وبلاگ شخصی فرهاد داودوندی
 
فروشگاه لوازم یدكی اتومبیل ، نجوم ، ورزش ، شطرنج، هنر و علم در بروجرد
tabligh
tabligh




طنز اجتماعی


رفتار مدرن پدران در منزل


نوشته: فرهاد داودوندی - بروجرد


آقا اجازه؟! از آنجا كه از ما خواسته اید كه در رابطه با رفتار پدران مان در منزل انشا بنویسیم، لذا با اجازه تان مثل همیشه برای نوشتن این انشا خواستیم از بابا جونمون كمك بگیریم اما نشد!

 بابا جونمون دیگه مثل قدیم نیست كه شبها بنشیند و شاهنامه و یا كتاب بخواند.

 از سر شب تا موقع خواب، گوشی موبایلش را طوری كه ما نتوانیم صفحه اش را ببینیم در دست می گیرد و با خواندن پیامك های "تلگرام" و "واتس آپ" و هزار كوفت و زهر مار دیگر خودش با خودش هِر و هِر می خندد.

بعضی وقتها رنگ رویش سرخ و سفید می شود و بدون اینكه حواسش  باشد در حالیكه لبخندی می زند ناگهان از زبانش در می رود و خودش با خودش می گوید: خدا بگم چكارت كنه ، با این جوكی كه فرستاده ای!

آقا اجازه! اون اوایل مادر بزرگمان فكر می كرد كه بابا جونمون زده به سرش كه خودش با خودش حرف می زند و بعضی وقتها قاه قاه می خندد! حتی یك شب با چاقو دور بابا جونمون را خط كشید و برای شفای باباجونمون دعا می خوند!

غافل از اینكه  مادر بزرگ مان نمی دانست كه بابا جونمون دیگه به جای شاهنامه خوندن، پیامك های ارسالی دوستانش را كه تمامی هم ندارند می خواند و بعضی وقتها هم بعد از دیدن یك پیامك، زیر لب غُر می زند و می گوید: اَه، اَه، این كه تكراری است!

 آقا اجازه؟! بابا جونمون بعضی وقتها هم از كوره در می رود و می گوید: سگ به گور پدر... این گوشی كه هنگ می كند!

در این مواقع مادرمان خودش را سریعا از آشپزخانه به ما می رساند و می گوید: تا دو سه ساعت آینده با باباجونتون حرف نزنید وگرنه برق هنگ شدن گوشی اش شما را خواهد گرفت.

آقا اجازه؟! در این مواقع من و خواهر برادرهایم برای اینكه جلوی چشم بابا جونمون نباشیم، سوراخ موش می خریم صد هزار تومان!

البته یكی دو دقیقه بعد بابا جونمون درحالیكه سعی می كند خود را خونسرد نشان بدهد با صدا زدن نام من یا یكی از خواهران و برادرانم عاجزانه درخواست كمك می كند و می گوید: عزیز دل پدر! نمی دونید چطور می شود ویروس این گوشی صاحب مُرده را از بین ببرم؟!

آقا اجازه؟! اگر در اینگونه مواقع بگوئیم بلد نیستیم! منزل مان به صحنه جنگ جهانی دوم شبیه می شود! و در حالیكه پدرمان از فرط عصبانیت اینكه چند دقیقه ای است نتوانسته در "تلگرام" و "واتس آپ" پیامك های دوستانش را بخواند به مرز زبانم لال سكته قلبی رسیده! نعره زنان فریاد می زند: پس این چه درس است كه شما می خوانید كه بلد نیستید این گوشی من را درست كنید؟!

در اینگونه مواقع بازهم مادرمان با چشم و ابرو به ما می فهماند كه بهترین راه، همان فرار به سوراخ موش های مان است و اینكه جلوی چشم پدرمان نباشیم!

آقا اجازه؟! البته بعد از اینكه بابا جونمون گوشی اش را بعد از دو سه بار  روشن و خاموش كردن مثل ماشین های هندلی قدیمی راه انداخت: در حالیكه لبخند عمیقی بر لبانش نقش می بندد، باز هم خودش با خودش حرف می زند كه: هنوز هم خودم! كه هنر از دست و پایم می بارد! ادعا ندارم، اما از هر انگشتم یك هنر می بارد!

 و بعد در حالیكه دنبال بهانه ای است دق و دلی اش را بر سر ما خالی كند، ادامه می دهد: خیر سرشان درس خوانده اند! بلد نیستند گوشی موبایل پدرشان را درست كنند، حیف این همه پول كه برای كودكستان و مدرسه شما می پردازم!

آقا اجازه؟! البته یكی دو دقیقه بعد بابا جونمون كه سرگرم خواندن پیامك های دوستانش می شود، فراموش می كند كه حرف هایش را ادامه بدهد و حتی موقع شام خوردن هم كه مامان مان برای هزارمین بار به بابا جونمون می گوید: مرد، غذا سرد شد بیا شامت را بخور!  در حالیكه سرش تا روی صفحه موبایلش خم شده، جواب می دهد: می آم، می آم، یه دقیقه صبر كن زن! بذار اینو ارسالش كنم، می آم، می آم!  




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: رفتار مدرن پدران در منزل، طنز، نقد، تلگرام، واتس آپ، فرهاد داودوندی، پدر،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 13 آبان 1396 توسط فرهاد داودوندی


کاربرد "تلگرام" در زندگی 24 ساعته خیلی ها


صبح ها : خوب

شب ها : بد


فرهاد داودوندی- بروجرد:

هر روز صبح زود هر کسی سعی می کند در این کانال های جور واجور تلگرامی خودش را بهتر از دیگران نشان بدهد!:

 " سلام دوست بسیار عزیز من"،" خورشید زندگی تو پر نور تر باد"، " صبح زیبای تان بخیر"، " همشهری عزیزم شاد باشی"، " من اگر با تو موافق نیستم، اما جانم را می دهم تا تو حرفت را بزنی" و از این کلمات قلمبه سلمبه مثل نقل و نبات برای همدیگر ارسال می شود.

نزدیک های ظهر پیام ها در تلگرام رنگ و بوی خبر رسانی به خود می گیرد: " دوستان عزیز، همین الان نشست فلان در فلان جا بر گزار می شود"، " ایکاش شهرمان بهتر از حال حاضرش بشود" ، "پس این رئیس و روسای شهر چه می کنند؟" و الی آخر......

دم غروب پیام ها آرام آرام به سمت " این رئیس کم کاری می کند"، " نشسته اید کنار تشک و می گوئید لنگش کن"، نق زدن ساده است، مردی بیا جلو و برای شهرمان کار کن" و .........

از ساعت 11 شب به بعد پیام ها در دنیای تلگرام  رنگ و بوی خاکستری به خود می گیرد: " حرف مفت نزن"، " از کی تا حالا جنابعالی هم سری بین آدم ها در آورده ای؟" ، " کدام نامرد مرا از کانال فلان حذف کرد؟" و ......

از ساعت 12 نیمه شب تا 3 بامداد که خستگی و خواب آلودگی غلبه کرده و کسی هم دلش نمی آید سنگر تلگرام را ترک کند که نگویند کم آورده، جملات رد و بدل شده در حد سرخپوستی می شود: "بی شعور"، " بی شعور خودتی؟"، "کی این نادان را آورده توی این گروه؟" ، " نادان که اسم شناسنامه ای خودته"، " اگه دستم بهت برسه"، حالا مثلا دستت به من رسیده مثلا می خواهی چه .... ( بووووووق) بخوری؟" و ..........

ساعت 3 بامداد به یکباره انگار همه کنار گوشی های شان از فرط خستگی غش می کنند و ناخواسته آتش بست اعلام می شود!

 فردا صبح راس ساعت 7 صبح دوباره روز از نو و روزی از نو، ارسال پیام های تلگرامی محبت آمیز:
" سلام دوست بسیار عزیز من"،" خورشید زندگی تو پر نورتر باد"، " صبح زیبای تان بخیر"، " همشهری عزیزم شاد باشی"، " من اگر با تو موافق نیستم، اما جانم را می دهم تا تو حرفت را بزنی" و .......






طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: کاربرد "تلگرام" در زندگی 24 ساعته خیلی ها، طنز، تلگرام، طنز تلگرام، فرهاد داودوندی، نقد،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 30 خرداد 1396 توسط فرهاد داودوندی


لطفا در گروه های تلگرامی دست نگهدارید

حرمت ها را از بین نبرید


فرهاد داودوندی- بروجرد:

بسیاری از گروه ها و کانال های تلگرامی در بروجرد شده صحنه کارزار بی در و پیکری که امروز و فرداست همه را با خود بسوزاند.

احترام کوچک و بزرگی کلا از بین رفته و هر کسی هر سوژه ای پیدا می کند، بدون رعایت حال دیگران سریعا با پخش کردن آن در گروه های مختلف مجازی، با شدیدترین حالت آنرا به دُهل می زند!

خدا رحمت کند قدیمی ها را که می گفتند: " ابر باشید، اما نبارید"، " احترام دیگران را نگه دارید تا احترام تان را نگه بدارند" و .......

هیچکس منکر نقد و انتقاد نیست، اما این انتقاد ها به چه قیمتی؟ در عرصه نقد منصفانه اگر همه با نام و مشخصات واقعی شب و روز همدیگر را نقد کنند، هیچ مشکلی پیش نخواهد آمد و چه بسا باعث رشد شهر نیز بشود، اما اگر قرار بر رفتار ناجوانمردانه و تخریبگرانه و موزیانه باشد، شک نکنیم که بزودی در عرصه عدم حفظ حرمت ها، سنگ روی سنگ بنا نخواهد شد!

فقط می توان ابراز تاسف عمیق کرد از اینکه عده ای برای تخریب دیگران، بدون توجه به سوابق درخشان اجتماعی آن افراد، ناجوانمردی را به نهایت رسانیده و پای اقوام نزدیک شخص مورد نظر را نیز به بهانه های واهی و کاملا بی اساس به میان می کشند.

در این میان عده ای با اسامی جعلی و نامشخص نیز آتش بیار معرکه شده اند و بخاطر منافع کاملا شخصی، هر گاه فیتیله مناظرات تند افراد و گروه ها پائین کشیده می شود، با ترفند های مختلف آتش اختلاف بین طرفین را دوباره شعله ور می کنند و چنان ماهرانه کار خود را انجام می دهند و به همه انگ می زنند که هیچ نیروی مستقلی هم نتواند جرات کند که برای میانجیگری قدم پیش بگذارد.

به هر حال ختم کلام اینکه اگر طرفین هر چه سریعتر دست نگه ندارند و همینطور که هم اکنون هست، حرمت ها را از بین ببرند، شک نکنیم بروجرد و بروجردی ها همه از این اختلافات ضربه خواهند خورد و شهر ضرر اساسی خواهد کرد. والسلام.

من آنچه شرط بلاغ است با تو می گویم

تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: لطفا دست نگهدارید، حرمت ها را از بین نبرید، نقد، تخریب، کانال تلگرام، تلگرام، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 5 فروردین 1396 توسط فرهاد داودوندی


هر بیشه گمان مبر که خالیست

شاید که پلنگ خفته باشد



فرهاد داودوندی- بروجرد:

متاسفانه مدتی است با گسترش شبکه مجازی "تلگرام"و " اینستاگرام" بعضی ها "حجب و حیا" را یک لقمه کرده و یک لیوان آب "رفتار ناجوانمردانه" را هم روی آن سر کشیده اند و تمامی کمبودها و عقده های زندگی شخصی شان را در به کار بردن کلمات رکیک خلاصه کرده و حتی در به کار بردن توهین و تهمت های بی پایه و اساس به دیگران، با سرعت تمام "راه ترکستان" را طی می کنند.

 غافل از اینکه: اینقدر هم که "تهمت زنندگان" فکر می کنند دنیای مجازی بی در و پیکر نیست و در ضمن دیگران هم بی دست و پا نیستند و مطمئنا با ارسال اولین توهین با نام جعلی و با یک پیگیری بسیار ساده، و با رو شدن نام واقعی، ممکن است برای خودشان دشمن بتراشند و از اینجا به بعد  آنوقت بازی تغییر پیدا کند و دیگران هم یواش یواش در "کار" توهین کنندگان بنشینند!!! و یکدفعه دنیا را چه دیدی .........!

راستی تا یادم نرفته بد نیست یاد آوری کنیم که قدیمی ها به درستی ضرب المثلی ساخته اند که می گوید:

 "هر گاه داخل خانه ای شیشه ای نشستی، برای مردم سنگ نینداز"

 و یا این شعر زیبایی که می گوید:

 "هر بیشه گمان مبر که خالیست/ شاید که پلنگ خفته باشد!"




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: هر بیشه گمان مبر که خالیست/ شاید که پلنگ خفته باشد، نقد، پلنگ، خانه شیشه ای، نقد اجتماعی، تلگرام، اینستاگرام،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 29 بهمن 1395 توسط فرهاد داودوندی


طنز اجتماعی


رفتار مدرن پدران در منزل


نوشته: فرهاد داودوندی - بروجرد


آقا اجازه؟! از آنجا كه از ما خواسته اید كه در رابطه با رفتار پدران مان در منزل انشا بنویسیم، لذا با اجازه تان مثل همیشه برای نوشتن این انشا خواستیم از بابا جونمون كمك بگیریم اما نشد!

 بابا جونمون دیگه مثل قدیم نیست كه شبها بنشیند و شاهنامه و یا كتاب بخواند.

 از سر شب تا موقع خواب، گوشی موبایلش را طوری كه ما نتوانیم صفحه اش را ببینیم در دست می گیرد و با خواندن پیامك های "تلگرام" و "واتس آپ" و هزار كوفت و زهر مار دیگر خودش با خودش هِر و هِر می خندد.

بعضی وقتها رنگ رویش سرخ و سفید می شود و بدون اینكه حواسش  باشد در حالیكه لبخندی می زند ناگهان از زبانش در می رود و خودش با خودش می گوید: خدا بگم چكارت كنه ، با این جوكی كه فرستاده ای!

آقا اجازه! اون اوایل مادر بزرگمان فكر می كرد كه بابا جونمون زده به سرش كه خودش با خودش حرف می زند و بعضی وقتها قاه قاه می خندد! حتی یك شب با چاقو دور بابا جونمون را خط كشید و برای شفای باباجونمون دعا می خوند!

غافل از اینكه  مادر بزرگ مان نمی دانست كه بابا جونمون دیگه به جای شاهنامه خوندن، پیامك های ارسالی دوستانش را كه تمامی هم ندارند می خواند و بعضی وقتها هم بعد از دیدن یك پیامك، زیر لب غُر می زند و می گوید: اَه، اَه، این كه تكراری است!

 آقا اجازه؟! بابا جونمون بعضی وقتها هم از كوره در می رود و می گوید: سگ به گور پدر... این گوشی كه هنگ می كند!

در این مواقع مادرمان خودش را سریعا از آشپزخانه به ما می رساند و می گوید: تا دو سه ساعت آینده با باباجونتون حرف نزنید وگرنه برق هنگ شدن گوشی اش شما را خواهد گرفت.

آقا اجازه؟! در این مواقع من و خواهر برادرهایم برای اینكه جلوی چشم بابا جونمون نباشیم، سوراخ موش می خریم صد هزار تومان!

البته یكی دو دقیقه بعد بابا جونمون درحالیكه سعی می كند خود را خونسرد نشان بدهد با صدا زدن نام من یا یكی از خواهران و برادرانم عاجزانه درخواست كمك می كند و می گوید: عزیز دل پدر! نمی دونید چطور می شود ویروس این گوشی صاحب مُرده را از بین ببرم؟!

آقا اجازه؟! اگر در اینگونه مواقع بگوئیم بلد نیستیم! منزل مان به صحنه جنگ جهانی دوم شبیه می شود! و در حالیكه پدرمان از فرط عصبانیت اینكه چند دقیقه ای است نتوانسته در "تلگرام" و "واتس آپ" پیامك های دوستانش را بخواند به مرز زبانم لال سكته قلبی رسیده! نعره زنان فریاد می زند: پس این چه درس است كه شما می خوانید كه بلد نیستید این گوشی من را درست كنید؟!

در اینگونه مواقع بازهم مادرمان با چشم و ابرو به ما می فهماند كه بهترین راه، همان فرار به سوراخ موش های مان است و اینكه جلوی چشم پدرمان نباشیم!

آقا اجازه؟! البته بعد از اینكه بابا جونمون گوشی اش را بعد از دو سه بار  روشن و خاموش كردن مثل ماشین های هندلی قدیمی راه انداخت: در حالیكه لبخند عمیقی بر لبانش نقش می بندد، باز هم خودش با خودش حرف می زند كه: هنوز هم خودم! كه هنر از دست و پایم می بارد! ادعا ندارم، اما از هر انگشتم یك هنر می بارد!

 و بعد در حالیكه دنبال بهانه ای است دق و دلی اش را بر سر ما خالی كند، ادامه می دهد: خیر سرشان درس خوانده اند! بلد نیستند گوشی موبایل پدرشان را درست كنند، حیف این همه پول كه برای كودكستان و مدرسه شما می پردازم!

آقا اجازه؟! البته یكی دو دقیقه بعد بابا جونمون كه سرگرم خواندن پیامك های دوستانش می شود، فراموش می كند كه حرف هایش را ادامه بدهد و حتی موقع شام خوردن هم كه مامان مان برای هزارمین بار به بابا جونمون می گوید: مرد، غذا سرد شد بیا شامت را بخور!  در حالیكه سرش تا روی صفحه موبایلش خم شده، جواب می دهد: می آم، می آم، یه دقیقه صبر كن زن! بذار اینو ارسالش كنم، می آم، می آم!  





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: رفتار مدرن پدران در منزل، طنز، نقد، تلگرام، واتس آپ، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 17 آبان 1395 توسط فرهاد داودوندی


کاربرد تلگرام در زندگی 24 ساعته خیلی ها


صبح ها : خوب

شب ها : بد


فرهاد داودوندی- بروجرد:

هر روز صبح زود هر کسی سعی می کند در این کانال های جور واجور تلگرامی خودش را بهتر از دیگران نشان بدهد!:

 " سلام دوست بسیار عزیز من"،" خورشید زندگی تو پر نور تر باد"، " صبح زیبای تان بخیر"، " همشهری عزیزم شاد باشی"، " من اگر با تو موافق نیستم، اما جانم را می دهم تا تو حرفت را بزنی" و از این کلمات قلمبه سلمبه مثل نقل و نبات برای همدیگر ارسال می شود.

نزدیک های ظهر پیام ها در تلگرام رنگ و بوی خبر رسانی به خود می گیرد: " دوستان عزیز، همین الان نشست فلان در فلان جا بر گزار می شود"، " ایکاش شهرمان بهتر از حال حاضرش بشود" ، "پس این رئیس و روسای شهر چه می کنند؟" و الی آخر......

دم غروب پیام ها آرام آرام به سمت " این رئیس کم کاری می کند"، " نشسته اید کنار تشک و می گوئید لنگش کن"، نق زدن ساده است، مردی بیا جلو و برای شهرمان کار کن" و .........

از ساعت 11 شب به بعد پیام ها در دنیای تلگرام  رنگ و بوی خاکستری به خود می گیرد: " حرف مفت نزن"، " از کی تا حالا جنابعالی هم سری بین آدم ها در آورده ای؟" ، " کدام نامرد مرا از کانال فلان حذف کرد؟" و ......

از ساعت 12 نیمه شب تا 3 بامداد که خستگی و خواب آلودگی غلبه کرده و کسی هم دلش نمی آید سنگر تلگرام را ترک کند که نگویند کم آورده، جملات رد و بدل شده در حد سرخپوستی می شود: "بی شعور"، " بی شعور خودتی؟"، "کی این نادان را آورده توی این گروه؟" ، " نادان که اسم شناسنامه ای خودته"، " اگه دستم بهت برسه"، حالا مثلا دستت به من رسیده مثلا می خواهی چه .... ( بووووووق) بخوری؟" و ..........

ساعت 3 بامداد به یکباره انگار همه کنار گوشی های شان از فرط خستگی غش می کنند و ناخواسته آتش بست اعلام می شود!

 فردا صبح راس ساعت 7 صبح دوباره روز از نو و روزی از نو، ارسال پیام های تلگرامی محبت آمیز:
" سلام دوست بسیار عزیز من"،" خورشید زندگی تو پر نورتر باد"، " صبح زیبای تان بخیر"، " همشهری عزیزم شاد باشی"، " من اگر با تو موافق نیستم، اما جانم را می دهم تا تو حرفت را بزنی" و .......






طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: تلگرام، شب، فرهاد داودوندی، طنز، طنز اجتماعی، بروجرد، کاربرد تلگرام در زندگی 24 ساعته خیلی ها،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 6 آبان 1395 توسط فرهاد داودوندی
کانال تلگرامی voriyerd@







طبقه بندی: اجتماعی، 
برچسب ها: کانال تلگرامی voriyerd@، کانال، تلگرام، کانال تلگرام،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 19 خرداد 1395 توسط فرهاد داودوندی




خاطرات یک وبلاگ نویس


رابطه انتخابات مجلس، تلگرام و حافظه تلفن همراه


(20)

فرهاد داودوندی- بروجرد:

 

1 - دو سه ماه است شهر در تب و تاب انتخابات مجلس دهم است. انتخابات در بروجرد به دور دوم کشیده شده و حالا باید تا دهم اردیبهشت منتظر بمانیم.


2 - این دوره از انتخابات یک فرق اساسی با تمامی انتخابات تاریخ گذشته ایران داشته و آنهم وجود یک تکنولوژی جذاب دنیای مجازی بنام تلگرام است.


3 - حافظه تلفن های همراه، محدود به چند گیگ تعریف شده است.


و اما.....


انتخابات مجلس است و صد ها گروه در تلگرام به هواداری کاندیداها تشکیل شده و شب و روز دارند برای کاندیدای خودشان از جان مایه می گذارند و اینقدر پیغام و پسغام و عکس و فیلم برای مردم ارسال می کنند که نگو نپرس!


متاسفانه یا خوشبختانه! بدون اینکه خودم بخواهم مرا هم در حدود سیصد چهارصد گروه تلگرامی عضو کرده اند و کار به جایی رسیده که دیگر حتی وقت نگاه کردن به متون ارسالی را هم ندارم و فقط از صبح تا شب کارم شده پاک کردن حافظه تلفن همراهم که روزی چند بار پیغام می دهد که حافظه پر شده است.


چند روز قبل تصمیم گرفتم بزنم به سیم آخر و از همه این گروه ها خارج بشوم.


از اولین گروه خارج شدم، دومی را هم که خارج شدم، تلفن همراهم زنگ خورد:


- آقا فرهاد،  از دست ما  دلخوری داری؟ مشکلی پیش آمده؟ کسی حرفی زده؟ نکند با کاندیدای ما مشکلی داری؟


گفتم: برای چی می پرسی؟ بخدا من با کسی مشکلی ندارم!


گفت: پس چرا از گروه ما خارج شدی؟ حتما مشکلی پیش آمده، الان می آئیم پیشت تا رفع کدورت کنیم!!!


خندیدم و گفتم: بابا، بی خیال! مشکلی نیست، حواسم نبود، دستم رفت روی کلید خروج از گروه، دوباره مرا در گروه تان عضو کنید و خداحافظی کردم.


  چشم تان روز بد نبیند، هنوز از نفر قبلی خداحافظی نکرده بودم که باز هم تلفن همراهم زنگ خورد:


- آقا فرهاد، چی شده؟ چرا از گروه ما خارج شدی؟ کسی حرفی زده؟ نکند با کاندیدای ما مشکلی داری؟


شاید بتوانید  قیافه بهت زده مرا تصور کنید که در جواب این دوست هم همان حرف های قبلی را زدم که: حواسم نبوده، اشتباه سهوی کرده ام، ایرادی ندارد مرا دوباره در گروه تان عضو کنید!


به هر حال امیدوارم با توضیخات مختصر بالا متوجه شده باشید که  چه ارتباط تنگاتنگی بین انتخابات مجلس دهم، گروه های بی شمار هواداری کاندیداها در تلگرام و حافظه همیشه پر تلفن همراه وجود دارد؟




طبقه بندی: خاطرات یک وبلاگ نویس، 
برچسب ها: خاطرات یک وبلاگ نویس، انتخابات مجلس و تلگرام و حافظه تلفن همراه، انتخابات مجلس، تلگرام، حافظه تلفن همراه، فرهاد داودوندی، طنز،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 21 فروردین 1395 توسط فرهاد داودوندی

تاکنون فردی قوی با گذشته ای آسان ندیده ام



آموزش زبان انگلیسی به زبان ساده

و راحت ترین شیوه

توسط دو استاد بروجردی زبان انگلیسی

 در تلگرام



https://telegram.me/easyENGLISHlearnFAST




طبقه بندی: اجتماعی، 
برچسب ها: آموزش زبان انگلیسی به زبان ساده، معظمی، معظمی گودرزی، تلگرام، فرهاد داودوندی فعالترین وبلاگ نویس ایران، فعالترین وبلاگ ایران، پر بازدید ترین وبلاگ ایران،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 8 دی 1394 توسط فرهاد داودوندی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظ