وبلاگ شخصی فرهاد داودوندی
 
فروشگاه لوازم یدكی اتومبیل ، نجوم ، ورزش ، شطرنج، هنر و علم در بروجرد
tabligh
tabligh




حمله تروریستی در کانادا،

  اهدا نذری به  بیماران روانی

مرکز ابن سینا  بروجرد




یکی دو هفته قبل فرد تروریست از خدا بی خبری، در کشور کانادا با ماشین به مردم حمله کرد که منجر به کشته و زخمی شدن تعدادی  از مردم شد

یکی از کسانی که  خوشبختانه از این صحنه جان به در برد و با اینکه خودرویش صدمه دید اما خدا را شکر به خودش آسیبی نرسید یکی از همشهریان عزیز بروجردی مان بود

به پاس  سپاسگزاری از خدای مهربان، این همشهری عزیزمان مبلغ 10.000.000 ریال ( یک میلیون تومان ) به حساب اینجانب واریز کرد تا با این مبلغ برای نیازمندان در بروجرد نذری  ادا کنیم

به همین خاطر، صبح امروز با حضور در مرکز بیماران روانی ابن سینا بروجرد با خرید یک راس گوسفند و اهدا آن به این مرکز وظیفه ای را که  به سایت فرهاد داودوندی محول شده بود را انجام دادیم

برای تمامی خیرین عزیز صمیمانه آرزوی موفقیت روز افزون داریم و برای این هشمهری عزیزمان در کشور کانادا  از خدای مهربان نیز آرزوی سلامتی و خوشبختی داریم

و از همشهریان عزیز نیز درخواست داریم به کمک بیماران روانی مرکز ابن سینا بروجرد بشتابند






طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: اهدا نذری به بیماران روانی مرکز ابن سینا بروجرد، مرکز روانی ابن سینا بروجرد، روانی، بیمار روانی، فرهاد داودوندی، تروریست، کانادا،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 12 اردیبهشت 1397 توسط فرهاد داودوندی

علت دیوانگی


پزشك قانونی به بیمارستان دولتی سركی كشید و مردی را میان دیوانگان دید كه به نظر خیلی باهوش می آمد وی را صدا كرد و با كمال مهربانی پرسید: می بخشید آقا شما را به چه علت به تیمارستان آوردند؟

مرد در جواب گفت: آقای دكتر بنده زنی گرفتم كه دختری 18 ساله داشت روزی پدرم از این دختر خوشش آمد و او را گرفت از آن روز به بعد زن من، مادر زن پدر شوهرش شد و چندی بعد دختر زن من كه زن پدرم بود، پسری زایید كه نامش را چنگیز گذاشتند چنگیز برادر من شد زیرا پسر پدرم بود اما در همان حال چنگیز نوه زنم بود و از این قرار نوه من هم می شد و من پدربزرگ برادر تنی خود شده بودم

چندی بعد زن من پسری زایید و از آن روز زن پدرم خواهر ناتنی پسرم و حتی مادربزرگ او شد در صورتی كه پسرم برادر مادربزرگ خود و حتی نوه او بود از طرفی چون مادر فعلی من یعنی دختر زنم خواهر پسرم می شود بنده ظاهرا خواهرزاده پسرم شده ام ضمنا من پدر و مادرم و پدربزرگ خود هستم پس پدرم هم برادر من است و هم نوه ام.

حالا آقای دكتر اگر شما هم به چنین مصیبتی گرفتار می شدید آیا كارتان به تیمارستان نمی كشید؟




طبقه بندی: کتابخانه های بروجرد، 
برچسب ها: علت دیوانگی، داستان کوتاه، تیمارستان، بیمار روانی،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 6 اسفند 1395 توسط فرهاد داودوندی



سپاس از آقای رضا مهر علیزاده

گلایه از اداره بهزیستی بروجرد


باسلام خدمت همشهری عزیزم جناب آقای فرهاد داودوندی

متاسفانه چندسالی است که فردی مجنون به نام محموددرمحوطه واطراف میدان میوه وتره باربروجرد وضع ظاهری بسیار بدودرد آور زندگی میکند

 درفصول گرم سال مشکل ایشان کمتر امابافررسیدن سرمادرد ورنج بی سرپناهی ودیوانگی او بیشتر می شود که فقط درخواست غذا وچای می کند

هرروز صبح درساعات ابتدای شروع بکار میدان تره باربروجرد3صبح کسبه محترم میدان بارومشتریان شهرستانی این بنده خدارو می بینندوبعضی می پرسندمتولی رسیدگی به این بیچاره توی شهرشما به این بنده خدارسیدگی نمی کنه

چندروزقبل به اتفاق جناب آقای حاج محمدبهاری به اداره بهزیستی بروجرد مراجعه ومشکل روبا آقای پیردایه مطرح کردیم ونسبت به وظیفه ذاتی آن اداره محترم باایشان صحبت شد وایشان قول رسیدگی دادند

اما متاسفانه خبری نشدوماباز شاهد وضع رقت باراین بیچاره هستیم ازشماتقاضا ذارم درصورت صلاح دیدپیگیری کنید

 متشکرم





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: سپاس از آقای رضا مهر علیزاده، گلایه از اداره بهزیستی بروجرد، میدان میوه وتره باربروجرد، بیمار روانی، بهزیستی،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 20 آذر 1394 توسط فرهاد داودوندی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظ