وبلاگ شخصی فرهاد داودوندی
 
فروشگاه لوازم یدكی اتومبیل ، نجوم ، ورزش ، شطرنج، هنر و علم در بروجرد
tabligh




بعد از 34 سال از خط پایان گذشتم


 آخر شدم، اما لقب پدیده گرفتم


فرهاد داودوندی- بروجرد:

انگار همین دیروز بود، تابستان 1358 مسابقات دو صحرانوردی در بروجرد برگزار می شد، من هم شرکت کرده بود. بروجرد از دیر باز عرصه بزرگان دو و میدانی ایران بوده است. تقریبا هیچ زمانی نیست که بروجردی ها در عرصه بالای دو و میدانی ایران حضور نداشته باشند.



سال 1358 مسابقه شروع شد، گروه پیشتاز فاصله شان بسیار زیاد شد، برای من بعنوان یک نوجوان بسیار مهم بود که بتوانم پا به پای بزرگان دو و میدانی آن زمان بروجرد که در تیمهای ملی حضور داشتند، از خط پایان بگذرم، اما هنوز دو کیلومتر طی نکرده بودم که احساس کردم به یکباره از انرژی تخلیه شدم، پاهایم یاری نمی داد، هر چه سعی می کردم، کمتر نتیجه می گرفتم، مسابقه ای را که بسیار برایم گذشتن از خط پایانش مهم بود نیمه تمام رها کردم.




34 سال گذشت، هفته قبل خبردار شدم که قرار است مسابقات صحرانوردی در بروجرد برگزار بشود، تصمیمم را گرفتم، باید مسیری را که 34 سال پیش نیمه تمام گذاشته بودم، به پایان می رساندم، دیگر برایم مقام مهم نبود، باید از خط پایان رد می شدم، حتی اگر مسیر این مسابقه را طی یک شبانه روز طی می کردم.

 34 سال بود خط پایان در ذهنم بود.




با اینکه هیچگونه تمرین دو و میدانی نداشتم، تمرکزم را روی خط پایان گذاشتم، سه شنبه گذشته ، حدودا نیم ساعت در استادیوم تمرین کردم، اما پشت پایم گرفت و تمرین را نیمه کاره رها کردم که فرصت مسابقه را از دست ندهم.

روز مسابقه بالاخره برای من روز موعود بود، شب قبل از فرط شادی و شعف اینکه قرار است بالاخره از خط پایان رد بشوم، احساس دیگری داشتم. صبح زود بعنوان اولین نفر رفتم ثبت نام کردم.




بعد از آن، با تمامی دونده های جوان و نوجوان صحرانورد بروجردی با اتوبوس عازم بیرون شهر شدیم، هوا سردی مطبوعی داشت، خط پایان انتظار مرا می کشید، به هر قیمتی حتی به قیمت جانم باید فعالیت ورزشی ناقص 34 ساله خودم را کامل می کردم.




وقتی شروع مسابقه اعلام شد، شروع به دویدن نمودم، عجیب بود، چرا امروز اصلا خسته نمی شدم، هر قدمی که بر می داشتم انرژی عجیبی می گرفتم، از همان اول مسابقه نفر آخر بودم، اما نمی خواستم باز هم تاریخ برایم تکرار شود، این بار هدفم والاتر از کسب مقام بود، نتیجه کار و عبور از خط پایان برایم اصل بود.




سر پیچ آخر که دیدم همه دونده ها و مسئولین برگزاری مسابقات منتظر من هستند، شور و شوقی عجیب سراپایم را فرا گرفت. دویدم، دویدم، دویدم و از خط پایانی که 34 بود ذهنم را به خود مشغول کرده بود بالاخره گذشتم.



آخر شده بودم، اما این بار خط پایان مسابقات دو صحرانوردی پشت سرم بود. در لیستی که مسئولین مسابقات به خبرگزاری ها و نشریات دادند، نامم بعنوان پدیده مسابقه ثبت شد.

@@@@@@@

توضیح: این اتفاق سه سال قبل و در روز 29 آذر ماه 1392 برایم پیش آمد.






طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: بعد از 34 سال از خط پایان گذشتم، دو و میدانی، فرهاد داودوندی، مسابقه دو صحرانوردی، خط پایان، محمد پاپی نژاد، محمود ترابی،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1 آذر 1395 توسط فرهاد داودوندی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظ