وبلاگ شخصی فرهاد داودوندی
 
فروشگاه لوازم یدكی اتومبیل ، نجوم ، ورزش ، شطرنج، هنر و علم در بروجرد
tabligh
tabligh






شهر من
( بروجرد)




شعری از استاد عباس زرین



پدرم می گوید

روزگاری اینجا

سر و سامانی داشت

باغ و باغاتی بود، گل و گلزاری داشت

یکطرف دشت و شقایق زارش

یک طرف، طَرف ِ خوش کُهسارش

یک طرف بیشه و گلدشت

که رشک همه صحراها بود

یک طرف تابستان

بر بساط چمن مخملی بیشه( شیخ رضا)

جوششی برپا بود

بر بلندای (چُغا)

باد هنگام بهار

چون نوازش می کرد

گونه صحرا را،

خون به رگها چو غزالی نوپا شادمانی می کرد.

 وه!! که بی همتا بود

باغ و باغات قشنگش که دگر هیچ مگو

سبزه در سبزه

گل اندر غنچه

کوچه باغات پر از عطر گلش

آفت دلها بود

( تنگ ونائی) پر دار و درختش

چو بهشتی که فتد در غربت

حسرت دنیا بود

باغ زیبای ( پلنگان)    باغ انگور ( توتونچی) 

باغ پر عطر و گل       ( جعفری) و ( روغنی) و ( دیده وَرَش)

در بهاران قشنگ

برتر از هر جا بود

چه بگویم چه عجایب که به چشمت می خورد

از درخشندگی باغ پر رونق ( افشار) و یا

باغ خوش منظر( افلاطونش) همه اش زیبا بود

گر گذر می کردی جانب (خُلد برین)

عطر و بوی گل (به) که به همراه نسیم

از دل باغ ( امینی)

به هوا بر می خاست

( روح و جان افزا) بود

صبحگاهان به مَه شهریور

آب چون آیینه صاف ِ

( اِسِل بیرجندی)

یا کمی بالاتر( چمن دَره لکو)

چون به صورت می خورد

به خدا غوغا بود

باغ و میدان و مصلی، چمن سبز چنار

گوشه و بیشه قوام و چنارستانش رونق دلها بود

شهر بیچاره من، شده اما امروز

غرق در آهن و سیمان و بُتن

هر طرف می نگری (برجی) از کوچه تنگی چون (غول)

سر بر آورده و تاریک و عبوس می زند بر چشمت

و دگر از گل و از زیبائی

نه نشانی باشد، نه کسی در فکر است

به کجا می رود این شهر قشنگ

من نمی دانم لیک

گشته نشخوار ِ من و همچون من

مردمان دیروز که بگوئیم ( افسوس)






طبقه بندی: استاد عباس زرین و نوشته هائی در رابطه با بروجرد، 
برچسب ها: شهر من ( بروجرد) شعری از استاد عباس زرین، استاد زرین، عباس زرین، استاد عباس زرین،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 17 تیر 1392 توسط فرهاد داودوندی

از راست : استاد عباس زرین ، فرهاد داودوندی
استاد عباس زرین تاریخ نگار بروجردی
جمله ای زیبائی در ادبیات داریم که هم اکنون تبدیل به ضرب المثل گردیده است و آن هم این است که : آنچه خوبان همه دارند تو یکجا داری ! استاد عباس زرین از آن دست افرادی است که در عرصه تاریخ نگاری بروجرد ، ادبیات ، شعر و شاعری و..... دنیائی از تجربه است . خوشبختانه  قبل از انقلاب و در جوانی ، در هنگام درس خواندن در دبیرستان محمدرضا شاه سابق در بروجرد ، افتخار شاگردی ایشان را داشته ام . امروز فرصتی شد تا برای عرض ادب خدمتشان برسم ، اما شاید باورتان نشود هر چقدر خودم را جمع نمودم که از ایشان در رابطه با تاریخ نگاری شان در رابطه با بروجرد سوالی کنم ، حجب و حیا و رابطه شاگرد و معلمی مانع شد تا بتوانم به راحتی از ایشان سوال نمایم . اما در آینده نزدیک مصاحبه مفصلی با ایشان در رابطه با ادبیات و تاریخ بروجرد انجام خواهم داد . برای استاد عباس زرین آرزوی تندرستی و موفقیت دارم .




طبقه بندی: اجتماعی،  هنری، 
برچسب ها: استاد، استاد زرین، بروجرد، تاریخ نگار،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 29 آذر 1390 توسط فرهاد داودوندی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات