وبلاگ شخصی فرهاد داودوندی
 
فروشگاه لوازم یدكی اتومبیل ، نجوم ، ورزش ، شطرنج، هنر و علم در بروجرد
tabligh
tabligh



مثلا رفع خطر شده!!!


راه را به روی عابرین پیاده بسته اند تا بالاخره پل تاریخی!!! رودکی را تمام کنند

مثلا قرار است بخاطر خطر برای مردم، عبور عابرین  از این نقطه متوقف شود

اما..... دقیقا از همان نقطه ای که فوق العاده خطرناک است مردم تردد می کنند

همه کارهای مان همینطور است، باری به هر جهت!

خدا بخیر کند!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: مثلا رفع خطر شده!!!، نقد، نقد اجتماعی، پل رودکی بروجرد، خطر، عابر،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 29 شهریور 1398 توسط فرهاد داودوندی

با خواندن مصاحبه ورزشی


یک مسئول ورزشی استان،


فقط لبخند زدم و خندیدم


فرهاد داودوندی- بروجرد: امروز وقتی در متن گفتگوهای ورزشی یکی از خبرگزاری های معتبر استان لرستان مصاحبه رئیس یک هیات ورزشی را خواندم که با ابراز نارضایتی از پوشش رسانه ای ورزش زیر نظرش، فرموده بود: کسی حاضر نیست با ورزشکاران هیات ورزشی زیر نظر من مصاحبه کند! کمی تا قسمتی خندیدم!

نه اشتباه نکنید به  شخصیت این مسئول ورزشی نخندیدم، به خودم خندیدیم!  به زمین و زمان خندیدم، اما اصلا و ابدا به این آقا و سخنانش نخندیدم!

خندیدم به اینکه آخرین بار که برای گزارش ورزشی این هیات رفته بودم، جان خودم و همراهم را که در حال گرفتن عکس بود را با ویراژ دادن در جلوی ماشین ما، به خطر انداختند! وقتی بلافاصله با تلفن همراه به ایشان اعتراض کردم، بدون هیچگونه مقدمه ای گفت: حق ات است، باید این بلا را بر سرت می آوردیم! وقتی متعجبانه خودم را معرفی کردم و گفتم چرا؟ گفت: تا تو باشی دیگر از هیات زیر نظر من!!! گزارش تهیه نکنی!

امروز بعد از خواندن مصاحبه این مسئول ورزشی به خودم خندیدم! قصد داشتم بنویسم که بابا جان! هر روزنامه نگار ورزشی که بخواهد از جنابعالی و هیات ورزشی ات گزارش تهیه کند که باید اول وصیت نامه اش را بنویسد! می خواستم بنویسم که برای تهیه گزارش از مسابقات ورزشی زیر نظر شما که باید حساب خودمان را با کرام الکاتبین بیندازیم! می خواستم در جواب ایشان بنویسم که .......!

اما بی خیال شدم و فقط پیش خودم طوری که نشنود که باز هم تحریک شده و دوباره بخواهد پیش چشمان تعدادی ورزشکار غریبه جو گیر بشود و جان ما را به خطر بیندازد!!! فقط توی دل خودم گفتم: آقای رئیس ورزشی که از دست خبرنگاران ورزشی به خاطر بی اعتنائی به هیات ورزشی ات شاکی هستی، هنوز هم معتقدی خبرنگاران ورزشی مقصرند؟!

اما بی خیال شدم و فقط خندیدم، به اینکه بعضی روسای ورزشی همیشه و در همه حال،همه را مقصر می دانند بجز خودشان را، خندیدم!   





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: با خواندن مصاحبه ورزشی یک مسئول ورزشی استان فقط خندیدم، فرهاد داودوندی- بروجرد:، خندیدم، مسئول ورزشی، خطر،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 8 اسفند 1391 توسط فرهاد داودوندی




وقتی خطر بیخ گوش ماست !

متاسفانه خیلی ها در رابطه با جان و مال همشهریان مان بی تفاوت هستند ، نگاهی به چهره معصوم این نوجوانان که از اتوبوس درون شهری پائین می آیند بیندازید و نگاهی هم به لاستیک ها کاملا صاف و خطرناک اتوبوس !

و تصور کنید سرنشینان اینگونه خودروها با خیال راحت درون اتوبوس نشسته اند که ناگهان با ترکیدن یکی از لاستیکها ، آن میشود که بر سر خیلی ها که اکنون در این جهان نیستند آمد !   




طبقه بندی: اجتماعی، 
برچسب ها: خطر، بیخ گوش، نوجوانان،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 4 خرداد 1391 توسط فرهاد داودوندی





دزدی کابل برق در وسط شهر !

فرهاد داودوندی - بروجرد : امروز صبح ( 11/1/91 ) خیابان رودکی بروجرد ، سیم برق فشار قوی در حالیکه بریده شده بود آویزان در میان پیاده رو با هر نسیم باد ، اینطرف و آنطرف میرفت ! آقا دزده بی معرفت بعد از سرقت کابل برق فشار قوی ، بقیه سیم را که برق در آن جریان داشت بصورت خیلی خطرناکی آویزان در پیاده رو ، رها نموده و رفته بود ! بی معرفت ، نکرده بود یک زنگی به اداره برق بزند و بگوید جریان برق هر لحظه ممکن است گروهی از شهر وندان را به دیار باقی بفرستد ! البته جور آقا دزده ! بی معرفت را من کشیدم و   زنگ زدم اداره برق ، الحق و والانصاف سریع آمدند ! شانس آوردیم بر اثر اتفاق عابرین با این سیم بر خورد ننموده بودند ! به جاست مسئولین شهر ، برای این مشکل دزدی از کابل های برق ، هر چه سریعتر چاره ای بیندیشند ! جان مردم و عابرین بعد از هر کابل برق دزدی ، به شدت در خطر می افتد ! 




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: دزدی کابل برق، کابل برق، خیابان رودکی بروجرد، سیم برق، عابرین، خطر،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 11 فروردین 1391 توسط فرهاد داودوندی
تصاویر ابتدایی این مطلب هر چند قدری ناخوشایند است ولی وقتی به تصویر آخر می رسید نظرتان عوض می شود ... تصاویری گویا از ماجرای درگیر شدن کروکودیل با ماده فیل و شجاعت و فداکاری یک بچه فیل که اخیرا جزء موضوعات دراماتیک و داغ ایمیل های روزانه کاربران اروپایی و خصوصا بریتانیا شده که بد نیست شما د هم از این اتفاق نادر و البته قابل تامل بی خبر نباشید.

ماجرا از اونجا شروع میشه که یه ماده فیل بهمراه بچه اش لب رودخانه ای در یه پارک ملی حیات وحش در آفریقای جنوبی داشتند آب می خوردند که چشمتون روز بد نبینه ! یه مرتبه سر و کله ی یه کروکودیل زبون نفهم پیدا شدن همان و گرفتن و ول نکردن خرطوم فیل بینوا هم همانا ... خیلی دردناکه نه ؟!

عکاس این تصاویر در یادداشتش نوشته فیل بخت برگشته به حدی تقلا می کنه تا خودش رو از آرواره های سنگین کروکودیل نجان بده که میشد این جدال رو به جنگ با زامبی ها تشبیه کرد. خلاصه مامان فیله داشت مغلوب قدرت کروکودیل بیرحم می شد و کم مونده بود که نیروی نداشته اش تموم بشه که اتفاقی شگفت انگیز افتاد و اون چیزی نبود جز اینکه اون بچه فیل شجاع نقش خودش رو جوری ایفا کرد که هر طور شده مادرش از این دردسر نجات پیدا کنه و بدینصورت خودش رو روی تمساح انداخت و مادرش رو نجات داد. شاید اون فیل کوچولو باور داشت که عشــق به مــادر، انسان و حیوان نمی شناسه و باید هر طور شده براش فداکاری کرد ...














قربون هر چی بامرام و بامعرفته که حاضره واسه اثبات عشــق به مــادر،
خطر کنه





برچسب ها: خطر، فیل، بچه فیل، تمساح، کروکودیل، آب خوردن،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 29 دی 1390 توسط فرهاد داودوندی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظ