وبلاگ شخصی فرهاد داودوندی
 
فروشگاه لوازم یدكی اتومبیل ، نجوم ، ورزش ، شطرنج، هنر و علم در بروجرد
tabligh
tabligh


طنز ورزشی

آنجا آنطور ، اینجا اینطور !

تجلیل از قهرمانان ورزشی

آنجا آنطور است : که هر وقت کسی قهرمان ورزشی میشود طی مراسم باشکوهی از وی تجلیل بعمل می آید . اینقدر برنامه تجلیل از یک قهرمان روی اصول پیش میرود که اسپانسرها برای در دست گرفتن مراسم  سر و دست می شکنند ! دکورهای زیبا ، سالن مجلل ، مجریان مسلط و ........ همه و همه دست به دست هم می دهند تا یک برنامه تجلیل در حد یک قهرمان ورزشی شان را انجام بدهند ! بعد از مراسم تجلیل نیز تا آخر عمر جامعه با احترام به آن قهرمان نگاه می کند و در همه جا از وی با عنوان قهرمان یاد  میشود !

 اما اینجا اینطور است : که ، از سه ساعت قبل از رسیدن قهرمان ورزشی به شهر ، ملت را دور میدان دو راهی  ، یا میدان اول شهر در گرمای تابستان و یا سرمای زمستان جمع می کنند ، دقیقه ای یکبار همه می روند وسط جاده و نگاه دور دست می کنند تا شاید اولین نفر باشند که خودرو حامل قهرمان را می بینند ، بوق تریلی ها و اتوبوس ها از دور ، مردم را دوباره به حاشیه جاده فراری میدهد ! بالاخره بعد از دو سه ساعت تاخیر ،قهرمان از راه می رسد ، اینقدر اسپند دود می کنند که چشم چشم را نمی بیند و نمی توانی تشخیص بدهی قهرمان کدامیک از افراد دود زده  می باشد ! اگر یک عکاس ورزشی بخواهد از قهرمان مورد نظر عکس بیندازد اینقدر کور و کچل ، کوچیک و بزرگ ، سیگار فروش دوراهی و مردم بیکار ایستاده در آن اطراف ، برای حضور در کادر عکس ،بر سر قهرمان می ریزند که هر آن احتمال له ولورده شدن قهرمان زیر دست و پا می رود !  بعد از رد و بدل کردن دو سه هزار تا ماچ آبدار از گونه قهرمان ، سر اینکه برای رساندن تا منزل ، سوار کدام ماشین بشود چه دلخوری هائی که پیش نمی آید ! برای رساندن قهرمان به منزل ، به جای خیابان مستقیم به مقصد خانه ،  اینقدر قهرمان را دور شهر می گردانند که بنده خدا سرگیجه گرفته و راه خانه را فراموش می کند ! حالا دم در خانه قهرمان دیدن دارد !   اینقدر در انداختن گل در گردن قهرمان افراط می کنند که دیگر نمی توانی صورت قهرمان را ببینی ، از همه مهمتر وعده و وعید مسئولین حاضر در محل می باشد ، آنهم گفتن وعده ها از پشت میکروفن !!! در حالیکه همه فامیل و اهالی محل  فکر می کنند که الان است که وانت وانت هدایای مسئولین از راه برسد ! البته قهرمان قصه ما اگر پشت گوشش را دید  ، خیلی از این وعده ها را هم خواهد دید ! القصه ! بعد از یکی دو روز پر و خالی شدن منزل قهرمان ، به یکباره همه چیز فراموش میشود و از فردا صبح ، قهرمان داستان ما برای گرفتن یک امضا از یک مسئول در رابطه با مسائل شخصی خود و خانواده اش ، باید ساعتها پشت در اطاق ، سماق بمکد !

حالا دانستید فرق آنجا با اینجا در تجلیل از قهرمانانشان در چه مواردی است ؟!!!





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: آنجا آنطور اینجا اینطور، ورزشکاران، تجلیل،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 4 دی 1390 توسط فرهاد داودوندی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظ