وبلاگ شخصی فرهاد داودوندی
 
فروشگاه لوازم یدكی اتومبیل ، نجوم ، ورزش ، شطرنج، هنر و علم در بروجرد
tabligh
tabligh



نامه یک دوست قدیمی به فرهاد داودوندی


" استحقاق دریافت تندیس

از دست مسوول اول شهر را داشتی"



همپای مردمان پیرامونت بوده و هستی


فرهاد عزیز سلام

فرهاد جان خودت خوب می دانی که اهل تملق و چاپلوسی نیستم

 ولی بگذار شهادت بدهم که از زمانی که ترا می شناسم ( بیش از 40 سال ) درست از همان دوران نوجوانی که کنار تو در یک میز و روی یک نیمکت می نشستم تو فعال و پویا و بروز و همگام با جامعه بودی .

امروز که تندیس و لوح تقدیر را از دست مسئول اول شهر و یا به قول قدیمی ها والی شهر گرفتی حداقل چیزی بود که استحقاقش را داشتی و به آن دست یافتی .

 از همین جا از جناب آقای دکتر آریایی به خاطر توجه اش در این زمینه کمال تشکر و سپاس را دارم .

ولی فرهاد عزیز این تندیس و لوح که در نوع خود امری بی نظیر در سطح شهر بروجرد است ،جدای از افتخار آن ، ترا بیش از پیش در کانون توجه قرار خواهد داد

 هر چند با شناخت دقیقی که در این سالیان از قدیم الایام از  شما دارم میدانم که می دانی چطور از آن در راه درست بهره ببری

ولی فرهاد عزیز و پرتلاش ، من و همه دوستان و دوست دارانت واقفیم که تو لوح همدلی و نوع دوستی را در قلب تک تک کسانی که در کنارشان بودی و به موقع یاریشان کردی به یادگار گذاشته ایی .

فرهاد خان شما یک تنه و با صلابت و پرتلاش از دیروز تا امروز هم‌پای مردمان پیرامون و اطرافت بوده و هستی

 و با تمام وجود و زیرکی و هوشمندانه از دوستی با افراد پر نفوذ و متمول و با قدرت شهر برای یاری و کمک رسانی به افراد نیازمند استفاده درست و کاملا بجا کردی ( و هیچگاه برای خودت چیزی درخواست نکردی)

 فرهاد عزیز برایت سلامتی و موفقیت هر چه بیشتر در راه سخت و دشوار و پر از تلاطمی که انتخاب کرده ایی آرزومندم

پاینده و پیروز باشی


( دوست قدیمی ات )  "سعید جلیلی"




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نامه یک دوست قدیمی به فرهاد داودوندی، سعید جلیلی، فرهاد داودوندی، رضا آریایی، دکتر رضا آریایی فر، رضا آریایی فر، تندیس،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 4 آبان 1397 توسط فرهاد داودوندی










سپاس از آقای سعید جلیلی

 

تشکری با گلایه و تاسفی از ترس آینده

 

 

همیشه شنیده بودم که قدرت گاهی می‌تواند فساد به همراه آورد و یا ریاست گاهی می‌تواند کبر و غرور و سرمستی و دوری از مردم را به همراه داشته باشد. به عبارت ساده تر آرزوی هر انسانی این است که قدرت و ریاست در منش شخص صاحب قدرت و به ریاست رسیده تاثیر منفی نداشته باشد و او را از  عموم مردم جدا نسازد.

 

این را یاد آوری کردم تا از شهردار محترم بروجرد جناب آقای مهندس منوچهر یوسفی به خاطر مرام مردمی بودنش قدردانی و تشکر کرده باشم.

 

امروز برای رساندن تقاضای خودم و کسبه میدان شهدا در مساعدت در سرعت بخشیدن به عملیات نوسازی کف پوش های پیاده رو میدان شهدا و برچیدن مانع آهن پاره مسدود کننده مسیر  عبور و مرور مردم که جلوی مغازه این جانب نصب گردیده و جوش داده شده  است و در کسب و کار اینجانب چند روزی است که شدیدا اختلال ایجاد کرده است و در عین حال اصلا ربطی به عملیات نوسازی کف پوش پیاده رو ندارد، چرا که همۀ مسیرهای دیگر باز است و تردد از روی موزائیک‌های جدید از همه طرف ادامه دارد ، به شهرداری رفتم تا از ایشان تقاضای یاری و مساعدت و همکاری بنمایم

 

چرا که به شهادت کسبه محل در حدود 10 روز است فقط و فقط در یک ضلع شمالی میدان شهدا در تقاطع خیابان شهدا به خیابان آیت الله کاشانی این عملیات نوسازی به کندی در حال انجام است و به علت مسدود کردن مسیر رفت و آمد مردم از یک طرف و از طرف دیگر ایجاد گرد و خاک باعث اختلال شدید در کسب و کار کسبه محل گردیده است و متاسفانه با توجه به موقعیت پر تردد محلی که اصلی‌ترین میدان شهر و چشم و چراغ شهر بروجرد می‌باشد و با وجود روشنایی در محل که قاعدتا باید به صورت شبانه روزی و ضربتی با پرسنل زیاد این کار در اسرع وقت انجام گیرد ، نه تنها این مهم انجام نگرفته بلکه با کندی بسیار و تعلل و تعطیلی زود هنگام که گاهی فقط تا ساعت 2 و یا نهایتا  تا 5 بعد از ظهر بوده است کار دنبال شده است

 

 و نتیجه این که هنوز بعد از 10 روز، کاری به مساحت اندک هنوز به اتمام نرسیده است و با این وجود باز شروع به کندن پیاده رو اول خیابان شهدا از ضلع شمالی کرده و حدود سه روز است که این مسیر همین طور به حال خود رها شده است و با جوشکاری آهن پاره به پل رو گذر که بسیار بد نما و باعث کثیفی و زشتی دید میدان شهر گردیده است مسیر را هم بسته‌اند و در بیشتر مواقع هم پل روگذر ساعت ها خاموش است و مردم عابر به خصوص مردم مسن و پا به سن گذاشته را حسابی کلافه کرده است و مردم از ناچاری در ساعات پر ترافیک عبور و مرور ماشین ها مجبورند از کنار خیابان شلوغ گذر کنند .

 

جالب اینکه تعداد عوامل ناظر و دستور دهنده هم گاهی بیشتر از عوامل در حال کار است. بگذریم از اصل مطلب دور نشوم بعد از باره ها تلفن به دایره پیگیری شهرداری با شماره 137 و دفتر شهردار محترم و دفتر معاونت عمرانی شهرداری و تقاضای پیگیری از آن ها که با قول رسیدگی کردن آنها باز هم فایده ایی نداشت بعد از چند روز بالاخره امروز سه شنبه حدود ساعت 30/13 ظهر به دفتر شهردار مراجعه کردم.

 

در بدو ورود با استقبال و برخورد بسیار عالی حاج رضا ملایری رئیس دفتر شهردار دل گرم شدم و با مساعدت و همکاری ایشان به دفتر شهردار محترم جناب آقای مهندس یوسفی راهنمایی شدم که در داخل دفتر با خیل مردم مراجعه کننده روبرو شدم و مشاهده کردم که جناب شهردار با صبوری و متانت و دقت در حال رسیدگی به تقاضا‌های مراجعه کنندگان است.

 

که در این بین نیم نگاه شهردار به اینجانب افتاد و با تکان دادن سر و رویی گشاده و سپس با احوالپرسی دوستانه و لطف بسیار و با دقت نظر به تقاضای اینجانب گوش داده و سریعا با تلفن به پیگیری موضوع از طریق فراخواندن معاون عمرانی خود به دفترش برای گزارش رسیدگی کار اقدام کرد. من با توجه به شناختی که از قبل از جناب آقای مهندس یوسفی در مراجعات قدیم و در برخورد در کوچه و بازار با ایشان داشتم به وجد آمده بودم که ایشان اسیر غرور ریاست و قدرت نشده بود و همچنان مردمی و کار راه انداز مشکلات مردم بودند با خرسندی و رضایت کامل از دفتر ایشان خارج شدم که در حیاط شهرداری با معاون عمرانی شهرداری بروجرد جناب آقای مهندس شهاب ممدوحی برخورد کردم

 

و با وجود این که اطرافشان را مراجعه کنندگان بسیاری گرفته بودند و ایشان هم با عجله به طرف دفتر شهردار می رفتند ایشان با صمیمیت با بنده برخورد کردند و دستم را به گرمی فشردند و خطاب به ناظر فنی دستور دادند که مشکل مرا سریعا حل کنند . ولی هر چند که از طرف شهردار محترم و معاون عمرانی شهرداری بروجرد برخورد گرم و پیگیرانه و مسئولانه دیدم اما متاسفانه به روال و سبک و سیاق همیشگی بورکراسی اداری هر چقدر به لایه های پایین تر تصمیم گیری و مسئول ارجاع داده شدم  و با وجود دستور صریح و اکید شهردار محترم و معاون عمرانی ایشان اما باز هم مشکل ساده من لاینحل باقی ماند.

 

 که این برای من جای تاسف بسیار دارد . علی ایحال هر چند بسیار گلایه مندم اما بر خود فرض واجب می دانم که از حسن برخورد دوستانه شهردار محترم بروجرد و معاون عمرانی و رئیس دفتر ایشان کمال تشکر را بنمایم و یاد آوری بنمایم که

 

 فقط دستور رسیدگی برای امور کافی نیست و می‌بایست پیگیری برای حسن اجرای دستور هم به طور صحیح و کامل در اسرع وقت انجام گیرد و گرنه صرف دستور و انجام کار هر چند با تاخیر و تعلل و هزینه های بسیار که باعث اختلال در کار و ضرر و زیان مادی و سر خوردگی روحی مردم و مراجعین گردد کافی و وافی نیست و نخواهد بود. و هر کاری بالاخره بعد از مدت ها به پایان خواهد رسید مهم انجام کار با سرعت و در زمان کوتاه به طور صحیح و اصولی و مقرون به صرفه و احساس رضایت مندی مردم است .  

 

موضوع مهمتری که یاد آوری آن لازم می باشد ترس اینجانب از آینده است که در آینده ایی نه چندان دور با بازنشسته شدن این پرسنل بومی و مردمی و کار آزموده و خدوم که حداقل از مردم بروجرد به دلیل مراودات طولانی و برخورد های قدیمی، شناختی قابل قبول داشته و دارند و با مردم با احترام برخورد می کنند، با مسئولیت گرفتن جوانان آینده چه کار می توان کرد.

 

امیدوارم این ترس من بی مورد باشد و قابل تعبیر نباشد و من اشتباه کنم و در آینده از این اشتباه و کج خیالی خودم شرمنده و برای مردم عزیز و دوست داشتنی شهر فرزانه ام بروجرد، خوشحال و مسرور باشم . انشاالله.

 

با تشکر . سعید جلیلی






طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: آقای سعید جلیلی: تشکری با گلایه و تاسفی از ترس آینده، سعید جلیلی، شهردار بروجرد آقای مهندس منوچهر یوسفی، فرهاد داودوندی فعالترین وبلاگ نویس ایران، فعالترین وبلاگ ایران، پر بازدید ترین وبلاگ ایران،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 23 اردیبهشت 1394 توسط فرهاد داودوندی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظ