وبلاگ شخصی فرهاد داودوندی
 
فروشگاه لوازم یدكی اتومبیل ، نجوم ، ورزش ، شطرنج، هنر و علم در بروجرد
tabligh
tabligh


استاد پرویز صیفوریان

 

بزرگ مردی برای تمام فصول ورزش بروجرد

 

 

فرهاد داودوندی- بروجرد

 

استاد پرویز صیفوریان به واقع شناسنامه ورزش بروجرد به حساب می آید.

مردی که حضورش در هر جمع ورزشی باعث دلگرمی است و جوانان از رفتار ایشان درس ها یاد می گیرند.

این چهره مورد احترام جامعه ورزشی کشور در طول دوران ورزش خود خدمات زیادی به ورزش بروجرد، لرستان و کشور نموده است.

قهرمان بروجردی سالیان گذشته دو و میدانی ایران، اینک بعنوان یک مو سپید و پیشکسوت واقعی که عمری در میادین ورزشی حضوری فعال داشته می تواند منشاء تحولات مثبت در ورزش این دیار باشد، اگر دست اندرکاران ورزش تصمیم بگیرند که به امثال استاد صیفوریان ها بهای لازم را بدهند.

گفتگو با استاد پرویز صیفوریان به یک جلسه ختم نخواهد شد، دنیایی از تجربه و خاطرات ورزشی را هنوز هم نگفته در سینه دارد

 

لطفا خودتان را در یک جمله معرفی کنید!

 

پرویز صیفوریان هستم متولد سال 1330 شهرستان بروجرد خیابان صفا کوچه سه آسیابه

 

چگونه شد که به ورزش روی آوردید؟

 

 از 14سالگی توسط مرحوم استاد کاروان برای شرکت در مسابقات دو سرعت معرفی شدم و در همان سال (1344) در ماده 100 و200 متر بدون مربی و بدون اینکه از قبل تمرینی داشته باشم درشهرستان بروجرد  و استان لرستان به مقام اول دست یافتم . سال 1345 در بین 250 ورزشکار خانم و آقا که برای برگزاری مسابقات آموزشگاه های کشور به شهر تبریز اعزام شده بودیم ، کم سن وسال ترین ورزشکار آن  مسابقات بودم با این وجود در ماده 100متر سرعت مقام  اول (مدال طلا ) و در ماده 200متر مقام سوم را از آن خود کردم .

 

پس از آن در استان مورد توجه اساتید این رشته مرحوم  استاد کاروان ، زنده یاد محمد کریمی و استاد اردکانی واقع شدم و تا پایان تحصیلات متوسطه حدود 15 مدال رنگین را در مسابقات  آموزشگاه های کشور کسب کردم ، سال 1350دیپلم خود را در دبیرستان نصیرالدین  طوسی گرفتم  بعد از آن در مسابقات جوانان کشور 9 مدال مختلف به دست آوردم  . در 17 سالگی در دو سرعت عضو تیم بزرگسالان استان بودم و در سن 18 سالگی به اردوی تیم ملی دعوت شدم . علی رغم اینکه از لحاظ تحصیلی در وضعیت بسیار خوبی بودم بنا به تشویق شادروان کاروان در آزمون ورودی مدرسه عالی ورزش شرکت کرده و شروع به تحصیل کردم .

 

از خاطرات آنزمان موردی در ذهن دارید برای مان تعریف کنید؟

 

خاطره ای یادم افتاد که گفتنش خالی از لطف نیست : برای شرکت در مسابقات جوانان  کفش میخی لازم داشتم به همین منظور خدمت ..............رفتم یک جفت کفش به من داد و گفت  اگر در این مسابقات مدال برنز را گرفتی کفش ها مال خودت و جالب اینکه در آن دوره مسابقات بنده 3 مدال طلا و یک مدال نقره به دست آوردم البته ایشان هم به قول خود وفا کرد و کفش ها را به من داد .


 


تخصص شما در چه رشته ای بود ؟

 

در سال 52 به اتفاق آقایان : هوشنگ ارشدی ، احمد گودرزی ، ولی الله صالح نیا و  غلامرضا فهیمی به اردوی تیم ملی برای  شرکت در مسابقات بازی های آسیایی که در تهران برگزار شد دعوت شدم . در سال 55 مدرک کارشناسی ام  را گرفتم  و پس از آن عنوان معلم ورزش در شهرستان های الیگودرز ، دورود و بروجرد مشغول به کار شدم .

بنده در فاصله سال های 48 تا 56 در ماده 200 متر سرعت بلا استثناء قهرمان کشور  بودم . بهترین رکوردم2/22 بود البته در پیست خاکی  ناهموار با وضعیت نامناسب . در سال 63  بنابه پیشنهاد آقای حسین فهیمی به سمت مربی دو و میدانی شهرستان بروجرد منصوب شدم و به دلیل علاقه وافری که به این رشته ورزشی داشتم در کلاس های متعدد آموزشی شرکت می کردم .

 شرکت در این کلاس ها و مطالعه در کنار هم سبب شد تا در آن زمان بتوانیم قهرمانان بسیار زیادی را از جمله آقایان : علی تیغی ، علی عندلیبی ، بهروز اتونی ، بهزاد معظمی نژاد  ، محمود معظمی ، محمد عندلیبی و غلامرضا گودرزی در دو سرعت و آقایان : کیهان حیدری ، حسین خراطی ، مهدی روحی ، رضا ابوالفتحی ، امید خانی روزبهانی ، علی حشیری ، اصغر نصرالهی و مهدی صیفوریان را در دوهای بامانع به تیم ملی معرفی کنیم .

 

چگونه شد بعنوان مربی تیم ملی انتخاب شدید؟

 

 در مدت 3 الی 4 سال حضور این تعداد قهرمان سبب شد تا از بنده برای مربیگری تیم ملی دعوت شود . از سال 65 به بعد در کنار مربیان بین المللی دیگری از جمله شادروان محمد رضا پور فرخ ، ناصر فهیمی ، غلامرضا هراتی و حسین سامانی ورزشکارانی را تربیت کردیم که در مسابقات بین المللی دهه فجر که قرار بود 3 تیم از ایران شرکت کند بنده با قاطعیت می گویم از بین این سه تیم یک تیم از شهرستان بروجرد و یک تیم از استان لرستان یعنی دو تیم از استان لرستان شرکت کرده بودند .

 

در سفرهای خارجی همراه تیمهای ملی بوده اید؟

 

بنده به همراه تیم ملی به کشور های زیادی سفر کردم که به دلیل تعددشان نامی از آنها نمی برم . سال 75 به عنوان سرمربی  دوهای سرعت تیم ملی جوانان انتخاب شدم ، در همین زمان در داخل و خارج از کشور در کلاس های بین المللی مختلفی از جمله : کلاس های بین المللی  درجه 1و2 سولیداریتی ، کلاس  بین المللی تغذیه ورزشی ، آب درمانی ، روان شناسی ورزشی و مدیریت ورزشی شرکت کردم . در سال 80 به عنوان مدیر پایگاه المپیک غرب کشور منصوب شده و شروع به فعالیت  نمودم .

 در کنار مدیریت استان های  غرب کشور در کشور های مختلف در کلاس های : رفتار درمانی ، آب درمانی کالبدی ، تغذیه ورزشی و بدن سازی اختصاصی شرکت کردم . از روزی که مربی بودم با همکاری عزیزانی که نام بردم به خاطر ندارم تیم آموزشگاه های استان لرستان در سطح کشور مقامی غیر از مقام اول کسب کرده باشد همچنین در رده های نوجوانان ، جوانان و بزرگسالان  در سطح کشور پایین تر از مقام سوم مدالی کسب نکرده ایم . در سال 83 از اداره آموزش و پرورش بازنشسته شدم لیکن همچنان مسئولیت پایگاه المپیک را عهده داربودم .

 

از هم دوره ای های تان در تیم ملی کدامیک از ورزشکاران را می توانید نام ببرید؟

 

 از هم دوره ای هایم در رده ملی می توانم : غلامرضا فهیمی ، هوشنگ رشیدی ، احمد گودرزی ، اخوان امیری ، محمد رضا بیات ، عیدی علیجانی ، شادروان محمد رضاپورفرخ ، خسرو دیناروند ، ...طیبی ، حبیب الله صیفوریان و قباد نظامی را نام ببرم . ضمناً بنده چندین سال در مسابقات مختلف پرچمدار استان لرستان بودم و سال گذشته هم به عنوان پیشکسوت برجسته استانی انتخاب شدم .

 

سخت ترین رشته دو کدام است ؟

 

دو 400 متر آزاد چون تماماً غیر هوازی است .

 

آیا به یاد دارید در زمان شما کسی از هم دوره ای هایتان از مواد نیرو زا استفاده کرده باشند ؟

 

خیر بنده نه در زمان بازی نه در زمان مربیگری ام به خاطر ندارم از مواد نیروزا استفاده کرده باشند .

 

توضیحاتی در مورد عوارض دو پینگ برای ورزشکاران بفرمائید :

 

از جمله عوارض  دوپینگ عقیمی ، ناتوانی های جنسی ، بروز سرطان ها ، از بین رفتن  مفاصل ، پیری زودرس و چروک زیاد پوست  و افزایش موهای زائد خصوصاً برای بانوان می شود همچنین در ابتدای مصرف باعث پرخاشگری زیاد یا آرام بودن غیر طبیعی فرد  می شود  یعنی به عبارتی تعادل رفتاری شخص را از بین می برد
بنده به عنوان کسی که نیم قرن فعالیت ورزشی داشته از جوان ها خواهش  می کنم  که مطلقا از مواد نیروزا (تستوسترون ، مخدرها ومحرک ها ) استفاده نکنند چون بجز عوارض خطرناک و مرگ بار هیچ فایده ای برای شخص ندارند . جالب است بدانید خانواده روان گردان ها حتی روی
DNA شخص تاًثیر می گذارند و عوارض آنها حتی به نسل های بعد هم منتقل می شود .

 

 

آینده دو و میدانی شهرستان بروجرد را چطور می بینید ؟

 

دو و میدانی بروجرد منشعب از دو  و میدانی کشور است . در حال حاضر با توجه به مربیان و پیشکسوتانی که در شهر حضور دارند نیاز است خصوصاً اداره کل ورزش و جوانان و هیأت استان نسبت به تقویت هیأت اقدام کنند و بدانند اگر هزینه ای صرف ورزش بروجرد شود ، بروجرد می تواند در کلیه رشته ها دائما یک تیم ملی خوب داشته باشد .

 

لطفاً از خاطرات تلخ و شیرین زیادی که در زمان عمر ورزشی خود داشته اید  برایمان تعریف کنید .

از خاطرات شیرینم می توانم قهرمانی کشور پسرم مهدی را نام ببرم که با چند جلسه تمرین و به مدت کوتاه توانست به این مهم دست یابد و همچنین شفایی که خداوند به کیهان حیدری در تصادفی که شب عروسیش برایش اتفاق افتاد هدیه کرد و ایشان مجدداً سلامتی  خود را بازیافت  که واقعاً برایم شیرین بود و خاطره خوب دیگرم انتخاب عبدالله هدایتی برای انتخابی بازی های غرب آسیا که ایشان در آن مسابقات توانست قهرمان کشورهای غرب آسیا شود  آن هم در ماده 400 متر که همانطور قبلاً گفتم  سخت ترین رشته است .

 

در پایان اگر صحبتی دارید بفرمایید .

 

ضمن تشکر از شما و همه عزیزانی که برای ورزش این آب و خاک تلاش می کنند، اداراتی که با ورزش مرتبطند لازم است  نسبت به جذب بیشتر علاقمندان تلاش کنند چرا که به بالابردن سطح بهداشت روانی جامعه  کمک بسیاری می کنند و مطمئناً هرآنچه که برای ورزش هزینه کنیم  خروجی بسیار بالایی خواهد داشت .





طبقه بندی: ورزشی، 
برچسب ها: پرویز صیفرویان، صیفوریان، فرهاد داودوندی و پرویز صیفوریان، دو و میدانی بروجرد، دو و میدانی، زندگی نامه،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 6 آبان 1396 توسط فرهاد داودوندی















به مناسبت سالگرد مردی بزرگ،

 مرحوم منوچهر برق دهنده*

موسس برق 63000 کیلو وات فشار قوی بروجرد نصب پست های برق در مناطق غرب، متخصص برق، فوتبالیست در سالهای 38 و 40 به بعد، کارگردان تئاتر و موفقیت در استان لرستان.

نویسنده نامدار در دهه 40 و نوشتن رمان در مجله سپید و سیاه، نویسنده داستان های شب رادیو و پخش در ساعت 10، اندیشمندی وارسته با مطالعاتی غنی و با نگاهی آسمانی به زندگی.

دست نوشته ای از ایشان در سن 21 سالگی مورخ 20/12/1339

یک قطره اشک :

-         در آن روز که آرام و ساکت و برای همیشه در یک خواب جاویدان فرو رفته ام

-         در آن روز که نسیم ملایم از پهنه کوهساران کهن بر میخیزد و جسم بی جانم را نوازش می کند

-         در آن روز که گلبرگ های زندگیم به دست تند بادهای خزان پرپر می شود و بر روی زمین فرو می ریزد

-         در آن روز که پناهگاهی جز آغوش سرد و یخ زده مرگ نخواهم داشت

-         در آن روز که میان پرنیان سرد و منجمد و خشک گور فرو میروم

-         در آن روز که چراغ زندگیم برای همیشه خاموش می گردد

-         در آن روز که دنیای ظلمت و تیره مرا در خود می فشارد

-         در آن روز که روپوشم خاک تیره و سرد است

-         در آن روز که نهال زندگی و جوانی ام از بی آبی و حسرت می سوزد و بر روی زمین می خوابد

-         در آن روز که بدرقه راه جاویدانم قطرات اشک ماتم زدگان است

-         در آن روز که گرمی گورم آتش دل داغ دار است

-         در آن روز که قطرات باران از لابه لای شکاف گور بر استخوان هایم فرو میچکد

-         در آن روز که نوای خوش نغمات داودی از لابلای گورم ناقوس وار شیون می کند

-         در آن روز که ترنم موسیقی در آسمان ها با روحم در آمیخته می گردند

-          در آن روز که بهار لطف خود را از سر می گیرد

-         در آن روز که خزان بیداد می کند

-         در آن روز که گل عشوه می نماید

-         در آن روز که بلبل فریاد می کند

-         در آن روز که شمع می گیرید

-         در آن روز که پروانه میسوزد

-         در آن روز ....

بله در همان روزهای اول به جز یک قطره تنها یک قطره اشک در دیدگانت خواهم یافت که برای من ....  از دیده خواهی افشاند و گلهای مزارم را آبیاری خواهی نمود.


روحش شاد و جاودان

 

*فرزند مرحوم غلامرضا برق دهنده و نوه شکراله  نخستین موسسین برق در بروجرد، در ضمن پدر ایشان غلامرضا برق دهنده و آقای ایرج برق دهنده موسسین برق اشترینان نیز بوده اند



@@@@@@@@@@


زندگی نامه زنده یاد


مهندس  "منوچهر برق دهنده"

 

مردی که برق بروجرد را به شبکه سراسری وصل نمود


از زبان خودش

 

 

به نام خدا


در سال 1318 در سنندج  به دنیا آمدم. من اولین فرزند خانواده بودم. پدرم  بروجردی و تکنسین برق در سنندج بود و مادرم زنی تحصیل کرده از خطه شمال و اهل مطالعه و مبادی آداب بود.

پدر مادرم مهندس برق و تحصیلات خود را در روسیه در رشته برق گذرانیده بود. زندگی ام با نور و صدای موتور های برق توام شده بود.

به دلیل شغل پدر به وطن اجدادیم بروجرد بازگشتم. پدرِ مادرم  و پدرم، برق بروجرد را که موسسه ای خصوصی بود را راه اندازی کردند.

به مدرسه رفتم، کودکی کنجکاو و نا آرام بودم. همه چیز مرا به وجد می آورد. سرسبزی شهرم، هوای مطبوع، آسمان زلال و آبی و ترنم پرندگان بهاری، تابستانهای آرمیده در مرغزارهای زیبای شهرم ، کوه های همواره سپید زاگرس و زمستانهایی که سرما و طول برفش همه ی تلاطم های کودکیم را در وجودم مثل تاری ابدی در خود تنیده است.

همه ی هیجانات کودکی و شور و سرمستی جوانی با هم تلفیق شد و باعث گردید من در زمینه های ادبی و هنری و ورزشی استعداد بالقوه خود را به فعلیت برسانم.

ورزش فوتبال مثل زمزمه ی جویباران کویر تشنه روحم را سیراب می کرد.

وارد تیم فوتبال بروجرد شده و یکی از مهره های فعال تیم شدم. در مسابقات کشوری شرکت کرده و تیم ما مرتب برنده می شد و من به این ورزش علاقمند تر.

وارد صحنه تئاتر که در آن زمان طرفداران زیادی خصوصا در بروجرد داشت شده و چند نمایشنامه را با سبکی جدید یعنی نورپردازی که در ایران شکلی نوین داشت کارگردانی نمودم که مورد حمایت و استقبال مردم هنرمند پرور بروجرد قرار گرفت.

هیچگاه مطالعه را از یاد نبردم. قلم توانایی داشتم و برای مجله سپید و سیاه داستان می نوشتم و آنها خواهان همکاری بیشتر با من بودند اما شغل اجدادی، یعنی برق مرا بسوی خود می کشید، مثل نسیمی که در صبحگاهان بهاری جوانه های سر سبز را نوازش می کند.

دوره دبیرستان را به اتمام رساندم. پدرم می خواست من رشته برق را  به شکل علمی فرا گیرم. به همین دلیل مرا تشویق می کرد که به آلمان بروم. اما شاید به دلیل عدم پیگیری خودم این مسئله در حد حرف پایان یافت.

بعد از آن به دلیلی مهارتی که از پدرم کسب کرده بودم در کارخانه های متعدد مثل کارخانه ی کبریت، کارخانه یخ و برق اشترینان که بنیانگذار آن پدرم بود مشغول به کار شدم.

سپس در شرکت فرانسوی آنتر پرز استخدام شده و تا تشکیل خانواده در آنجا کسب تجربه نمودم.

در سال 1347 به استخدام اداره برق بروجرد در آمدم و در آن زمان برق بروجرد با سیستم موتوری اداره می شد. اما  بخش اعظم کارم  در شکل گرفتن پست برق 63000 کیلو وات بود که توانستم با جدیت و کار بی وقفه پروژه را به اتمام رسانده و برق بروجرد به شبکه سراسری متصل و بنده مسوولیت پست برق را تا بازنشستگی به عهده داشتم.

در این فاصله پست های برق زیادی در استان لرستان و همدان نصب نمودم که آخرین کارم بعد از بازنشستگی نصب تابلو های برق فشار قوی دوب آهن ملایر است.

امروز علیرغم ناتوانی جسمانی ناشی از کار شبانه روزی خود را فردی توانمند و سپاسگزار خداوند می دانم.

4 فرزند دارم. فرزند بزرگم مدیر عامل فضای سبز بروجرد، پسر دیگرم معاون عمرانی دانشگاه آیت الله بروجردی و استاد دانشگاه، دخترم دبیر دبیرستان و دختر کوچکم مسوول موزه شهرداری بروجرد است.

شباهنگام که از بلندای شهرم بر دره ی کهنسال سرزمینم می نگرم چراغ هایی پیش روی من است که خیابانها و خانه های شهرم را نورانی کرده و اکنون چشمان کم سوی مرا نیز پر فروغ می کند.





طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: به مناسبت سالگرد مردی بزرگ، مرحوم منوچهر برق دهنده*، برق دهنده، زندگی نامه، فرهاد داودوندی فعالترین وبلاگ نویس ایران، فعالترین وبلاگ ایران، پر بازدید ترین وبلاگ ایران،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 27 اسفند 1394 توسط فرهاد داودوندی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظ