وبلاگ شخصی فرهاد داودوندی
 
فروشگاه لوازم یدكی اتومبیل ، نجوم ، ورزش ، شطرنج، هنر و علم در بروجرد
tabligh


نساجی بروجرد،

قدم سوم را هم محکم برداشت


روز دوشنبه دوتیم نساجی بروجرد و شاهد پلدختر در هفته سوم لیگ دسته سوم ایران به مصاف هم رفتند که در پایان این نساجی بروجرد بود که با پیروزی قاطع خود سه امتیاز به اندوخته های خود افزود

وحید حسنوند قفل دروازه تیم شاهد را در دقیقه ۸۰باز کرد؛تا فرصت های از دست رفته تیم را جبران کند.

دقایقی بعد این وحید گودرزیان بود که دردقیقه ۸۴ گل دوم تیم نساجی را به ثمر رساند و در دقایق پایانی (۸۹)معین نظام الاسلامی گل سوم تیم نساجی را به ثمر رساند تا یک پیروزی قاطع نصیب شاگردان احمد لطفی در گام سوم شود.


برنامه کلی مسابقات لیگ دسته سوم کشور گروه ۴

هفته اول ) نساجی بروجرد  3 - شاهین ایلام  0

هفته دوم) فولاد یاسوج 1 -نساجی بروجرد  1

هفته سوم) نساجی بروجرد 3 -شاهد پلدختر 0

 
هفته چهارم)سپاهان ایذه-نساجی بروجرد

هفته پنجم)نساجی بروجرد-پیام چغادک

هفته ششم)سپاهان خورموج-نساجی بروجرد

هفته هفتم )نساجی بروجرد-فرهنگ رامهرمز

هفته هشتم )پردیس خرم آباد -نساجی بروجرد

هفته نهم )استراحت

هفته دهم )نساجی بروجرد-استقلال رامشیر

هفته یازدهم )اتحادلردگان -نساجی بروجرد

هفته دوازدهم )نساجی بروجرد-پیروزی برازجان

هفته سیزدهم )استقلال رامهرمز-نساجی بروجرد

نام تیم میزبان اول آمده است.





طبقه بندی: ورزشی، 
برچسب ها: نساجی بروجرد قدم سوم را هم محکم برداشت، تیم فوتبال نساجی، نساجی، فوتبال نساجی بروجرد، تیم فوتبال نساجی بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 4 مهر 1396 توسط فرهاد داودوندی

همایش جاده سلامت


سوم مهرماه ۱۳۹۶با همراهی خانواده ها و پیشکسوتان و جوانان علاقمند به سلامتی و طبیعت، در جاده سلامت با دعوت و برنامه ریزی هیات کوهنوردی و صعودهای ورزشی بروجرد.

مسافت پیموده شده این هفته  ١٣ كیلومتر برنامه ی جاده سلامت این هفته به چند دلیل از جمله استقبال بی نظیر شرکت کنندگان انجام گردید.

 ضمناً هدایایی از طرف آقای ایاز ریاست محترم هییت كوهنوردی و صعودهای ورزشی بروجرد به تعدادی از بانوان ومراقبین جاده سلامت اهدا شد

با سپاس از استقبال گرم و منظم شرکت کنندگان گرامی که با رعایت اصول گامبرداری در طبیعت و کوه و حفظ پاکیزگی محیط زیست فرهنگ صحیحی از پیمایش به نمایش گذاشتند.






طبقه بندی: ورزشی، 
برچسب ها: همایش جاده سلامت، سلامت، جاده سلامت، هیات کوهنوردی بروجرد، بروجرد، کوهنوردی، طبیعت گردی،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 4 مهر 1396 توسط فرهاد داودوندی

ماجرای بسیار شنیدنی تكیه ابوالفضل (ع)

 

واقع در خیابان صفا بروجرد

 

وقتی "صادق کُرده" تصمیم گرفت


مرحوم "حسن ربّانی بروجردی" را سَر ببُرد

 

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیك یا عبدالصالح، یا ابوالفضل العباس

«باب الحوائج»

تحقیق بر تكیه ابوالفضل (ع)

تكیه حضرت ابوالفضل (ع) كه در ابتدای خیابان صفا (بروجرد) واقع شده و همه روزه بسیاری از زنان و مردان شهری و روستایی و حتی برخی اقلیت‌های مذهبی جهت عرض ارادت به این مكان مراجعه و با تقدیم نذورات خود به نوعی با حضرت عباس (ع) ایجاد رابطه می‌كنند، حاجت می‌خواهند و بدینوسیله از باب علمدار كربلا وارد قلعه امامت می‌شوند تا از فتنه‌های دنیا و سختی‌های آخرت در امان بمانند : ‌درست است كه مردم شریف بروجرد به حرم مطهر حضرت عباس (ع) دسترسی ندارند و عزاداری، برپایی تكایا و حسینیه‌ها و مجالس روضه‌خوانی در این شهر، اگر در سطح كشور منحصر به فرد نباشد ولی كم نظیر است.


اما این تكیه حال و هوای دیگری دارد و شاید بتوان گفت كه یادآور حرم باب‌الحوائج (ع) است، در ماههای محرم و صفر دیوارهای داخل و خارج تكیه با پارچه‌های سبز و سیاه پوشانده می‌شوند، در این 2 ماه تعداد زائرین به مراتب بیشتر از ماههای دیگر شده و هر سال بین 30 تا 40 روز توسط بانی در این تكیه مجلس روضه برپا می‌شود و از حاضرین پذیرایی به عمل می‌آید. علاقه به آن حضرت موجب شد تا در خرداد ماه سال 1378 تحقیقی بر این تكیه به عمل آورده و به خیل مشتاقان خاندان عصمت و طهارت تقدیم نماییم تا بار دیگر داستان لبخند واسطه فیض الهی به روی دوستانش را بخوانند.

صبح روز یكشنبه مورخه 2/3/78 وارد تكیه شده و با بانی آن به گفتگو نشستیم.

آقای حسن ربّانی بروجردی كه متولد سال 1299 هجری شمسی می‌باشد، بیشتر روزها ساعاتی از عمر خود را در تكیه صرف می‌كند، دارای 9 فرزند و بازنشسته اداره كشاورزی می‌باشد، وی با وجود كهولت سن، ناراحتی قلبی و ضعف اعصاب ما را به گرمی پذیرفت و پس از اطلاع از انگیزه ما، شروع به بیان اتفاقی كه برایش افتاده و منجر به تأسیس تكیه گردیده در چند جلسه نمود، عكسها و مداركی را نشان داد كه به همراه خبر ماجرای ایشان در روزنامه‌های آن زمان به چاپ رسیده بود. در این صفحات سعی شده است عین گفته‌های آقای ربّانی با اندكی ویراش به رشته تحریر در آورده شود.



ایشان می‌گوید :

تقریباً 45 سال پیش شخصی به نام صادق «معروف به صادق كرده» كه در كار قاچاق مواد مخدر نقش مهمی داشت درمنطقه خوزستان رانندگان رابه دلیل خاطره بدی که ازیک راننده داشت وظاهراهمسرش توسط راننده ای موردتعرض قرارگرفته بودمی کشت ودرواقع گناه آن راننده خبیث رابه پای همه رانندگان دیگرمی گذاشت اودریک سری قتل های زنجیره ای  با به قتل رساندن 29 راننده ناامنی و رعب و وحشت عجیبی در خوزستان بوجود آورده بود و رانندگان از شنیدن نامش هراسان بودند. آن زمان من راننده اداره كشاورزی (اصل 4) اهواز بودم و بر روی یك ماشین جیپ آهو كار می‌كردم.

شبی از شبها به همراه برادرم در منزل خودمان خوابیده بودیم، نماز صبح را كه می‌خواندم دوباره خوابیدم در عالم خواب دیدم كه دستی به گلویم رسید و كسی می‌خواهد سرم را ببرد با داد و فریاد خودم از خواب بیدار شدم، برادرم علت ضجه و زاری مرا جویا شد، وقتی خوابم را برایش تعریف می‌كردم، مرا دلداری داد و چون ذهنیت آدم‌كشی صادق كرده را داشتم هر دو عكس او را در روزنامه‌ها دیده بودیم به من گفت : ‌او در بیابان آدم می‌كشد، تو چرا در خانه‌ات می‌ترسی؟!

بهر حال آن روز را از ترس خوابی كه دیده بودم به سر كار نرفتم و در خانه ماندم.

غروب همان روز، از اداره كشاورزی یك محموله پستی به درب منزل ما آوردند و گفتند : این محموله را به فرودگان برسان و برگرد.

 

من چون هنوز ترس خواب شب گذشته را به دل داشتم، بهانه آوردم وگفتم : من مریض هستم و نمی‌توانم بروم، اما گفته شد كه این كار را حتماً باید انجام بدهی، محموله را در ماشین گذاشتم و به فرودگاه رساندم،حین بازگشت كه قصد داشتتم ماشین را به گاراژی ببرم، حدود ساعت 30/7 غروب بود كه متوجه شدم ماشینی از پشت سر به من چراغ می‌زند، فهمیدم كه با من كار دارد، حالا دیگر به چهارراه نادری و ساختمان استانداری سابق رسیده بودم، ترمز كردم آن ماشین كه یك آهوی استیشن بود نیز توقف كرد شخصی از آن پیاده شده و به سمت من آمد، او گفت :‌ یك نفر با شما كار دارد در همین حال مرد بلند قدی را دیدم كه به من نزدیك شد او بر ماشین من سوار شد و بلافاصله اسحله‌ای را از كمرش بیرون كشید و روی شقیقه راستم گذاشت و گفت: ‌بدون سر و صدا مرا به پشت سربازخانه ارتش برسان، ناگهان به ذهنم آمد كه این همان صادق كرده معروف است و قرار است خوابم تعبیر شود، زیر چشمی كه با دقت بیشتری او را نگاه كردم دیدم این همان مردی است كه روزنامه‌ها عكس او را چاپ و او را عامل قتل‌ها و ناامنی‌های خوزستان معرفی كرده بودند از ترس ماشین را حركت دادم و به سمت مقصدی كه او تعیین كرده بود به راه افتادیم.

 دوست او نیز كه سوار بر آهوی استیشن بود. به دنبال ما به راه افتاد بین راه آرام صدا زدم : یا ابوالفضل (ع) مرا نجات بده در مسیر راه چشمم به یك تیر برق افتاد، تصمیم گرفتم ماشین را به سمت آن منحرف كنیم تا با تصادفی كه به وجود می‌آورم فرصتی حاصل شود، شاید در این فاصله مردم برسند و مرا از شرّ او خلاص كنند اما یكباره به خاطرم رسید كه چند سال پیش، شخصی در آبادان با تیر برق تصادف كرده و از بین رفته بود لذا از آن تصمیم منصرف شده و به راهم ادامه دادم قدری كه جلوتر رفتیم به ساختمان ژاندارمری نزدیك شدیم ماشین را به سمت ژانداری هدایت كردم او كه شتاب مرا دید از قصدم آگاه شد و مرا تهدید كرد كه اگر به سمت ژانداری بروم مرا خواهد كشت



مجبور شدم توقف نمایم او یك مشت محكم بر دهانم زد و 3 تا از دندانهایم را ریخت به ناچار از رفتن به طرف ژاندارمری منصرف شده و راهی را كه او تعیین كرده بود ادامه دادم كمی جلوتر به گودالی عمیق نزدیك شدیم كه در سمت راست جاده حفر كرده بوند سریعاً ‌ماشین را خاموش كرده سوئیچ را بیرون كشیدم به این نیّت كه ماشین به ته گودال برود و هر دوی ما از بین برویم او از این نقشه مطّلع شد و سریعاًٌ‌ با گرفتن فرمان كنترل ماشین را بدست گرفت و در كنار جاده متوقف ساخت در این موقع ماشین دوستش نیز به ما رسید در كنار ما ترمز كرد و از ماشین پیاده شد دوست صادق به او گفت :‌ خلاصش كن.

صادق اسلحه را به طرف صورتم گرفت سه بار فریاد زدم ابوالفضل (ع) «سرم را خم كردم و محكم به زیر اسلحه زدم، به طوری كه اسلحه به بیرون ماشین پرتاب شد دوستش اسلحه را آورد و به او داد، صادق اسلحه را به طرف صورتم گرفت اما هر چه ماشه را چكاند، تیری از آن شلیك نشد؟ فشنگها را بیرون آورد و جا به جا كرد، دوباره چندین مرتبه ماشه را چكاند، اما باز هم تیری شلیك نشد.

بار دیگر به لفظ عامیانه عرب گفتم : «یا ابوفاضل» مرا نجات بده، او وقتی كه دید اسلحه‌اش شلیك نمی‌كند، آن را بر زمین گذاشت و از رفیقش خنجری طلب كرد، رفیقش خنجر را به او داد.همانطور كه در ماشین نشسته بودیم، خنجر را بر گلویم گذاشت و كشید و قسمتی از گلویم را برید خون از آن جاری شد و بر بدنم ریخت سپس خنجر را روی داشپورت گذاشت كه مرا بخواباند تا بهتر بتواند سرم را ببرد، برای چندین بار حضرت ابوالفضل (ع) را صدا زدم، در حالی كه می‌خواست مرا جابجا كند فرصتی پیش آمد تا خنجر را از روی داشپورت برداشته و به بیرون بیاندازم.

همین كه می‌‌خواست مرا بخواباند، روی فرمان ماشین افتادم، بوق ماشین كه روی فرمان قرار داشت به طور ممتد به صدا در آمد او كه خنجر از چشمش دور افتاده بود، به رفیقش گفت :‌ چیزی نداری؟ دوستش گفت : فقط طناب دارم، گفت : طناب را بیاور، طناب را آورد به كمك یكدیگر طناب را به گردنم آویختند مرا محكم به دستگیره در ماشین بستند، بعد از دقایقی مأمورین ژاندارمری که صدای بوق ماشین راشنیده بودندسررسیدندآن2نفرازصحنه گریختندومامورین طناب را باز كردند و مرا به بیمارستان راه‌آهن رساندند و بستری كردند، پس از یك روز بستری شدن در اهواز برای ادامه مداوا به تهران اعزام شدم و بعد از یك ماه كه در تهران بستری بودم به اهواز برگشتم.

در همان سال صادق توسط شیخ یعقوب ریس ژاندارمری در جنگل عبدالخان در اطراف شوش دانیال كشته شد، برای اینكه به یقین برسند، این مقتول همان قاتل است مرا بالای جنازه بردند در نگاه اول فهمیدم كه این همان شخصی بود كه می‌‌خواست مرا بكشد (صادق كرده) ... وی در ادامه می‌گوید :

2 ماه پس از نجات از دست قاتل و یك ماه پس از ترخیص از بیمارستان به علت سكته مغزی كه منجر به فلج دست راست و فك و چانه‌ام شده بود، جهت معالجه به تهران رفتم و در بیمارستان بستری شدم، پس از 8 ماه كه از بستری شدنم در بیمارستان می‌گذشت، شبی از شبها حالی پیدا كردم و برای شفایم به حضرت عباس (ع) متوسل شدم، آن شب، شب جمعه بود غذا برایم آوردند نتوانستم بخورم، صدا زدم یا ابوالفضل مرا شفا بده،

وقتی كه خوابم برد سید بلند قامتی را در خواب دیدم كه دست در بدن نداشت، زره پوشیده بود و كلاه خود به سر داشت به من گفت : بلند شو «تكیه بنا كن» گفتم : ‌دستم لمس شده و نمی‌توانم بلند شوم گفت تو چه كسی را صدا زدی؟ گفتم یا ابوالفضل گفت قبایم را بگیر (چون دست در بدن نداشت) قبایش را گرفتم و بلند شدم دیدم كاملاً خوب شده‌ام از خواب پریدم، دیدم همانطوری كه با دستم قبایش را گرفته بودم بلند شده و سر پا ایستاده‌ام، هیچ اثری از سكته مغزی بر خود نداشتم، از شوق داد و فریاد راه انداختم، مردم ریختند و لباسهایم را پاره كرده و به تبرّك بردند.

وقتی به بروجرد آمدم ابتدا در خیابان (پهلوی سابق) شهدا تكیه بنا كردم و سپس به مكان فعلی كه قطعه زمینی را یكی از افراد خیّر برای بنیان تكیه اهدا كرده بود ساختم و به پاس لطفی كه در حقّ من شده تا آخر عمر خادم ابوالفضل (ع) خواهم بود.

آقای ربّانی در پایان اضافه كرد :‌

خیلی‌ها از این تكیه حاجت گرفته‌اند و چندین نمونه را برشمرد كه ذكر آنها به درازا می‌كشد و فقط به شخصی اشاره می‌كنیم كه گرفتار فقر مالی شده و به تكیه می‌آید و از ابوالفضل العباس (ع) خانه‌ای طلب می‌كند، 2 روز بعد 2 نفر پاسبان به درب منزل وی مراجعه نموده و بدون اینكه چیزی بگویند، او را به خرم‌آباد می‌برند سپس به او كه شخص ساده‌ای می‌باشد، می‌گویند : یكی از اقوام دور شما فوت شده و او وراثی جز شما ندارد، تمام ارثیه میّت را به او می‌دهند و او توانست خانه‌ای برای خود تهیه نماید.

و این بود راز بنیان تكیه ابوالفضل (ع) والسلام.

یا كاشف الكرب عن وجه الحسین (ع) / اكشف كربنا بحقّ اخیك الحسین (ع)

صفرالمظفر 1420 ه. ق مصادف با خرداد 1378 ه. ش


نوشته و گرد آوری : س. ح . موسوی زاده در سال 1378







طبقه بندی: فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: ماجرای بسیار شنیدنی تكیه ابوالفضل (ع) واقع در خیابان صفا بروجرد، حسن ربانی، ربانی، حجت الله موسوی زاده، سقاخانه،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 3 مهر 1396 توسط فرهاد داودوندی

به روز رسانی سایت فرهاد داودوندی



به امید خدا

طی یکی دو روز آینده 

و پس از بازگشت از مسافرت سایت به روز خواهد شد




طبقه بندی: اجتماعی، 
برچسب ها: به روز رسانی سایت فرهاد داودوندی، مسافرت،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 2 مهر 1396 توسط فرهاد داودوندی

پرچم بروجرد در داوری فوتسال ایران بالاتر رفت


موفقیت دیگری برای

رضا کیامنش داور جوان بروجردی


کلاس بین المللی داوری پیشرفته فوتسال ««««کورس فیفا»»»»»،،،،،،زیر نظر فیفا به مدت 5روز در هتل المپیک با انجام تست بدنی ، ،،کتبی و ویدیو تست برگزار شد


 و رضا کیامنش داور جوان و محجوب بروجردی فوتسال ایران توانست با عبور از تست های ویژه ، گامی دیگر در موفقیت های پیاپی خود بردارد


 و یک قدم موثر دیگر برای حضور در عرصه داوری بین المللی فوتسال بردارد




طبقه بندی: ورزشی، 
برچسب ها: رضا کیامنش، داور فوتسال، داور، فوتسال،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 2 مهر 1396 توسط فرهاد داودوندی





روز اول مهر 1385


خانم انوشه انصاری

 

نامه انجمن نجوم بروجرد ( فرهاد داودوندی)

 

 را در فضا بر روی وبلاگ شخصی خودش گذاشت


 این نامه همزمان با ورود فضاپیمای سرکار خانم انوشه انصاری اولین گردشگر تاریخ فضانوردی، در سپیده دم روز اول مهر ماه 1385 به فضای شهرستان بروجرد با حضور علاقمندان نجوم توسط اینجانب فرهاد داودوندی برای ایشان ارسال گردید که به عنوانیکی از اولین نامه های اینترنتی در فضای بیکران به رویت خانم انوشه انصاری رسید و بلافاصله نیز، ایشان محبت نموده و در وبلاگ شخصی خود که از فضا به روز می شد ، این نامه را برای بازدید میلیونها علاقمند به فضا و فضانوردی در سراسر جهان ثبت نمود.”

 

بنام خدا

با سلام و درود بیکران


  
     
سرکار خانم انوشه انصاری



فرهاد داودوندی - بروجرد


مطمئنا دختر بچه ای که در زمان خردسالی همه روزه نگاه به آسمانها می نمود و در دل آرزو داشت که روزی فضانورد گردد و شاید در همان ایام کودکی در اولین روز مهر ماه برای رفتن به مدرسه بی تاب بود و شاید هم در حالیکه گوشه ای از دامن مادر را در دست کوچک خود فشرده بود و نمی خواست برای لحظاتی از مادر جدا بگردد و حضور در منزل را به مدرسه رفتن ترجیح می داد!

 

 هیچگاه فکر نمی کرد که چندین سال بعد آرزوهایش تحقق خواهد پذیرفت و از عجائب جهان هستی ما اینکه، در اولین ساعات صبح گاهی روزاول مهر ماه 1385 که صد ها هزار نفر کودک خردسال ایرانی با نام و یاد خدا آماده می شدند که برای اولین بار در زندگی شان مدرسه و کسب علم را تجربه کنند! 


همان دختر بچه کوچک داستان ما که اینک نام بلند آوازه اش برای همیشه در تاریخ فضانوردی جهان ثبت می گردید با نام زیبای انوشه انصاری با فضاپیمائی که همیشه آرزوی آن را داشت بر فرازکره زمین و کشور زادگاه خود و آبا و اجدادیش به پرواز در آید در حالیکه هزاران هزار چشم شب نخفته فقط به این فکر می کردند که اگر شده برای لحظاتی هر چند کوتاه شاهد عبور فضاپیمائی باشند که دختر بچه دیروزی و دانشمند بزرگ علم فضانوردی امروز را در خود جای داده بود را بنگرند!

 

 حتما از اینکه ممکن است صدها نفر از همین خردسالان هموطن تو که بعد از ناپدید شدن فضاپیمای تو در آن صبحگاه، از دید همه در افق دور دست! سالیان بعد راه تو را ادامه بدهند بر خود بالیده ای و مطمئنا از اینکه در فضای بیکران کشور خود از آن بالا شاهد زیبائیهای فوق العاده اش بوده ای نزد بقیه سرنشینان فضاپیما احساس خوشحالی مضاعف نموده ای.

 

 لذا به جا می باشد که در این لحظه از جانب گروه کثیری از علاقمندان به علوم نجوم و فضانوردی در شهرستان بسیار زیبای بروجرد که برای لحظات کوتاهی از فضای زیبا و فوق العاده آن عبور نمودی از خداوند بزرگ خواهان موفقیت های بعدی تو باشیم

.

 با سپاس و بدرود


فرهاد داودوندی  مسوول انجمن نجوم بروجرد 

اول مهر 1385




نوشته شده در تاریخ شنبه 1 مهر 1396 توسط فرهاد داودوندی

پرچم بروجرد همیشه بالاست

استاد رضا دیناروند مربی تیم ملی کیک بوکسینگ


مسابقات آسیایی ایندور گیمز ، استاد رضا دیناروند مربی تیم ملی کیک بوکسینگ ایران به همراه کادر فنی و مربیان و حاج بهزاد کتیرایی سرپرست تیم ملی کیک بوکسینگ ایران،  دهکده المپیک عشق آباد ترکمنستان.




طبقه بندی: ورزشی، 
برچسب ها: استاد رضا دیناروند مربی تیم ملی کیک بوکسینگ، استاد رضا دیناروند، مربی، تیم ملی کیک بوکسینگ، رضا دیناروند، کیک بوکسینگ،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 31 شهریور 1396 توسط فرهاد داودوندی
همایش شیرخوارگان حسینی در بروجرد







طبقه بندی: محرم در بروجرد، 
برچسب ها: همایش شیرخوارگان حسینی در بروجرد، شیرخوارگان،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 31 شهریور 1396 توسط فرهاد داودوندی



مرضیه ابراهیمی دو روز قبل ازدواج کرد

مرضیه ابراهیمی یکی از قربانیان اسید پاشی 3سال پیش اصفهان دو روز قبل با یک مرد واقعی بنام مهرداد ازدواج کرد


پیام تبریک استاد پرویز صیفوریان 

بزرگمرد ورزش و اخلاق بروجرد و ایران

به مرضیه ابراهیمی و همسر گرامی اش



بادرود وسلام به شما جناب داودوندی

وتعظیم میکنم به مردانگی وعشق واقعی مهرداد عزیز داماد عزیز وصمیمانه تبریک میگویم به دختر گلم مرضیه ابراهیمی که خدا میداند مهری و زیبایی که سیمای عروس خانم می ببنم بی نظیر است چون وفای به عهد اقا مهرداد بزرگ

به عنوان یک پدر این پیوند باشکوه را به این آقا مهرداد و دختر واقعا زیبا و با اراده  مرضیه جان تبریک و تهنیت عرض نموده

 واز خدای بزرگ تمنا دارم به حق این ایام بزرگ نهایت خوشبختی وشادمانی وموفقیت رادرزندگی واقعا زیبایشان جاری فرماید انشاله

( استاد ) پرویز صیفوریان —  بروجرد






طبقه بندی: اجتماعی، 
برچسب ها: مرضیه ابراهیمی، اسید پاشی، اسید، پرویز صیفوریان، ابراهیمی، اصفهان،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 31 شهریور 1396 توسط فرهاد داودوندی
عکس از: آقای سامان نیکو کار



حریق خزان

شعر از فریدون مشیری




حریق خزان بود

 همه برگ ها آتش سرخ

 همه شاخه ها شعله زرد

 درختان همه دود پیچان

 به تاراج باد

 و برگی كه

                  می سوخت

                                  می ریخت

                                                      می مرد

و جامی سزاوار چندین هزار آفرین

 كه بر سنگ می خورد

من از جنگل شعله ها می گذشتم

غبار غروب

به روی درختان فرو می نشست

 و باد غریب

عبوس از بر شاخه ها می گذشت

 و سر در پی برگ ها می گذاشت

 فضا را صدای غم آلود برگی كه فریاد می زد

 و برگی كه دشنام می داد

و برگی كه پیغام گنگی به لب داشت

لبریز می كرد

و در چشم برگی كه

                         خاموش...

                                                     خاموش...

                                                                             می سوخت


عکس از آقای میثم درواج


 نگاهی كه نفرین به پاییز می كرد

حریق خزان بود

 من از جنگل شعله ها می گذشتم

همه هستی ام جنگلی شعله ور بود

كه توفان بی رحم اندوه

به هر سو كه می خواست

                               می تاخت

                                             می كوفت

                                                            می زد

                                                                      به تاراج می برد

 و جانی كه چون برگ

                            می سوخت

                                                    می ریخت

                                                                      می مرد

و جامی سزاوار نفرین كه بر سنگ می خورد

شب از جنگل شعله ها می گذشت

حریق خزان بود و تاراج باد

من آهسته در دود شب رو نهفتم

و در گوش برگی كه خاموش می سوخت گفتم

 مسوز این چنین گرم در خود مسوز

مپیچ این چنین تلخ بر خود مپیچ

كه گر دست بیداد تقدیر كور

 ترا می دواند به دنبال باد

 مرا می دواند به دنبال هیچ





طبقه بندی: هنری، 
برچسب ها: حریق خزان شعر از فریدون مشیری، حریق خزان، فریدون مشیری، پائیز، پائیز بروجرد، سامان نیکوکار، میثم درواج،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 30 شهریور 1396 توسط فرهاد داودوندی



دختر بچه بروجردی و سوگواری ایام محرم


هزاران عکس از مراسم سوگواری ایام محرم در بروجرد طی چند سال گذشته تهبه کرده ام ،

 اما این دو عکس از دو زاویه مختلف از یک دختر بچه بروجردی  را بسیار دوست دارم




طبقه بندی: محرم در بروجرد، 
برچسب ها: دختر بروجردی و محرم، دختر بچه بروجردی و سوگواری ایام محرم، دختر، دختر بچه، محرم، دختر بچه و محرم،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 30 شهریور 1396 توسط فرهاد داودوندی

پائیز آمد


پاییز آمد در میان درختان؛ لانه کرده کبوتر
از تراوش باران می‌گریزد!

خورشید از غم با تمام غرورش
پشت ابر سیاهی عاشقانه به گریه می نشیند!


من با قلبی به سپیدی صبح
با امید بهاران می روم به گلستان؛
همچو عطر اقاقی؛ لابلای درختان می نشینم!
باشد روزی، به امید بهاران؛ روی دامن صحرا لاله روید!

شعر هستی بر لبانم جاری؛ پُرتوانم آری!
می روم در کوه و دشت و صحرا!

رهپیمای قله‌ها هستم من
راه خود در طوفان؛ در کنار یاران، می‌نوردم!



دارم امید که نهد روزی؛ صحنه‌ی کوهستان
بر روان و جانم
پاکی این کوه و دشت و صحرا

باشد روزی برسد به جهان؛
شعر هستی بر لب
جان نهاده برکف؛ جان انسان‌ها را؛ در نوردم!


رهپیمای قله‌ها هستم من
راه خود در طوفان؛ در کنار یاران، می‌نوردم!
در کوهستان یا کویر تشنه، یا که در جنگل‌ها
رهنوردی شاد و پراُمیدم

شعر هستی بودن و کوشیدن؛ رفتن و پیوستن، از کژی بگسستن...
«جان فدا کردن در راه حق است».







طبقه بندی: هنری، 
برچسب ها: پائیز آمد، شعر پائیز آمد، کوه، طبیعت بروجرد، پائیز بروجرد، فرهاد داودوندی، پائیز،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 30 شهریور 1396 توسط فرهاد داودوندی


عکس تاریخی مربوط به 63 سال قبل

 از مرحوم حسن ربانی

صاحب سقاخانه ابوالفضل (ع)

سقاخانه ابوالفضل (ع) بروجرد در تمامی ایران بی همتاست.

این سقاخانه که داستانی منحصر بفرد دارد، شصت و سه سال قبل ابتدا در خیابان (پهلوی سابق) شهدا و سپس به مکان فعلی در خیابان صفا سه راه جعفری منتقل می شود.

در ایام دهه اول محرم بیش از 3 الی 4 هزار چراغ نذری توسط مردم به این سقاخانه اهدا و سپس دوباره بین مردم توزیع می شود.


بعد از فوت مرحوم حسن ربانی، خوشبختانه فرزندان آن زنده یاد، چراغ سقاخانه پدر را روشن نگه داشته اند تا به این طریق بروجردی ها بر خود ببالند که منحصر بفرد ترین سقاخانه ایران را در شهر خود دارند.

بزودی مطلب کاملی در این رابطه روی سایت قرار خواهد گرفت.....













طبقه بندی: محرم در بروجرد، 
برچسب ها: حسن ربانی، ستار ربانی، سقاخانه، سقاخانه ابوالفضل (ع) بروجرد، مرحوم حسن ربانی صاحب سقاخانه ابوالفضل (ع)، سقاخانه ابوالفضل (ع)، سقاخانه در بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 30 شهریور 1396 توسط فرهاد داودوندی


(اگر من نگویم، اگر تو نگویی، چه کسی بگوید؟!)

             این قسمت:

حکایت برخی پزشکان شهرمان

و منشور حقوق بیماران!



نوشته : سید حجت الله موسوی زاده


شک نداریم که اکثر پزشکان شهر ما، انسانهای شریف، دلسوز و بزرگواری هستند؛

خیلی هایشان را از نزدیک می شناسم و به تعهد ،تخصص، دلسوزی ، انسان دوستی و علاقه شان نسبت به خدمت اعتقاد و اعتماد دارم.

بارها شاهد شب نخوابی، معاینه رایگان و حتی تامین داروی بیماران از سوی این عزیزان بوده و به حالشان غبطه خورده ام که خداوند سعادت و توفیق کمک به همنوعان را به آنان داده و برای خدمت به خلق ، آنان را برگزیده است.

بسیاری از آنها را دیده ام که برای مریض وقت می گذارند و به معاینه دقیق و پیگیری درمان اهتمام می ورزند.
برخی را سراغ دارم که کمتر از حق قانونی خود، از بیماران پول ویزیت می گیرند و در حقیقت چشم امید بیماران فقیر شده اند.

و برخی را می شناسم که ضمن طبابت، از آخرین یافته های پزشکی غافل نبوده و همواره با مطالعه و پژوهش، نسبت به حرفه خود به روز هستند.

و خلاصه اکثر این بزرگواران به تعهد و قسم نامه خود پای بندند.

حساب اینها جداست، مردم دعاگویشان هستند، ذکر خیرشان بر سر زبانهاست و خداوند قدر دان زحماتشان خواهد بود، چرا که اینان دردهای مردم را تسکین می بخشند یا می کاهند.

اما روی سخن من با تعداد اندکی از پزشکان شهرمان است، به آنانی که لااقل آوازه پزشکی چون " نصراللهی" را شنیده اند و می دانند که خدمتگزاری او باعث شده تا یادش در دلها بماند، اما شباهت چندانی به او ندارند!

این پزشکان معدود باعث شده اند تا به وجهه قشر خدوم خود خدشه وارد کنند و مورد ظلم و ستم قرار دهند!

پزشک متخصصی  را می شناسم که در مطب خود برای نشستن بیمار حین معاینه، صندلی نگذاشته و طوری برنامه ریزی کرده که بیمار ننشیند و وقتش را نگیرد، سرپایی معاینه شود و برود!!

این پزشک مهربان، اصلا به بیمار دست نمی زند، حتی درست به چهره اش نگاه نمی کند، فقط با شنیدن حرفهای بیمار، شروع به نوشتن دارو و آزمایش و... می کند!!

این پزشک عزیز اصرار دارد تمام اقدامات تشخیص طبی را در مطب خود انجام دهدو حاضر نیست آنان را به مراکزی راهنمایی کند که طرف قرار داد با بیمه بیمار هستند!!

تنها کسانی می توانند در خارج از مطب ایشان از خدمات تشخیصی بیمارستان استفاده کنند که در بیمارستان معاینه شوند!!

چندتایی هم از این عزیزان ، بیماران را تک تک در اتاق معاینه نمی کنند، بیماران سه تا و چهارتا و پنج تا با هم وارد اتاق پزشک می شوند، همه بیماران حرفهای یکدیگر را می شنوند و از بیماری های هم با خبر می شوند؛ بعد هم توی این شهر کوچک، داخل خیابان همدیگر را می بینند و بعضا به بقیه نشان می دهند و می گویند این شخص فلان بیماری را دارد!!

برخی بیماران در اتاق پزشک، وقتی می بینند قرار است در حضور هم معاینه شوند، از خیر بیان دردهای خود می گذرند!!

خانم دکتر متخصصی را می شناسم که بنا بر گواهی متعدد خانمها، وقتی بیماران برای ارائه نتایج عکس و سونوگرافی و آزمایش به مطب او می روند، هرگز حاضر نیست با آنها رو در رو شود و حرفهای جدیدشان را بشنود، بلکه فقط از طریق منشی خود، از پشت در به آنها دستورات لازم را بطور شفاهی صادر می کند!!

لذا از این پزشکان محترم می خواهیم شیوه خود را اصلاح کنند و از مسئولین محترم درمان، بیمه و نظام پزشکی شهرمان انتظار رسیدگی و نظارت بیشتر به تخلفات این پزشکان محترم را داریم.

در پایان باز هم متذکر می شوم که تمام مردم، قدردان زحمات پزشکان با مرام شهرمان هستند، شاهد این ادعا، نصب تقدیرنامه های متعدد بر دیوار مطب های این عزیزان است.




طبقه بندی: اجتماعی، 
برچسب ها: حکایت برخی پزشکان شهرمان و منشور حقوق بیماران!، سید حجت الله موسوی زاده، حجت الله موسوی زاده، موسوی زاده، پزشکان،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 30 شهریور 1396 توسط فرهاد داودوندی


چرخ تو کوچه پس کوچه های شهر

کوچه" غلام چهارشنبه" در خیابان شریعتی بروجرد

عکس و اطلاعات: محمد صناعی

کوچه " غلام چهارشنبه" این کوچه در خیابان شریعتی واقع شده است و نام فعلی آن کوچه " داریوش گودرزی " می باشد.

سالها پیش خانواده ای در این کوچه زندگی می کرد که نام پدر خانواده " غلام " بود و نام پدر ایشان هم چهارشنبه بود و به این مناسبت به وی "غلام چهارشنبه " گفته و بخاطر سکونت آن خانواده به این کوچه هم " کوچه غلام چهارشنبه" می گفتند.

چند درخت که در وسط  این کوچه قرار دارد، تنها یادگاری است که از خانه مرحوم " غلام چهارشنبه" به جا مانده است. 





طبقه بندی: بروجردی ها، 
برچسب ها: کوچه" غلام چهارشنبه" در خیابان شریعتی بروجرد، غلام چهارشنبه، محمد صناعی، چرخ تو کوچه پس کوچه های شهر، فرهاد داودوندی فعالترین وبلاگ نویس ایران، کوچه،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 30 شهریور 1396 توسط فرهاد داودوندی

چرخ تو کوچه پس کوچه های شهر

 

کوچه دکتر تاج یا کوچه چنار سوخته

 

عکس و مطلب : آقای محمد صنایی

 

نام امروز این کوچه " کاوند " است و در خیابان صفا واقع شده است.


حدود 50 الی 60 سال پیش این کوچه بنام " کوچه دکتر تاج " معروف بود که این نام بخاطر وجود مطب دکتر تاج در آن بود .


اما این کوچه قدمتی بیشتر از اینها دارد و نام قدیمی تر آن " کوچه چنار سوخته " است که هنوز افراد مسن شهر آنرا میشناسند.






طبقه بندی: بروجردی ها، 
برچسب ها: کوچه دکتر تاج یا کوچه چنار سوخته، محمد صنایی، کوچه دکتر تاج، کوچه چنار سوخته، چرخ تو کوچه پس کوچه های شهر، کوچه،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 30 شهریور 1396 توسط فرهاد داودوندی

چرخ تو کوچه پس کوچه های شهر

 

کوچه محمد حسن خان

 

عکس و مطلب : آقای محمد صنایی

 

کوچه  محمد حسن خان که در خیابان وحدت واقع شده و با شیب ملایمی به محوطه مستطیل شکلی میرسد که به آن  "میون متسن خان"  یا همان  میدان محمد حسن خان  میگویند


و این محمد حسن خان از خوانین زندبیگلری بود که هنوز هم از نوادگان ایشان در بروجرد زندگی میکنند و از خانواده های اصیل بروجرد و مردمانی بغایت نیکو هستند






طبقه بندی: بروجردی ها، 
برچسب ها: کوچه محمد حسن خان، چرخ تو کوچه پس کوچه های شهر کوچه محمد حسن خان، چرخ تو کوچه پس کوچه های شهر، کوچه،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 30 شهریور 1396 توسط فرهاد داودوندی


یادی از والیبال قدیم بروجرد
سال 1372

آنزمانی که تعصب حرف اول والیبال ایران را می زد،

ورزشکارانی به مانند آقای ناصر فتح الهی برای بروجرد در اردوهای تیم ملی افتخار آفرینی می کردند

کانال تلگرامی "" بروجرد قدیم "" را ببینید   @farhadbrj




طبقه بندی: ورزشی، 
برچسب ها: یادی از والیبال قدیم بروجرد، ناصر فتح الهی، والیبال قدیم بروجرد، والیبال بروجرد، والیبال،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 30 شهریور 1396 توسط فرهاد داودوندی

حکم جدید برای آقای غلامرضا هدایتی


طی حکمی از سوی دكتر روح الله محمدی، آقای غلامرضا هدایتی به عنوان مشاور انجمن دو و میدانی كارگران كشور منصوب شد







طبقه بندی: ورزشی، 
برچسب ها: حکم جدید برای آقای غلامرضا هدایتی، رضا هدایتی، غلامرضا هدایتی، دو و میدانی كارگران،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 30 شهریور 1396 توسط فرهاد داودوندی
عیادت از دو رزمنده بروجردی

عیادت از حاج هبت الله غفاری و حاج محمد پاپی نژاد  از رزمندگان دوران دفاع مقدس در بیمارستان امام (ره)


برای سلامتی تمامی بیماران دعا کنیم





طبقه بندی: اجتماعی، 
برچسب ها: عیادت از دو رزمنده بروجردی، هبت الله غفاری، محمد پاپی نژاد، عیادت، احمد گودرزیان، رضا عسگری،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 30 شهریور 1396 توسط فرهاد داودوندی

نماینده مردم بروجرد و اشترینان در مجلس شورای اسلامی:


نماینده مردم بروجرد در مجلس گفت: اختصاص نیروهای تخصصی دربروجرد باید براساس دومین شهر پر جمعیت استان باشد و خروج از این وضعیت همت زیادی نیاز دارد.


به گزارش بازتاب بروجرد "علاء الدین بروجردی" نماینده مردم بروجرد در مجلس شورای اسلامی در بازدید از بیمارستان آیت اله بروجردی(ره) گفت: مردم شهرستان بروجرد در بخش بهداشت و درمان سالهاست که سختی های زیادی را تحمل کرده اند و بیمارستان های فعلی بروجرد به دلیل قدمت بالا در حال تبدیل به آثار تاریخی شده اند و کمبود فضا در این بیمارستانها مشهود است.

 

وی اضافه کرد: با توجه به این که بروجرد دومین شهر پر جمعیت لرستان است نیاز است که متناسب با این جمعیت نیروهای تخصصی و فوق تخصصی به بروجرد اختصاص داده شود و خروج از این وضعیت همت جدی را می طلبد.

 

بروجردی اظهار داشت: البته برای رفع بسیاری از مشکلات نیاز است که دانشکده علوم پزشکی در شهر وجود داشته باشد و امیدواریم که در این بیمارستان که در آستانه افتتاح است موضوع آموزشی بیمارستان محقق شود.

 

به گفته وی متاسفانه بهداشت از درمان در کشور ضعیف تر است و نیاز است که به این موضوع رسیدگی شود .

 

نماینده مردم بروجرد تصریح کرد: نبود سیستم تصفیه سبب می شود  در نهایت آب های رودخانه ها و زمین های کشاورزی را آلوده می کند و بر تعداد بیماران می افزاید.

 

وی با اشاره به وضعیت درمان در روستاها افزود: وضعیت درمان در روستاهای بروجرد نامناسب است و در برخی از روستاهها، آب های فاضلاب به رودخانه ها ریخته می شود و سبب بیماری می شود که نیاز است برای رفع این مشکل اقدامی صوبرت گیرد.

 

به گفته وی با توجه به این که این بیمارستان بیمارستان شاخص شهر است نیاز است که ام آر آی در این مرکز نصب شود و تا قبل از افتتاح بیمارستان همه نواقص برطرف گردد.





طبقه بندی: اجتماعی، 
برچسب ها: علاء الدین بروجردی رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، علاء الدین بروجردی، کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، فرهاد داودوندی و علاء الدین بروجردی،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 29 شهریور 1396 توسط فرهاد داودوندی




نماینده مردم بروجرد و اشترینان در مجلس شورای اسلامی:



 نماینده مردم بروجرد و اشترینان در مجلس شورای اسلامی گفت: شایسته نیست در بیمارستان فوق تخصصی،تیم تخصصی وجود نداشته باشد و نیاز است علاوه بر سهیمه ثابت سهم ویژه ای برای جذب پزشک به بروجرد اختصاص یابد.


 به گزارش بازتاب بروجرد "عباس گودرزی" نماینده مردم بروجرد و اشترینان در مجلس شورای اسلامی در بازدید از بیمارستان آیت اله بروجردی(ره) افزود: با توجه به این که روند این بیمارستان طولانی شده اما در تلاش هستیم تا بیمارستان به صورت کامل راه اندازی شود و تا به امروز تجهیزات بیمارستان به خوبی نصب شده است.

 

وی اضافه کرد: یکی از دغدغه های مردم بروجرد مشکل بهداشت و درمان است چرا که با توجه به کمبود فضای فیزیکی برخی از بیمارستان در راهروی بیمارستان و یا در محوطه بیمارستان بستری می شوند و این نامطلوب است.

 

گودرزی با اشاره به کمبود پزشک در بروجرد افزود: متاسفانه در بیمارستان امام(ره) به دلیل کمبود پزشک ده ها بیمار باید ساعتها منتظر بمانند تا نوبشان برسد و نیاز است برای رفع این مشکلات برنامه ریزی صورت گیرد.

 

به گفته وی سی تی اسکن و ام آر آی برای این بیمارستان یک ضرورت است و شایسته نیست در بیمارستانی که بنام فوق تخصصی است تیم تخصصی وجود نداشته باشد.

 

نماینده مردم بروجرد با اشاره به کمبود پزشک مغز و اعصاب در بروجرد گفت: در بروجرد تنها یک پزشک مغز و اعصاب وجود دارد و پیگیری هایی صورت گرفته که یک پزشک دیگر در مهرماه امسال به بروجرد اختصاص داده شود و نیاز است با توجه به سهمیه ثابت این شهرستان، سهمیه ویژه ای در نظر گرفته شود.

 

در ادامه "کامران سبزیان" رئیس شبکه بهداشت و درمان بروجرد گفت: سیتی آنژیو گرافی در بیمارستان مورد نیاز است و بروجرد ازنبود ام آر آی در بیمارستان رنج می برد که نیاز است در این بیمارستان نصب شود





طبقه بندی: اجتماعی، 
برچسب ها: آقای عباس گودرزی نماینده بروجرد در مجلس، عباس گودرزی و فرهاد داودوندی، حاج عباس گودرزی، نماینده بروجرد، مجلس،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 29 شهریور 1396 توسط فرهاد داودوندی


پرچم بروجرد در کیک بوکسینگ آسیا هم بالا رفت

استاد رضا دیناروند

مربی تیم ملی کیک بوکسینگ در بازیهای آسیایی


تیم ملی کیک بوکسینگ جمهوری اسلامی ایران در حالی با کاروان ورزشی ایران وارد ترکمنستان و بازیهای آسیایی ایندور گیمز شد که رضا دیناروند مربی بروجردی را در ترکیب کادر فنی و مربیان خود دارد.

بازیهای آسیایی ایندور گیمز هر چهار سال یکبار برگزار و کسب مدال در این بازیها برای کشور ها بسیار مهم و در جایگاه و رنکینگ آنها در ورزش آسیا نقش بسیاری دارد،

بازیهای آسیایی ایندور گیمز ترکمنستان در 21 رشته ورزشی برگزار میگردد و آخرین مرحله از کاروان تیم های ملی 265 نفره جمهوری اسلامی ایران امروز در غالب تیمهای کیک بوکسینگ،  شنا و سوارکاری امروز وارد دهکده المپیک عشق آباد شد.




طبقه بندی: ورزشی، 
برچسب ها: رضا دیناروند، رضا دیناروند مربی تیم ملی کیک بوکسینگ، تیم ملی کیک بوکسینگ، تیم ملی، کیک بوکسینگ، دیناروند،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 29 شهریور 1396 توسط فرهاد داودوندی

گروه میتراسان و جشن شکوفه ها
جناب داودوندی سلام

روزتون بخیر ...
.
اطلاع دارید که امروز جشن شکوفه ها برای دانش آموزای کلاس اول برگزار شد .
.
تعدادی از جوانان بروجردی برای خوشحال کردن دانش آموزای مناطق کم برخوردار دست به دست همدیگه دادن و با تشکیل یک گروه به نام "میتراسان" (میترا الهه عشق و محبت ) و تهیه مقادیر زیادی لوازم تحریر و هدیه کردن به فرزندان این شهر سهمی کوچک در خوشحالیشون در این روز داشتن .

برای شروع مدرسه روستای فیال و مدرسه دخترانه چوبکار در منطقه کشتارگاه انتخاب شدند و امروز با هدایا و گل و شیرینی در کنار دانش آموزان اول ابتدایی برای خوشحال کردنشان بودند .




طبقه بندی: اجتماعی، 
برچسب ها: گروه میتراسان و جشن شکوفه ها، جشن شکوفه ها، میتراسان، دانش آموزان،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 29 شهریور 1396 توسط فرهاد داودوندی

موفقیت مهدی داودی از بروجرد

در تنیس روی میز نوجوانان لرستان

به مناسبت عید غدیر مسابقات تنیس روی میز قهرمانی نوجوانان لرستان برگزار شد 

 مسابقات تنیس روی میز قهرمانی نوجوانان و جوانان استان ، به مناسبت عید غدیر ، شنبه ۱۸ مرداد ماه ، با حضور تیم های: الیگودرز ، پلدختر ، بروجرد ، دورود و خرم آباد در آکادمی تنیس روی میز استان لرستان در شهر خرم آباد برگزار گردید.

در رده سنی نوجوانان :
مقام اول : ابوالفضل عیسی وند از الیگودرز
مقام دوم : مهدی داودی از بروجرد
مقام سوم : امیر حسین مهدی پور از پلدختر
مقام چهارم : محمد حجتی از بروجرد


این تیم یازدهم مهر ماه ، به مسابقات قهرمانی نوجوانان کشور که در شهر قزوین برگزار می شود ، اعزام خواهند شد .





طبقه بندی: ورزشی، 
برچسب ها: موفقیت مهدی داودی از بروجرد در تنیس روی میز نوجوانان لرستان، مهدی داودی، داودی، تنیس روی میز، پینگ پنگ،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 29 شهریور 1396 توسط فرهاد داودوندی


وبلاگ وزین " ملایر 081 " نوشت:



فرهاد داودوندی یکی از روزنامه نگاران قدیمی و موفق شهر بروجرد است.

مردی که با تلاش های مستمر خود نشان داده است

 خدمت به مردم احتیاج به بهانه و خواهش ندارد. 

می گویند برترین و فعالترین وبلاگ نویس کشور است،شخصی که با قلم روانش باعث پیشرفت بروجرد شده است.مردی که از محبوبیت و معروفیت خود در جهت هدایت خیرین استفاده می کند.

اگر از افتخارات و سابقه روزنانه نگاری فرهاد داودوندی که همه آن ها را می دانند بگذریم به قسمت دیگری از شخصیت این روزنامه نگار می رسیم،همان بخشی که باعث شادمانی و دعای خیر مستضعفان شهرستان بروجرد شده است.

همین چند روز پیش بود که  فرهاد داودوندی در وبلاگ شخصی خود،خبر خرید و اهدا یک ویلچر را منتشر کرد،ویلچری که به لطف و پیگیری فرهاد داودوندی دل یک معلول را شاد و آسایش نسبی را برایش به ارمغان آورد.

البته این اخبار برای مخاطبان فرهاد داودندی تازگی ندارد چرا که این روزنامه نگار بروجردی بارها تلاش کرده است تا با جمع اوری کمک های نقدی باری از دوش یک شهروند بردارد و انصافا در این راه نسبت به بضاعتش موفق بوده است.


در شرایطی که مردم بروجرد هیچ راه ارتباطی با مسئولان خود نداشتند و راه و روش نقد علیه تصمیم گیران شهر خود را نیاموخته بودند، داودوندی کوشید تا با تابوشکنی های هوشمندانه مسئولان شهر و مردم را به هم نزدیک کند و صد البته به موفقیت های زیادی هم رسیده است.

 این روزنانه نگار قدیمی می توانست مانند برخی از  همکاران خود قلم فرسایی کرده و مرکب قلم خود را به مسئولان مختلف بفروشد اما با شرافت ایستاد و ایستادگی کردن را به دیگران آموخت. او نشان داد که با یک وبلاگ و فضای محدود اینترنتی می توان روی شورای شهر و نمایندگان بروجرد تاثیر گذاشت و از این پتانسیل عظیم در راه خیر استفاده کرد.

مسئولان بروجرد و ملایر باید در نظر داشته باشند که در این شرایط حساس فرهنگی و اقتصادی باید از داودوندی ها حمایت شود و از طریق  اختیارات مالی راهشان هموار گردد.راه افرادی که بارها ثابت کرده اند امین مردم هستند و استعداد و پتانسیل بالایی برای بالفعل کردن حس انسانیت مردم  دارند.

 مردم بروجرد باید بدانند که هدف از نوشتن این متن صرفا جهت اطلاع رسانی به مسئولین بروجرد بود،مسئولینی که بجای تشکر کردن از این پیشکسوت فرهیخته و فراهم کردن امکانات سخت افزاری مناسب،نگاه خود را به سمت دیگری دوخته اند و با بی توجهی در حال نابود کردن سرمایه های ملی هستند.
در نهایت سوالی گوشه ذهن این حقیر در حال پرورش است که چرا فرهاد داودوندی و افرادی همچون او، یکبار برای همیشه وارد عرصه مدیریتی شهرستان بروجرد نمی شوند و سکان هدایت مردم را در دست  نمی گیرند.

وبلاگ ملایر٠٨١ از طرف مردم ملایر از زحمات فرهیخته محترم جناب آقای فرهاد داودوندی کمال تشکر را دارد و امیدوار است تلاش های مستمر ایشان همچون گذشته باعث خوشحالی نیازمندان این شهر شود.

منبع تصویر:فرهاد٩٠

فرهاو داودوندی




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: وبلاگ وزین " ملایر 081 " نوشت: فرهاد داودوندی مردی از جنس انسانیت، وبلاگ ملایر 081، ملایر 081، فرهاد داودوندی و ملایر، ملایر، وبلاگ ملایر،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 29 شهریور 1396 توسط فرهاد داودوندی

مهران لطیفی

و کسب افتخاری دیگر در والیبال ایران


کسب افتخاری دیگر توسط جوان ورزشی و مربی درجه 1 ((سطح A)) والیبال مهران لطیفی در کمتر از یک ماه

مربی جوان بروجردی و پر تعامل والیبال، مهران لطیفی پس اینکه در ابتدای شهریور ماه جاری موفق به اخذ نمره قبولی در کلاس بین المللی تخصصی تکنیک و تاکتیک های والیبال مدرن از ایگور کولاکوویچ سرمربی تیم ملی والیبال ایران و مدرس FIVB در مشهد شد ، در کمتر از یک ماه از کلاس پیشین به کسب نمره شایسته از کلاس تخصصی زبان انگلیسی مربیگری و اصطلاحات داوری بین المللی والیبال که در دانشگاه دکتر شریعتی تهران توسط فدراسیون والیبال برگزار گردید نائل آمد .

این دوره تخصصی زبان انگلیسی توسط فرهاد شاهمیری تنها داور المپیکی و جهانی تاریخ والیبال ایران همچنین مدرس فدراسیون جهانی والیبال FIVB که روز قبل از قضاوت در مسابقات قهرمانی جهان در ژاپن که هم اینک در اوساکای ژاپن جریان دارد به کشور بازگشت تا تدریس این کلاس را بر عهده بگیرد برگزار شد ،


در کلاس زبان انگلیسی تخصصی والیبال محمد رضا کاویانی داور بین المللی والیبال و علی پور عروجی سرمربی ایرانی تیم ملی والیبال  بنگلادش نیز در تدریس مطالب روز جهان والیبال و آخرین تغییرات قوانین داوری ، چلنج((ویدئو چک)) و آنالیز والیبال مشارکت داشتند که مهران لطیفی توانست برگ افتخار دیگری در دفتر رو به رشد ورزش و آینده درخشان خویش رقم بزند و نظر مدرسین دوره را به نمره قبولی خود جلب کند




طبقه بندی: ورزشی، 
برچسب ها: مهران لطیفی و کسب افتخاری دیگر در والیبال ایران، مهران لطیفی، لطیفی، والیبال،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 29 شهریور 1396 توسط فرهاد داودوندی


پیام دکتر حاج محمد خسروی

ریاست محترم حج و زیارت استان لرستان

بنام خداوند متعال

اینک که به لطف حضرت حق تعالی و تلاش تمامی همکاران عزیز در سازمان حج وزیارت و حج وزیارت لرستان وبعثه مقام معظم رهبری و نمایندگی بعثه در استان ..حج ۹۶ باموفقیت کامل   انجام شد وتمامی ۱۳۵۲زائر و۵۴ عوامل اجرایی و ۲۰نفر پزشک و روحانی اعزامی باصحت وسلامت به موطن بازگشتند...

خداوند راشاکرم که این توفیق را برای بنده فراهم کردکه بعنوان خدمتگذار درخدمت زائرین و عوامل اجرایی استان لرستان و ۱۵۰۰۰زائر منطقه ۵ مکه مکرمه بعنوان معاون منطقه و ۹۵۰۰زائر درمکتب ۹ بعنوان مدیر مکتب در ایام تشریق خدمتگذار باشم...الحمدلله..

خدمت به زائرین ..سلامت زائرین...احصاء حقوق زایرین ...بکار گیری حداکثری نیروهای انسانی(کارگزاران)استان..معرفی مدیران جدید...توجه به نیرو سازی...هماهنگی کامل بابعثه ،هماهنگی روحانیون با مدیران کاروانها (که امسال مشهود بود.)..هتل های استانی...پیگیری پروازها که الحمدلله باکمترین تاخیر همراه بود...توجه به برنامه های آموزشی وتوجه و نظارت برکمیت و کیفیت آن...همایش های متمرکز ...

وجود کاروانها در شهرهای مختلف استان ...افزایش ۸۰درصدی زائرین...معرفی استعدادهای بالقوه استان در حوزه زائر وکارگزار...پیگیری ارزشیابی کارگزاران استان و....تنها بخشی از توفیقاتی بود که خداوند یاریمان کرد در اجرای خدمتگذاری . که نقش روحانیون عزیز..مدیران عزیز کاروانها و عوامل اجرایی..مدیران عزیزمجموعه و عوامل مجموعه تاثیرگذار و پررنگ بود که توفیقات الهی را برای این عزیزان وسروران ازخداوند منان مسئلت می نمایم.

بی شک در انجام این ماموریت همفکری پیشکسوتان و راهنمایی عزیزان یاریگرمان بوده که امید دارم  مستمر ادامه داشته باشد و یحتمل در انجام وظایف قصوراتی بوده (که عمدی وباهدف نبوده) ..که ازهمه عزیزان بابت کاستی ها حلالیت می طلبم...ضمنا این ابتدای راه است و قطعا تا وضعیت مطلوب مسیر طولانی در پیش داریم و باتوکل برخداونیت خدمتگذاری به زائرین استان لرستان (که الحق وانصاف جزء بهترین زائرین هستند)درصورت توفیق خدمتگذاری ،باتلاش بیشتروبهره گیری از تجارب ادامه خواهیم داد.

والله العلی العظیم.

خادم زائرین استان لرستان...

محمد خسروی






طبقه بندی: اجتماعی، 
برچسب ها: پیام دکتر حاج محمد خسروی ریاست محترم حج و زیارت استان لرستان، محمد خسروی، دکتر محمد خسروی، حج و زیارت لرستان،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 29 شهریور 1396 توسط فرهاد داودوندی












پهلوان عزت اله گودرزی ( عزت گلچهرانی)


پهلوان بروجردی ایران


بنقل از وبلاگ وزین " روستای ما گلچهران


شاید کمتر کسی تو حومه این روستاس ( روستای گلچهران) که پهلوان نامی وسرشناس این روستا رو نشناسه با وجود اینکه به دلیل وجود باشگاه رزمی تو روستا و داشتن چندین قهرمان کشور وقتی که بحث از پهلوانی تو روستا میشه ناخودآگاه اکثر مردم به یاد این شخص یعنی پهلوان کشتی گیر و هم رزم جهان پهلوان تختی مرحوم عزت الله گودرزی ( عزت گلچهرانی) میفتن

چندوقت پیش بود که داشتم تو وبلاگ آقای داودوندی میگشم چشمم به یه عکس خورد که تا الان ندیده بودم


واقعا هیچوقت فکرشم نمیکردم که یکی مثل این پهلوان از جایی مثل روستای ما که جای بسیار پرتی هست به چنان درجه ای برسه که در اون زمان از دست  محمدرضا شاه پهلوی که شخص اول مملکت بوده مدال قهرمانی دریافت کنه

بقیه ماجرا رو از زبان یکی ازهم ولایتی های عزیز که نخاستن نامش فاش بشه میشنویم:

خب راستش منم این ماجرا رو از پدرم شنیدم ولی به هرحال خالی ازلطف نیست بازگو کردنش تعریف میکرد میگفت اره اون سال مسابقات قهرمانی و پهلوانی کشور در تهران برگزار میشدمنم همراه پهلوون عزت رفته بودم البته کشتی گیر نبودم ولی بالاخره رفیقمون بود باید باهاش میرفتم خلاصه رفتیم تهران مسابقه پهلوون تختی و پهلوون عزت بود واقعا نفس گیر بود ولی خب بالاخره همونجور که پیش بینی میشد در آخر پهلوون تختی پیروز شد


اما از اونجا که شاه شاهد مسابقه بود پس از شکست خوردن عزت گودرزی اونو پیش خودش میخونه و ازش نام و نشونشو میپرسه بعد از شنیدن جوابا اعلام میکنه که من افتخار میکنم که تو همچین کشوری هستم که ازیکی از روستاهاش به اسم گلچهران یه چنین پهلوان هایی به وجود اومدن که با قهرمان جهان چنین مسابقه ای رو انجام داده و با وجود شکست پهلوون عزت بازهم مدال قهرمانی رو به سینه ی این پهلوان میچسبونه و میگه:


اگه چیزی میخای بگو برات انجام بدم که پهلوون عزت هم میگه که عائله منده و کار کشاورزی کفاف زن و بچش نمیده که تو همونجا محمدرضا شاه اونو به عنوان راهبان جاده ای که هم اکنون بروجرد رو به همدان و کرمانشاه متصل میکنه منصوب میکنه .


من واقعا خیلی از شنیدن این ماجرا به خودم و روستام افتخار کردم البته باید عرض کنم که درکتابی تحت عنوان پهلوانان لرستان این موضوع مفصل بیان شده وکلی هم راجع به این پهلوان نامی از زبان دوستان و بستگانش صحبت شده  و در آخر باید بحضورتون برسونم که:


پهلوان عزت الله گودرزی گلچهرانی در سال 1375 دعوت حق را لبیک گفت و پس از هفتاد سال زندگی پر افتخار دیده از جهان فرو بست.


با تشکر ////  رضا گودرزی





طبقه بندی: بزرگان تاریخ بروجرد، 
برچسب ها: پهلوان عزت اله گودرزی ( عزت گلچهرانی) پهلوان بروجردی ایران، پهلوان عزت اله گودرزی ( عزت گلچهرانی) پهلوان بروجردی ایران، پهلوان عزت اله گودرزی ( عزت گلچهرانی)،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 28 شهریور 1396 توسط فرهاد داودوندی

گزارش پایان پرونده کمک به

""به یاری محمد و خدیجه و زهرا بشتابیم""



فرهاد داودوندی- بروجرد:

محمد و خدیجه و زهرا به ترتیب 30، 24 و 16 سال دارند.( اسامی مستعار است)

چندی قبل مطالبی در رابطه با این خانواده در سایت قرار دادیم، جمعا 73.330.000  ریال توسط خیرین عزیز به حساب اینجانب ( طبق صورت ریز کمک ها که موجود است ) برای این خانواده  واریز شد.

از مبلغ فوق 8.000.000 ریال بابت قالب گیری دندان برای پدر خانواده و همچنین  یکبار 600.000 ریال و بار دیگر هم برای کرایه ماشین رفتن به خرم آباد برای خرید موتور سه چرخ 500.000 ریال ( در دو مرحله) نقدی به پدر خانواده  اهدا شد که الباقی می ماند 64.230.000 ریال

برای خرید موتور سه چرخ یک فقره چک 35.000.000 ریال و باقیمانده حساب این خانواده نیازمند را نیز که مبلغ 29.230.000 ریال بود را نیز روز گذشته ( 27 شهریور 1396) طی یک فقره چک بانک تجارت برای خرج دوا و دکتر سه معلول خانواده نیز  تقدیم شان نمودم و به این ترتیب کلا حساب این خانواده نیازمند نزد اینجانب فرهاد داودوندی بسته شد.

به هر حال پرونده کمک خیرین به این خانواده نیز توسط سایت فرهاد 90 در همین جا مختومه اعلام می شود.

صمیمانه برای تمامی خیرین عزیز آرزوی موفقیت روز افزون داریم.






طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: بسته شدن پرونده کمک به ""به یاری محمد و خدیجه و زهرا بشتابیم، به یاری محمد و خدیجه و زهرا بشتابیم، خانواده بسیار نیازمند دیگر، خواهر و برادر معلول، معلول جسمی، معلول ذهنی، خانواده نیازمند،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 28 شهریور 1396 توسط فرهاد داودوندی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظ