وبلاگ شخصی فرهاد داودوندی
 
فروشگاه لوازم یدكی اتومبیل ، نجوم ، ورزش ، شطرنج، هنر و علم در بروجرد
tabligh
tabligh


بانوی نارنجی پوش خراسان شمالی

تنها رفتگر زن ایران

اما یکی از جذاب ترین خبرهای امروز در استان خراسان شمالی داستان زندگی زنی رفتگر است که از این مسیر و با درامدی ۲۰ هزار تومانی در طول هر روز خانواده پر جمعیت خود را مدیریت می کند.

صغری خانی شهرآبادی اولین بانوی نارنجی پوش ایرانی است که با حضور درشهرداری مردانه وار هر روز صبح بخشی از خیابان‌های شهر پیش قلعه را رفت و روب می کند.

وی به خبرنگار مهر می گوید: با همین مقدار حقوق توانسته است، زندگی اش را سامان ببخشد، فرزندانش را سیر و همسرش را که دچار فراموشی نیز هست، سرپرستی کند.

خانم خانی که هم اکنون در منزلی با دو اتاق کوچک، با آشپزخانه ای چندمتری و بدون حمام، زندگی می کند، می گوید که  چندسالی است این خانه را هم به لطف کمیته امداد امام(ره) صاحب شده است.






طبقه بندی: اجتماعی، 
برچسب ها: بانوی نارنجی پوش خراسان شمالی تنها رفتگر زن ایران، رفتگر، فرهاد داودوندی فعالترین وبلاگ نویس ایران، فعالترین وبلاگ ایران، پر بازدید ترین وبلاگ ایران، پر بازدید ترین سایت شخصی ایران، پربیننده ترین وبلاگ ایران،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1 دی 1394 توسط فرهاد داودوندی


نقد اجتماعی


همایش های پیاپی که برگزار می گردد/

اما به موقع عمل، عمو حسین اخراج می شود


فرهاد داودوندی- بروجرد:

1 - دوست بسیار عزیزی تعریف می کرد که رفتگری در محله شان  چندین سال مشغول به کار بود، اهالی اینقدر دوستش داشتند که همه وی را بنام عمو حسین صدا می زدند.

این عمو حسین نمونه کامل یک انسان صادق بود که سر سوزنی از کارش کم نمی گذاشت، حتی روزهای "سیزده به در" همراه خانواده بیرون نمی رفت، زیرا معتقد بود: ممکن است باران ببارد و تمامی کوچه پسکوچه ها بخاطر زباله های مردم که توی کوچه ها گذاشته اند، کثیف و نامرتب بشود.

دوستم تعریف می کرد که: عمو حسین، اینقدر کوچه ها را تمیز می کرد و حتی با "بیل" کف جوی محل را تمیز می کرد که هر ماه "بیل" از بین می رفت و مسوول مافوقش مجبور شده بود ماهی  یک "بیل" نو به وی بدهد و ماه بعد دوباره روز از نو و روزی از نو!

عمو حسین شب و روز کار می کرد و به کارش عشق می ورزید و اهالی محل هم دوستش داشتند.

اما در قبال این همه زحمت طاقت فرسا، یک روز حکم اخراج عمو حسین را کف دستش گذاشتند و به زبان بی زبانی به وی گفتند: ما عمو حسینی که خیلی کار کند نمی خواهیم! عمو حسینی خوب است که چه کار کند و چه کار نکند، هزینه روی دست کسی نگذارد!

2 - بعضی روزها اینقدر از این سمینار به آن سمینار و از این همایش به آن همایش می روم و گزارش و عکس تهیه می کنم که خودم هم گیج می شوم که نکند تصاویر این سمینارها با هم قاطی بشود!

سمینارها و همایش هایی که مدعوین در حالیکه شیرینی و میوه و بعضا چای قند پهلو نوش جان می کنند به سخنان سخنرانانی گوش می دهند که در آنها شرایطی بیان می شود که باید همه در ساخت و عمران شهرمان شبانه روز کار کنیم!!!

3 - نمی دانم چرا از شب قبل که ماجرای عمو حسین را شنیده ام، بد جوری دلم گرفته، و آن لحظه ای را تصور می کنم که حکم اخراج عمو حسین را کف دستش گذاشته اند و در حالیکه عمو حسین از شنیدن خبر اخراجش بخاطر یک عمر کار شرافتمندانه، شوکه بوده، به وی گفته اند: عمو حسین، بیل نو  باید در انبار در کنار کلنگ هایی باشد که در سمینارها و همایش ها به زمین زده می شوند، نه اینکه در دستان کسی مانند تو باشد که اینقدر کار می کنید که هم خرج روی دست مان می گذاری و  هم اینکه کم کاری دیگران را هم با این همه فعالیتت به دُهل می زنی!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد اجتماعی همایش های پیاپی که برگزار می گردد/ اما به موقع عمل عمو حسین اخراج می شود، نقد، نقد اجتماعی، بیل، عمو حسین، رفتگر،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 17 مهر 1394 توسط فرهاد داودوندی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظ