهان"

 مرحوم ماشااله خاکی بروجردی


توسط انجمن ادبی کتابخانه های بروجرد

به مدیریت استاد علی حسین عزیزی













بقیه عکس ها در ادامه مطلب



ادامه مطلب

طبقه بندی: کتابخانه های بروجرد، 
برچسب ها: رونمایی از کتاب شعر "گنج پنهان" مرحوم ماشااله خاکی بروجردی، علی حسین عزیزی، احمد قاری زاده، انجمن ادبی کتابخانه های بروجرد، شعر، شاعر، ماشا اله خاکی،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 7 مهر 1395 توسط فرهاد داودوندی





سخنی در رابطه با

استاد علی حسین عزیزی بروجردی

 نویسنده و شاعر بروجردی


ویژه نامه استاد علی حسین عزیزی بروجردی

( قسمت دوم)

فرهاد داودوندی - بروجرد:

نوشتن در وصف نویسنده و شاعر گرانقدر معاصر بروجردی، استاد علی حسین عزیزی بروجردی به واقع در حد من نیست.

وقتی قرار باشد مطلبی در رابطه با شعرا و نویسندگان بروجردی که میراث دار بزرگان تاریخ سراسر علمی و فرهنگی این شهر هستند به رشته تحریر در آید، نویسنده باید بتواند از عهده این کار بر بیاید، وگرنه در محضر این اساتید و مردم فرزانه بروجرد، حکایت همان زیره بردن به کرمان در اذهان تداعی خواهد کرد.

  سالهاست افتخار دوستی با استاد علی حسین عزیزی را دارم. انسان بسیار دوست داشتنی و شوخ طبعی که در هر مجلس و محفل ادبی شمع وجودش روشنی بخش شعرا و نویسندگان پیر و جوان می گردد.

از نکات بارز این چهره کاملا فرهنگی شهرمان اینکه در برگزاری انجمن های شعر، با تسلطی که بر سبک های مختلف شعر پارسی دارد  به بهترین نحو ممکن جلسات را مدیریت می کند.

بارها افتخار این را داشته ام که در این همایش ها شاهد باشم که استاد علی حسین عزیزی معایب و محسنات اشعار دیگران را
با ظرافت خاصی که فقط مختص خود ایشان است، به سراینده اشعار  یاد آوری می کند.

به هر حال، مدتها بود دنبال بهانه ای می گشتم تا ویژه نامه ای هر چند اندک در چهار قسمت، در وصف استاد علی حسین عزیزی بروجردی روی سایت ثبت کنم، خوشبختانه شهر زیبای شان در رابطه با وصف بروجرد بنام "
" تو را ای شهر خوبم  دوست دارم"" شوق مرا برای عرض ادب به محضر این استاد فرهیخته صد چندان نمود.

صمیمانه برای تمامی جامعه ادبی بروجرد و بخصوص استاد علی حسین عزیزی شاعر و نویسنده معاصر بروجردی آرزوی موفقیت روز افزون دارم.




طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد،  نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: استاد علی حسین عزیزی بروجردی نویسنده و شاعر بروجردی، علی حسین عزیزی، شاعر، استاد علی حسین عزیزی، ویژه نامه استاد علی حسین عزیزی بروجردی،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 2 تیر 1395 توسط فرهاد داودوندی






پرچم بروجرد همیشه بالاست


آشنایی با سرکار خانم معصومه افراشی

 

نویسنده،شاعر و پژوهشگر توانای بروجردی


 

سرکار خانم معصومه افراشی 

   متولد 1349

مدرک تحصیلی: کارشناس ادبیات فارسی

از دانشگاه آزاد اسلامی بروجرد

حیطة فعالیت هنری (شعر- داستان- رمان- مقالات ادبی و پژوهش‌های روان شناسانه و مذهبی و نقد ادبی).

آثار

مجموعه شعر دفاع مقدس (قاصدک‌های بی‌ادعا)

زمان نشر: 82- عروج نور تهران

با حمایت بنیاد حفظ ارزش‌های دفاع مقدس

رمان شب‌نشینی کفتارها (در حیطه نوجوان)

سال نشر 87 انتشارات پالیزان تهران.

با حمایت بنیاد حفظ ارزش‌های دفاع مقدس.

مجموعه شعر چون کبوتر ساده و چون مار هوشیار زمان نشر 89 تهران- نشر پالیزان تهران

زنی از جنس تاریکی نشر (انتشارات شاپورخواست- خرم آباد مجموعه شعر سپید).

غزل باندهای دامنة چغا (در ارتباط با زنان نویسنده و شاعر بروجردی انتشارات شاپورخواست زمان نشر- 94- خرم‌آباد.

«بزودی بیرون می‌آید».

مقالات مختلف در زمینه‌های ادبی- نقد روان شناسانه و مذهبی- در روزنامه‌های کثیرالانتشار.

(کیهان- مردم سالاری- ستارة صبح- ابرار- آفتاب ....)

و در روزنامه‌های خارجی (الوفاق- آلیک روزنامه ارامنه).

ترجمه اشعار معصومه افراشی- (به زبان‌های ارمنی- عربی- و ترکی)(در سفارت ترکیه)

اساتید بزرگ نقد ادبی ایران چون استاد عبدالعلی دستغیب- شمسی لنگرودی- علی باباچاهی- کامیار عابدی- پروفسور فراقی (پاکستان)

پروفسور و ارائه کورکچیان (شاعر و نویسندة ارمنی در رابطه با اشعار افراشی نظر داده‌اند.

در کتاب شناخت شاعران معاصر ایران توسط مرحوم مشفق کاشانی نام ایشان ثبت شده است.

در کتاب شعر معاصر ایران نوشته کامیار عابدی نام این شاعر نیز ثبت شده است.

و در کتاب شناخت نویسندگان لرستان نوشته ساسان والی زاده نیز نام ایشان ثبت شده است.

هم اکنون بزرگ‌ترین دغدغه‌ این شاعر و نویسنده خواندن و نوشتن می‌باشد و کتاب‌های دیگری نیز آماده برای چاپ دارند.

مقالات ایشان در رابطه با قصّه درمانی برای کودکان در خبرگزاری کتاب ایران موجود می‌باشد (به اینترنت و این سایت رجوع شود).






طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: آشنایی با سرکار خانم معصومه افراشی نویسنده، شاعر و پژوهشگر توانای بروجردی، معصومه افراشی، پرچم بروجرد همیشه بالاست، شاعر، نویسنده،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 10 بهمن 1394 توسط فرهاد داودوندی

با وجود شخصیت های ادیب،

 

شاعر و نویسنده ای به مانند

 

 استاد  محمد حسین رحمانی

 

پرچم بروجرد همیشه بالاست

 

 

استاد محمد حسین رحمانی بروجردی برادر زنده یاد مهرداد اوستا در سال 1333 شمسی در شهر زیبای بروجرد دیده به جهان گشود.

ایشان تحصیلات ابتدائی و متوسطه را در زادگاهش بروجرد سپری نمود و سپس برای ادامة تحصیل به تهران رفته و در سال 1364 موفق به دریافت مدرک لیسانس جامعه شناسی از دانشگاه تهران شد.

و چندی در سازمان صدا و سیما به عنوان نویسندة برنامه های مستند فعالیت کرد. و سپس به استخدام شرکت مخابرات ایران درآمد. وی چند سالی به عنوان رئیس اداره انتشارات این شرکت سردبیری ماهنامة پیام ارتباطات را نیز عهده دار بود و هم اینک با سمت رئیس ادارة روابط فرهنگی و اجتماعی، کماکان در این شرکت به کار اشتغال دارد.

ضمن آنکه ، طی سالیان درازی که در این کلانشهر به سر برده در عرصة رسانه ها و به ویژه مطبوعات و با نگارش دهها مقاله در زمینه های ادبی، اجتماعی و سیاسی در کنار مصاحبه های گوناگون ادبی، چهرة شاخصی در این عرصه داشته است.

استاد محمد حسین رحمانی افزون بر آن ، در دهة اخیر بیشترین وقت خود را به پژوهش های ادبی و نگارش کتاب اختصاص داده است. از همین روی ، ایشان در حقیقت در سه حوزة شعر ، نویسندگی و پژوهش فعالیت دارد


بروجرد و بروجردی ها به داشتن چنین افراد فرهیخته ای به مانند استاد محمد حسین رحمانی که با وجود زندگی در کلانشهر تهران همچنان دل شان برای زادگاه شان می تپد و بروجرد عشق شان است، افتخار می کنند.


به واقع با وجود افرادی به مانند استاد محمد حسین رحمانی پرچم بروجرد هیچگاه پائین نخواهد آمد. پرچم شهر فرزانگان و استعداد های درخشان همیشه به دست فرهیختگانش بالاست.





طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: استاد محمد حسین رحمانی، رحمانی، پرچم بروجرد همیشه بالاست، ادیب، شاعر، نویسنده،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 25 دی 1394 توسط فرهاد داودوندی








 جودی خراسانی

شاعر «او می‌دوید و من می‌دویدم»؛

 قنادی که نامش را پای روضه‌ها ثبت کرد

آن دم بریدم از زندگی دل

که آمد به مسلخ شمر سیه دل

او می‌دوید و من می‌دویدم

او سوی مقتل من سوی قاتل

او می‌نشست و من می‌نشستم

او روی سینه من در مقابل

او می‌کشید و من می‌کشیدم

او از کمر تیغ من آه باطل

او می‌برید و من می‌بریدم

او از حسین سر من غیر از او دل


خبرگزاری تسنیم: هرچند جودی در مرثیه‌سرایی شهره بود، اما خواص و فضلا به شعر او تمایلی نداشتند. غافل از اینکه آنچه جودی را ماندگار و عاقبتش را ختم به هیئات و ذکر امام حسین(ع) کرد، همین اشک‌هایی بود که از مرثیه‌هایش جاری می‌شد.

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، عاشورا گنجینه‌ای از معارف است که در ابعاد مختلف ظهور یافته است؛ از ابعاد اندیشگی و معرفتی گرفته تا وجوه مختلف هنری. شعر نخستین هنری است که با تأثیرپذیری از این واقعه، مجال بروز یافت و توانست مصیبت اهل بیت(ع) را با واژگانی ساده اما پرمغز به مخاطب و مستمع منتقل کند.

طی 14 قرن گذشته از حماسه عاشورا تاکنون، اشعار مختلفی ار سخندانان و شاعران متولد شده‌اند، اما در این میان تنها تعداد کمی از این سروده‌ها توانسته‌اند نام خود را در ضمیر مخاطب، حتی پس از گذشت سال‌ها و سده‌ها، ثبت کنند. در رمز ماندگاری این اشعار نمی‌توان دلیل خاصی را ذکر کرد؛ ممکن است یک سروده به دلیل نوای دلنشینش ماندگار شده و یا ممکن است پس از مشق بسیار شاعر در درجه بالایی از منظر زبانی و محتوایی خلق شده است؛ اما مسلم آن است که هر شعر ماندگار و پایداری که گذر سال‌ها نتوانسته خاک فراموشی بر آن بپاشد، عنایت خود اهل بیت(ع) است.

هیئت و برپایی عزای حسینی با حضور اجتماع مردم، در طول سال‌های مختلف مجالی برای ماندگاری و بروز و ظهور اشعار آیینی طی سال‌های مختلف بوده است. بسیاری از این اشعار مانند «بر مشامم می‌رسد هر لحظه بوی کربلا...» شاعری و گوینده‌ای گمنام دارند،‌ اما هنوز پس از گذشت سال‌ها بر زبان‌ها جاری است و خاطره‌ساز لحظات آخر حضور در هیئت است. اما در میان اشعار ماندگار شده در هیئات حسینی، تعدادی از اشعار نیز هست که با وجود شهره بودن، شاعرش در میان مردم ناشناخته مانده‌اند. از نمونه این اشعار، مرثیه‌ای است از میرزا عبدالجواد جودی خراسانی.

عبدالجواد جودی‌ خراسانی‌ شاعر و مرثیه‌سرای‌ عهد ناصری است که در شعر به «جودی‌» تخلص می‌کرد و به‌ اعتبار اینکه‌ در دوران‌ او، «میرزا» لقب‌ عمومی‌ شاعران‌ بوده‌، میرزای‌ جودی‌ هم‌ خوانده‌ شده‌ است‌. از زندگی‌ وی‌ اطلاع‌ چندانی‌ در دست‌ نیست‌. همین‌ قدر از او نوشته‌اند که‌ از مردم‌ عنبران‌ (روستایی‌ در سه‌ کیلومتری‌ طرقبه مشهد) بوده‌، در جوانی‌ به‌ مشهد رفته‌ و دکان‌ قنادی‌ باز کرده‌ و از همین‌ طریق‌ معیشت‌ خود را تأمین‌ می‌کرده‌ است‌.

قنادی‌ و خانه جودی‌ محل‌ آمدوشد مرثیه‌خوانانی‌ بود که‌ برای‌ شنیدن‌ سروده‌های‌ او جمع‌ می‌شدند و از او تقاضا می‌کردند تا سروده‌های‌ تازه‌اش‌ را در اختیار آنان‌ بگذارد. نقل کرده‌اند که او علاقه بسیاری به خاندان عصمت و طهارت(ع) داشت، در حین خواندن مرثیه می‌گریست و مستمعان را نیز به گریستن دعوت می‌کرد. مرثیه‌هایش در خراسان شهره بود و در جلسات اهل بیت(ع) هیجان خاصی به پا می‌کرد. هرچند جودی در مرثیه‌سرایی شهره بود و مورد اقبال عموم مردم، اما خواص و فضلا به شعر او تمایلی نداشتند و می‌گفتند که شهرت‌ مرثیه‌سرایی‌ جودی‌، مقام‌ ادبی‌ او را تحت‌الشعاع‌ قرار داده‌ است‌، اما غافل از اینکه آنچه جودی را ماندگار و عاقبتش را ختم به هیئات و ذکر امام حسین(ع) کرد، همین اشک‌هایی بود که از مرثیه‌هایش جاری می‌شد.

جودی‌ با اینکه‌ در روزگار خود در ردیف‌ شاعران‌ بزرگ‌ بود، با قنادی‌ روزگار می‌گذراند و برخلاف‌ بسیاری‌ از شاعران‌ زمان‌ خود، هرگز به‌ مدح‌ بزرگان‌ و صاحب‌منصبان‌ نپرداخت‌. از او دیوانی در حدود سه هزار بیت به دست ما رسیده که در بخشی از آن با عنوان «از مدینه تا مدینه» وقایع قیام سیدالشهدا(ع) با زبان شعر  لحظه به لحظه به تصویر کشیده شده است. این بخش هر چند از منظر استنادات تاریخی، به زعم کارشناسان، ارزش چندانی ندارد، اما قدرت شاعر در توصیف کربلا را به مخاطب نشان می‌دهد؛ روایتی شعرگونه از تأثرآورترین صحنه‌های این قیام خونین.  از این میان، مرثیه‌ای سوزناک که عموماً در پایان مراسم عزاداری امام حسین(ع) در هیئات خوانده می‌شود، در افواه و ضمایر مردم ثبت شده است:

آن دم بریدم از زندگی دل

که آمد به مسلخ شمر سیه دل

او می‌دوید و من می‌دویدم

او سوی مقتل من سوی قاتل

او می‌نشست و من می‌نشستم

او روی سینه من در مقابل

او می‌کشید و من می‌کشیدم

او از کمر تیغ من آه باطل

او می‌برید و من می‌بریدم

او از حسین سر من غیر از او دل

دیوان‌ جودی‌، نخستین‌ بار در 1299 به‌ امر ناصرالدین‌شاه‌ و به‌همت‌ میرزاسعیدخان‌ مؤتمن‌الملک در چاپخانه سنگی‌ آستان‌ قدس‌، به‌ خط‌ میرزاشفیع‌ اعتمادالتولیه چاپ‌ شد.






طبقه بندی: محرم در بروجرد، 
برچسب ها: جودی خراسانی/ او می‌دوید و من می‌دویدم، جودی خراسانی، او می‌برید و من می‌بریدم، شاعر، شاعر اهل البیت ع،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 5 آبان 1394 توسط فرهاد داودوندی





استاد عبدالرضا فریدزاده و استاد محمد رضا روزبه دو ستاره درخشان بروجردی هنر و  ادبیات ایران



اینجا بروجرد است سرزمین ادیبان و فرزانگان

استاد عبدالرضا فریدزاده

ستاره درخشان بروجردی هنر و ادبیات ایران



هیچگاه آسمان نورانی و مملو از ستاره های درخشان هنر و علم و ادبیات بروجرد در ایران زمین، کم سو نخواهد شد. 

پرچم همیشه بالای بروجرد بعنوان یک شهر کاملا فرهنگی همیشه بزرگانی در دامان خود دارد.

اگر روزی روزگاری حضرت استاد عبدالحسین زرینکوب، حضرت استاد علامه شهیدی، حضرت استاد آیتی، حضرت استاد مهرداد اوستا، حضرت استاد صامت بروجردی و هزاران ادیب و فرزانه دیگر تنور علم در این شهر را روشن نگه می داشتند، خوشبختانه اینک نیز این وظیفه بر عهده دیگرانی گذاشته شده است که هیچگاه نخواهند گذاشت حتی یک نور از ستاره ای از آسمان علم و ادب بروجرد کم شود.

استاد عبدالرضا فرید زاده نیز ستاره درخشان دیگری از این بزرگان بروجرد است که نام بروجرد و بروجردی ها را زنده نگه خواهد داشت.



استاد فریدزاده با یاد آوری گذشته  به آقای عبدالرضا قاسمی دبیر تحریریه پایگاه خبری یافته می گوید:  در خانه‌ای به دنیا آمدم که 6 خانوار دیگر در آن هم‌زیست‌مان بودند. نمونه‌هایی زنده از مردم واقعی جامعه، از فقیرترین اقشار. پدرم پلیس بود و با آن‌که راه پول‌دار شدنش مهیا بود، اما اهل زورخانه بود و معرفت. مردم‌دوست بود و عاشق مردم. با خواندن نشریاتی که پدر به خانه می‌آورد حس نوشتن و سرودن در من پا گرفت.

در ادامه وی با اشاره به فقر و نداری مردم در آن دوران ادامه داد: از 4 سالگی مکتب خوانده بودم و قرآن خواندن را می‌دانستم. در مدرسه بوستان و گلستان می‌خواندم؛ در 8 سالگی هر کتابی را قادر بودم بخوانم و در مدرسه روزنامه دیواری می‌نوشتم. پدرم در همه شرایط یاری‌ام می‌داد و مشوقم بود. برادربزرگم "‌رضا" که انشاء نویس کلاسش بود سرمشقم بود در نوشتن.

استاد فریدزاده  سپس اضافه کرد: در 8 سالگی اولین شعرهایم را به سبک باباطاهر گفتم و به‌یاد دارم شبی پدر سروده‌هایم را از زیر بالشم درآورد و یک آفرین بزرگ برایم نوشته بود با این جمله: "بیش‌تر و بیش‌تر بخوان و در نوشتن دلیر باش"

در 12 سالگی در اولین شعر چاپ شده‌ام از اندوه یتمی گفتم: "‌دیشب نشسته بود در کنج کوچه‌ای/ از دیده‌اش که درد بر شیب گونه‌هایش عجولانه می‌دوید"...

پاسگاه خبری یافته در معرفی استاد عبدالرضا فریدزاده می نویسد:

عبدالرضا فریدزاده متولّد 1331 در بروجرد، فارغ التحصیل کارشناسی بازیگری و کارگردانی از دانشکده هنرهای دراماتیک، دبیر بازنشسته آموزش و پرورش

شاعر، نمایشنامه‌نویس، بازیگر و کارگردان تأتر، منتقد ادبی و هنری.

انتشار سه مجموعه شعر "خنجر همیشه قدیمی است"، "لیلا به خواب من می‌آیی"‌، "مربّع‌ها"‌، "این‌جا ضمیر ناخودآگاه است" (زیر چاپ. گزیده 10 مجموعه منتشر نشده).

انتشار کتاب "فنّ بیان" نخستین، و تنها خودآموز فنّ بیان در تأتر کشور

انتشار مجموعه نمایشنامه‌های: "اهل کوفه" ، "ایکس و افسانه داد"‌، "پروانه در جیب غول و آل"‌، "سفر به جنون"‌، "سحرگاه با شیطان" (مجموعاً 34 اثر) و 8 نمایش‌نامه دیگر در کتاب‌های مجموعه نمایشنامه با دیگر نویسندگان.

چاپ ده‌ها شعر در مطبوعات و نشریات تخصصی ادبی، از 13 سالگی.

چاپ شماری قصه در مطبوعات و نشریات ادبی و کتب مجموعه قصه مشترک با دیگر نویسندگان.

چاپ ده‌ها مقاله و نقد و پژوهش ادبی و هنری در مطبوعات و نشریات و کتاب‌های تخصصی ادبی و هنری (شعر، نمایش، سینما و تأتر)

نویسندگی، بازی، یا کارگردانی نمایش‌های بسیار در جشنواره‌های متعدد ملی و بین‌المللی، شماری آثار تلویزیونی و تله‌تئأتر

داور و منتقد در جشنواره‌های متعدد شعر و نمایش در سطوح منطقه‌ای، ملی و بین‌المللی.

دارای دو عنوان سراسری و چندین عنوان منطقه‌ای در شعر.

دارای عناوین متعدد در تأتر (بازیگری، کارگردانی، نمایشنامه‌نویسی) در سطوح منطقه‌ای، ملی و بین‌المللی، در جشنواره‌ها و مسابقات، منجمله کتاب فصل، کتاب سال مقاومت، جشنواره بین‌المللی رشد، جشنواره بین‌المللی فجر.

دارای چند بیوگرافی در فرهنگنامه‌ها، نشریات، مطبوعات، کتب ادبی و هنری.

فعالیت در زمینه طنز (شعر و نثر)، از جمله دوره 5 ساله همکاری با نشریه "توفیق" در دهه 50؛ نوشتن و اجرای چندین نمایش طنز.


شرمنده‌ام قربان


---------------------* استاد عبدالرضا فریدزاده


شرمنده‌ام قربان! کمی باران ندارید؟

در خود پلاسیدم، شما گلدان ندارید؟

این قدر بد اخمید! پس لبخندتان کو؟؟

جز این نگاه سرد یخبندان ندارید؟؟

قربان چرا وقتی که می بینید ما را

در ذهنتان تصویری از انسان ندارید؟

گیرم که ما زشتیم، این آغازمان نیست

باشد، شما زیبا! ولی پایان ندارید؟؟

آه این تکبر... این تکبر، شرک محض است

در خود مگر، یا نوح، یا طوفان ندارید؟

البته می بخشید، اما مطمئنید

مخلوط با ایمانتان، شیطان ندارید؟





طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: اینجا بروجرد است سرزمین ادیبان و فرزانگان، استاد عبدالرضا فریدزاده ستاره درخشان بروجردی هنر و ادبیات ایران، عبدالرضا فریدزاده، استاد محمد رضا روزبه، شاعر، نمایشنامه‌نویس، بازیگر و کارگردان تأتر،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 11 خرداد 1394 توسط فرهاد داودوندی





از چپ: آقایان احمد( علی) فیضی، قاسم نی زن حسنی و عباس گردان


مجسمه

( فردوسی)

شعر از آقای علی فیضی
شاعر بروجردی


پیکر تراش پیر

تندیس ساکت گویا

از شاعری سترگ

تراشیده به دستش کتاب

در پیش پای او، کودک سپید مو

با چشم نافذ می کند نگاه

بعد از هزار سال، ایستاده به میدان شهر

اینک کتاب و شاعر و کودک

از هویت ما حرف می زنند

گوئی پریشان و افسرده اند

این گونه به البرز می کنند نگاه

تا سیمرغ برآید زکوه

پر گسترد زنور،  زگرما

سرما بَرَد زما





طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: مجسمه، علی فیضی، علی فیضی شاعر بروجردی، شاعر، شعر، فرهاد داودوندی فعالترین وبلاگ نویس ایران، فرهاد داودوندی فعالترین وبلاگ ایران،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 6 اسفند 1392 توسط فرهاد داودوندی




شلوار کاغذی


مجموعه رباعی ( طنز) محمد فصیحی شاعر بروجردی



کتاب شلوار کاغذی که مجموعه ای از رباعی های طنز آقای محمد فصیحی شاعر جوان بروجردی را در بر دارد به چاپ سوم رسید.

شاعر در این مجموعه اشعاری به طنز سروده است. شلوار کاغذی در انتشارت قو تهران به چاپ رسیده است.

علاقمندان می توانند این کتاب را از کتابفروشی های معتبر بروجرد تهیه کنند.


این طور اگر باعث هر غم باشی

باید بروی فکر جهنم باشی

پایت لب گور است ولی با این حال

یک روز نشد که مثل آدم باشی

@@@@@

ای دختر روستائی بالا ده

باید تو به فکرشهر باشی تا ده

بعد از عمل دماغ تان فهمیدم

فیل است که از دماغ تو افتاده!




طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: شلوار کاغذی، محمد فصیحی، رباعی، شاعر، طنز، شعر طنز، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 17 بهمن 1392 توسط فرهاد داودوندی


پزشک

 

شاعر : اکسیر


( شاعر بروجردی)

 

آنـکه اوبر زخـم مرهــم می نهـد            پــرده هـای درد را بر می درد

وانکه بر جسم است عالم ز علم خویش          وانکه درمان است بر هر قلب ریش

آنــکه آمـد از فضــای ملـک لا               شـافی  احسـاس و ذهن و روح ما

وانکه بر هر جسم و جان عالم تر است             بر طبیبـان جهـان او سـرور است

آنـکه نامش بهـر هر دردی دواست             هر مریضی ز اسم او حـاجت رواست

وانـکه برهر غـم بیـامد چون لهیب          غمــزه اش برتر ز داروی طبیـب

وانـکه آمــد جویبـاری از صفـا            تـا بشــویـد قـلبهـا را از جفـا

آنـکه دارد آب حیوان در جــگر             بهـر هر درمـانده ای در پشت در

همچو اکــسیر است بر هر ناله ای             تـا کند تبـدیل بر هر شــادی ای

کام او هیچ است و شمس الدین بدان          ای هُــوَالشــّافی وَهم اومُستعان  






طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: شاعر، اکسیر، شاعر بروجردی،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 30 شهریور 1392 توسط فرهاد داودوندی


فرهاد داودوندی ورزشی نویس

فعال ودلسوز وپرتوان شهرستان بروجرد


توضیح فرهاد داودوندی: استاد علی حسین عزیزی از شعرا و نویسندگان بسیار فعال بروجردی می باشند که در زمینه های مختلف ادبی فعالیت شان در بر کسی  پوشیده نیست و کارنامه موفق نویسندگی ایشان گنجینه ای بسیار گرانبها برای شهر و کشورمان می باشد.

 این چهره ماندگار عرصه قلم، در وبلاگ وزین شان به مانند همیشه مرا شرمنده محبت خود نموده اند و بخاطر مسائل پیش آمده این چند روز اخیر برای اینجانب مطلبی نوشته اند، به پاس احترام به این چهره فرهنگی و دوست داشتنی شهرمان مطلب استاد عزیزی از وبلاگ وزین شان در روی این سایت قرار می گیرد:

@@@@@@@@


  فرهاد داودوندی ورزشی نویس فعال ودلسوز وپرتوان شهرستان بروجرد

  در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم       سر زنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور


 متاسفانه ظاهرا تعدادی خواسته ویا ناخواسته باعث  تکدرخاطر دوست

 عزیز وارزشمندم جناب آقای فرهاد داود وندی شده اند.من اصلا در جریان

موضوع نیستم  ونمی خواهم  در جریان باشم ،فقط این مطلب را به صورت

 کلی عرض می کنم که معمولا هنرمندان و اصحاب قلم دررشته های

گوناگون دارای روحی لطیف  وسرشار از عاطفه واحساس هستند،

وبا کوچکترین  بی مهری دل آزرده خواهند شد به قول سهراب سپهری :

به سراغ من اگر می آیید

                        نرم وآهسته بیایید
 
                                       مبادا که ترک بردارد

                                                                 چینی نازک تنهایی من

 
آقای فرهاد داود وندی هم از این مقوله مستثنا نسیت وبا توجه به شناختی که بنده از ایشان  دارم فردی است بسیار متواضع، فروتن،مردمی وبا احساس.

لذا اگر گاهی در نوشته هایشان  مطلبی انتقادی مشاهده می شود حتما نظر خیر خواهانه دارند وبرای پیشرفت شهرمان بروجرد در  زمینه های مختلف می باشد ومطمئنا قصد اهانت ورنجش خاطر دیگران را ندارند.

 لذا افرادی که مورد نقد قرار گرفته اند باید به این مسئله توجه کافی داشته باشند.معمولا بسیاری  ز افرادنقد پذیر نیستند .ودر مقابل حتی نقد های سازنده واکنش نشان می دهند ،که این گونه  افراد در جامعه متاسفانه کم نیستند.به هرشکل باید قدر افراد دلسوز وفعال شهرمان را بیشتر  بدانیم  وبا تشویق وترغیب آنها در کار خودبرای انجام فعالیت بیشتر آنها انگیزه های لازم را فراهم  کنیم.

ما کمتر افرادی را داریم مثل آقای داود وندی که با این همه انرژی نه تنها در امر ورزش بلکه  در زمینه های مختلف فرهنگی، اجتماعی،هنری بدون هیچ چشم داشت ،اینگونه فعال باشد که حقیقتا قابل تقدیر است.

این مطلب را هم به آقای داود وندی عرض کنم که:


انسان وقتی وجود داشته باشد ودر جامعه نقشی تعیین کننده ایفا نماید ،

 مسلما موافق  ومخالف نیز پیدا خواهد کرد.واز برخوردهای دیگران با هر انگیزه ای دلخور نشوند.

به قول حافظ:

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم       سر زنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور
 
بنده به نوبه خود از همه ی فعالان عرصه های مختلف فرهنگی ، اجتماعی،هنری ،صمیمانه تشکر
 
می کنم وبرای همه آرزوی سلامتی وسعادت را دارم.





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: استاد علی حسین عزیزی، علی حسین عزیزی، شاعر، نویسنده،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 7 تیر 1392 توسط فرهاد داودوندی

شاعر

"این خاک چه زیباست ولی خاک وطن نیست"

در تنهایی درگذشت

دکتر فرشیدورد از استادان پیشکسوت دانشکده زبان و ادبیات فارسی و دیدگاههای ویژه در عرصه دستور زبان بود..مقالات و کتابهای فراوان و بسیار ارجمندی در حوزه دستور زبان فارسی و زبان شناسی و نقد ادبی و تحقیقات ادبی از آن استاد درگذشته برجای مانده است.


فرشیدورد چند سال قبل از دانشگاه تهران بازنشسته شد. وی مدتی را با بستگانش زندگی کرد و چندی پیش به سرای سالمندان نیکان منتقل شد که در آنجا دار فانی را وداع گفت. دکتر فرشیدورد به زبان و شعر فارسی عشق و غیرت فراوان داشت. این شعر که از مشهورترین سروده های استاد نیز هست به خوبی عشق او به ایران و فرهنگ این سرزمین را نشان می دهد:


این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست

این خاک چه زیباست ولی خاک وطن نیست

آن کشور نو آن وطــــن دانش و صنعت

هرگز به دل انگیــــــــــزی ایران کهن نیست

در مشهد و یزد و قم و سمنان و لرستان

لطفی است که در کلگری و نیس و پکن نیست

در دامن بحر خزر و ساحل گیلان

موجی است که در ساحل دریای عدن نیست

در پیکر گلهای دلاویز شمیران 

عطری است که در نافه ی آهوی ختن نیست

آواره ام و خسته و سرگشته و حیران

هرجا که روم هیچ کجا خانه من نیست

آوارگی وخانه به دوشی چه بلایی ست

دردی است که همتاش در این دیر کهن نیست

من بهر که خوانم غزل سعدی و حافظ

در شهر غریبی که در او فهم سخن نیست

هرکس که زند طعنه به ایرانی و ایران

بی شبهه که مغزش به سر و روح به تن نیست

پاریس قشنگ است ولی نیست چوتهران

لندن به دلاویزی شیراز کهن نیست

هر چند که سرسبز بود دامنه آلپ

چون دامن البرز پر از چین وشکن نیست

این کوه بلند است ولی نیست دماوند

این رود چه زیباست ولی رود تجن نیست

این شهرعظیم است ولی شهرغریب است

این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست 

                                                                   یادش گرامی

 





طبقه بندی: هنری، 
برچسب ها: دکتر فرشیدور، این خاک چه زیباست، شعر، شاعر، وطن،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 20 فروردین 1391 توسط فرهاد داودوندی

گذری بر زندگی مهدی اخوان ثالث

در سال 1307 در مشهد چشم به جهان گشود
تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در همین شهر گذراند و در سال 1326 دوره هنرستان مشهد رشته آهنگری را به پایان بر و همان جا در همین رشته آغاز به کار کرد سپس به تهران آمد آموزگار شد و در این شهر و پیرامون آن به تدریس پرداخت در سال 1329 ازدواج کرد  درسال 1336 به کار در رادیو پرداخت و مدتی بعد به تلویزیون خوزستان منتقل شد در سال 1353 از خوزستان به تهران بازگشت و این بار در رادیو وتلویزیون ملی ایران به کار پرداخت در سال 1356 در دانشگاه های تهران ملی و تربیت معلم به تدریس شعر سامانی و معاصر روی آورد   و سرانجام در شهریور ماه جان سپرد وی در توس در کنار آرامگاه فردوسی به خاک سپرده شد از او 4 فرزند به یادگار مانده است.

چون سبوی تشنه..

از تهی سرشار،

جویبار لحظه‌ها جاریست.

چون سبوی تشنه کاندر خواب بیند آب، واندر آب بیند سنگ،

دوستان و دشمنان را می‌شناسم من.

زندگی را دوست می‌دارم؛

مرگ را دشمن.

وای، اما – با که باید گفت این؟ - من دوستی دارم

که به دشمن خواهم از او التجا بردن.

جویبار لحظه‌ها جاری.






طبقه بندی: هنری، 
برچسب ها: مهدی اخوان ثالث، مشهد، شاعر، شعر،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 23 آذر 1390 توسط فرهاد داودوندی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظ