وبلاگ شخصی فرهاد داودوندی
 
فروشگاه لوازم یدكی اتومبیل ، نجوم ، ورزش ، شطرنج، هنر و علم در بروجرد
tabligh
tabligh




آنجا آنطور، اینجا اینطور

تودیع معارفه های نامتعارف



فرهاد داودوندی- بروجرد:


آنجا آنطور است که: هر مسوول، رئیس و یا مدیری دوران مدیریتش تمام می شود با احترام کامل و طی مراسمی زیبا و خاص با اهداء یادبودهای ارزشمند، برایش جشن تودیع می گیرند و برای مدیر بعدی در همان مراسم معارفه،  آرزوی موفقیت می کنند

و در مراسمی بیاد ماندنی در حضور خانواده های دو رئیس جدید و قبلی و خبرنگاران و اصحاب رسانه، لحظات شاد و فراموش نشدنی را برای مسوول قبلی و مسوول بعدی فراهم می کنند!


اما....  اینجا اینطور است که: یکی را ساعت 3 و 47 دقیقه بعد از ظهر از کار برکنار می کنند! دیگری را در نمازخانه و موقع ادای نماز ظهر حکم برکناریش را می دهند! مدیر دیگر را وسط سخنرانی اش جلوی جمع خلع ید می کنند! برای برکناری مدیر دیگر طاقت نمی آورند پنج شنبه دَم ظهر را به شنبه صبح موکول کنند! و ....

ختم کلام اینکه اینجا در شهر تخیلی " درجورب" کره مریخ! رسم و قاعده احترام به مدیر قبلی در مراسم تودیع و خوش آمد گویی به رئیس جدید در مراسم معارفه را به جا نمی آورند

و به همین خاطر است که اینقدر تودیع و معارفه های نامتعارف! به روی این پاشنه برای بیشتر مدیران تاریخ شهر چرخیده، که به شهر " خوش استقبال کننده و بد بدرقه کن" مشهور شده اند! والسلام!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: تودیع معارفه، آنجا آنطور اینجا اینطور، نقد، نقد اجتماعی، طنز، فرهاد داودوندی، شهر درجورب مریخ،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 9 بهمن 1396 توسط فرهاد داودوندی

طنز اجتماعی

آنجا ( همدان) آنطور، اینجا( بروجرد) اینطور!



فرهاد داودوندی- بروجرد:


فاصله همدان تا بروجرد 130 کیلومتر است، جاده هم همه اش کفی است و حداکثر با سرعت یک پیکان مدل 1347 حدود یک ساعت و نیم زمان با ما فاصله دارند.

همدان را پایتخت تاریخ و تمدن ایران زمین نامیده اند و از تاریخی ترین شهرهای ایران است که قدمت پایتخت بودن در چند هزار سال قبل را نیز در شناسنامه زرین خود دارد.

مردم همدان بسیار مردمی خونگرم و میهمان نواز و متدین و خوش برخورد هستند و باید رفت و از نزدیک دید که این شهر چگونه به سرعت در حال رشد کردن است و حداقل در زمینه پزشکی و پیرا پزشکی و شهرسازی و جذب توریست و .... چگونه خود را رشد داده است تا حدی که روزانه هزاران هزار گردشگر و بیمار و .... راهی این شهر می شوند.

چند روزی است که بنری از  یک ورزشکار قهرمان بنام آقای میلاد مسکوک در این شهر خودنمایی می کند که در آن فیگور ورزشی این ورزشکار که در بنر از وی بنام " دلاور همدانی"  نام برده اند نشان داده شده است که خوشبختانه در مسابقات جهانی برای کشورمان افتخار آفرینی کرده است.

حال می آئیم سراغ شهر خودمان، تازگی ها مد شده حتی بنرهای تبلیغاتی البسه زمستانی را نیز با پوشاندن چهره و صورت آقایان!!!!!  ( دقت بفرمائید) پوشاندن چهره آقایان! در معرض دید مردم قرار می دهند!

خوب اصل حال تان چطور است؟!

چی؟! فرمودید همدان کجا است؟

جانم، عزیزم، اول عرایضم خدمت تان گفتم، همدان قدیمی ترین و از اصبل ترین شهرهای ایران در 130 کیلومتری بروجرد است!

آره جانم! آره عزیزم! آره قربونت برم! فاصله همدان تا بروجرد فقط 130 کیلومتر است! اما فاصله رشد شهری   اونا با ما چیزی حدود 130 میلیون کیلومتر نوری است؟!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: طنز اجتماعی، آنجا ( همدان) آنطور اینجا( بروجرد) اینطور!، آنجا آنطور اینجا اینطور، همدان، میلاد مسکوک، فرهاد داودوندی، طنز،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 21 آبان 1395 توسط فرهاد داودوندی


آنجا آنطور، اینجا اینطور!

 

" جدی بودن در فعالیت زیاد "

 

فرهاد داودوندی – بروجرد :


آنجا آنطور است که:

با اینکه چشمانشان را به زور باز می کنند و همه شان هم  قیافه هایشان مثل همدیگر است و پوست بدنشان هم زرد رنگ، شب و روز به دنبال ثبت شعار های  دلگرم کننده به مانند : " اگر یک نفر می تواند کاری را انجام دهد، تو هم می توانی آن را انجام دهی" هستند.

و تاکید بسیار دارند "اگر هیچ کس نمی تواند کاری را انجام دهد تو باید آن را انجام دهی"!  و اینقدر فعالیت و کار می کنند که دیر نیست کرات دیگر را زودتر از آنچه تصورش را بکنیم، نیز به تصرف خود در آورند!


 اما اینجا اینطور است که:

  با اینکه قد و قامت مان دوبرابر آنهاست، در شعار دادن همه به دنبال توصیه به همسایگان مان برای انجام کار هستیم! و در رابطه با فعالیت جسمی و فکری برای خود و افراد درجه یک مان، خود را به کوچه علی چپ زده ایم!

و آنچنان خود را غرق اینگونه افکار کرده ایم که شب و روز شعارمان را بر مبنای این قرار داده ایم که: اگر کسی می تواند کاری را انجام دهد، به هر طریقی سعی کنیم که اجازه ندهیم  آن را انجام بدهد!

و هر وقت هم کسی نتوانست کاری را انجام دهد، خوب دیگر خیال مان راحت می شود که چرا ما وقت مان را برای آن کار تلف کنیم؟!


 حالا متوجه شدید فرق آنجا و اینجا در کار کردن و فعالیت نمودن در چیست ؟!





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: آنجا آنطور اینجا اینطور، جدی بودن در فعالیت زیاد، نقد، طنز تلخ، طنز،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 24 دی 1394 توسط فرهاد داودوندی


طنز تلخ

آنجا آنطور، اینجا اینطور

مدال بیاوری استخدام خواهی شد

آنجا آنطور است که: مدیر کل ورزش و جوانان یک استان در گوشه ای از کشور عزیزمان ایران، به مربی تیم اعزامی می گوید: نگران استخدامت نباش، با خیال راحت برو تیم استان ما را هدایت کن، همینجا قول می دهم اگر شاگردانت یک مدال طلا  بیاورند، مشکل بیکاری ات را برای همیشه حل خواهم کرد و در یکی از اداراتی که به نیرو احتیاج دارند،استخدامت خواهیم کرد.

تیم می رود و با دو طلا بر می گرددو بلافاصله مربی تیم، به استخدام یکی از ادارات آن استان در می آید، به این شرط که همچنان ورزشکاران جوان آن استان را  تمرین بدهد و در مسابقات بعنوان مربی هدایت کند.

اینجا اینطور است که: مربی ورزشی به جای یک طلا، یک گونی شمش طلای 24 عیار  هم توسط شاگردانش از مسابقات آسیایی و جهانی و المپیک و پارالمپیک بیاورد انگار نه انگار!

اینجا اینطور است که هنوز هم که هنوز است جایزه آروین معظمی گودرزی تنها مدال آور لرستانی بازی های آسیایی را به وی نداده اند! شاید هم اصلا نمی دانند این نابغه دو چرخه سواری، لرستانی است! و شاید هم هنوز نمی دانند که وی نماینده لرستان در بازیهای آسیایی بوده است!







طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: طنز تلخ آنجا آنطور اینجا اینطور، طنز تلخ، آنجا آنطور اینجا اینطور، طنز،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 13 مهر 1394 توسط فرهاد داودوندی

طنز ورزشی


آنجا آنطور، اینجا اینطور




اندر حکایت تبانی در فوتبال ایران و خارج

فرهاد داودوندی- بروجرد:

آنجا آنطور است که:  اگر بوی تبانی در فوتبال به مشام مسئولین برسد، دمار از روزگار کوچک و بزرگ تبانی کننده در می آورند. وکلای بزرگ فدراسیون تمام زوایای تبانی را پیدا خواهند کرد و بعد از شناسائی متخلفین، چنان آشی برای متخلفین می پزند، که یک وجب روغن روی آن باشد!

اما اینجا اینطور است که:
مدتی است که بوی گند تبانی در فوتبال مان هوش و حواس همه را از سر پرانده است، نام اشخاص حقیقی به راحتی آب خوردن بر زبانها جاری می شود و از کوچک بزرگ، مسئول و غیر مسئول، علاقمند و غیر علاقمند نقل زبانشان می شود نام چند متخلف را بر زبان راندن!!!

اینجا اینطور است که روز اول با ساز و دهل و سر و صدا و بگیر و ببند نام متخلف یا متخلفین در تمامی رسانه ها برده می شود، یک کمی که جلوتر برویم،اینقدر نامهای غیر معروف وارد پرونده تبانی فوتبال می شود که نفر اصل کاری بعد از مدتی فراموش می شود!

هر چه به مراحل پایانی تر نزدیک میشویم از آتش رسانه ها و مسئولین  و علاقمندان به ورزش کاسته خواهد شد و یواش یواش ضرب المثل "خر ما از کره گی دم نداشت" توسط  متخلف و غیر متخلف و مسئول و غیر مسئول  بر زبان رانده خواهد شد و دست آخر هم با یک ببخشید و چاکرم مخلصم به مانند فیلمهای هندی مشکل تبانی در فوتبال مان در یک طرفه العین حل خواهد شد.

البته برای خالی نبودن عریضه چند تائی فوتبالیست کمتر شناخته شده توسط فدراسیون مثلا با محرومیت مادام العمر!مواجه خواهند شد، اما هنوز دو سه ماه نگذشته، بناگهان و بی سر و صدا بخشیده خواهند شد!!! به همین سادگی!

حالا متوجه شدید که فرق مشکل تبانی در فوتبال آنجا با اینجا در چه نکات ریزی! است؟  






طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: طنز ورزشی آنجا آنطور، اینجا اینطور اندر حکایت تبانی در فوتبال ایران و خارج، آنجا آنطور اینجا اینطور، بروجرد، فرهاد داودوندی، حکایت تبانی در فوتبال ایران و خارج، طنز ورزشی، طنز،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 23 مهر 1392 توسط فرهاد داودوندی

طنز ورزشی


آنجا آنطور، اینجا اینطور



وقتی یک شورت،


سمبل ورزش مان می شود



فرهاد داودوندی- بروجرد:

آنجا آنطور است که: وقتی خبرنگار ایرانی به یورگن کلینزمن می گویند یادت است آن سال در جام جهانی فلان توپ را زدی کنج دروازه فلان تیم؟!


نگاهی به خبرنگار می کند و می گوید من در حال حاضر زندگی می کنم، واقعیت های حال حاضر برایم مهم است نه زندگی در گذشته دور!

 وی سپس ادامه می دهد که آن بازی ها و گل ها به خاطرات پیوست و من اصلا حاضر نیستم یک ثانیه از عمر گران بهای فعلی ام را  صرف فکر کردن به گذشته بنمایم.

اما......

اما اینجا اینطور است که: ورزشکار پا به سن گذاشته، دیگر ول نمی کند! چپ و راست از گذشته برایت تعریف می کند حاضر نیست برای یک لحظه هم که شده در حال حاضر زندگی کند! همه زندگی اش خلاصه شده در سالهای بسیار دور که فلان کار را برای ورزش شهر انجام داده است!

بعد همان  ورزشکار پا به سن گذاشته زل می زند توی چشم خبرنگار و می گوید: اگر با شورت ورزشی عکس داری با من صحبت کن!!!

انگار سمبل ورزش ما شده شورت ورزشی! به هر که می گوئی بکش آنطرفتر، از شورت و عکس یادگاری گرفتن با شورت ورزشی سخن می گوید!

حالا دانستید که فرق ورزش آنجا و اینجا در چیست؟! در ورزش آنجا در حال حاضر و با علم نوین ورزش روز زندگی می کنند، اینجا ما با یاد و خاطره شورت ورزشی زندگی می کنیم!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: طنز ورزشی آنجا آنطور، اینجا اینطور وقتی یک شورت سمبل ورزش مان می شود، فرهاد داودوندی، بروجرد، آنجا آنطور اینجا اینطور،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 13 مرداد 1392 توسط فرهاد داودوندی

طنز ورزشی



آنجا آنطور، اینجا اینطور!



به احتمال هزار درصد!!! موفق نخواهد شد!


فرهاد داودوندی- بروجرد: آنجا آنطور است که: دیوید بکام بازیکن سابق منچستر یونایتد که مدتی قبل برای همیشه کفش ها را آویزان نمود در رابطه با دیوید مویس مربی جدید تیم منچستر یونایتد ابراز امیدواری می کند که این مربی در تیم منچستر موفق شود و در خاتمه سخنانش نیز از توانائی مویس برای هدایت منچستری ها خیلی تعریف و تمجید می کند.


اما اینجا اینطور است که: هر کسی بشود مربی تیم پرسپولیس و استقلال، شیپور مخالفت از طرف بیشتر پیشکسوتان قدیمی این دو تیم به صدا در خواهد آمد و همه متفق القول معتقدند که نفر جدید در حد مربی گری این تیم های سرخابی نیست و مطمئنا و به احتمال هزار درصد!!! مربی جدید موفق نخواهد شد.

اینجا بازیکنی که ده دقیقه برای یک تیم مطرح در طول عمرش بازی کرده تا آنکه عمری در خدمت این تیم بوده همه و همه ادعای ارث و میراث دارند و به کمتر از سر مربیگری تیم بزرگسالان رضایت نداده و نخواهند داد.

فکر می کنم حالا تا حدودی متوجه فرق فوتبال آنجا با اینجا شده باشید. آنجا دیوید بکام افسانه ای مطیع مربی جدید است و اینجا اصلا مطیع و غیر مطیع سرشان نمی شود.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: طنز ورزشی به احتمال هزار درصد!!! موفق نخواهد شد!، فرهاد داودوندی، بروجرد، آنجا آنطور اینجا اینطور،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 25 تیر 1392 توسط فرهاد داودوندی
طنز ورزشی


آنجا آنطور، اینجا اینطور



فرق فوتبال برزیل با ایران




فرهاد داودوندی- بروجرد: آنجا آنطور است که: فیلیپه اسکولاری سرمربی تیم برزیل با توجه به پیروزی در مقابل اروگوئه و راه یابی به فینال جام کنفدراسیون ها همچنان از ضعف تیمش سخن می گوید و برای اینکه از حالا دست تیم برزیل را در جام جهانی پیش رقبا رو نکند، از ضعف تیم ملی برزیل در دو پست  مهم سخن می گوید.

اما اینجا اینطور است که: با یک برد اتفاقی در مقابل کره جنوبی و راه یابی به جام جهانی که حاصل نود دقیقه بزن زیر توپ و جان بر لب نمودن همه هواداران تیم ملی در آن نود دقیقه بود، به یکباره کارشناسان فوتبال کشور بیاد "به به" و "چه چه" گفتن از فوتبال تیم ملی می افتند و دوباره سخنان  بی پایه که: ما در آسیا حرف اول را در فوتبال می زنیم را بر زبان می رانند!

و از همه اینها بدتر اینکه حالا کارشناسان با این لاف زدن های شان، توقع هواداران را نیز بالا برده اند و همه توقع داریم که در جام جهانی نیز با این فوتبال دیمی، برزیل و فرانسه و آرژانتین و آلمان را شکست بدهیم و دست آخر اگر اول نشویم، اما مقام دوم سومی را از آن خود کنیم!!!

 حالا متوجه شدید فرق فوتبال حرفه ای دنیا با فوتبال ما در چیست؟! آنجا با آن ابهتی که برزیل در دل صغیر و کبیر فوتبال دنیا انداخته همچنان از مثلا ضعف شان سخن می گویند! اینجا با پاس گل  غیر منتظره بازیکن دفاع کره ای به رضا قوچان نژاد به یکباره خود را قهرمان جهان می پنداریم.





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: آنجا آنطور، اینجا اینطور فرق فوتبال برزیل با ایران، آنجا آنطور اینجا اینطور، فرق فوتبال برزیل با ایران، فرهاد داودوندی، بروجرد، طنز ورزشی،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 7 تیر 1392 توسط فرهاد داودوندی


آنجا آنطور ، اینجا اینطور !


اندر حکایت جدائی گواردیولا از بارسلونا !

فرهاد داودوندی - بروجرد :

آنجا آنطور است که : گواردیولا سر مربی مشهور و محبوب بارسلونا که در دنیای فوتبال از کفر ابلیس هم مشهور تر است تا احساس می کند ممکن است نتواند موفقیت هایش را استمرار بدهد ، داوطلبانه از مربی گری تیم بارسلونا کنار می کشد و دست مسئولین باشگاه را برای جایگزین نمودن فرد دیگری باز می گذارد . جالب است بدانیم گواردیولا طی سه سال گذشته توانسته 13 جام و مقام اولی معتبر  برای باشگاه بارسلونا به ارمغان بیاورد !
 اما .... اما اینجا اینطور است : که اگر یک مسئولی چسبید به میز یک هیات ورزشی یا یک تیم ورزشی ، تا آخر عمر چسبید !!! و چنان خودش را به میز ریاست می چسباند که انگار از روز اول با هم به دنیا آمده اند ! وای به روزی که این مسئول هیات ورزشی  یک جام حلبی ! هم برای هیاتش به ارمغان بیاورد ! آنوقت دیگر جواب سلام هیچ صغیر و کبیری را که نمی دهد هیچ ، جرات نداری تا آخر عمر به ایشان بگوئی بالای چشمت ابروست ! در همین استان لرستان یا بروجرد خودمان بعضی از همان چسبیده ها ،  به خاطر کسب همان جام حلبی ! توقع دارند بعد از خود ، فرزندان ذکورشان جایگزین خود در پشت میز ریاست آن هیات ورزشی خاص شوند !
 این بود یک چشمه از فرق ورزش آنجا و اینجا ! بقیه اش را خودتان حدس بزنید !




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: آنجا آنطور اینجا اینطور، گواردیولا، بارسلونا، میز ریاست، چسبیده، فرهاد داودوندی، بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 9 اردیبهشت 1391 توسط فرهاد داودوندی



 اینجا اینطور ! آنجا آنطور !

تیم دانش آموزی ما و آینده شان


فرهاد داودوندی - بروجرد

اینجا اینطور است که : تیم دانش آموزان لرستانش در مسابقات جهانی ، تیم فرانسه و بلژیک را شش تائی می کند ! اما دریغ و افسوس  ازعدم توجه به این بازیکنان با آتیه ! اینجا همچنین اینطور است که هیچ حمایتی از بازیکنان کم سن و سال تیم دانش آموزان لرستانی نمیشود تا در آینده نزدیک ، اکثر همین بازیکنان ، آرام آرام از کنار ورزش محو شوند !!!
اما آنجا آنطور است که : دانش آموزان شش تا گل خورده شان را هم به امان خدا رها نمی کنند و از حالا به بعد برای رفع نقائص آنها شب و روز کوشش می کنند تا بعد ها همین بازیکنان در سطح جهان بدرخشند و هر کدام عضو تیمهای ملی کشورشان شوند تا جائیکه  دانش آموزان شکست خورده فعلی فرانسوی و بلژیکی که در سال 2012 مثل موم در دستان بچه های لرستان بودند ، ممکن است در آینده هر کدام تجربه بازی در چندین جام جهانی در رده بزرگسالان را نیز در کارنامه ورزشی شان ثبت نمایند ! در حالیکه در همان زمان آینده ، هیچکس در هیچ کجای دنیا به یاد نخواهد آورد که  فوتبالیستها دانش آموز لرستانی آن سالها کجایند !





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: آنجا آنطور اینجا اینطور، بازیکنان لرستانی، تیم فوتبال دانش آموزی، فرهاد داودوندی، بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 22 فروردین 1391 توسط فرهاد داودوندی

آنجا آنطور ، اینجا اینطور

 

" در رابطه با کار کردن و فعالیت داشتن "

 

فرهاد داودوندی – بروجرد :  آنجا آنطور است که  : با اینکه چشمانشان را به زور باز می کنند و همه شان هم  قیافه هایشان مثل همدیگر است و پوست بدنشان هم زرد رنگ ، شب و روز به دنبال ثبت شعار های  دلگرم کننده به مانند : اگر یک نفر می تواند کاری را انجام دهد, تو هم می توانی آن را انجام دهی. اگر هیچ کس نمی تواند کاری را انجام دهد, تو باید آن را انجام دهی  ! هستند و اینقدر فعالیت و کار می کنند که دیر نیست کرات دیگر را زودتر از آنچه تصورش را بکنیم  ، نیز به تصرف خود در آورند !

 اما اینجا اینطور است که :  با اینکه قد و قامتمان دوبرابر آنهاست ، و در شعار دادن همه به دنبال توصیه به همسایگان مان برای انجام کار هستیم ! و در رابطه با فعالیت جسمی و فکری برای خود و افراد درجه یک مان ، خود را به کوچه علی چپ زده ایم  ! شب و روز شعارمان را بر مبنای این قرار داده ایم که :  اگر کسی می تواند کاری را انجام دهد, اجازه بده آن را انجام دهد. اگر کسی نمی تواند کاری را انجام دهد, چرا ما وقتمان را برای آن تلف کنیم؟!!!

 حالا متوجه شدید فرق آنجا و اینجا در کار کردن و فعالیت نمودن در چیست ؟!





برچسب ها: آنجا آنطور اینجا اینطور، فرهاد داودوندی، بروجرد، فرق، آنجا، اینجا، تلف، شعار،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 20 بهمن 1390 توسط فرهاد داودوندی
طنز ورزشی
آنجا آنطور ! اینجا اینطور !

 برکناری رئیس هیات ورزشی ناموفق

آنجا آنطور است که : اگر کسی از راس یک هیات ورزشی   برکنار شود ، دیگه برکنار شده  ! و کار چنان بر او تنگ میشود که از همه عذر خواهی خواهد نمود  و حتی ممکن است برای کم کاری در زمان تصدی گری اش در امور ورزش زیر نظرش در آن هیات مورد نظر محاکمه شود ! به هر حال طرف باید جوابگوی کم و کاستی ها ی ورزشی در زمان تصدی گری اش در راس آن هیات باشد  ! منظور اینکه ، مسئولین ورزشی علت افت فلان رشته ورزشی را از وی جویا خواهند شد
 اما اینجا اینطور است که :  اگر کسی از راس یک هیات ورزشی بر کنار میشود ! توجه بفرمائید ! بخاطر سهل انگاری و کم کاری برکنار میشود ، طی مراسم باشکوهی از وی تجلیل بعمل می آید ، همه در حالیکه گوشه چشمشان اشک جمع شده با وی خداحافظی می نمایند و برای ایشان در پست جدید در یک هیات ورزشی دیگر آرزوی موفقیت می کنند ! چنان هم همه جو گیر میشوند که در ایکی ثانیه همه فراموش می کنند که طرف چند سال در راس فلان هیات ورزشی هیچ گلی به جمال ورزش شهر نزده است ! قهرمان داستان ما هم ، با سر هم کردن چند خط راست و دروغ مبنی بر اینکه از زمانی که من در راس فلان هیات ورزشی قرار گرفتم چنین شد و چنان شد ، منتقدین را خیال خام می نماید !
 حالا متوجه شدید فرق برکناری یک رئیس هیات ورزشی ناموفق در آنجا  و اینجا در چه نکات ریزی نهفته شده است ؟ !




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: آنجا آنطور اینجا اینطور، روسای ناموفق ورزشی هیات ها،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 11 دی 1390 توسط فرهاد داودوندی
طنز ورزشی
آنجا آنطور ، اینجا اینطور !
برخورد مدیران ورزشی با منتقدین ورزشی

فرهاد داودوندی :
آنجا آنطور است که
: اگر یک ورزشی نویس از اشتباهات مدیران ورزشی سخن بگوید ، با استقبال جامعه ورزش روبرو خواهد شد و حتی آن مدیر ورزشی با دعوت از آن منتقد ورزشی نویس ، به گفتگو و تبادل نظر می پردازد و سعی خواهد نمود در آینده ، رفتارش چنان باشد که بهانه ای به دست منتقدین ورزشی ندهد! در خاتمه نیز ورزشی نویس  و آن مدیر ورزشی با خیال راحت از اینکه به وظیفه شان عمل نموده اند ! شب راحت سر بر بالین می گذارند !
 اما اینجا اینطور است که : اگر یک ورزشی نویس از اشتباهات یک مدیر ورزشی سخن بگوید ، فردا صبح که هر دو برای خرید پنیر صبحانه به سوپر مارکت محله مراجعه نموده و همدیگر را ببینند ،  آقای مدیر ورزشی جواب سلام منتقد را نمی دهد ! چنان ابروهایش را در هم می اندازد و اخمهایش را آشکار می کند که همان اول صبح لرزه بر تن ورزشی نویس بخت برگشته می افتد ! بعد هم  آقای مدیر چنان در صحبت نمودنش با اطرافیان ، روزنامه نگار ورزشی را متلک  باران می کند که ورزشی نویس داستان ما دو پا دارد بدون خرید پنیر ! دو پا هم قرض می کند و از صحنه می گریزد ! سپس در طی روز دستور صادر می گردد که اعضاء تیم و کادر فنی تیم از امروز به بعد حق ندارند با منتقد ورزشی سلام علیک یا احیانا مصاحبه کنند ! تا غروب آنروز ،  چنان همان آقای مدیر ورزشی ،  ورزشی نویس را در منگنه قرار میدهد که بنده خدا از هر چه نقد و نقد نویسی ورزشی است تا آخر عمر بیزار میشود ، آخر شب هم مدیر ناموفق خودخواه ، با غرور اینکه حال ورزشی نویس را گرفته سر بر بالین می گذارد و ورزشی نویس در آن وقت شب همچنان در حال جواب پس دادن به اهل و عیال است که چرا امروز صبح  برای صبحانه ، پنیر نخریدی ؟!!!
حالا متوجه شدید فرق یک مدیر موفق ورزشی با یک مدیر ناموفق در برخورد نمودن با منتقدین ورزشی در آنجا و اینجا ، چگونه است ؟!





برچسب ها: آنجا آنطور اینجا اینطور، مدیران ورزشی، منتقدین ورزشی،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 7 دی 1390 توسط فرهاد داودوندی

طنز ورزشی

آنجا آنطور ، اینجا اینطور !

تجلیل از قهرمانان ورزشی

آنجا آنطور است : که هر وقت کسی قهرمان ورزشی میشود طی مراسم باشکوهی از وی تجلیل بعمل می آید . اینقدر برنامه تجلیل از یک قهرمان روی اصول پیش میرود که اسپانسرها برای در دست گرفتن مراسم  سر و دست می شکنند ! دکورهای زیبا ، سالن مجلل ، مجریان مسلط و ........ همه و همه دست به دست هم می دهند تا یک برنامه تجلیل در حد یک قهرمان ورزشی شان را انجام بدهند ! بعد از مراسم تجلیل نیز تا آخر عمر جامعه با احترام به آن قهرمان نگاه می کند و در همه جا از وی با عنوان قهرمان یاد  میشود !

 اما اینجا اینطور است : که ، از سه ساعت قبل از رسیدن قهرمان ورزشی به شهر ، ملت را دور میدان دو راهی  ، یا میدان اول شهر در گرمای تابستان و یا سرمای زمستان جمع می کنند ، دقیقه ای یکبار همه می روند وسط جاده و نگاه دور دست می کنند تا شاید اولین نفر باشند که خودرو حامل قهرمان را می بینند ، بوق تریلی ها و اتوبوس ها از دور ، مردم را دوباره به حاشیه جاده فراری میدهد ! بالاخره بعد از دو سه ساعت تاخیر ،قهرمان از راه می رسد ، اینقدر اسپند دود می کنند که چشم چشم را نمی بیند و نمی توانی تشخیص بدهی قهرمان کدامیک از افراد دود زده  می باشد ! اگر یک عکاس ورزشی بخواهد از قهرمان مورد نظر عکس بیندازد اینقدر کور و کچل ، کوچیک و بزرگ ، سیگار فروش دوراهی و مردم بیکار ایستاده در آن اطراف ، برای حضور در کادر عکس ،بر سر قهرمان می ریزند که هر آن احتمال له ولورده شدن قهرمان زیر دست و پا می رود !  بعد از رد و بدل کردن دو سه هزار تا ماچ آبدار از گونه قهرمان ، سر اینکه برای رساندن تا منزل ، سوار کدام ماشین بشود چه دلخوری هائی که پیش نمی آید ! برای رساندن قهرمان به منزل ، به جای خیابان مستقیم به مقصد خانه ،  اینقدر قهرمان را دور شهر می گردانند که بنده خدا سرگیجه گرفته و راه خانه را فراموش می کند ! حالا دم در خانه قهرمان دیدن دارد !   اینقدر در انداختن گل در گردن قهرمان افراط می کنند که دیگر نمی توانی صورت قهرمان را ببینی ، از همه مهمتر وعده و وعید مسئولین حاضر در محل می باشد ، آنهم گفتن وعده ها از پشت میکروفن !!! در حالیکه همه فامیل و اهالی محل  فکر می کنند که الان است که وانت وانت هدایای مسئولین از راه برسد ! البته قهرمان قصه ما اگر پشت گوشش را دید  ، خیلی از این وعده ها را هم خواهد دید ! القصه ! بعد از یکی دو روز پر و خالی شدن منزل قهرمان ، به یکباره همه چیز فراموش میشود و از فردا صبح ، قهرمان داستان ما برای گرفتن یک امضا از یک مسئول در رابطه با مسائل شخصی خود و خانواده اش ، باید ساعتها پشت در اطاق ، سماق بمکد !

حالا دانستید فرق آنجا با اینجا در تجلیل از قهرمانانشان در چه مواردی است ؟!!!





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: آنجا آنطور اینجا اینطور، ورزشکاران، تجلیل،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 4 دی 1390 توسط فرهاد داودوندی

 طنز

آنجا آنطور ، اینجا اینطور !

برخورد با افراد موفق !

فرهاد داودوندی : آنجا آنطور است که اگر یک  فردی در عرصه اقتصادی ، اجتماعی ، ورزشی ، هنری ، مطبوعاتی و........ فعالیتش بیشتر از بقیه باشد و در این زمینه ها نیز موفق شده باشد ، همه مردم علاوه بر اینکه تشویقش می کنند سعی می نمایند با رقابت با وی خودشان را نیز به سطح آن شخص موفق برسانند . اگر هم نتوانند خودشان را همسطح وی کنند ، آن شخص مورد نظر را الگوی جوانان خود می سازند !

اما اینجا اینطور است که اگر فردی در عرصه اقتصادی ، اجتماعی ، ورزشی ، هنری ، مطبوعاتی و........ فعالیتش بیشتر از بقیه باشد و در این زمینه ها نیز موفق شده باشد ، سریعا همه مان در محفل های فامیلی و دوستان دور و نزدیک،   کارمان را با  کندوکاو  در زندگی خصوصی طرف شروع می کنیم ! اول سر رفاقت را با طرف می اندازیم که اگر بشود به رمز و رموز موفقیت طرف پی ببریم و از روی دستش کپی برداری کنیم ! اگر طرف نان رسان بود که شب و روز از خوبیش می گوییم ! اما خدا نکند طرف نخواهد رمز و رموز موفقیتش را بگوید ! انواع انگ های ، دزد است ، پدرش قاچاقچی بوده ، برادرش معتاد است ، خودش عقب مانده است ، چشم پدر خانمش لوچ است و هزاران انگ زشت دیگر را نثار فرد موفق در عرصه های مختلف اجتماعی ، اقتصادی ، ورزشی ، هنری و .........می نماییم !

حالا متوجه شدید فرق آنجا و اینجا در برخورد با افراد موفق چگونه است ؟!!!





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: آنجا آنطور اینجا اینطور، فرهاد داودوندی، افراد موفق، اقتصادی، اجنماعی، هنری، ورزشی،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 22 آذر 1390 توسط فرهاد داودوندی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظ